ملايكه، صداى ما را ضبط مى كنند....

Image

ملايكه، صداى ما را ضبط مى كنند، هم از گفتار ما، هم از اصل و نيّت گفتار كه به داعىِ الهى صادر شده است يا نفسانى و شيطانى عكس بردارى مى كنند. و هم از عمل ما عكس بردارى مى كنند، و هم از نيّت عمل ما، كه مثلاً نگاه ما به ديدِ امانت است يا خيانت.
 در قيامت هم به واسطه ى همين افعال و اقوال و احوال، صحنه ى عمل را به ما نشان مى دهند و از حقيقت عمل و نيّت عمل و تصميم و عزم و جزم و تخيّلات و اراده ى ما، كه منشأ خيرات يا شرور است، پرده بر مى دارند. آن چه از ما مى پسندند، معرفت اللّه  و خداشناسى است كه موضوع آن اشرف موضوعات است، و از راه معرفت نَفْس نيز حاصل مى شود.


Image

بلاهايى كه بر ما وارد مى شود، تمام رحمت است، حدّاقلّ باعث تكفير گناهان مى شود.
يكى از بزرگان كه به حبس بول مبتلا بود، بنا داشت حتّى آه نگويد. و در برابر اين بلا و قضاى الهى تسليم محض و صابر، بلكه راضى و خشنود باشد و لذا فقط وقتى خيلى تحت فشار قرار مى گرفت، پهلو به پهلو مى شد و مقدارى روى خود را به طرف ديگر برمى گرداند و مى فرمود: لا إِلهَ إِلاَّ اللّه .
گويا حبس بول بعد از سن پنجاه سالگى بيشتر در انسان ظهور پيدا مى كند.


Image

حضرت زين العابدين ـ عليه السّلام ـ مشغول نماز بودند كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ كه در آن زمان كودك بودند، در چاه افتادند، مادر شريفه اش فرياد مى زد: بنى هاشم قلبشان ... است، در حالى كه خودش هم از بنى هاشم بود! نقل مى كنند: حضرت سجاد ـ عليه السّلام ـ بعد از نماز به او فرمود: اى ضعيفة الايمان! سپس تشريف بردند سر چاه و كودك را سالم از چاه بيرون آوردند.
علمايى ديده شده كه نمايش دهنده ى همين صحنه ها بودند.

مضمون روايت است كه: اگر نماز گزار توجّه خود را از خدا بردارد و به غير او مصروف نمايد، آيا بيم آن را ندارد كه:
«يَنْقَلِبُ وَجْهُهُ وَجْهَ حِمارٍ.»(1)
روى او به صورت چهره ى الاغ درآيد.

1. عوالى الّلالى، ج 1، ص 322؛ بحارالانوار، ج 81، ص 211. نيز ر.ك: صحيح مسلم، ج 2، ص 29 و...


واقعا نمازش نماز نيست.

Image

از آيه ى شريفه ى «إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ»(1)؛ (نماز انسان را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى دارد.) استفاده مى شود كه:
«لاصَلاةَ لِمَنْ لا يَتَناهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ.»(2) 
كسى كه از كارهاى زشت و ناپسند خوددارى نمى كند، واقعا نمازش نماز نيست.
سؤال: آيا مفاد عكس نقيض آيه ى گذشته را كه بيان فرموديد، از آيه ى «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »(3)؛ (خداوند، تنها از تقواپيشگان مى پذيرد) هم استفاده مى شود؟

جواب: اين آيه مى رساند كه تنها عملى مقبول است كه بر اساس تقوا باشد، نه اين كه تمام اعمال شخص مُتَّقىِ بما أَنَّهُ مُتّقى مقبول باشد، هر چند بر خلاف تقوا از او صادر گردد.


از آيه ى شريفه ى «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَآ أَصَابَكَ»(1)؛ (امر به معروف و نهى از منكر كن، و بر هر مصيبتى كه به تو مى رسد صبر بنما.) به قرينه ى تناسب و تقارن جمله ى «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ» با جمله ى «وَاصْبِرْ عَلَى مَآ أَصَابَكَ» استفاده مى شود كه صبر و تحمّل و شنيدن ناسزا و تلقّى كردن آن چون حلوا و طيّبات شيرين و خوشمزه، از لوازم امر به معروف و نهى از منكر است. بله، فضيلت صبر و تحمّل، به مراتب از مدح هاى بى جا بيشتر است.
1. سوره ى لقمان، آيه ى 17

اگر تسليم شوى، بالاتر است

Image

استادى دستور مى داد كه شاگردش مثلاً چهل روز تركِ حيوانى كند، ولى روز سى و نهم يك مرغ بريان مى كرد و براى او مى برد تا تناول كند.
 شاگرد مى گفت:
 با اين همه تحمّل زحمت و رياضت در ترك حيوانى تا اين مدت، چه طور بخوريم؟!
 استاد مى گفت:

 اگر تسليم شوى، بالاتر است!



شيخ انصارى ـ رحمه اللّه  ـ وارد منزل شد و ديد دختر بچه اش در كنار تنور گريه مى كند. پرسيد كه چه مى خواهد؟ گفته شد: گويا مقدارى روغن مى خواهد تا با نان بخورد. مرحوم شيخ ناراحت شد و به او گفت: مگر نان داغ تازه اى كه از تنور بيرون آمده، قاطُق( خورشت) هم لازم دارد!


Image

قدرت و استعداد بشر به حدّى است كه هم مى تواند به اعلى علّيّين برسد و هم به اسفل سافلين.
 انسان داراى روح حيوانى است و پست تر و درّنده تر و شريرتر از حيوان است؛ زيرا سگ و خوك و حيوانات درّنده پا در جهنم نمى گذارند، ولى عدّه اى از انسان هاى شقى و ستمگر پا بيرون از جهنم نمى گذارند و هميشه درنار مخلَّداند. چه قدر تفاوت است بين انسان و حيوان!


سيّد بحرالعلوم ـ رحمه‏اللّه‏ ـ با آن همه بركات، از لحاظ سنّ كمتر از شيخ انصارى ـ رحمه‏اللّه‏ ـ عمر كرده است! و شهيد اول ـ رحمه‏اللّه‏ ـ چه قدر كتاب‏هاى نافع و قوى و متين دارد. توفيق در تحصيل چيز ديگر است، توفيق به كثرت اشتغال نيست. 
خيلى خطرناك است كه ندانيم قُدما چه راهى را مى‏رفتند! دليل عقب ماندگى ما آن است كه اموال شبهه‏ناك مصرف مى‏كنيم، و مال شبهه‏ناك، ايجاد ترديد و شبهه مى‏كند، و به قدر ضرورت و نان خالى اكتفا نمى‏كنيم.

 اين‏ها است كه در تحصيل ايمان و يقين و توفيق در تحصيل و آثار و بركات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهيه مى‏كردند، تا از جهت طهارت و حليّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى كه صاحب آن راضى نيست و مصرف كردن آن، در علميّات و عملّيات ما اثر مى‏گذارد.
ناصرالدّين شاه به مرحوم كَنى(1) خيلى احترام مى‏گذاشت، لذا او را از پرداخت ماليات معاف كرده بود. ولى مرحوم كَنى به او گفت: خواهش مى‏كنم دستور دهيد از املاك ما هم ماليات بگيرند! و مقصودش اين بود كه از هر جا كم كنند، به ديگران مى‏افزايند، و ازما كه ماليات نمى‏گيرند، به جاى آن از ديگران بيشتر مى‏گيرند.
علماى ما، در مصرف قناعت مى‏كردند، و به ديگران رسيدگى مى‏كردند! اما ما راهى را رفتيم و مى‏رويم كه نه به خودمان پرداختيم، و نه به ديگران رسيدگى كرديم؛ بلكه در اثر قناعت نكردن و غَوْر در ماديّات و تجمّلات زندگى هميشه مقروض هستيم. قرض در حقيقت مغلول كردن(2) نقدى است. خدا مى‏داند كه انسان چه قدر بايد تلاش كند و از كجا بياورد، تا قرضش را ادا نمايد.

1. عالم بزرگ، ملاّعلى تهرانى كنى (1220 ـ 1306).
2. در زنجير و بند كردن خود.


علماى سابق بسيار پُركار و پُربار بودند و چه زحمت ها كه در راه تحصيل مى كشيدند. 
آقا سيّد حسن صدر ـ رحمه اللّه  ـ از ميرزاى بزرگ خواست كه صد تومان در سال براى حاج آقا رضا همدانى ـ رحمه اللّه  ـ تعيين كند ولى مرحوم حاج آقا رضا قبول نكرد و به پنجاه تومان و به قدر ضرورت اكتفا نمود و قانع شد تا به ايران مهاجرت نكند و در حوزه ى سامرا بماند و براى طلاب حوزه تدريس كند.

آقا سيّد محمّد فشاركى، استاد مرحوم نايينى و آقا ضيا عراقى و شيخ عبدالكريم حايرى و آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى ـ رحمهم اللّه  ـ و همان كسى كه مرحوم آخوند خراسانى به فضلا مى فرمود كه در درس او شركت نمايند، با چه وضعى زندگى خود و عايله ى خود را مى گذراند، به حدّى كه حتى نانوايى هم حاضر نبود به ايشان نان بدهد، زيرا بدهى اش زياد شده بود و نداشت بدهد! حدّاقل ما از حرام اجتناب كنيم!


منبع : سایت ایه الله بهجت ره

غیبت امام زمان ازدیدگاه اقای بهجت ره

Imageانسان احتياج به معلّم و هادى دارد، و وظيفه ى انبياء ـ عليهم السّلام ـ ارشاد و هدايت مردم است. آيا مى شود گفت كه ما از تعليم و هدايت انبياء ـ عليهم السّلام ـ مستغنى هستيم. خداوند منّان اين همه پيامبر براى تعليم و هدايت بشر ارزانى داشته است، ولى بشر از آن ها استفاده نكرده و نمى كند! چه قدر انسان از انسانيت دور است! اگر بين خالق و مخلوق رابطه نبود، و هدايت انبياء ـ عليهم السّلام ـ نبود، افراد بشر شب و روز به جان يكديگر مى افتادند و براى يكديگر چاه مى كَندند!

خدا مى داند كه از كارهاى مهمّ ممالك كفر اين است كه بنشينند و براى مغلوب ساختن ملل و دول مستضعف و محروم و كيفيت غلبه و سلطه برآن ها نقشه بكشند و نتيجه گيرى كنند. متمدّن ترين دولت هاى امروز دنيا، آمريكا و انگليس هستند كه در تمام جنگ هاى دنيا در رأس قرار دارند، و نوعا از دور و با واسطه عمل مى كنند؛ ولى در اين زمان واضح و آشكار و مستقيما داخل جنگ شده اند و دخالت مى كنند.
آيا با اين حال مى توان گفت كه نبى لازم نيست و لزومى ندارد كه قوانين مطابق شرع باشد. اگر در تصويب قوانين، مطابقت با شرع قيد گردد، چه بسا براى جهان خواران ضرر داشته باشد


دعای روزهای ماه مبارک رمضان


                                                                                           

                دعای روزهای ماه مبارک رمضان

آثار و فوائد دعا،مناجات ،استغفار

آیا تا به حال شده درباره دعاهای روزانه ماه رمضان فکر کنید؟ بله همین دعاهای کوتاه یکی دو خطی را می گویم!

این دعاهای کوتاه، خیلی جالب و پر محتوا هستند آدم می تواند میانشان یک سیر و ارتباط منطقی و تربیتی پیدا کند. امام علیه السلام در این دعاها، هر روز از خدا یک چیز را درخواست می کند که وقتی قطعه های این پازل سی تایی را کنار هم می چینید متوجه می شوید که هر روز داشتید قطعه های باغ سعادت خودتان را جور می کردید.


http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/Ramadhan/2009/8/21/100326.html

رمضان المبارک، ماه


           رمضان المبارک، ماه طلایی مسلمین

واژه رمضان،معنای اصطلاحی، احکام فقهی و رویداد های مهم طی این ماه

واژه رمضان از ریشه ?رمض? و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه و همچنان به معني ? سوزاندن ? است. براي از بين بردن هر شئي، اکثرا آنرا مي‌سوزانند كه طريقه سوزاندن و نابود كردن گناهان نيز، روزه گرفتن است..

پرداز ها:

شميم خوش ماه مبارك رمضان در مي‌رسد و فضاي سراسر معنويت این دیار را عطرآگين مي‌سازد.

ماه مبارك صيام در مي‌رسد و صائمين براي مبارزه با نفس غدّار، خود را مسلح به سلاح روزه نموده، امساك را پيشة خويش مي‌سازند.

الهي، اي كه بر فقر ايمانم پرده پوشاندي و همچون ديگر مدعوين مقرّب درگاهت، منّت گذاردي تا از خوان گسترده‌ات اطعام يابم و در راه رمضاني‌شدن ساعي گردم، پيشاني سپاس بر سجده‌گاه دل فرود آورده، چشمان را در راه رؤيت آيات بيكرانت از اشك شوق و حسرت تطهير نموده، اشك‌بار مي‌سازم.

خدیا، گرچند صائم دهر نیستیم لیک صائم ماه ایم - از درگاه بیکرانت طالب توفیق ذکر و فکریم تا به مدارج معنوی که جز قرب تو مطلوب نیست،نایل آیم.

می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه ?رمضان? نامیده شد و این ماه مقدس به نام های دیگر همچو ماه روزه، ماه صیام، رمضان المبارک، ماه مبارک یاد شده و رمضان از جمله نهمین ماهای قمری میباشد. کاربرد عبارت "شهر رمضان" در ادبیات قرآنی از ویژگی فوق العاده برخوردار است.

"رمضان" به راستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است - چون جان مطلب از گداخته شدن است و شاید به تعبیر دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش. رمضان ماه تحمل شدائد وعطش نفسی میباشد - عطشی که ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید - عطشی که روح افزاست و قلب انسان مسلمان را صیقل میزند و صفا میبخشد.

?رمضان ماه رحمت، رحمت بیکران الهی، ماه نزول اولین وحی، وحی الهی به عنوان رهنمای بشریت برای پیامبر خاتم، ماه عفوه و مغفرت، ماه رضا، ماه توبه وعبادت، ماه عشق، تقوا و نماز، ماه رزق و رحمت، ماه راز و نیاز، ماه دوری از نفاق و گناه، ماه امر و نهی و تشخیص صلاح، ماه تذکیه نفس - رمضان ماه طلایی - ماه ایکه در نفسش هدیه بزرگی نهفته است - هدیه ای به نام لیلة القدر برتر از شبها بر تعدد هزار - مراد از قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است و شب قدر شب اندازه‏گيرى است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مى‏كند - زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و امورى ازاين قبيل را مقدر مى‏گرداند.

رمضان ماه غلبه بر هوي و هوس است. ماه تجلى انسانيت است يعنى انسانيت مى انديشد، مصالح و منافع ديرپا را در مى يابد و اراده مى کند که ; خواست خويش را بر اساس اين مصالح تنظيم بکند. در واقع اگر انسان بتواند ماه مبارک رمضان را درک کند، ماه غلبه عشق و خرد بر هوي و هوس است و جوهر انسان به عشق و خردمندي ست و به اراده او و اراده اين که انسان بتواند، کاري که مى خواهد نکند و کاري که نمى خواهد بکند. البته کاري که نمى خواهد براي يک خواست متعالى و برتر بکند و کاري که مى خواهد براي رسيدن به يک هدف بالاتر که بايد با خردورزي و عشق و ايمان درک کرد، نکند. ماه رمضان، ماه غلبه عشق و ايمان و غلبه بر هوي و هوس است.

تن به دنياست و جان به آخرت، و اين روح مفتون پرواز است كه در عالم صغير نظر به حظيرة‌القدس دارد و طريق پرواز مي‌جويد. تن عالم صغير است و روح ـ كه آن را ابزاري در جهت تكامل و رسيدن به دياراصلين مي‌داند ـ با تمسّك و چنگ زدن به ماه مبارك صيام، عزم آن دارد تا خود را طاهر ساخته، از زندان تن رهايي ياب.

رمضان، ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ما ه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن شب قدر بهتر از عبادت هزار ماه است. در اين ماه مبارك بايد بكوشيم كه از خواب بسيار و از خوردن بسيار خودداري كنيم و مشغول عبادت خداوند متعال گرديم و بگونه‌اي نباشد كه بعد از چند ساعت روزه گرفتن در هنگام افطار، آنقدر بخوريم كه ديگر تاب و توان عبادت نداشته باشيم و شبانگاهی مصروف ازیان و لهو و لعب گردیم.

این ماه "رمضان" تنها ماه روزه و خود داری از غذاهای مرئی نفس نیست - به عباره سادتر، رمضان تنها به معنی قطع خورد و نوش در مقطع زمانی یعنی صبح صادق الی غروب آفتاب نیست بلکه در این ماه از غذا های نامرئی نفس نیز جداً خود داری نمود. غذا های نا مرئی چون غیبت، بخل، ریا، تکبر، چشم چرانی،زنا، لواطت، دوذدی که همه مردودند و در ماه مبارک از ارتکاب و نزدیکی به چنین کارها قطعاً برحذر باید بود. روزه گرفتن بدون رعایت شرایط روزه، زجر بیش نیست.

از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواست‏ حوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مى‏كند.

?روزه با درنظر داشت و رعایت شرایط از نظر عظمت پادش اش نظیر ندارد - هر کار نیک بی پاداش نیست لیک در مورد ثواب روزه باید گفت که آنقدر عظیم است که معادل و مانند ندارد.

ابو امامه "ض" میگوید که از رسول خاتم "ص" خواستم عملی را برمن توصیه نماید. ایشان فرمودند " روز بگیر - چون ثواب روزه نظیر ندارد. از ایشان دوباره پرسیدم - ایشان باز هم عین جواب را دادند و برای سوم مرتبه اصرار کردم - ایشان گفتند روز بگیر چون آنرا از حیث پاداش و ثواب نظیر نیست.

روزه گرفتن و تحمل گرسنگي براي انسان مسلمان، فوائد بسياري دارد و در تكميل نفس و معرفت پروردگار بسيار مهم است. حتي دانشمندان اروپايي درباره يك ماه روزه گرفتن مسلمانان در هر سال و تحمل گرسنگي در اين ماه، كتابهاي متعددي نوشته‌اند و با علم طبابت اثبات كرده‌اند كه براي تقويت جسم و روح بسيار مهم است و فوائد زيادي دارد. گذشته از این، براي روزه، علماي اخلاق، فوائد بسياري را ذكر كرده‌اند كه عبارتنداز : صفاي دل ؛ زيرا سيري شکم بخار را در دماغ زياد مي‌كند و شبه سستي عارض او مي‌شود و دل به سبب آن از جريان در افكار و از سرعت انتقال گراني و سنگيني مي‌يابد و باعث كوري قلب مي‌گردد. گرسنگي برخلاف آن، سبب صفاي قلب و رقـّت آن مي‌شود و دل را براي دوام فكري كه موصل به معرفت باشد مهيا مي‌سازد و براي آن نوري محسوس، ظاهر مي‌گردد.

از فوائد ديگر آن، زبوني و انكسار، زوال تندرويي و فرحِ زياد، است كه آن خود مبدأ سركشي است و چون نفس خوار و زبون شود در برابر پروردگارش آرام و خاشع گردد؛ و ديگري شكستن شدت شهوات و قوائي است كه مورث گناهان كبيره مهلكه است. چه منشأ بيشتر گناهان كبيره، شهوت كلام و شهوت فرج است و شستن اين شهوت سبب نجات از مهلكات است و از ديگر فوائد آن رفع خواب ضايع كننده عمري است كه سرمايه تجارت دینوی و آخروی آدمي است و گرسنگي سبب دوام بيداري است كه آن سبب هر خير و كمك براي تحرک دینوی و تهجد و شب‌زنده‌داري است كه باعث قرب معنوی است.

                                روزه و احکام فقهی آن

*فرضـــیت:- هر مسلمان بالغ و عاقل

* امســـاک:- قطع خورد و نوش و قرابت جنسی.

*قــــضـــــا:- بنا بر ضرورتی و عذری روزه را خوردن و بعد آنرا عندالموقع ادا کردن.

*کــــفـــاره:- 60 یوم روزه دار بودن به دلیل خورن روزه بدون دلیل و عذر شرعی در ماه مبارک

    رمضان

?اعتـــکاف:- در ده آخر ماه مبارک رمضان یک فرد مسلمان شب و روز را در مسجد بوده و مصروف عبادت میباشد که این عمل را اعتکاف گویند-
الحديث قال رسول الله (صلى الله عليه و آله
اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين. (3) ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
*تـــــراویح:- عبارت از 20 رکعت سنت مؤکده بوده که در نماز خفتن توسط روزه دارن اداه      

         میشود.

*رؤیت هلال:- هرگاه هلال دیده شود مصادف شروع ماه قمری رمضان است که روز گرفتن رسماً در سرتاسر ممالک اسلامی شروع میشود.

*ســــــــحور:- غذایکه قبل از طلوع صبح صرف میشود و بدان نیز سحری و پس شوی گویند.


احادیث روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.
 

  اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

 

الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

شهید جباری

     اسراری در وصیت نامه شهید جباری

     مداح اهل‌بیت(ع)، شهید رحیم جباری

هم حضرت امام(ره) و هم مقام معظم رهبری بارها تأکید کرده‌اند که وصیت‌نامه‌های شهدا را بخوانید. به‌راستی چه سری در این جمله‌ها نهفته است؟... آنچه در پی می‌خوانید متن کامل وصیت‌نامه یک شهید است که فرازهای عجیب و تکان‌دهنده‌ای دارد. شما را دعوت می‌کنیم به خواندن آن...

اعوذ بالله من الشیطان‌الرجیم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

و قل رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین. مومنون/29

و بگو پرودگارا! مرا به منزل مبارک و جایگاه خیر و برکت خود فرود آر که تو بهترین فرودآورندگانی.

الحمد‌الله الذی بابه مفتوح للطالبین و رحمه واسع للعالمین و مغفره شفاء للمذنبین.

اللهم الجعل غنای فی نفسی والیقین فی قلبی، والاخلاص فی عملی

اللهم الجعل من الذین هدیناه فی سبیلک و وفقناهم به معرفتک، اللهم جعلنی من الذین کسبوا نفسنا مطمئنه منک لک

هر که حرفی زکتاب دل ما گوش کند
هرچه از هر که شنیدست فراموش کند
تا ابد از دو جهان بی‌خبر افتد مدهوش
هر که یک جرعه می از ساغر ما نوش کند

نامه نویسی در جبهه

الهی! راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

خدایا! اینک بنده‌ای تنها ار قعر ذلت‌ها و سیاهی ظلمت‌ها و انبوه غربت‌ها با تو سخن می‌گوید.

خدایا! اکنون گنه‌کاری دروازه قلبش را به رویت باز می‌کند و مشت چرکین و خروارها رسوایی را به امیدی بر تو ارزانی می‌ دارد.

بارالها! حال روسیاهی از اندرون گرداب معصیت فریاد بلندی سازد و از اعماق زشتی‌ها و پلیدی‌ها به تو مسئلت می‌نماید.

ای خدا! تو شاهدی که فراوانی گناهانم و کثرت عصیانم و شدت طغیانم مرا چنان شرمنده ساخته که خویش را شایسته آن نمی‌بینم که با تو سخن بگویم.

پروردگارا! تو خود گواهی که شرمسارم و پس از این همه گناه، دوباره در خانه‌ات را به صدا درآورم.

خدایا! از همه چیز و همه کس شرمنده‌تر منم.

خدایا! از آفتاب، از ماه، از ستارگان، از انس و جن و حتی از شیطان شرمنده‌‌ترم که همه در کار خود استوارند و به آنچه که برایش آفریده شده‌اند عمل می‌کنند، ولی این سست‌عهد چه ناپایدار است، چه پیمان‌‌ها که با تو بستم و شکستم.

خدایا! شرمسارم، تو دستم بگیر. خدایا! شیطان در تمام اعماق وجودم رخنه کرده و مرا از یاد تو بازداشته است.

خدایا! گاه در دریای گناهانم می‌نگرم؛ خویش را شقی‌ترین می‌یابم و از خودم مأیوس می‌شوم، آخر خدایا! کدام نماز را از این غافل می‌پذیری که دل به سوی کعبه داشتن چه سودی بخشد آن کس را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد؟ و کدام دعا را از محجوب نفس اجابت می‌کنی؟ چه عذابی از حجاب سخت‌تر؟

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

خدایا! به حق خودت از جهنم حجابم برهان، ولیکن خدایا! خدایا! اقیانوس بیکران رحمت تو مرا از نگاه به گناهانم باز می‌دارد، به قول مولا علی(ع)، آن غریب دیار عشق که چه زیبا در مناجات شعبانیه می‌فرماید:«الهی! ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک»

خدایا! اگر مرا به گناهان و جرم‌هایم مؤاخذه کنی تو را مؤاخذه می‌کنم به عفو و مغفرتت. من نیز خدایا! تو را به عفو و کرمت می‌گیرم. به حق خودت مرا از خود مران.

خدایا! افسوس که این چند روز به معرفت تو نگذشت و عشق تو در دل جای نگرفت، اما به هر حال امیدوارم که تا آخر از در زدن خانه تو خسته نشوم و این خسران را به خواندن بر رحمانیتت جبران کنم.

فریاد خواهم زد: خدایا! من اولین بنده تو نیستم که عفو کنی و چه بسیار گناهکارانی را که بخشوده‌ای.

خدایا! چه کنم که فقیرم و تو غنی؟ از درگاهت کم نمی‌شود اگر مرا لایق عفو و رحمت بگردانی. ای عزیز! این بار گناه را به کجا بکشم و این کوس‌ رسوایی را بر کجا بزنم و این قصه، که غصه را با که گویم که من یک وجود حقیر و کثیف بودم. وجودم حضور گناه بود و هویتم، هویت عصیان، شیطان مرا به پستی کشانده بود و در حضور تو معصیت‌ها می‌کردم، ولی، ولی هر چه از تو می‌رسید، محبت و لطف و کرامت بود و دریافتن این بنده از تو محبت بود و از من روی برگرداندن، از تو کرامت بود و از بنده‌ات طغیان و چموشی.

ای خالق من! ای اقیانوس بیکران عفو و کرم! تو در اوج بزرگی و عظمت ملکوتیت به ضیافت‌ها خواندیم و من در حضیض ذلت به تو دشمنی کردم. آری، گویی این جمله دعای افتتاح، شرح احوال من است که: خدایا! تو دعوتم می‌کنی و من روی برمی‌گردانم و تو محبتم می‌ورزی و من دشمنی می‌کنم.

خدایا! از آن لحظه که تو را شناختم عاشقت شدم و از هنگامی که طعم محبت را چشیدم دیوانه‌ات، الهی وقتی که رحمتت را عیان دیدم، شیفته‌ات گشتم

ای مهربان! ای عطوف! وجود حقیرم تحمل این همه خوبی و بزرگی تو را ندارد. تو چقدر خوبی که مرا در عین کوچکی و پستی که به تو پشت کرده بودم، فراموش نساختی و در بلندای جبروتی‌ات به انتظار این آلوده‌دامان نشستی.

ای معبود من! اگر در آن حال، مشیت و کروبیت‌ات بر مرگ من قرار می‌گرفت و ندا می‌آمد که رخت دیار دگر بند و ملک‌الموت از در اتاقم وارد می‌شد، آه خدایا! چه حالی بود مرا؟ ای خدای بخشنده! مرا به بزرگی‌ات بپذیر و به گناهانم منگر و به پشیمانی قلبم نگاه کن.

معبود! این بنده را از خویش مران. با او به فضل و رحمت خود رفتار کن که «تحملنا به عدلک» الهی! در این چند صباح عمر، عملی خالص و پربار نمی‌یابم، اکنون خود را غریقی یافته‌ام که امیدش به توست.

خدایا! تو مرا در دنیا کمک‌ها نمودی، بارالها! در آخرت در وقت حساب پرونده اعمال، به کمک تو محتاجم، مرا در آن لحظات قهر مگیر.

الهی! ما همه بیچاره‌ایم و تنها تو چاره‌ای، ما همه هیچ‌کاره‌ایم و تنها تو کاره‌ای، اینک من بیچاره‌ای هستم بی‌پناه، با انبوهی از گناه، ولی با قلبی شکسته که با دعوت خودت دیگر بار به سوی درگاهت کشیده می‌شوم که قل یا عبادی الذین اسرفوا علی أنفسهم لاتقنطوا من رحمه الله، ان الله یغفر الذنوب جمیعا، إنه هو الغفور الرحیم، ای رسول ما، به آن بندگانم که بر نفس خودشان اسراف کردند بگو: هرگز از رحمت خدا ناامید مباشید، البته خدا همه گناهان را خواهد بخشید و او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. «الزمر/53»

شهدا

خدایا! از آن لحظه که تو را شناختم عاشقت شدم و از هنگامی که طعم محبت را چشیدم دیوانه‌ات، الهی وقتی که رحمتت را عیان دیدم، شیفته‌ات گشتم. یا رب! ای که چشم امیدم تنها به درگاه توست، به خویش که می‌پردازم جز پوچی و هیچی نمی یابم و به تو که می‌رسم همه چیز را می‌بینم.

ای همه چیز، ای بالاتر از همه چیز، این هیچ را به لطف خودت پذیرا باش. مهربانا! رخصت وصل تو را می‌طلبم که در دل سنگ، آتش افکنده‌ای و شرار عشق تو را طالبم تا خویش را در پای آن بسوزانم و به سوی لقایت پروازها کنم.

خدایا! هرکه آسودگی می‌خواهد من آتش عشق می‌طلبم و هر که عقل می‌طلبد من دیوانگی، دیوانه توام عزیز. دیوانه‌ترم کن.

خدایا! هر که دوا می‌خواهد، من آرزوی درد دارم. بگذار لذت‌ها نصیب بندگان حقیرت شوند. هر که آرامش می‌خواهد، من عاشق بی‌تابی‌ام. خدایا! تو می‌دانی که تاکنون چند بار در دعای کمیل فریاد زده‌ایم: اللهم اجعل قلبی بحبک متیما. خدایا قلب مرا به حب و عشق خودت، بی‌تاب فرما.

ای مقلب‌القلوب! عشقت مرا آواره بیابان‌های جنوب و غرب ساخته است و یادت آرام از کفم ربوده، محبتت آرامش از خاطرم برده، نامت قلبم را شیدای خود کرده،‌ای منو‌ر‌النور! مرا در این حالات مستدام‌دار. ای محول‌الحوال! در درونم غوغا به‌پا کرده‌ای، وجودم را آتش زده‌ای، دلم را بی‌قرار کرده‌ای، روحم را در طلب لقایت به پرواز کشانده‌ای، ای قدوس! این حالم را احسن‌ ساز. ای مجیب‌الدعوات! هر لحظه‌ای به صد خیال به دنبالت می‌گردم، هر دم به صد مسیر به جست‌و‌جویت برمی‌خیزم، هرشب به آرزوها به خواب می‌روم و هر سحر به شوق وصالت به دعا می‌نشینم. ای مهربان! دعایم را مستجاب کن، خودت را به من بنما که من بی‌تو کالبدی بیش نیستم. این حبیب‌ قلوب‌الصادقین! به من صداقت در ایمان و اخلاص درعمل عنایت کن و یاد خودت را در قلبم شعله‌ور ساز تا این لحظه لحظه‌های زندگی‌ام را با آن گلکاری کنم.

ای معطی‌المسئلات! به من قدرت استقرار بر خویش و پیروزی بر هوی و هوس عنایت کن و متاع بی‌چیز و فریبنده دنیا که مرا از تو باز می‌دارد را در دیده‌ام حقیر ساز. ای منجی المهلکات! به آن امید رخ بر خاک درگاهت می‌سایم که رحمتی از رحمان بی‌انتهایت برغضب و قهارییت پیشی گیرد و از ظلمات پوچی و تنهایی به نور هدایت و نورانیت اجابت و حلاوت عبادت بکشاندم.

یا غیاث‌المستغیثین! به دادم برس، مرا از اضطراب‌ها برهان که همانا دل‌ها به یاد تو آرام می‌گیرد. خدایا، خدایا! من عشق و شهادت را از تو می‌خواهم. من وصال می‌جویم. من به‌دنبال توام خدایا! کجایی؟ مرا پیش خودت ببر.

دوری از مهر رخت ای مه تابان تا کی؟

ریزم از دست غمت، اشک چو باران تا کی؟

نرسد دست به دامان وصالت تا چند؟

آخر ای صبح امید، این شب هجران تا کی؟

خدایا! من شهادت می‌خواهم، خدایا! من عاشق توام کلمات و آثارت که این‌قدر شیرین و دلنشین‌اند پس خودت چگونه‌ای، اگر بهشت شیرین است بهشت آخرین چگونه است؟ ای خدا! خوشا آن‌دم که در تو گمم، فاصله‌ها از میان رفته‌اند، گویی در آغوش توام، خدایا چقدر فریاد بزنم؟ مرا از این قفس آزاد کن، من مال توام، مرا پیش خودت ببر.

و اما تو ای پدر بزرگوارم! می‌دانم که خیلی مشتاق بودی تا پدر شهید شوی و این مطلب را در نگاه‌هایت خوانده بودم و می‌دانم که صبرت زیاد است و در مقابل امتحانات الهی صبرخواهی کرد، پدر عزیزم! ان‌شاء‌الله در روز محشر با مولا حسین‌ابن‌علی محشور شوی. در دوران زندگیم از من بدی‌های فراوان دیدی، امیدوارم که حقیر را عفو نمایید تا خدا هم از من راضی شود.

مادر! ما از تمام انبیا، محمد را و از تمام رهبران علی را و از تمام مجاهدان حسین را و از تمام قصه‌ها قیام را و از تمام کتاب‌ها، قرآن را برگزیده‌ایم

در خط ولایت فقیه قدم بردارید و شکرگزار خدا باشید و شما برادران عزیزم! شما را سفارش می‌کنم به تقوی و دوری از گناه و فرمانبری از دستورات دین مبین اسلام که الحمدلله همگی به این امر مقید می‌باشید و اما شما خواهرانم! شما را سفارش می‌کنم به صبر و حجاب و پیروی از فاطمه‌الزهرا(س) الگوی همه زن‌های جهان و بدانید که بزرگ‌ترین زینت برای زن مسلمان، حجاب است، حجاب است، حجاب.

و اما تو ای مادر عزیزم! با تو سخن‌ها دارم، مادر ای کاش بودی و می‌دیدی جبهه که خانه عشق یار است، چه جلالی دارد، مادر! نمی‌دانی چه شب‌هایی پرخاطره‌ای اینجا داشتیم. مادر! بر بچه‌ها مکاشفات پیش می‌آمد. مادر! بچه‌ها شب‌ها به‌دنبال مهدی می‌گشتند. مادر! کاش می‌بودی و می‌دیدی که یارانم چگونه چون لاله‌های سرخ به خون آغشته می‌شدند. مادر! کاش بودی و می‌دیدی پاک‌ترین فرزندان این مرز و بوم چگونه لبیگ‌گویان به ملا‌ علی می‌شتابند.

مادر! کاش بودی و حکایت حماسه‌ها را به چشم خویش شاهد می‌گشتی. مادر! می‌دانم که هرلحظه که جای خالی مرا در کنار سفره‌ات می‌بینی یاد خاطرات شیرین و گذرانده گذشته می‌افتی.

مادر! می‌دانم که هر وقت دوستان مرا در کوچه و محله می‌بینی، بی‌اختیار یاد من هستی. مادر! می‌دانم که هر وقت در مجلس عروسی قرار می‌گیری، احساس غمی به ژرفای آسمان برقلبت سنگینی می‌کند.

مادر! می‌دانم هرشب که سرت را بر بالین می‌گذاری یاد من می‌کنی. مادر! می‌دانم بعضی از شب‌ها خواب مرا می‌بینی که مثل همیشه از جبهه آمده‌ام و مرا در آغوش می‌گیری. مادر! می‌دانم که گاه نیمه‌های شب زمزمه‌های نماز شبت با صدای گریه عاشقانه‌ات در هم می‌آمیزد. ولی مادر زمان رفتن است و هنگام کوچ کردن.

باوجود اینکه می‌دانم چه سختی‌ها و مشقت‌ها برایم کشیده‌ای که نتوانستم جبران کنم ولی امیدوارم مرا ببخشی و شیرت را حلالم کنی. آری مادر! باید رفت، ارزش ما به رفتن است، مگر حسین و یارانش نرفتند؟ مگر دیگر ائمه اطهار نرفتند؟ و من به تو نمی‌گویم که گریه مکن زیرا گریه بر شهید شرکت در حماسه اوست و می‌دانم که فرزندت را یک عمر تربیت کرده‌ای و دوست داشتی که دامادی‌اش را شاهد باشی. ولی مادر، مگر تو کربلا نمی‌خواهی، مگر تو همیشه در عزای حسین اشک نمی‌ریختی؟ پس بگذار ما برویم.

مادر! تا دست‌هایمان را برحلقه‌های ضریح امام حسین حلقه نکنیم و عقده‌های دیرینه سینه‌مان را بیرون نریزیم دست برنخواهیم داشت. آه چه لذتی دارد آن لحظه هق‌هق گریه‌هایمان که فضا را پرخواهد ساخت. حسین جان می‌دانی به چه قیمتی به آنجا خواهیم رسید. کمکمان فرما، کمک، آری.

مادر! ما از تمام انبیا، محمد را و از تمام رهبران علی را و از تمام مجاهدان حسین را و از تمام قصه‌ها قیام را و از تمام کتاب‌ها، قرآن را برگزیده‌ایم.

                           حقیر رحیم جباری 5/12/66

ولادت: 31/4/1347 قزوین

شهادت: 8/5/1367 کوشک


 

آیة الله بهجت و امام زمان (عج)

              

Image

 

 

 

آیة الله بهجت و امام زمان (عج)

امام زمان

           سخنانی از آیة الله بهجت(ره) در باب فرج امام

به مناسبت فرا رسیدن روز ولادت سرور عالمیان، حضرت بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه، قطره‌ای از دریای معرفت ناب بزرگمرد تاریخ تشیع، حضرت آیةالله العظمی بهجت را نسبت به ایشان، از باب تبرک و به امید آنکه چراغ راه و مایه عمل ما باشد، به حضورتان تقدیم می کنیم:

 ـــ بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان (عج) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنی‌هایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.

ـ ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان می‌آید، کارد به استخوان رسیده است. بیماری‌های مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إن‌شاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست». برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند ولی متوجّه امام عصر(عج) نیستند. ما باید به بیش از اینها به امام عصر(عج)متوسل باشیم تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب(عج) را بشناسد و به آن پناه برند امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.

 ـــ از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عج) است. همه مشکلات مردم و حکومت‌ها از غیبت آن حضرت است. برای رفع مشکلات اجتماعی و حوائج مردم باید همان‌طوری دعا کرد که انسان برای رفع مشکل خودش دعا می‌کند. دعا اگر دعا باشد تأثیر خواهد کرد».

 ـــ خدا چه صبری داده به حضرت غایب(عج) که هزار سال می‌بیند بر سر مسلمان‌ها چه بلاهایی می‌آید و خود آنها چه بلاهایی بر سر هم می‌آورند و همه را تحمّل می‌کند. امیدواریم خداوند برای یک مشت شیعه مظلوم، صاحبشان را برساند زیرا در عالم چنین سابقه نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این قدر غیبت طولانی داشته باشد. چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کى! در تمام امّت‌های گذشته مقدّر شده است ولی در هیچ امّتی چنین غیبتی با وقتِ نامعلوم و غیر مقدّر اتفاق نیفتاده است.

 ــ اگر بدانیم دعای ما اثر دارد و باز دعا نکنیم، مقصرّیم. حضرت غایب(عج) عجب صبری دارند! با اینکه از تمام آنچه که ما می‌دانیم یا نمی‌دانیم اطّلاع دارد و از همه امور و مشکلات و گرفتاری‌های ما باخبر است.

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولیّ‌عصر (عج) تشرّف حاصل کند. بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمه (ع) بهتر از تشرّف باشد، زیرا هرجا که باشیم آن حضرت می‌بیند و می‌شنوند. ضمناً عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است و زیارت هر کدام از ائمه اطهار (ع) مانند زیارت خود حضرت حجّت (عج) است

ـــ خود حضرت مهدی(عج) هم منتظر روز موعود است و خودش می‌داند که چه وقت ظهور می‌کند. اینکه گفته می‌شود آن حضرت وقت ظهورش را نمی‌داند، درست نیست. دعای تعجیل فرج دوای همه دردهای ماست. می‌پرسند: «چرا این همه دعا می‌کنیم مستجاب نمی‌شود؟» [پاسخ این است:] شرط استجابت دعا، توبه است. لذا ملائکه می‌گویند: چرا دعا را با شرطش که توبه باشد به جا نمی‌آورید تا مستجاب شود؟ ما باید امام زمان(عج) را حاضر فرض کنیم. هرجا می‌رود، برویم و می‌توانیم! ولی گویا نمی‌خواهیم در راه رضای آن حضرت باشیم، نه اینکه رضای آن حضرت را نمی‌دانیم یا نمی‌توانیم تحصیل کنیم. مهم‌تر از دعا برای تعجیل فرج، دعا برای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او می‌باشد. اگر ظهور آن حضرت نزدیک باشد، باید هر کس خود را برای آن روز مهیّا سازد از جمله آنکه از گناهان توبه کند. همین توبه باعث می‌شود که این همه بلاهایی که بر سر شیعه آمده، از سر شیعه رفع و دفع گردد.

 ـــ آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: «امام زمان(عج) را در مسجد جمکران دیدم به من فرمود: «به

یا مهدی امام زمان فرج دوازدهم المهدی ظهور

دل‌سوختگان ما بگو برای ما دعا کنند». او هزار سال است که زندانی است. لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می‌رود باید که اعظم حاجت (بزرگ‌ترین خواسته) نزد آن «واسطة فیض» یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد. حضرت غایب(عج) دارای بالاترین علوم است و «اسم اعظم» پیش از همه در نزد خود آن حضرت است، با این‌همه به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: «برای من دعا کنید». در حالی که [امام زمان(عج)] مُرده را زنده می‌کند، خود در زندان وسیع [دنیا] به سر می‌بَرد. امّا در مورد خود حق ندارد، هرچند برای دیگران مخصوصاً در امور فردی عنایت خاصّی دارد امّا در امور اجتماعی که مربوط به خود آن حضرت است، خیر! خدا کند ارتباط شیعه و اهل ایمان، با امام زمان(عج) قوّت بگیرد تا در مقام صبر، صبر و تحمّل کنند. [یقیناً] دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت مؤثر است، امّا نه لقلقه زبان و «عجّل فرجه» خشک و خالى. دعای فرج مثل نماز نافله، عمل مستحبّی است. یعنی راستی وجدّی از غیبت امام متأثر باشیم و از خدا بخواهیم که فاصله هزار و چندصد ساله را که میان مردم و «واسطة فیض» افتاده است، برطرف شود و به پایان برسد. دعای باحالِ حُزن و اندوه و با تأثر قلبی از مردم واقع نمی‌شود. اگر می‌شد، قطعاً وضع این‌طور نبود. راه خلاص از گرفتاری‌ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ‌عصر(عج) آن هم با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه تا رابطه ما با ولیّ‌امر و امام زمان(عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطة ما با ولیّ‌امر(عج) هم در اصلاح نفس است.

 راه‌های ارتباط با امام عصر (عج)

ـــ راه ایجاد و ارتباط با اهل بیت(ع) و مخصوصاً حضرت ولیّ‌عصر(عج) عبارت است از «معرفت خداوند متعال» و بعد «اطاعت محض از پروردگار». این دو، موجب حبّ به خداوند و محبّت نسبت به همه کسانی که خداوند آنها را دوست می‌دارد؛ مثل انبیا و اوصیا مخصوصاً علاقه و ارتباط با محمّد و آل محمّد(ع) می‌شود که نزدیک‌ترین آنها به ما حضرت صاحب‌الامر(عج) است.

 ـــ لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولیّ‌عصر (عج) تشرّف حاصل کند. بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمه (ع) بهتر از تشرّف باشد، زیرا هرجا که باشیم آن حضرت می‌بیند و می‌شنوند. ضمناً عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است و زیارت هر کدام از ائمه اطهار(ع) مانند زیارت خود حضرت حجّت(عج) است.

 ــ در زمان غیبت عنایات و الطاف امام زمان(عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده. باب بقا و حضور کلّاً مسدود نیست، بلکه اصل «رؤیت جسمانی» را هم نمی‌شود انکار کرد. ما در دریای زندگی در حال غرق شدن هستیم. دستگیری «ولیّ خدا» لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ‌عصر(عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد.

از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عج) است. همه مشکلات مردم و حکومت ‌ها از غیبت آن حضرت است. برای رفع مشکلات اجتماعی و حوائج مردم باید همان ‌طوری دعا کرد که انسان برای رفع مشکل خودش دعا می‌کند. دعا اگر دعا باشد تأثیر خواهد کرد

ـــ کجا رفتند کسانی که با صاحب‌الزّمان (عج) ارتباط داشتند؟ ما خود را بیچاره کرده‌ایم که قطع ارتباط نموده‌ایم و گویا هیچ چیز نداریم. اگر بفرمایید: به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ارتکاب محرّمات ملتزم نیستید. او به همین امر از ما راضی است. ترک واجبات و ارتکاب محرّمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

 ــ تنها پیدا کردن و دیدن آن حضرت(عج) مهم نیست. زیرا دیدن آن حضرت در عرفات یا در جای دیگر که همیشه میسور

امام زمان(عج)

نمی‌شود و ممکن نیست. [امّا] اگر مشرّف شدید به آن حضرت نگویید که از خدا برای من زن، خانه، دفع فلان بیماری یا امراض به‌خصوص و... بخواه. زیرا اینها چندان اهمیت ندارد. همچنین آقای دیگری گفت: در اعتکاف مسجد کوفه آن حضرت را در خواب دیدم که به من فرمود: اینهایی که به اینجا آمدند از مؤمنین خوب هستند ولی هر کس حاجتی دارد و برای برآورده شدن حاجت خود آمده است مانند خانه، فرزند. و هیچ‌کدام برای من نیامده‌اند. مطلب همین‌طور است. هر کدام در فکر حوائج شخصی خود هستیم و به فکر آن حضرت نیستیم.

ـــ هر کسی باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجّت(عج) و فرج شخصی خویش پیدا کند؛ خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد یا نزدیک. عده‌ای بوده‌اند که گویا حضرت غایب در پیش آنها حاضر و ناظر بوده است. آن حضرت آن‌قدر به ما نزدیک و از حال ما باخبر است امّا ما از او غافل و بی‌خبریم و می‌پنداریم که دوریم! حیف که ما قدردانِ نعمتِ ولایت نیستیم.

 ــ حاج محمّدعلی فشندی (ره) هنگام تشرف به محضر حضرت صاحب(عج) عرض می‌کند: مردم دعای توسل می‌خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می‌خواهند و دوستان شما ناراحتند. حضرت می‌فرماید: دوستان ما ناراحت نیستند! کسانی که منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. آرى! تشنگان را جرعه وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می‌دهند. آیا ما تشنه معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب نمی‌دهد با آنکه کارش دادرسی به همه است و به مضطرّان عالم رسیدگی می‌کند؟!

ـــ آن حضرت از چشم ظالمان محجوب (پنهان) است. «المحجوب عن اعین الظالمین» امّا کسانی که نه ظالمند و نه رفیق ظالمند و نه با ظالمان معاشرند و نه در خانه و محلّه ظالمان هستند، آن حضرت از دیده آنها محجوب نیستند. ثانیاً دیدن با چشم موضوعیت ندارد بلکه طریق و وسیله‌ای است برای حصول یقین. اگر آدم از پشت پرده، صدایی را شنید و بودن گوینده‌ای را یقین کرد و او برای ما خبرهایی داد که مطابق با واقع شد، [ما] به وجود گوینده، یقین پیدا می‌کنیم هرچند چشمانمان او را نبیند. ثالثاً همین دیدن را خیلی از بزرگان علمای ما هم ادّعا کرده‌اند، که اگر بگوییم آنها دروغگو بوده‌اند، دیگر معلوم است که ما در چه حالی هستیم.

          دلسوختگان برای فرج ما دعا کنند


دعا در حق صاحب الزمان عج

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ

دعاى امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه

دعاى الهِى بِحَقِّ مَنْ نَاجَاكَ

استغاثه به امام زمان عجَّ اللّه تعالى فرجه

 

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ
اين دعاء حضرت صاحب الا مرعليه السلام است كه تعليم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ

و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند .............................................


ادامه نوشته

ولادت

شيعيان خاص ، مهدی ع را مشاهده کردند
ضرورت غيبت آخرين امام
صورت و سيرت مهدی ع  
شمشير حضرت مهدی ع    
غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري  
غيبت دراز مدت يا غيبت کبری و نيابت عامه  
اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته  
اعتقاد به حضرت مهدی ع منحصر به شيعه نيست  

 ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجری بود پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود  ............................................



ادامه نوشته

در فراق یار

دگر توان صبوري نمانده در جانم                             

                           غروب عمر غريبم دريغ نزديكست

 دل شكسته و مجروح من شفا نگرفت                     

                         جواب نفي طبيبم دريغ نزديكست

 سحر نمي رسد از ره در انتهاي شبم                   

                           فراق كوي حبيبم دريغ نزديكست

  جواني ام به سر آمد نديدمش افسوس                 

                       خموش حلم و شكيبم دريغ نزدیک است 

    گذشت عمر و نيامد خبر زپيك وصال                   

                         وداع ياد مجيبم دريغ نزديكست

   به باد رفت دريغا تمام آمالم            

                         سؤال قبر و رقبيم دريغ نزديكست

 در‌ آتش غم هجران هنوز مشتعلم    

                        كه شعله هاي لهيبم دريغ نزديكست

«براي  سلامتي و تعجيل در ظهور امام زمان (عج الله ) »

                                    **صلوات


ولادت مهدی عج

ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجري بود پس از اينكه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادي ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسكري ( ع ) رسيد ، كم كم در بين فرمانروايان و دستگاه حكومت جبار ، نگراني هايي پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثي بود كه در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسكري ( ع ) فرزندي  تولد خواهد يافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثي كه بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود   در اين زمان يعني هنگام تولد حضرت مهدي ( ع ) ، معتصم عباسي  ، هشتمين خليفه عباسي   ، كه حكومتش از سال 218هجري آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مركز حكومت عباسي   قرار داد اين انديشه - كه ظهور مصلحي پايه هاي حكومت ستمكاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيري كرد ، و حتي مادران بيگناه را كشت ، و يا قابله هايي را پنهاني به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايري دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين كرد . در زمان حضرت موسي ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولي خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش كنند ، غافل از آنكه ، خداوند نور خود را تمام و كامل مي كند ، اگر چه كافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارك قدم حضرت امام حسن عسكري ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه اي   شگفت انگيز و معجزه آسا تكرار شد   امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهباني حكومت به سر مي برد به هنگامي كه ولادت ، اين اختر تابناك ، حضرت مهدي ( ع ) ، نزديك گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيري كنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پاي  نهاد ، او را از ميان بردارند   بدين علت بود كه چگونگي احوال مهدي   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديكان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسكري ( ع ) كسي او را نمي ديد . آنان نيز مهدي  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادي.


علايم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)


          علايم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)

علايم و نشانه هاى حتمى، آن است كه به هيچ قيد و شرطى مقيّد و مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود با استفاده از روايات معصومينع علايم حتمى الوقوع عبارتند از:

1ـ امام صادق ع فرمود:

پيش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمى است: خروج يمانى و سُفيانى، صيحه آسمانى، قتل نفس زكيّه، و فرو رفتن در بيابان.

2 ـ و نيز در جاى ديگر امام صادق ع فرموده است:

وقوع ندا از امور حتمى است و سفيانى از امور حتمى است و يمانى از امور حتمى است و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمى است و كف دستى كه از افق آسمان بيرون مى آيد، از امور حتميه است.

و اضافه فرمود:

و نيز وحشتى در ماه رمضان است كه خفته را بيدار مى كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون آورد.

3 ـ حضرت على ع از رسول خدا ص روايت نموده كه فرمود: ده چيز است كه پيش از ظهور به وقوع خواهد پيوست


مهدی کیست ؟

نام: محمّد

نام پدر: امام حسن عسكرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست 

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

 

مهدی کیست ؟

از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.

 

ولادت حضرت مهدی (عج ) :

در سال 255 (ه . ق ) ، در سپیده دم روز جمعه ، پانزدهم ماه شعبان در شهر سامراپایتخت عباسیان ، دوازدهمین اختر آسمان  امامت وولایت حضرت حجة بن الحسن المهدی (عج ) در خانه امام حسن عسگری دیده به جهان گشود . نامش ، نام پیامبر - کنیه اش ، کنیه پیامبر - ابوالقاسم - مادرش نرجس ونام پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) است . آن یادگار الهی حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان وبقیة الله لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت مهدی است .

و لادت با سعادتش از دشمنان پنهان مانده ونام ونشانش از بدخواهان در نهان ، زیرا حکومت خون آشام وقت ودستگاه ستمگر خلافت ، سخت در پی او ومشتاق یافتن ونابود ساختنش بود . تمام نیروی خود را در اطراف خانه امام حسن عسگری ( ع) متمرکز کرده ودهها جاسوس به کار گرفته بود ، بر هر جاسوسی ، جاسوسی دیگر گمارده بود تا از ولادت ولی خدا حضرت بقیة الله (عج) آگاه شده ، نو رخدا را خاموش کند ، ولی مشیت خداوند برآن تعلق گرفته بود که حجت خو را از گزند دشکنان حفظ کند .

 

احادیثی از شخصیت امام مهدی (عج ):

مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است . « پیامبر اکرم (ص) »

مهدی طاووس بهشتیان است . « پیامبر اکرم (ص) »

با مهدی ما حجتها گسسته می شود . او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امت واوج نور وراز نهان است . « امام علی (ع )»

اگر او [ امام زمان (عج) ] را دریابم تمام عمر به او خدمت می کنم . « امام صادق (ع) »

من یادگار خدا در زمین وجانشین وحجت او بر شما هستم .« امام مهدی (عج )»

من مایه امان اهل زمینم ؛ چنانکه ستارگان مایه امان اهل آسمان اند .« امام مهدی (عج ) »

 

غیبت :

این مولود مسعود دو غیبت دارد :

نخست غیبت صغرییا کوتاه مدت - که بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) « هشت ربیع الاول سال 260 ه.ق »  ( زمان 6 سالگی حضرت ) آغاز شد وتا سال 329 ه.ق ادامه یافت . در این دوره که 74 سال طول کشید شیعیان می توانستند توسط سفیران چهارگانه اش با آن حضرت تماس بگیرند وبا وی ارتباط برقرار کنند . این چهار تن نایب خاص ، که شیعیان می توانستند در دوران غیبت صغری توسط آنها با حضرت مهدی (عج ) تماس بگیرند ومشکئلات خود را به ناحیه متقدسه برسانند وپاسخ هاس لازم را دریافت نمایند ، عبارتند از : جناب عثمان بن سعید عمروی ، محمد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی وعلی بن محمد مسعودی ، که با رحلت او باب « نیابت خاص » بسته شد . پس از آن ، غیبت کبری آغاز شد که از سال 329 ه.ق تا کنون استمرار یافته است ، وپایانش بر کسی جز خداوند آشکار نیست . در این دوره سفیر ونایب خاصی برای آن حضرت نیست و راه تماس رسمی وآشکار برای مردم وجود ندارد وبر آنهاست که از نواب عام امام (ع) - یعنی از فقهای پارسا وخویشتن دار- پیروی کنند .

در هر حال ، نهان زیستی آن حضرت بدین معناست که دور از چشم مردمان ولی در زیر همین آسمان کبود بسر می برد . اگر برخوردی هم برایش پیشامد کند ، اغلب ناشناخته می ماند ودیدار هایش با شیعیان تنها به اذن خداست .

دوران غیبت کبری امام معصوم ، دوران آماده نبودن شرایط سیاسی واجتماعی جامعه اسلامی برای پذیرش وجود علنی وآشکار امام معصوم است .

امام حسن مجتبی (ع ) درباره غیبت طولانی ( کبری ) حضرت مهدی (عج) چنین می فرماید : به درستی که خداوند ، تولد او را پنهان نگه می دارد وشخص او را غایب می کند تا این که هنگام خروج وقیام ، بیعت هیچ کس بر گردن او بنا شد . او نهمین فرزند بردارم حسین است فرزند سرور کنیزان ، خداوند عمرش را در هنگام غیبتش طو لانی می گرداند ، سپس او را با قد رت خود همانند یک جوان کمتر از چهل ساله آشکار خواهد ساخت .

 

احادیثی از غیبت امام مهدی (عج):

قائم را دو غیبت است : در یکی از آنها ( از بس طولانی است ) درباره اش گفته می شود : [ او مرد ومعلوم نیست به کدام وادی رفته است.] « امام باقر (ع) »

قائم را دو غیبت است : یکی طولانی ودیگری کوتاه . در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او می دانند ، و در غیبت نخستین جایگاه آن حضرت را شیعیان خاص او می دانند ، در غیبت دوم از جایگاه او کسی جز خدمتکارانش ، که بر دین اویند ، آگاه نیست .« امام صادق (ع) »

چگونگی بهره مندی از وجود من در دوران غیبتم ، همچون بهره ای است که از خورشید می برند ، آن گاه که ابر آن را از دیدگان نهان می کند .« امام مهدی (عج ) »

 

ظهور چیست ؟

ظهور واژه ای در زبان عربی است که برگرفته از کلمه ظهر می باشد ، زبان شناسان عربی « ظهر » را حاکی از هر نوع بروز وآشکار شدن که همراه با قدرت وقوت باشد ، دانسته اند . به واژه ظهور در ایات وروایات نیز اشاره شده ، چنانچه در قرآن کریم هم در آیه شریفه « هو الذی ارسل رسل بالمهدی ودین الحق ... »  یعنی « اوست که پیامبر خود را برای هدایت ودین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان چیره سازد اگر چه مشرکان نپسندند » که در یک معنا پدیدار شدن با قدرت وشکوه است . در این آیه ظهور به دین اسلام وحقایق قرآن ومعارف اسلامی نسیت داده شده است .

 

احادیثی از ظهور امام مهدی (عج):

هرگاه آواز دهنده ای از آسمان آواز داد که . « همانا حق در میان خاندان محمد است » ، در آن هنگام نام مهدی بر سر زبان های مردم می افتد واز جام محبت او می نوشند وجز نام او بر زبان ندارند . « امام علی (ع) »

خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد وآنگاه او را از ستمگران انتقام می گیرد . « امام حسین (ع) »

آنگاه کا برپادررنده عدالت (امام مهدی عج ) قیام کند ، عدالتش نیکوکار وبدکار را فر می گیرد . « امام حسین (ع) »

 آنگاه که قائم ما قیام کند ، خدا آفت را از شیعیام ما بزداید ودلهایشان را چون پاره های آهن [ استوار ]  سازد .« امام سجاد (ع) »

منم که زمین را از عدالت لبریز می کنم ، چنانکه از ستم آکنده است . « امام مهدی (عج ) »

 

انتظار :

شما امیدوار فرج وگشایش الهی باشید واز کمکهای خداموند نومید نگردید ؛همانا برترین اعمال نزد خالق یکتا انتظار فرج است .

 

 احادیثی از انتظارفرج :

برترین اعمال امت من انتظار فرج است . « پیامبر اکرم (ص) »

در انتظار فرج باشید واز رحمت خدا نومید نشوید . « امام علی (ع) »

آن که منتظر فرج ما است ، همچون کسی است که در راه خدا در خون خود تپیده  باشد . « امام علی (ع) »

منتظران ظهور امام مهدی (عج ) برترین اهل هر زمان اند . « امام سجاد (ع) »

در شب و روزت منتظر فرج مولایت باش . « امام صادق (ع) »

آنکه به ما ایمان آورد وسخن ما را تصدیق کند منتظر امر [ فرج ]  ما باشد ، همچون کسی است که زیر پرچم قائم به شهادت برسد .  « امام صادق (ع) »

منتظر ظهور امام دوازدهم مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است واز ایشان دفاع می کند . « امام صادق (ع) »


 

یا مهدی ادرکنی

             سلام بر مهد ی               

 

                      میلاد منجی عالم بشریت مبارکباد                          


 

ميلاد منجي عالم بشريت مبارك باد

ميلاد منجي عالم بشريت مبارك باد

فرا رسيدن نيمه شعبان ميلاد يگانه منجي عالم بشريت ، قطب عالم امكان ، حضرت بقيه الله الاعظم  امام مهدي (عجل الله

تعالي فرجه الشريف) را به رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي (دامت بركاته) ، عاشقان و منتظران امام عزيز

 و همه شهيدان در راه حق ، ملت بزرگ و شهيدپرور ايران اسلامي  تبريك و تهنيت عرض مي نماييم

                                   

                                    



مفهوم انتظار حضرت مهدی (عج) در اندیشه امام خمینی (ره)

یکی از مهمترین مسائل مهدویت که در اندیشه امام خمینی به صورت زنده و کارآمد تجلی کرده مسئله انتظار ظهور حضرت مهدی(ع) است. این مسئله که با تفسیرها و برداشت‌های گوناگون در میان منتظران حضرت مهدی(ع) مطرح است، در اندیشه امام خمینی با تفسیر کاملاً متفاوت ارائه شده است و به دلیل اهمیت آن مورد توجه خاص ایشان بوده است لذا با تفصیل بیشتر و در موارد متعدد درباره آن سخن گفته و با نقد بسیاری از برداشت‌هایی که نوعاً ناکارآمد و کم‌اثر و یا بعضاً نادرست است، .........................................