اگر تسليم شوى، بالاتر است
استادى دستور مى داد كه شاگردش مثلاً چهل روز تركِ حيوانى كند، ولى روز سى و نهم يك مرغ بريان مى كرد و براى او مى برد تا تناول كند. اگر تسليم شوى، بالاتر است!
|
شيخ انصارى ـ رحمه اللّه ـ وارد منزل شد و ديد دختر بچه اش در كنار تنور گريه مى كند. پرسيد كه چه مى خواهد؟ گفته شد: گويا مقدارى روغن مى خواهد تا با نان بخورد. مرحوم شيخ ناراحت شد و به او گفت: مگر نان داغ تازه اى كه از تنور بيرون آمده، قاطُق( خورشت) هم لازم دارد!
قدرت و استعداد بشر به حدّى است كه هم مى تواند به اعلى علّيّين برسد و هم به اسفل سافلين. |
سيّد بحرالعلوم ـ رحمهاللّه ـ با آن همه بركات، از لحاظ سنّ كمتر از شيخ انصارى ـ رحمهاللّه ـ عمر كرده است! و شهيد اول ـ رحمهاللّه ـ چه قدر كتابهاى نافع و قوى و متين دارد. توفيق در تحصيل چيز ديگر است، توفيق به كثرت اشتغال نيست.
خيلى خطرناك است كه ندانيم قُدما چه راهى را مىرفتند! دليل عقب ماندگى ما آن است كه اموال شبههناك مصرف مىكنيم، و مال شبههناك، ايجاد ترديد و شبهه مىكند، و به قدر ضرورت و نان خالى اكتفا نمىكنيم.
اينها است كه در تحصيل ايمان و يقين و توفيق در تحصيل و آثار و بركات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهيه مىكردند، تا از جهت طهارت و حليّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى كه صاحب آن راضى نيست و مصرف كردن آن، در علميّات و عملّيات ما اثر مىگذارد.
ناصرالدّين شاه به مرحوم كَنى(1) خيلى احترام مىگذاشت، لذا او را از پرداخت ماليات معاف كرده بود. ولى مرحوم كَنى به او گفت: خواهش مىكنم دستور دهيد از املاك ما هم ماليات بگيرند! و مقصودش اين بود كه از هر جا كم كنند، به ديگران مىافزايند، و ازما كه ماليات نمىگيرند، به جاى آن از ديگران بيشتر مىگيرند.
علماى ما، در مصرف قناعت مىكردند، و به ديگران رسيدگى مىكردند! اما ما راهى را رفتيم و مىرويم كه نه به خودمان پرداختيم، و نه به ديگران رسيدگى كرديم؛ بلكه در اثر قناعت نكردن و غَوْر در ماديّات و تجمّلات زندگى هميشه مقروض هستيم. قرض در حقيقت مغلول كردن(2) نقدى است. خدا مىداند كه انسان چه قدر بايد تلاش كند و از كجا بياورد، تا قرضش را ادا نمايد.
1. عالم بزرگ، ملاّعلى تهرانى كنى (1220 ـ 1306).
2. در زنجير و بند كردن خود.
علماى سابق بسيار پُركار و پُربار بودند و چه زحمت ها كه در راه تحصيل مى كشيدند.
آقا سيّد حسن صدر ـ رحمه اللّه ـ از ميرزاى بزرگ خواست كه صد تومان در سال براى حاج آقا رضا همدانى ـ رحمه اللّه ـ تعيين كند ولى مرحوم حاج آقا رضا قبول نكرد و به پنجاه تومان و به قدر ضرورت اكتفا نمود و قانع شد تا به ايران مهاجرت نكند و در حوزه ى سامرا بماند و براى طلاب حوزه تدريس كند.
آقا سيّد محمّد فشاركى، استاد مرحوم نايينى و آقا ضيا عراقى و شيخ عبدالكريم حايرى و آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى ـ رحمهم اللّه ـ و همان كسى كه مرحوم آخوند خراسانى به فضلا مى فرمود كه در درس او شركت نمايند، با چه وضعى زندگى خود و عايله ى خود را مى گذراند، به حدّى كه حتى نانوايى هم حاضر نبود به ايشان نان بدهد، زيرا بدهى اش زياد شده بود و نداشت بدهد! حدّاقل ما از حرام اجتناب كنيم!
شهادت هنر مردان خداست .