گل نرگس

 
  
دلم به
مستحبی خوش است که جواب آن واجب است؛
 
 السلام علیک یا ابا صالح المهدی؛ ادرکنی!...

بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است تک ‌نغمه‌ی شادی ما در جشن میلاد مهدی زهرا سلام‌الله ‌علیها، دعای فرج است. 
 به شاد باش میلاد مهدی زهرا سلام‌ الله‌ علیها ظهورش را صلوات
سلام بر مهدی امت‌ها
سلام بر عدل مشهور جهان
سلام بر ماه تابان
سلام بر خورشید تاریکی‌های پنهان
سلام بر ماه شب چهاردهم
سلام بر بهار مردم و خرمی روزگاران
سلام بر نور دیدگان مردم
خدایا با نور (امام مهدی) همه‌ی تاریکی‌ها را روشن کن.

 درود بر شما ای دعوت کننده‌ی مردم به سوی خدا
سلام بر میثاق الهی
درود بر تو در تمام ساعات شب و سراسر روز
سلام بر تو به هنگام صبح و شام
سلام بر فرزند نورهای درخشان 

 سلام بر تو ای نور خدا
درود بر تو ای کشتی نجات
سلام بر چشمه‌ی حیات و زندگی
ای امام زمان به فریادم برس
مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد
تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد
السلام عليك يا صاحب الزمان
بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است 

ای دل شیدای ما، گرم تمنّای تو

کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو

گر چه نهانی ز چشم، دل نبود ناامید

می رسد آخر به هم چشم من و پای تو

نیمه ی شعبان بود روز امید بشر

شادی امروز ما نهضت فردای تو

 

الهم عجل لولیک الفرج

شهید چمران از نگاه تصویر


تسلیم جان به جان آفرین

 

آسمانی شدن چنین است



 

مزار شهید چمران در لبنان (عکس)

تابلویی از شهید چمران در جنوب منطقه ضاحیه که توسط جنبش«امل» نصب شده است.


به مناسبت سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران، قطعه عکس هایی از دوره های مختلف زندگی ایشان در این گزارش آمده است:




















































منبع: www.chamran.org

شهادت چمران؛ يادآور بلنداي دهلاويه و خاکريزهاي فداکاريش

بر بلنديهاي دهلاويه بود که مصطفي چمران خدايش را ديدار کرد خدايي که با او چنين نجوا کرده بود: "هميشه مي خواستم شمع باشم، بسوزم، نور بدهم، نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم، مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم

پرگشایم

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود  در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم.  


روحش شاد و راهش ادامه باد و یادش گرامی .............. انشا الله

شهـادت دکتر چمران

 

شهـادت دکتر چمران

سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏بوسی كرد، به همه سنگرها سركشی کرد و در خط مقدم، در نزدیك‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاكریزی ایستاد و به رزمندگان تأكید كرد كه از این نقطه كه او هست، دیگر كسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خمپاره كه از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یك در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه‏ای جانكاه بودند كه خمپاره‏ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یكی از خمپاره‏های صدامیان، یكی از نمونه‏های كامل انسانی كه مایه‌ مباهات خداوند است، یكی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یكی از عارفان سالك راه حق و حقیقت و یكی از ارزشمندترین انسان‏های علی‏گونه و یكی از یاران با وفای امام‏خمینی(ره) به ملکوت اعلی پیوست. تركش خمپاره دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش‏های دیگر صورت و سینه دو یارش را كه در كنارش ایستاده بودند، شكافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهره ملكوتی و متبسم و در عین‏حال متین و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عمیقا سخن‏ها داشت، ولی ظاهراً دیگر با كسی سخن نگفت و به كسی نگاه نكرد. در بیمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهید دكترچمران نامیده شد، كمك‏های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس كه فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبكبال و با كفنی خونین كه لباس رزم او بود، به دیار ملكوتیان و به نزد خدای خویش پرواز كرد و ندای پروردگار را لبیك گفت .

منبع : WWW.SHOHADA.GOV.IR 

چمران و انقلاب اسلامی ایران:

دكتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از 21 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می كند. سپس در شغل معاونت نخست وزیری ، روز و شب خود را به خطر می اندازد تا سریع تر مسأله كردستان را فیصله دهد .او در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین  و شجاعت و فدا كاری خود را  بر همگان ثابت می كند . 

پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكیه بر همه تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران به  شكوهمند ترین قهرمانیها دست یافتند و  در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیك كردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.

دكترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یك سلسله برنامه های وسیع بنیادی  دست زد كه پاكسازی ارتش و پیاده كردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است .

شهید  چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد. وی در یكی از نیایشهای خود بعد ازانتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می گوید: « خدایا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می بینم كه نمیتوانم از عهده آن به در آیم. تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برایم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.» 

چمران  سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نماید.

پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری آغاز می شود . دكتر چمران در آن دوران  نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری ، آیت الله  خامنه ای كه در آن زمان  نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او همیشه خود را در گرداب خطر می افكند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانكهای دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، آغاز كرد.

مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را  به گردخود جمع كرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهای دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند.  این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد .

یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر  برود ولی به علت  خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند.

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق  سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهای حزب بعث  شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. گزارش مهر همچنین می افزاید : دكتر چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبری  ، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله خطرناك وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند.

شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت كه در محاصره تانكهای دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در این هنگام بود كه نبرد سختی در گرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نیز  در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگردیگر می رفت. كماندوهای دشمن او را به زیر رگبار گلوله های خود گرفته بودند، تانكها به سوی او تیر اندازی می كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد.

در این درگیری همرزم  چمران به شهادت رسید و اویك تنه به نبرد خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد.  تا آنكه در حین « رقصی چنین در میانه میدان» از دوقسمت پای  چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد و به غنیمت گرفت .  او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست واز دایره محاصره خارج شد .

دكتر چمران با همان كامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد. اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهای نا منظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به كار خود پرداخت. حتی در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد .او در همان حال و همان شب پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.

شهید چمران به رغم اسرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهای نا منظم و حركت به تهران برای معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند،  در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرحهای جالب و پیشنهاد های سازنده در زمینه های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد.

چمران پس از زخمی شدن، اولین بار برای دیدار با امام امت و بیان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نیز پدرانه و با ملاطفت خاصی  رهنمودهای لازم را ارائه می داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می كرد كه باارائه پیشنهادها و برنامه های ابتكاری حركتی بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزدیكی مرز است رسانده تا ارتباطات شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. به گزارش مهر بالاخره در سی و یكم اردیبهشت ماه 1360، با یك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود.

شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین كسانی بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن  هنوز در نقاطی مقاومت می كرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد با تعدادی از یاران خود توانستند با فدا كاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند .

پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران  اصرار داشت نیروهای ایرانی هرچه زودتر، قبل از این كه دشمن بتواند استحكاماتی برای خود ایجاد كند، بسوی بستان سرازیر شوند كه این كار عملی نشد و خود او طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداكاری رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهای نا منظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

شهادت :
در سی ام خرداد ماه 1360 یعنی یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نیروهاانتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه  در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناكی بود.

 در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.»

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند .

چمران  همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم  بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .

 

دكتر مصطفي چمران

بِسْمِ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

من‏المؤمنين‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي‏نحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.

«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»

سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏اي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشة نبرد و عارف شب‏هاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.

سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نمي‏شود توصيف نمود و سنجيد.

اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.

تـولد:

دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.

تحصيـلات:

وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغ‏التحصيل شد و يك‏سال به تدريس در دانشكدة‌ فني پرداخت.

وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏علمي در جمع معروف‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.


ادامه نوشته

مناجات شعبانيه

مناجات شعبانيه
 مناجات شعبانيه را مرويّه از ابن خالويه را كه نقل كرده و گفته اين مناجات حضرت اميرالمؤمنين و امامان از فرزندان او است كه در ماه شعبان مى خواندند . و اين از مناجاتهاى جَليلُ الْقَدْر اَئمه عَليهمُ السلام است و بر مضامين عاليه مشتمل است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است .
 

 

اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل
نمازهاى بسيار در اقبال ذكر شده از جمله دوازده ركعت به حمد و يازده مرتبه توحيد

روز اوّل
روزه اش فضيلت بسيار دارد و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه هر كه روزه بگيرد روز اوّل شعبان را واجب شود براى او بهشت البته و سيد بن طاوس ثواب بسيارى نقل كرده از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله براى كسى كه سه روز اوّل اين ماه را روزه دارد و در شبهاى آنها دو ركعت نماز كند در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد يازده مرتبه و بدانكه در تفسير امام عليه السلام خبرى در فضيلت شعبان و روز اوّل آن ذكر شده كه فوائد بسيار در آن مندرجست و شيخ ما ثقة الاسلام نورى نَوَّرَاللّهُ مَرْقَدَهُ آن خبر را ترجمه نموده و در آخر كتاب كلمه طيّبه ذكر فرموده و چون آن خبر طولانيست و مقام را گنجايش تمام آن نيست ما مختصر آن را در اينجا ذكر مى كنيم حاصل آن خبر آن است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در روز اوّل شعبانى گذشت به جماعتى كه در مسجدى نشسته بودند و در امر قَدَرْ و امثال آن گفتگو مى كردند و بلند شده بود صداهاى ايشان و سخت شده بود لجاجت و جدال ايشان پس حضرت ايستاد و بر ايشان سلام كرد آنها جواب سلام دادند و براى آن جناب برخاستند و خواهش كردند كه نزد ايشان بنشيند آن حضرت به ايشان اعتنايى نكرد و فرمود اى گروهى كه سخن مى گوييد در چيزى كه نفع نمى رساند آيا ندانستيد كه خداى تعالى را بندگانيست كه ساكت كرده ايشان را خوف بدون آنكه عاجز باشند از گفتن يا لال باشند بلكه ايشان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداوند را شكسته مى شود زبانهايشان و كنده مى شود دلهايشان و مى رود عقلهاى شان و مبهوت مى شوند به جهت اِعْزاز و اِجلال و اعظام خداوند پس هرگاه به خود آمدند از اين حالت رو مى آورند بسوى خدا به كردارهاى پاكيزه مى شمرند نَفْسهاى خود را با ستمكاران و خطاكاران و حال آنكه ايشان منزّهند از تقصير و تفريط مگر آنكه ايشان راضى نمى شوند براى خدا به كردار اندك و بسيار نمى شمرند براى او عمل زياد را و پيوسته مشغولند به اعمال پس ايشان چنانند كه هر وقت نظر كنى به ايشان ايستادگانند به عبادت ترسان و هراسان در بيم و اضطرابند پس كجائيد شما از ايشان اى گروه تازه كارها آيا ندانستيد كه داناترين مردم به قَدَرْ ساكت ترين ايشانند از آن و اينكه جاهلترين مردم به قَدَرْ سخنگوترين ايشانند در او، اى گروه تازه كارها امروز غُرّه شعبان كريم است ناميده است او را پروردگار ما شعبان به جهت پراكنده شدن خيرات به تحقيق كه باز كرده پروردگار شما در او درهاى حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خيرات او را به قيمت ارزانى و كارهاى آسانى پس بخريد آن را و جلوه داده براى شما ابليس لعين شُعَبهاى شرور و بلاهاى خود را و شما پيوسته مى كوشيد در گمراهى و طغيان و متَمَّسِك مى شويد به شعبهاى ابليس و رُو مى گردانيد از شعبهاى خيرات كه باز شده براى شما درهاى او و اين غُرّه ماه شعبان است و شعبهاى خيرات او نماز است و روزه و زكات و امر به معروف و نهى از منكر و بِرّ والدين و خويشان و همسايگان و اصلاح ذات الْبَيْنِ و صدقه بر فقراء و مساكين بر خود كلفت مى دهيد چيزى را كه برداشته شده از شما يعنى امر قضا و قدر و چيزى كه نهى كرده شده ايد از فرو رفتن در آن از كشف سِرّهاى خدا كه هر كه تفتيش كند از آنها از تباه شدگانست آگاه باشيد به درستى كه اگر شما واقف شويد بر آنچه مهيّا فرموده ، پروردگار عزّوجلّ براى مطيعين از بندگانش در امروز هر آينه بازخواهيد داشت خود را از آنچه در او هستيد و شروع خواهيد كرد در آنچه امر كردند شما را به آن گفتند يا اميرالمؤ منين عليه السلام و چيست آنكه آن را خداوند مهيّا فرموده در اين روز براى مطيعين خود پس حضرت نقل فرمود قصه آن لشكرى را كه رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله به جهاد كفار فرستاده بود و دشمنان شب بر ايشان شبيخون زدند و آن شبى تاريك و سخت ظلمانى بود و مسلمانان در خواب بودند كسى از ايشان بيدار نبود جز زيد بن حارثه و عبدالله بن رواحه و قتادة بن نعمان و قيس بن عاصم منقرى كه هر كدام در يك جانب ايشان بيدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند دشمنان مسلمانان را تيرباران كردùRzéگئنبرد شمûHبعضى از منافقين را كه درآويخته به بيشتر شاخهاى او و آنها فرو مى برند او را به اَسفَلِ دَرَكات او پس از اين جهت روى خود را تُرش كردم و پيشانى را درهم كشيدم

روز سوّم
روز مباركى است كه شيخ در مصباح فرموده در اين روز متولّد شد جناب حسين بن على عليه السلام و بيرون آمد توقيع شريف به سوى قاسم بن عَلاء همدانى وكيل حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه مولاى ما حسين عليه السلام متولد شد روز پنجشنبه سوّم شعبان پس روزه بگير آن روز را و اين دعا را در آن روز بخوان

..................................... به ادامه مطلب برو اگه حوصله داری


ادامه نوشته

فضيلت ماه شعبان

ماه شعبان از جمله ماه هاي بزرگ و مبارك است، رسول اكرم درباره فضيلت اين ماه فرمودند: «شعبان ماه من است؛ هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود.»
- شيخ عباس قمي در كتاب شريف مفاتيح الجنان درباره فضيلت ماه شعبان آورده است: بدانكه شعبان ماه بسيار شريفي است و منسوب است به حضرت سيد انبياء صلي الله عليه و آله و سلم و آن حضرت اين ماه را روزه مي داشت و وصل مي كرد به ماه رمضان و مي فرمود: «شعبان ماه من است؛ هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود.»

از حضرت امام صادق علیه السلام روايت است كه چون ماه شعبان داخل مي شد، حضرت امام زين العابدين علیه السلام اصحاب خود را جمع مي کرد و مي فرمود: «اي گروه اصحاب من! مي دانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است که حضرت رسول مي فرمود: «شعبان ماه من است.» پس روزه بداريد در اين ماه براي محبت پيغمبر خود و براي نزديكي به سوي پروردگار خود. به حق آن خدايي كه جان علي بن الحسين به دست قدرت اوست، سوگند ياد مي كنم كه از پدرم حسين بن علي علیه السلام شنيدم كه فرمود: «شنيدم از اميرالمومنين هر كه روزه دارد شعبان را براي محبت پيغمبر خدا و تقرب به سوي خدا، خداوند او را دوست دارد و نزديك گرداند به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براي او واجب گرداند.»

از صفوان جمال روايت شده است كه گفت حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: «وادار كن كساني را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان
 
گفتم: «فدايت شوم، مگر مي بيني در فضيلت آن چيزي؟» فرمود: «بلي، به ‌درستي كه رسول خدا هرگاه هلال شعبان را مي ديد، منادي را امر مي فرمود كه ندا مي كرد در مدينه. اي اهل مدينه! من رسولم از جانب رسول خدا به سوي شما؛ آگاه باشيد! رسول خدا مي فرمايد: «به درستي كه شعبان ماه من است، پس خدا رحمت كند كسي را كه مرا بر ماه من ياري كند؛ يعني آن را روزه بدارد.»

حضرت صادق علیه السلام فرمود كه اميرالمؤمنين مي فرمود: «از زماني كه شنيدم منادي رسول خدا در شعبان ندا كرد، روزه شعبان از من فوت نشد و تا زماني كه زنده هستم فوت نخواهد شد.»
 
پس مي فرمود كه روزه دو ماه كه شعبان و رمضان توبه و مغفرتي از خداست و روايت كرده اسماعيل بن عبد الخالق كه گفت: «نزد حضرت صادق علیه السلام بودم كه ذكر روزه شعبان در ميان آمد، حضرت فرمود: « فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتي آنكه مردي مرتكب خون حرام مي شود پس روزه مي گيرد، شعبان او را نفع مي بخشد و آمرزيده مي شود.»

فضيلت ماه شعبان

فضيلت ماه شعبان

در فضيلت و اعمال ماه شعبان است بدانكه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياءصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله و آن حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان و مى فرمود شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود اى گروه اصحاب من مى دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله مى فرمود شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود بحقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى كنم كه از پدرم حسين بن على عَليهَاالسَّلام شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤ منين عليه السلام كه هر كه روزه دارد شعبان را براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند و شيخ روايت كرده از صفوان جمال كه گفت فرمود به من حضرت صادق عليه السلام كه وادار كن كسانى را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان گفتم فدايت شوم مگر مى بينى در فضيلت آن چيزى فرمود بلى بدرستى كه رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله هرگاه مى ديد هلال شعبان را امر مى فرمود مُنادى را كه ندا مى كرد در مدينه اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله بسوى شما مى فرمايد آگاه باشيد بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه بدارد آن را پس گفت حضرت صادق عليه السلام كه اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود كه فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنيدم منادى رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله ندا كرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم ان شاء الله تعالى پس مى فرمودكه روزه دو ماه كه شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا و روايت كرده اسماعيل بن عبد الخالق كه گفت بودم نزد حضرت صادق عليه السلام كه در ميان آمد ذكر روزه شعبان حضرت فرمود كه در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتى آنكه مردى مرتكب خون حرام مى شود پس روزه مى گيرد شعبان را نفع مى بخشد او را و آمرزيده مى شود و بدانكه اعمال اين ماه شريف بر دو قِسم است اعمال مشتركه و اعمال مختصه.

اعمال مشتركه ماه شعبان

آن چند امر است :

اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ و در بعضى روايات الْحَىُّ الْقَيُّومُ پيش از الرَّحْمنُ الرَّحيمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روايات مستفاد مى شود كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است و هركه هر روز از اين ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى ديگر استغفار كند .

سوّم : تصدّق كند در اين ماه اگرچه به نصف دانه خرمايى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضيلت روزه رجب فرمود چرا غافليد از روزه شعبان راوى عرض كرد يابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه يك روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض كرد يابن رسول الله بهترين اعمال در اين ماه چيست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربيت كند همچنانكه يكى از شما شتر بچّه اش را تربيت مى كند تا آنكه در روز قيامت برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد

چهارم : در تمام اين ماه هزار بار بگويد لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسيار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنويسند .

پنجم : در هر پنجشنبه اين ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دين و دنياى خود و روزه اش نيزفضيلت دارد و روايت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زينت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بيامرز روزه داران اين روز را و دعاى ايشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بيست حاجت ازحوائج دنيا وبيست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد...................به مفاتیح رجوع شود  


عید مبعث مبارکباد


 


 



مبعث حضرت رسول اکرم ص عید بزرگ بعثت مبارکباد 

 

اعمال شب بيست و هفتم (شب مبعث )

 

 

شب مبعث و از ليالى متبرّكه است و در آن چند عملست:

اوّل : شيخ در مصباح فرموده روايت شده از حضرت ابو جعفر امام جواد عليه السلام كه فرمود همانا در رجب شبى است كه بهتر است از آنچه كه ميتابد برآن آفتاب و آن شب بيست و هفتم رجب است كه در صبح آن پيغمبرخدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله به رسالت مبعوث گرديد و بدرستى كه از براى عامل در آن شب از شيعه ما اجر عمل شصت سال است بخدمت آنحضرت عرض شد كه عمل در آن شب چيست فرمود چون بجا آوردى نماز عشا را و به رختخواب رفتى پس بيدار مى شوى هر ساعتى كه خواستى از شب تا پيش از نيمه آن و بجا مى آورى دوازده ركعت نماز مى خوانى در هر ركعتى حمد و سوره اى از سوره هاى كوچك مفصّل ومفصّل ازسوره محمّد است تا آخرقرآن پس چون سلام دادى درهر دو ركعتى وفارغ شدى ازنمازها مى نشينى بعدازسلام و مى خوانى حمد را هفت مرتبه و مُعَوَّذَتَيْن را هفت مرتبه وقُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ و قُلْ يا اَيُّها الْكافِرُونَ هركدام را هفت مرتبه و اِنّا اَنْزَلْناهُ و آية الكرسى هر كدام را هفت مرتبه و بخوان در عقب همه اين دعا را  :

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ

ستايش خاص خدايى است كه نگيرد فرزندى و نيست براى او در فرمانروايى شريكى و نيست برايش ياورى از

الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِمَعاقِدِ عِزِّكَ عَلَى اَرْكانِ

خوارى و به بزرگى كامل بزرگش شمار خدايا از تو خواهم به حق چيزهايى كه موجبات عزتت برپايه هاى

عَرْشِكَ وَمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَبِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ

عرشت مى باشد و به حق سرحد نهايى رحمتت از كتابت و به نام بزرگتر بزرگتر

الاْعْظَمِ وَذِكْرِكَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَبِكَلِماتِكَ التّامّاتِ اَنْ

بزرگترت و به حق ذكرت كه والاتر و برتر و اعلى است و به كلمات تام و تمامت كه

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ پس بخوان هر دعائى

اعمال روز بيست و هفتم

از جمله اعياد عظيمه است و روزى است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله در آن روز به رسالت مبعوث گرديد و جبرئيل به پيغمبرى بر آن حضرت نازل شد و از براى آن چند عمل است:

اوّل : غسل

دوّم : روزه و آن يكى از چهار روزى است كه در تمام سال امتياز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال .

سيّم : بسيار صلوات فرستادن .

چهارم : زيارت حضرت رسول و اميرالمؤ منين عليهما و آلهما السَّلامُ .

پنجم : شيخ در مصباح فرموده از رَيّان بن الصّلت مروى است كه حضرت امام جواد عليه السلام در زمانيكه در بغداد بود روز نيمه رجب و روز بيست و هفتم را روزه گرفت و جميع حشم آنحضرت روزه گرفتند و ما را امر فرمود كه بجا آوريم دوازده ركعت نماز كه خوانده شود در هر ركعت حمد و سوره و بعد از فراغ از نمازها خوانده شود هر يك از حمد و توحيد و مُعَوَّذَتين چهار مرتبه و

لا اِلهَ اِلا اللّهُ واللّهُ اَكْبَرُ وَسُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّبِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

چهار مرتبه اللّهُ اللّهُ رَبِّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَيْئا چهار مرتبه لا اُشْرِكُ بِرَبِّى اَحَدا چهار مرتبه .

ششم: و نيز شيخ روايت كرده از جناب ابوالقاسم حسين بن رُوح رَحَمهُاللّهُ كه فرموده بجا مى آورى در اين روز دوازده ركعت نماز مى خوانى در هر ركعت حمد وسوره اى كه آسان باشد و تشهّد مى خوانى و سلام مى دهى و مى نشينى و مى گوئى بين هر دو ركعتى :
برای خواندن دعا رجوع شود به مفاتیح الجنان ................

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

              پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

                                           عید فرخنده مبعث بر تمامی ولایتمداران تبریک و تهنیت باد

پیامبر أعظم، آغازگر تغییر در فرهنگ جهانی

فرهنگ مجموعه ای از ارزشها، عادات، رفتار و سنت های هر قوم است و به همین نسبت

 در عصر بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله نیز فرهنگ هایی - كه بهتر است از آنها به عنوان خرده فرهنگ

 یاد كنیم - وجود داشتند.  این فرهنگ ها گر چه بعضاً باقی مانده فرهنگ ادیان الهی و

 ابراهیمی بودند

اما با ضد ارزشهای موجود در جامعه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف که ناشی از تفكر و خواست های

مادی بشر بود، آغشته شده بود. لذا تشخیص حق از باطل در این فرهنگ ها برای مردم بسیار سخت

 و بعضاً ناممكن شده بود؛ مطمئناً این نوع فرهنگ ها به نفع بشر نخواهد بود بلكه به نفع مستكبرین و حكام جور می باشد، چرا كه آنان در لوای این فرهنگها منافع خودشان را تأمین می كنند.

اما فرهنگ های الهی دارای خصوصیاتی است به نفع مردم و همه طبقات جامعه. فرهنگ های

 الهی و بخصوص

 فرهنگ اسلامی قصد تحمیل اهداف نظام ارزشها و نظام دینی خود را ندارند، چرا كه اگر مفاهیم ارزشمند

 این نظام های فرهنگی به نحو شایسته به مردم منتقل شود، ارزشها از ضد ارزشها شناسایی می شود و خرده فرهنگ های التقاطی جای خود را به نظام های برتر فرهنگی خواهند داد.

فرهنگ حقیقی در برابر فرهنگ التقاطی

فرهنگ به معنای جعل ارزشها براساس هواهای نفس، احساسات بشر و تمایلات انسانی نیست، بلكه فرهنگ اسلام براساس واقعیت ها و حقایق موجود شكل گرفت و ادامه یافت . پیامبر اسلام نیز در همین راستا به هدایت بشر همت گماشتند و زمینه ظهور و بروز فرهنگی برخاسته از متن حقایق و خواسته های الهی بشر را ایجاد نمودند تا بشریت با یكدیگر در رسیدن به سعادت همراه شوند.

در فرهنگ الهی برخاسته از وحی، دو مۆلفه بسیار مهم وجود دارد؛ یكی هماهنگی با فطرت و دیگری همسویی با عقل. فرهنگ اسلام در قالب یك نظام هماهنگ با فطرت و عقل وارد میدان شد، آن هم در زمانی كه آن فرهنگهای باطل و التقاطی بر زندگی مردم سایه افكنده بودند.   مسلم است كه این نوع فرهنگ ها اثرات بسیار مطلوبی بر رفتار و كردار و زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.

ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است

فرهنگ اسلامی چون دارای این دو مۆلفه مهم - فطرت و عقل - بود توانست جامعه بشری را راهنمایی و هدایت كند. البته برخی مسایل وجود دارد كه از سنخ فطرت یا عقل نیست بلكه فراتر از آن است، لذا به هدایت های ویژه نیازمند است. بنابراین هدایت بشر یا از طریق فطرت ممكن است یا احكام عقلی و یا وحی. این سه مرحله در رسیدن انسان به واقعیت های انسانی بسیار كمك می كند. از این رو، پیامبران با هدف اینكه انسان جایگاه واقعی خودش را بشناسد و به آن دست یابد و هویت خود را باز یابد، براساس متن وحی پروردگار به فرهنگ سازی جوامع پرداختند.  

راز گسترش فرهنگ وحیانی اسلام بر مبنای فطرت، عقل و خواسته ها و نیازهای بشر ظهور پیدا كرد، حكم صادرنمود و به همین دلیل نیز گسترش یافت چون در كلیه احكام زندگی اسلام ریشه های فطری و عقلی و الهی نهفته بود و به این نیازهای روحی، روانی و مادی و معنوی او پاسخ گفت.

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد.

وقتی انسان ها شاهد بودند كه اسلام مجال ایفای نقش به فطرت و عقل داد، به سمت آن گرایش پیدا كردند.  در واقع اسلام و فرهنگ اسلامی به بشر مجال ساختن زندگی متعالی براساس نیازها و خواسته های واقعی اش را داد به همین دلیل رویكرد مردم چه در عصر بعثت و چه پس از آن قابل توجه است.

البته كسانی كه منافع مادی خود را در خطر می دیدند، با این حركت انقلابی پیامبر صلی الله علیه وآله كه تحول روحی عظیمی را در بسیاری از افراد به وجود آورد، مخالفت نمودند و سنگ اندازیهای زیادی هم داشتند و حتی به فرهنگ سازی انفعالی در برابر فرهنگ ناب اسلام پرداختند، چون انسانهایی كه به كنه وجودی خودشان پی برده بودند دیگر در مقابل تحقیرهای آنان كه منافی با شخصیت انسانی شان بود ایستادگی می كردند. لذا بیشترین كسانیكه علیه پیامبران واكنش داشتند و قیام كردند، بزرگان اقوام بودند و بیشترین كسانی كه به اسلام پناه آورده بودند و در سایه اسلام شخصیت یافته بودند، رنج كشیدگان و مظلومین سابق جامعه بودند، چرا كه ساخت زندگی براساس نیازها، آرزوها و با اختیار و انتخاب خود، آرزوی هر انسانی است.

ابزارهای انقلاب فرهنگی پیامبر

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله همچون سایر انبیای الهی بشر را به سمت خودشناسی و سپس خودسازی تشویق می كردند و روح هر انسانی خواستار استقلال در انتخاب و اختیار در گزینش نوع زندگی است، اما این استقلال و اختیار به معنای كنارگیری از هدایت های پیامبر نبوده و نیست. لذا ارجاع بشر به فطرت خود، توجه و اهتمام به احكام و هدایت عقلی، تكوینی، تشریعی و فطری از ابزار هدایت بشر توسط پیامبر و ایجاد تغییر فرهنگی بوده است.

ابزار مهم دیگری كه پیامبران و بویژه پیامبر اسلام در ایجاد این تغییر از آن بهره جستند، استفاده از وزیران، مدیران و كارگزاران لایق است.  انتخاب وزیر مطلع بر امور از ویژگی های مۆمنان است چون مۆمنان صلاح و منفعت جامعه و دیگران و خود را مد نظر دارند و این همان معنای ایمان واقعی است.

بشر چه در عصر بعثت و چه پس از آن تشنه حقایقی بود كه از زبان وحی بیان می شد و چون این دستورها و راهنمایی های هدایتگرانه براساس همان سه محور اصلی زندگی بشر بود توانست چه در عصر بعثت و چه پس از آن و حتی اكنون كه 14 قرن از بیان آن ها گذشته است، پاسخ دهد

انتخاب این ویژگی برای وزیران یك پیامبر احتمال هر گونه سوء ظن، خطا در ولایتمداری و مصلحت خواهی برای پیروان آن پیامبر را كاهش و حتی به صفر می رساند و شبهات احتمالی را از بین می برد. لذا بهترین ابزار برای تحقق اهداف پیامبران در همین نكته نهفته است، یعنی انتخاب وصی، وزیر و جانشین اصلح، اطمینان و اعتماد به وزیر و داشتن ایمان به عملكرد كسی كه بر مبنای آنچه گفته شد انتخاب شده است، هر چند نقش نظارت بر عملكرد وزرا نیز باید پررنگتر از آنچه بیان شد مدنظر قرار گیرد.

یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده در این راستا، محبت و رأفت پیامبر اکزم صلی الله علیه وآله نسبت به سایرین است. این ویژگی هر انسانی است كه نسبت به محبت خالصانه و رأفت پدرانه یك سرپرست كرنش نشان می دهد. پیامبر صلی الله علیه وآله با استفاده از خصلت و خلق نیكوی خویش، آنچه را در لوای دستورهای الهی مد نظر داشتند به دیگران منتقل نمودند و آن مسایل و مطالب در ذهن مخاطبین ثبت و تثبیت شد، مگر آنهایی كه دلهایی بیمار داشتند.

شیوه تبلیغی پیامبر

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تبلیغ رسالت خود را با دعوت از راه گفتگو و براساس استدلال آغاز كردند. در آیات قرآن كه تعیین كننده مسیر حركت زندگی همه مسلمانان بوده و هست، از چه واژه هایی بیشتر استفاده می شود؟ «یتدبرون»، «یتفكرون»، «یعقلون» و...، واژه هایی هستند كه در اكثر آیات قرآن، مردم را به تفكر، تدبر و تعقل در آیات الهی و مخلوقات پروردگار دعوت و آنها را به نوعی با استدلال و با دلالت سخن گفتن، آشنا و دعوت می كنند. شیوه پیامبر در ابلاغ رسالتشان نیز همین شیوه بود، اما در مقابل، دشمنان پیامبر، وقتی در مقابل این فرهنگ بزرگ توان ایستادگی نداشتند، به مقابله منفی می پرداختند و اتهام ساحر بودن و... را به شخص پیامبر وارد می كردند.

در واقع ستیز آنها، ستیز فرهنگی نبود؛ زیرا آنها دارای فرهنگ به معنای واقعی نبودند، بلكه خرده فرهنگهای برخاسته از ایده های باطلشان تعیین كننده مسیر زندگی شان بود، لذا آنها توان مقابله فرهنگی نداشتند و به گواه و روایت تاریخ در آن موضع شكست خوردند، به همین دلیل دست به برخورد مسلحانه می زدند.

 

عید بزرگ مبعث بر شما مبارک باد


عید مبعث مبارک باد

عید مبعث مبارک باد


شب 27 از  ماه رجب روایتست که دوازده رکعت کند در این شب. در هر رکعتی «الحمد» و هر دو «قل أعوذُ» و «قل هو الله أحد» هر یکی چهار بار بخواند و پس از آن دعا کند دعایی که در شب نیمه ماه برفت بخواند و غسل مستحب است درین شب

 و روز 27 بود از این ماه که ابوالقاسم محمد را فرستادند به رسالت و این روز یکی از چهار روزی است که در سال، روزه داشتن آن را فضلی بسیار است و آن 27 رجب است روز مبعث و 25 ذی القعده روز دَحْو الارض و هجدهم ذی الحجة روز غدیر و 17 ربیع الاول و مولد نبی.

و مستحب است روز 27 رجب غسل کردن و روزه داشتن و 12 رکعت نماز کردن با «الحمد» و سوره و پس از آن «الحمد» خواندن و «قل هو الله احد» و هر دو «قل أعوذ» هر یکی چهار بار و

«لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أکبرُ، سُبْحانَ اللّهِ والْحَمدُ لِلّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم» چهار بار «اَللّهُ اَللّهُ رَبّی وَ لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئا چهار بار و لا أُشْرِکُ بِرَبّی أَحَدا» چهار بار.



قیام پانزده خرداد1342

قیام پانزده خرداد

قیام خونین پانزده خرداد

این كه، چه عواملی در پیروزی انقلاب اسلامی و واژگونی رژیم 2500 ساله ی شاهنشاهی، نقش اصلی و اساسی داشته اند از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

از سال 1341 كه نهضت مقدس امام خمینی قدس سره آغاز شد، تا سال 1357 كه این نهضت به ثمر رسید با ظهور انقلابی بی نظیر كه ثمره ی آن تحقق نظام جمهوری اسلامی بود، همواره تنی چند از عالمان مجاهد، با یاری مردم فقیر و زجر كشیده، خود را به آتش و خون زدند و با تحمل سختی های بسیار مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه دادند.

در طی این سال ها، ضمن نبردِ نابرابر ایمان و كفر، منادیان حق و حقیقت دینی، با الگو قرار دادن مبارزات صدر اسلام، و با جدّیت وصف ناپذیر، نهضت مقدس امام خمینی« قدس سره» را استمرار بخشیدند و روحیه ی سلطنت ستیزی را تقویت كردند و در هر مناسبتی با نام رهبر تبعیدی خود حركت انقلابی جمعیت های تظاهر كننده را پرشتاب و با توان ساختند.

قیام 15 خرداد نقطه ی عطفی در تاریخ مبارزات ملت قهرمان ایران است، كه رهبری داهیانه ی امام خمینی« قدس سره» و یاری روحانیان انقلابی  در تداوم آن، طی یك دوره ی پانزده ساله، نقش اساسی داشته است. و در همه ی آن سال ها سال روز 15 خرداد هیچ گاه در سكوت و خاموشی سپری نشد؛ زیرا كه 15 خرداد برای امت قهرمان و شهید پرور ایران، از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده و خواهد بود.   

15 خرداد، روز قیام خونین مردم جان بركفی بود كه، به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند و علیه نظام ستمشاهی شوریدند. 15 خرداد روز آغاز نهضت مقدس اسلامی، روز عصیان علیه طاغوت و طاغوتیان و روزی بود كه ملت ایران زیر بیرق اسلام گرد آمد و برای مقابله با دشمنان اسلام و قرآن وارد صحنه شد و پشت رژیم ستمشاهی را به لرزه انداخت.

در سحرگاه 15 خرداد سال 1342، دژخیمان رژیم ستمشاهی به خانه ی امام در قم یورش بردند و امام خمینی« قدس سره» را كه سه روز پیش از آن، به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسه ی فیضیه، طی سخنان كوبنده ای پرده از جنایات شاه و اربابان امریكایی و اسراییلی او برداشته بود، دستگیر و دور از چشم مردم به زندانی در تهران منتقل كردند.


هنوز چند ساعتی نگذشته بود كه خیابانهای شهر قم زیر پای مردان و زنان مسلمان و انقلابی كه به قصد اعتراض از خانه هایشان بیرون آمده و به حمایت از رهبرشان فریاد برآورده بودند، به لرزه در آمد. همین صحنه، در همان روز در تهران و چند شهر دیگر(ازجمله شهرستان کاشان) نیز به وجود آمد و مردم ایران با قیام گسترده ی خود نشان دادند كه خواستار برقراری حكومت اسلامی و پایان دادن به رژیم ستمشاهی هستند. به همین جرم بود كه گلوله های شلیك شده از خشم و كینه ی حكومت شاه، قلب صدها مسلمان انقلابی و به پا خاسته را در 15 خرداد 1342 نشانه رفت و آنان را به خاك و خون كشید. بدین ترتیب، تاریخ ایران اسلامی و تاریخ مبارزات امت اسلامی، در روز 15 خرداد 1342 ورق خورد و فصل جدیدی در كارنامه ی رویارویی مستضعفان با مستكبران گشوده شد.

رفراندوم ساختگی

روز 6 بهمن 1341 برای شش اصل پیشنهادی شاه رأی گیری شد. در مدت اخذ رأی دو صندوق وجود داشت. یكی برای آرای موافق و دیگری برای مخالف. در تهران در همان دقایق اول این خبر چون بمبی صدا كرد كه چند نفری كه رأی مخالف در صندوق ها ریخته اند، مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفته و به زندان انتقال یافته اند. مخالفان به جای دادن رأی مخالف، از شركت در رفراندوم خودداری كردند. در هر حال دولت اعلام كرد 000، 598، 5 نفر در رفراندوم شركت و رأی مثبت دادند. آرای مخالف فقط 4015 رأی اعلام شد.  ................................................


  

ادامه نوشته

گرامی باد یاد آفرینندگان 15 خرداد42


 





اسامی شماری از شهیدان خرداد خونین 42
در اسناد پشت پرده رژیم تنها نام 123 تن از كشته‌ها و زخمی‌های قیام خردادماه آمده است كه شمار كشته‌ها بالغ بر 53 تن می‌باشد. در دیگر گزارشها و اسناد پراكنده، نام برخی دیگر از كشتگان آن روزها دیده می‌شود كه در لیست 123 تن بالا نیامده است. شهربانی كل كشور شمار جنازه‌هایی را كه در تاریخ 15 و 16 خرداد به گورستان تحویل داده‌اند، 80 تن گزارش كرده، اما نامهای آنان را نیاورده است.
گزارش مورخ 18/4/42 ساواك نشان می‌دهد كه استواری به نام «رضا دیوانه» از كلانتری 6 خیابان مولوی به تنهایی 60 نفر از مردم بی‌گناه را كشته است.
به رغم كنكاش و كاوشی كه تاكنون انجام شده است، آمار دقیق و درستی از شهیدان و زخمی‌های قیام 15 خرداد به دست نیامده و به نظر می‌رسد كه در اسناد و گزارشهای پشت پرده اسامی كامل آنان هرگز به ثبت نرسیده است.
این نارسایی در آمار شهیدان و زخمی‌های 15 خرداد و ناآگاهی و بی‌اطلاعی از نام و نشان آنان از آنجا ناشی می‌شود كه:
1ـ رژیم شاه برای اینكه ژرفای جنایت و قساوت خود را در كشتار بی‌رحمانه مردم در قیام خردادماه از دید ملت ایران و جهان پوشیده نگه دارد، بسیاری از كشته‌ها و حتی زخمی‌ها را كه در خیابانها افتاده بودند، پیش از آنكه به بیمارستانها و یا پزشك قانونی انتقال یابند و مورد شناسایی قرار گیرند، در كامیونها ریختند و در نقاط دوردست، در گورهای دسته‌جمعی مدفون كردند.
2ـ برخی از خانواده‌های شهیدان از بیم پیگرد شدید رژیم شاه و برای اینكه گرفتار زندان، ساواك و بازجویی‌های آزاردهنده و شكنجه‌های توانفرسا نشوند، خبر شهادت بستگان خود را در قیام 15 خرداد، هرگز بازگو نكردند و مرگ آنان را به علت تصادف و دیگر رویدادهای غیرطبیعی نمایاندند. این پنهانكاری موجب شد كه برخی از شهیدان آن قیام تا به امروز ناشناخته بمانند.
3ـ برخی از شهیدان خردادماه از اهالی شهرها و روستاهای دوردست بودند و خانواده‌های آنان هرگز از سرنوشت آنان نتوانستند خبر یا نشانی به دست آورند. از این رو، آنان را از افراد مفقودالاثر به شمار آوردند؛ و بدین گونه تنها از شهیدانی نام و نشانی به جا ماند كه مردم توانستند آنان را از صحنه درگیری بیرون ببرند و به بیمارستانها برسانند و یا به گورستان تحویل دهند كه نام آنان در دفتر بیمارستان و یا گورستان به ثبت رسید و یا برخی از خانوده‌های شهید، نام آنان را اعلام كردند.
اكنون نامهای برخی از شهیدان قیام خرداد 42 كه تاكنون به دست آمده است در پی می‌آید، با اعتراف به اینكه شهدای آن قیام خونین به مراتب بیشتر از آن است كه در این فراگرد نشان داده شده است:

حكیمه ابوالحسنی
زهرا ابوالحسنی
جواد اجاقیان ـ شیشه بر
ملكه احیائی
ابوالقاسم اردستانی كهنگی ـ كشاورز
شریفه ارمیده
علی استادهاشمی ـ نجار
عبدالله اشعری ـ خیاط
محمود اعرابی جوشقانی ـ فروشنده
بتول افخمی قمی
حسین افسر ـ كشاورز
عباس اقلیمی ـ كارگر
سكینه بدیری
علی‌اصغر برج
عباسعلی برخورداری ـ بنا و معمار
قاسمعلی برخورداری ـ بنا و معمار
امرالله برزین
سكینه برومند پاك
كبری بهرامی
بتول بیگدلی
ارسلان بیگدلی ـ كشاورز
باختر بیگلری ـ كشاورز
حیدر بیگلری ـ كشاورز
زراره بیگلری ـ كشاورز
زیاد بیگلری ـ كشاورز
علی بیگلری ـ كشاورز
نصیر بیگلری ـ كشاورز
محمدعلی پرمور ـ گل‌فروش
اسدالله پروا (قنادی) ـ دانش‌آموز
اسماعیل پروانه
محمدعلی پروانه ـ دانش‌آموز
مرتضی پهلوانی ـ دانش‌آموز (چهارده ساله)
نصرالله پهلوانی
محمدحسین تشكری ـ كارگر
ملوك تكثیرزن
عباس توانا ـ دانش‌آموز
روح‌انگیز جاویدی
فاطمه جدالی سلطانی
عنایت‌الله جراپنان ـ كاسب
فاطمه جهانگیری
محمدرضا حاج آخوندی
مرصع حاج قنبری
اصغر حاج محمدزاده ـ مبل‌ساز
اسماعیل حسنی ـ درشكه‌چی
سیدیونس حسینی غوزینی ـ روحانی
حسن خانی ـ كشاورز
شكر‌الله خبازها ـ دانش‌آموز (سیزده ساله)
یحیی خمسه‌ای ـ خیاط
عبدالرحیم خوش‌تقاضا ـ كارگر (نانوا)
محمد خوش لهجه ـ دانش‌آموز
احمد دسترس ـ دانش‌آموز
خلیل دستغیب سربی ـ دانش‌آموز
صدیقه دهقانی
عزت‌الله رجبی اناركی ـ كشاورز
كریم رحیمی ـ كارگر
شهباز رسولی ـ كشاورز
عبدالرحمن رسولی ـ كشاورز
عبدالله رضائی نادرخانی
ناصر زادقناد ـ راننده تاكسی
علی زارعی
احمد زالپایی سه‌گانه ـ دانش‌آموز (سیزده ساله)
مولود زلفی بلگیجانی
عبدالله زوارفر ـ نقاش
كاظم زوارفر
مسعود ستوده‌نیا كرانی ـ كفاش
احمد سروری
رحیم سلیمانی
محسن سلیمانی ـ كفاش
نورالله سلیمانی ـ آهنگر و جوشكار
سارا سیاح
سیدرسول شاه‌جعفری ـ عطار
غلامحسین شاه‌قلندری ـ بنا و معمار
مجتبی شجری ـ كارگر
حسن شمشیری تهرانی ـ فروشنده
علی‌اكبر شیر خدا ـ‌ كارگر
هوشنگ صادق
محمد صفائی ـ فروشنده
زهرا طاهر رفتار
سیدمرتضی طباطبایی رفیعی ـ كشاورز
حسن طوسی ـ بنا و معمار
حاج محمدرضا طیب ـ بارفروش میدان
محمدعلی عباسی ـ حلبی‌ساز
محمود عباسی‌زاده ـ بنا و معمار
حسن عباسی فرد ـ ریخته‌گر
جعفر عرب مقصودی ـ كشاورز
علی عسگریان ـ كشاورز
مصطفی علی عسگری ـ كارگر
صدیقه فرزینی
علی فرهادی بجاربنه
محمدعلی فیاضی نور
احمد فیروزی
غلامرضا قائینی ـ دانش‌آموز
غلامحسین قائینی گوارشكی ـ كارمند وزارت كشاورزی
رستم قاسمی ـ كشاورز
ابراهیم قاسمی فخار ـ كارگر
علی‌محمد قدیرزاده كاشی ـ كارگر
عباسعلی قراگوزلو ـ فروشنده
علی‌اكبر قره‌گوزلو
ابوالقاسم كاظم‌زاده
فاطمه كامه
ابراهیم كرمانی جمكرانی ـ باتری و دینام ساز
رقیه كلوانی
حسن كلهر ـ كشاورز
عباس گلرو ـ پارچه‌فروش
علی‌اكبر گل‌محمدی ـ خواربار فروش
صمد متحیر ـ راننده
رحیمه مجاهد
سیدمرتضی مجتهدزاده ـ روحانی
فضل‌الله محمدخانی
یدالله محمدخانی ـ پلاستیك ساز
مسعود محمدی ـ دانش‌آموز (7 ساله)
غفار مددی
امیر معصوم شاهی ـ خواربار فروش
قاسم مكاری ـ نجار
ابوالحسن ممتازآباد ـ كفاش
عادل موتعلمیان
مظفر موسوی لاری ـ روحانی
سكینه مهابادی
اسماعیل مهدویان ـ كارگر
محترم مهدی ملایری
فخری میرزاحسن
محمدقلی نادری ـ كارگر
محمد نصیراسلامی
كاظم نصیرزاده
احمد نیكومظفر
محمدحسین وطن‌پرست ـ كفاش
خدیجه وقایعی

پی‌نویس:
1ـ «... در حالی كه آژانس رسمی پارس تعداد كشته‌شدگان را 20 تن و زخمیها را 150 تن قلمداد كرده است، وزارت دادگستری تعداد كشته‌شدگان را 74 تن شمرده است كه 60 تن آن در تهران و 14 تن در قم كشته شده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد كه شمار قربانیان خیلی بیشتر باشد. دولت به خبرگزاریهایی كه تعداد كشته‌ها را یك هزار تن اعلام كرده‌اند، اعتراض كرد... بیمارستانها از دادن هرگونه اطلاعی درباره تعداد زخمیها و كشته‌ها امتناع می‌ورزند.»، روزنامه لوموند؛ 1963/6/7م، از فصلنامه 15 خرداد، دوره سوم، سال دوم، شماره 3، بهار 1384.


اسامي شماري از شهيدان خرداد خونين 42

درباره‌ي شمار قربانيان قيام خرداد ماه 42 ديدگاه‏هاي گوناگون و متفاوتي ديده مي‏شود. رژيم شاه همه‌ي كشته‏هاي آن قيام را 86 تن و زخمي‏ها را 150 نفر اعلام كرد! برخي از خبرگزاري‏هاي خارجي شمار كشتگان را بيش ‏از هزار نفر برآورد كردند. مردم كوچه و بازار كه در صحنه‌ي قيام و درگيري حضور داشتند و با چشم خود ديدند كه چگونه تظاهرات كنندگان جان بركف همانند برگ خزان بر زمين ريختند، شمار شهيدان آن روزهاي خونبار را بالغ بر پانزده هزار تن روايت كردند.
در اسناد پشت‏پرده‌ي رژيم تنها نام 123 تن از كشته‏ها و زخمي‏هاي قيام خردادماه آمده است كه شمار كشته‏ها بالغ بر 53 تن مي‏باشد. در ديگر گزارش‏ها و اسناد پراكنده، نام برخي ديگر از كشتگان آن روزها ديده مي‏شود كه در ليستِ 123 تنِ بالا نيامده است. شهرباني كل كشور شمار جنازه‏هايي را كه در تاريخ 15 و 16 خرداد به گورستان تحويل داده‏اند، 80 تن گزارش كرده، اما نام‏هاي آنان را نياورده است.

گزارش مورخ 18/4/42 ساواك نشان مي‌دهد كه استواري به نام رضا ديوانه از كلانتري 6 خيابان مولوي به تنهايي 60 نفر از مردم بي‌گناه را كشته است.
به رغم كنكاش و كاوشي كه تاكنون انجام شده است، آمار دقيق و درستي از شهيدان و زخمي‏هاي قيام 15 خرداد به دست نيامده و به نظر مي‏رسد كه در اسناد و گزارش‏هاي پشت‏پرده اسامي كامل آنان هرگز به ثبت نرسيده است.
اين نارسايي در آمار شهيدان و زخمي‏هاي 15 خرداد و ناآگاهي و بي‏اطلاعي از نام و نشان آنان از آنجا ناشي مي‏شود كه:
1ـ رژيم شاه براي اينكه ژرفاي جنايت و قساوت خود را در كشتار بي‏رحمانه‌ي مردم در قيام خردادماه از ديد ملت ايران و جهان پوشيده نگه دارد، بسياري از كشته‏ها و حتي زخمي‏ها را كه در خيابان‌ها افتاده بودند، پيش از آنكه به بيمارستان‌ها و يا پزشك قانوني انتقال يابند و مورد شناسايي قرار گيرند، در كاميون‏ها ريختند و در نقاط دوردست، در گورهاي دسته‏جمعي مدفون كردند و بدين‏گونه آنان را در جرگه‌ي سربازان گمنام اسلام و ايران درآوردند.
2ـ برخي از خانواده‌ي شهيدان از بيم پيگرد شديد رژيم شاه و براي اينكه گرفتار زندان، ساواك و بازجويي‏هاي آزاردهنده و شكنجه‏هاي توانفرسا نشوند، خبر شهادت يكي از بستگان خود را در قيام 15 خرداد، هرگز بازگو نكردند و مرگ آنان را به علت تصادف و ديگر رويدادهاي غيرطبيعي نماياندند. اين پنهانكاري موجب شد كه برخي از شهيدان آن قيام تا به امروز ناشناخته بمانند.
3ـ برخي از شهيدان خردادماه از اهالي شهرها و روستاهاي دوردست بودند و خانواده‏هاي آنان هرگز از سرنوشت آنان نتوانستند خبر يا نشاني به دست آورند، از اين‏رو، آنان را از افراد مفقود الاثر به شمار آوردند؛ و بدين‏گونه تنها از شهيداني نام و نشاني به جا ماند كه مردم توانستند آنان را از صحنه‌ي درگيري بيرون ببرند و به بيمارستان‌ها برسانند و يا به گورستان تحويل دهند كه نام آنان در دفتر بيمارستان و يا گورستان به ثبت رسيد و يا برخي از خانواده‏هاي شهيد، نام آنان را اعلام كردند.



شهادت موسی ابن جعفر ع


گوشه اي از زندگاني امام موسي كاظم سلام الله عليه

 در زمان حيات امام صادق(ع) كسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولى كسانى مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق(ع)عده‏اى از اينان چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند،پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مى‏دانند و سپس...

16

 اخلاق ، صفات و كرامات

آورده اند كه مردى از اولاد عمر بن خطاب در مدينه بود، همواره موسى بن جعفر عليه السلام را مى آزرد و هر وقت وى را مى ديد دشنامش مى داد و به على عليه السلام ناسزا مى گفت ، اصحاب عرض كردند: به ما اجازه دهيد تا اين فاجر را بكشيم ! امام عليه السلام آنها را نهى كرد و به شدت از اين كار باز داشت .

عشق به خمینی .....



                                          زندگینامه: امام خمینی (۱۲۸۱-۱۳۶۸)

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) ۱۳۲۱ق/ ۱۲۸۱ش، در خانواده‌ای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود.

و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح‌الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه‌ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه‌ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزش‌های اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.

دوره اول (از ۱۲۸۱- ۱۳۰۰ش)

دوران کودکی و نوجوانی روح‌الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می‌شد.

برخی از حوادث متأثرکننده این دوران مثل بمب‌باران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (۹-۱۰ سالگی) با عنوان: غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست خطاب به ملت ایران:

هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملکت داریوش دستخوش نیکولاست

می‌توان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روح‌الله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روح‌الله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمع‌آوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می‌شود که خود شخصاً به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر می‌کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می‌بیند.

تحصیلات روح‌الله

روح‌الله با بهره‌وری از استعداد فوق‌العاده، رشته‌های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت ۶ سال جهش فوق‌العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد.

اولین خطابه رسمی روح‌الله

روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام ۱۹ سالگی در مراسم بزرگداشت رکن اعظم مشروطه مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می‌شد.

از قول روح‌الله نقل شده … پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می‌کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول‌الله است.

از خدا خواستم مدد کند که از اولین تا آخرین منبری که خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم که جمله‌ای از آن را باور نداشته باشم … و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد … و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی‌ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.

دوره دوم زندگی روح‌الله (از ۱۳۰۰ش-۱۳۲۰)

این دوره از زندگی روح‌الله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاست های دین‌زدایی رضاخان و تا ۱۳۲۰ ادامه دارد، در این دوره روح‌الله مشغول تحصیل و تدریس و تألیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی؛ هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان کمتر از تأسیس حکومت اسلامی در سال ۵۷ نبود.

دوره سوم ( از ۱۳۲۰-۱۳۴۰)

این دوره از زندگی امام با ۴۰ سالگی آغاز می‌شود و مصادف است با دو حادثه مهم، یعنی بروز جنگ جهانی دومو اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنابر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود.

با همه کوشش ها و اقدامات روح‌الله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله‌باری از تجربه دوران ۲۰ ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیه‌ای در ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۳۶۳ق/۱۳۲۳ش زمان مناسب قیام را یادآوری می‌کند: امروز، روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزه‌گرد و شهوتران بر شما چیره و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.

دوره چهارم زندگی امام (از ۱۳۴۰-۱۳۶۸)

این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز می‌شود یکی رحلت آیت‌الله بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰) که ضایعه‌ای برای جهان اسلام و در عین حال رفع موانع برای دشمنان ایران و اسلام بود. دیگری رحلت آیت‌الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس که روزگاری نامش لرزه بر اندام دشمنان ایران و اسلام می‌انداخت.

همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم‌اندازی ظاهراً مردم فریب رخ نمود ولی در باطن از اتحاد شومی خبر می داد و تسلط آمریکا و اسرائیل و عوامل آنها را بر کلیه شئون مملکت فراهم می‌کرد.

در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین ۱۳۴۲ که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند.

امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد : من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم. امام نطق تاریخی خود را در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد. در شامگاه ۱۴ خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد.

صبح ۱۵ خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار یا مرگ یا خمینی به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند و قیام با شدت سرکوب شد و به خون نشست.

قیام (۱۵ خرداد ۴۲) علی‌الظاهر با تبعید رهبر انقلاب به ترکیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در ۵۶ روح تازه ای به جنبش دمید. چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام و روحانیت در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ را به دنبال داشت.

مراسم چهلم شهدای ۱۹ دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به کشتار فاجعه ۱۷ شهریور ۵۷ منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد.

مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حکم سرنوشت‌ساز ایشان را در لغو حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۵۷ با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت ۲۴ ساعت مبارزه بی‌امان، طرحهای کودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب کردند. و بالاخره پیروزی قیام ۱۵ خرداد در شب ۲۲ بهمن ۵۷ به گوش رسید.

از صبحدم ۲۲ بهمن تا ۱۳ خرداد ۱۳۶۸(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد.

این حوادث آن قدر گسترده بود که در این مختصر نمی‌گنجد، فقط در یک جمله می‌توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می‌توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه‌ها را خنثی کرد به گونه‌ای که ملت ایران، در سال ۱۳۶۸ در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از ۱۱ سال تحمل سختی‌ها و مشکلات

زندگینامه: امام خمینی (۱۲۸۱-۱۳۶۸)

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی در روز بیستم جمادی‌الثانی روز کوثر ولادت فاطمه زهرا (س) ۱۳۲۱ق/ ۱۲۸۱ش، در خانواده‌ای از اهل علم و مبارزه و تقوا و هجرت دیده به جهان گشود.

و در پنج ماهگی، پدرش آقا مصطفی به جرم حمایت از مظلومین به دست اشرار محلی به شهادت رسید. روح‌الله در آغوش مادری مهربان (بانو هاجر) و سرپرستی عمه‌ای دلسوز (صاحبه خانم) و دایه‌ای پرهیزگار (ننه خاور) پرورش یافت و همزمان آموزش‌های اولیه سوارکاری و تفنگداری و تیراندازی را طی کرد.

دوره اول (از ۱۲۸۱- ۱۳۰۰ش)

دوران کودکی و نوجوانی روح‌الله همزمان با بحرانهای سیاسی و اجتماعی ایران سپری شد. وی از همان ابتدای زندگی، با درد و رنج مردم و مشکلات جامعه آشنا بود و تأثر خود را با ترسیم خطوطی به صورت نقاشی بروز می داد، و همراه خانواده و اطرافیان در سنگر دفاع ساخته و پرداخته و در کوران حوادث و مسائل به مجاهدی تمام عیار تبدیل می‌شد.

برخی از حوادث متأثرکننده این دوران مثل بمب‌باران مجلس در نقاشی ها و مشق های خوشنویسی دوران کودکی و نوجوانی او منعکس شده و در دسترس است. از جمله قطعه شعری است در دفترچه یادداشت دوران نوجوانی (۹-۱۰ سالگی) با عنوان: غیرت اسلام کو جنبش ملی کجاست خطاب به ملت ایران:

هان ای ایرانیان، ایران اندر بلاست
مملکت داریوش دستخوش نیکولاست

می‌توان از آن نوشته به عنوان اولین بیانیه سیاسی دوران نوجوانی روح‌الله یاد کرد، و دغدغه ذهنی او را راجع به مسائل مملکتی فهمید. تمایلات روح‌الله نسبت به قهرمانان و مبارزان تا حدی است که در نهضت جنگل، وی با سخنرانی و سرودن شعر در وصف میرزا، اقدام به جمع‌آوری کمکهای مردمی برای حمایت از نهضت جنگل نموده و بالاخره مصمم می‌شود که خود شخصاً به نهضت جنگل بپیوندد. و در فرصتی به جنگل سفر می‌کند و پایگاه میرزا را از نزدیک می‌بیند.

تحصیلات روح‌الله

روح‌الله با بهره‌وری از استعداد فوق‌العاده، رشته‌های مختلف علوم را به سرعت طی کرد. علاوه بر فقه و اصول و فلسفه، عرفان را نیز در عالیترین سطح نزد اساتید برجسته آن زمان در خمین، اراک و قم طی کرد و در مدت ۶ سال جهش فوق‌العاده ای داشت حتی اسفار را پشت سر گذاشت و از فضلا و شخصیتهای برجسته حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد.

اولین خطابه رسمی روح‌الله

روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام ۱۹ سالگی در مراسم بزرگداشت رکن اعظم مشروطه مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می‌شد.

از قول روح‌الله نقل شده … پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می‌کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول‌الله است.

از خدا خواستم مدد کند که از اولین تا آخرین منبری که خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم که جمله‌ای از آن را باور نداشته باشم … و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد … و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی‌ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.

دوره دوم زندگی روح‌الله (از ۱۳۰۰ش-۱۳۲۰)

این دوره از زندگی روح‌الله با هجرت به قم آغاز شده است، با سیاست های دین‌زدایی رضاخان و تا ۱۳۲۰ ادامه دارد، در این دوره روح‌الله مشغول تحصیل و تدریس و تألیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارزی همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مدرس و برخی دیگر می باشد. در این دوره اختناق رضاخانی؛ هدف علما حفظ حوزه قم بود. اهمیت آن در آن زمان کمتر از تأسیس حکومت اسلامی در سال ۵۷ نبود.

دوره سوم ( از ۱۳۲۰-۱۳۴۰)

این دوره از زندگی امام با ۴۰ سالگی آغاز می‌شود و مصادف است با دو حادثه مهم، یعنی بروز جنگ جهانی دومو اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا. بنابر اعتقاد امام این زمان فرصت مناسبی برای قیام اصلاحی بود.

با همه کوشش ها و اقدامات روح‌الله قیام مورد نظر صورت نگرفت. امام در این دوره عالمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله‌باری از تجربه دوران ۲۰ ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان دارد، لذا با صدور بیانیه‌ای در ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۳۶۳ق/۱۳۲۳ش زمان مناسب قیام را یادآوری می‌کند: امروز، روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزه‌گرد و شهوتران بر شما چیره و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.

دوره چهارم زندگی امام (از ۱۳۴۰-۱۳۶۸)

این دوره همزمان با دو حادثه ناگوار آغاز می‌شود یکی رحلت آیت‌الله بروجردی (۱۰ فروردین ۱۳۴۰) که ضایعه‌ای برای جهان اسلام و در عین حال رفع موانع برای دشمنان ایران و اسلام بود. دیگری رحلت آیت‌الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس که روزگاری نامش لرزه بر اندام دشمنان ایران و اسلام می‌انداخت.

همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم‌اندازی ظاهراً مردم فریب رخ نمود ولی در باطن از اتحاد شومی خبر می داد و تسلط آمریکا و اسرائیل و عوامل آنها را بر کلیه شئون مملکت فراهم می‌کرد.

در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین ۱۳۴۲ که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد. در این حادثه تعدادی شهید و مجروح شدند.

امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد : من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم. امام نطق تاریخی خود را در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد. در شامگاه ۱۴ خرداد امام دستگیر و به زندان قصر منتقل شد.

صبح ۱۵ خرداد خبر دستگیری امام به تهران و سایر شهرها رسید و مردم به خیابانها ریخته با شعار یا مرگ یا خمینی به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند و قیام با شدت سرکوب شد و به خون نشست.

قیام (۱۵ خرداد ۴۲) علی‌الظاهر با تبعید رهبر انقلاب به ترکیه و سپس عراق از جوشش و جنبش افتاد. واقعه مرموز شهادت آقا مصطفی فرزند امام در ۵۶ روح تازه ای به جنبش دمید. چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام و روحانیت در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و قیام ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ را به دنبال داشت.

مراسم چهلم شهدای ۱۹ دی قم به صورت پیامی در تبریز و اصفهان و یزد و شیراز و شهرهای دیگر ادامه یافت و به کشتار فاجعه ۱۷ شهریور ۵۷ منجر شد همچنین فرار شاه و ورود امام را به وطن نوید داد.

مردم در پی استقبال بی سابقه خود در بهشت زهرا سخنرانی تاریخی امام خود را شنیدند و حکم سرنوشت‌ساز ایشان را در لغو حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۵۷ با جان دل گردن نهادند و در پیشگیری از حملات نیروهای رژیم با، مناطق حساس را سنگربندی و در مدت ۲۴ ساعت مبارزه بی‌امان، طرحهای کودتاچیان را نقش بر آب و هرگونه فرصت را از آنها سلب کردند. و بالاخره پیروزی قیام ۱۵ خرداد در شب ۲۲ بهمن ۵۷ به گوش رسید.

از صبحدم ۲۲ بهمن تا ۱۳ خرداد ۱۳۶۸(رحلت امام) حوادث سنگین بیشماری با محدودیت و نقش خصمانه آمریکا و حمایت همه جانبه دول غربی با کمک گروهها و احزاب متعدد چپ و راست در ایران در مقابله با انقلاب اسلامی بروز کرد.

این حوادث آن قدر گسترده بود که در این مختصر نمی‌گنجد، فقط در یک جمله می‌توان گفت هر کدام از آن حوادث به تنهایی می‌توانست مسیر انقلاب را منحرف کند و به شکست بکشاند، اما الطاف الهی و هوشمندی امام و وفاداری و آگاهی ملت ایران، تمام توطئه‌ها را خنثی کرد به گونه‌ای که ملت ایران، در سال ۱۳۶۸ در حالی که با پیکر مطهر امام خویش پس از ۱۱ سال تحمل سختی‌ها و مشکلات وداع می‌کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود.

 وداع می‌کرد، جمعیت چندین برابر بیشتر از لحظه ورود بود.


کوچ خورشید

سالگرد ارتحال جانگداز بنابگذار جمهوری اسلامی ایران تسلیت باد


5تکنیک برای درمان همیشگی کینه و نفرت


آیات الهی و روایاتی كه از جانب ائمه اطهار برای سعادت و موفقیت ما در تمام ابعاد زندگی بیان شده است، نسخه هایی بسیار كاربردی برای مبارزه با تنفر و كینه توزی نسبت به افراد بیان شده است، توصیه هایی كه با بكارگیری آنها در زندگی می توانیم وجودی مملو از آرامش را تجربه كنیم كه به برخی از این توصیه ها اشاره می كنیم:


 ایمان خود را تقویت كنید

به یقین یكی از عوامل مهمی كه می تواند بسیاری از مشكلات فردی و اجتماعی ما را حل و فصل كند، تقویت روح ایمان و خداباوری در افراد یك جامعه است ،چرا كه قسمت اعظم مشكلاتی كه ما با آنها دست و پنجه نرم می كنیم به دلیل فراموشی خداوند در زندگی و فقدان ایمان واقعی در زنگی افراد است و یكی از مشكلاتی كه باز ایمان در آن حرف اول را می زند در چگونگی تعامل با افراد است كه چگونه با انسان ها ارتباط بر قرار كنیم كه هیچ كینه و نفرتی از آنها به دل نگیریم و به همین جهت خداوند متعال در آیات الهی یكی از ویژگی های افراد  مومن را گذشت و به دل نگرفتن كینه و نفرت از افراد بیان می كند و می فرماید:

یكی از ویژگی هایی كه برای افراد حسود در زنگی بیان شده است است كه بر اعصاب خود مدیریت ندارند و در مواقع مختلف زود خشمگین می شوند ،همچنین افرادی كه حسادت در زندگی آنها موج می زند از طرفی خیلی سریع از دست دیگران ناراحت می شوند و از انها كینه به دل می گیرند و به آسانی كینه و نفرت از دل آنها بیرون نمی رود

(وَ الَّذینَ جاۆُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالْإیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فی‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَۆُفٌ رَحیم: و [نیز] كسانى كه بعد از آنان [=مهاجران و انصار] آمده‏اند [و] مى‏گویند: «پروردگارا، بر ما و بر آن برادرانمان كه در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى، و در دلهایمان نسبت به كسانى كه ایمان آورده‏اند [هیچ گونه‏] كینه‏اى مگذار. پروردگارا، راستى كه تو رۆوف و مهربانى.)( الحشر :  10)

به این روایت نیز توجه كنید كه امام حسین علیه السلام یكی از ویژگی های شیعیان را دوری از هر گونه كینه و نفرت و .... بیان می كند و می فرماید:

(إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛ بى گمان شیعیان ما دل هایشان از هر خیانت، كینه و فریبكارى پاك است.) (بحارالانوار، ج68، ص156) 

از سرزنش كردن افراد خودداری كنید

یكی از مواردی كه در ارتباطات اجتماعی سبب كینه توزی و نفرت می شود سرزنش های مداوم  نسبت به افراد است و به همین جهت امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:

(اِحتَمِل أَخاكَ عَلى ما فیهِ وَلاتُكثِرِ العِتابَ، فَإِنَّهُ یورِثُ الضَّغینَةَ؛ برادرت را با همان وضعى كه دارد تحمل كن و زیاد سرزنش نكن، زیرا این كار كینه مى آورد.)((تحف العقول، ص84)

 به دیگران هدیه بدهید

هدیه دادن به دیگران یكی از راه كارهای بسیار كاربردی و موثری است كه می‌تواند كینه ها و نفرت ها را مانند تكه یخی كه در ظهر یك روز گرم تابستانی آب می شود از بین ببرد و آنها را تبدیل به عشق و محبت و دوستی كند ،این نسخه طلایی از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است آنجا كه می فرماید:

(تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛ به یكدیگر هدیه بدهید، زیرا كینه ها را از بین مى برد.)(كافى، ج5، ص 144، ح14)

هدیه دادن به دیگران یكی از راه كارهای بسیار كاربردی و موثری است كه می تواند كینه ها و نفرت ها را مانند تكه یخی كه در ظهر یك روز گرم تابستانی آب می شود از بین ببرد و آنها را تبدیل به عشق و محبت و دوستی كند ،این نسخه طلایی از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است

 ناراحتی های خود را بیان كنید

بسیاری از كینه ها و نفرت ها از این مساله ناشی می شود كه افراد ناراحتی های خود را بروز نمی دهند و آنها را برای همیشه در دل نگه می دارند، چرا كه ممكن است بعد از اینكه شما ناراحتی خود را ابراز كنید، طرف مقابل یك جواب قانع كننده برای رفتار و سخنانش داشته باشد و به راحتی یك مساله حل و فصل شود، اما تا زمانی كه شما ناراحتی خود را بیان نكنید، طرف مقابل شما متوجه نخواهد شد كه شما برای چه و از چه چیز ناراحت و دلخور هستید و این ناراحتی كم كم تبدیل به یك كینه و نفرتی عمیق می شود كه برطرف كردن آن كمی مشكل خواهد بود و به همین جهت وجود مبارك امام هادی علیه السلام می فرمایند:

(اَلعِتابُ مِفتاحُ الثِّقالِ وَالعِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ؛ گلایه كردن كلید سرسنگینى و بهتر از كینه است.)((بحارالأنوار، ج78، ص369)

 حسادت را برای همیشه از زندگی خود حذف كنید

یكی از ویژگی هایی كه برای افراد حسود در زندگی بیان شده است است كه بر اعصاب خود مدیریت ندارند و در مواقع مختلف زود خشمگین می شوند، همچنین افرادی كه حسادت در زندگی آنها موج می زند از طرفی خیلی سریع از دست دیگران ناراحت می شوند و از آنها كینه به دل می گیرند و به آسانی كینه و نفرت از دل آنها بیرون نمی رود .

اگر می خواهید كینه و نفرت از دل شما بیرون برود ،حسادت به دیگران را برای همیشه از زندگی خود حذف كنید، چرا كه امیر مومنان علی علیه السلام یكی از ویژگی های بارز افراد حسود را اینگونه معرفی می كند:

(اَلحَسودُ سَریعُ الوَثبَةِ، بَطى ءُ العَطفَةِ؛ حسود زود خشمگین مى شود و دیر كینه از دلش مى رود.)(بحارالأنوار، ج73، ص256، ح29)

خلاصه كلام آنكه كینه و نفرت قبل از آنكه دیگران را مورد اذیت و آزار قرار دهد، آرامش و آسایش ما را سلب می كند ،پس برای آرامش و آسایش زندگی خودتان هم كه شده دیگران را ببخشید و كینه ها را برای همیشه از قلب خود بیرون كنید.


وفات حضرت زینب س تسلیت باد




السلام علیک یا عقیله بنی هاشم یا زینب کبری س

تهدید به تخریب حرم حضرت زینب سلام الله علیها

تهدید به تخریب حرم حضرت زینب سلام الله علیها
فرقه کثیف وهابیت که طی تلاش های فراوان نتوانستند به حرم حضرت زینب(س) کوچک ترین هتک حرمت کنند،حال می خواهند با نقشه های پلیدانه شیطانی تونلی از زیر زمین حفر کنند تا به حرم حضرت زینب(س) برسند... حال که ما نمی توانیم برای جان فشانی به جنگ برویم و پوزه ی این فرقه پست را به خاک بمالیم فقط می توانیم دعا کنیم دعا دعا دعا دعا دعا(اللهم عجل الولیک الفرج) به حق زینب(س)....



 
حادثه اي كشته شده ظاهرا بر اثر خفگي در آب فوت كردند؟

در هيچ کدام از مآخذ و منابعي که مراجعه کرده ايم ديده نشده که حضرت زينب کبري(س) در نهر آبي غرق شود. برخي از منابع و مآخذي که مورد مراجعه قرار گرفت از اين قرار است: اعيان الشيعه، ج 7، چاپ رحلي، حرف زاء - اسدالغابه، ج 7، کتاب النساء، چاپ بيروت - الاصابه في تمييز الصحابه، ج 4، کتاب النساء، چاپ مصر - طبقات، ج 8، چاپ بيروت - الاعلام، زرکلي، ج 3، چاپ نهم بيروت - معجم رجال الحديث، ج 24، ص 219، شماره مسلسل 15659 - تاريخ طبري، ج 4، حوادث سال 40 هجري و حوادث سال 60 - بحارالانوار، ج 45، ج 28، ج 44 و ج 42 - تاريخ و اماکن سياحتي و زيارتي سوريه، اصغر قائدان - منتخب التواريخ - تنقيح المقال، ج 3، فصل نساء - رياحين الشريعه، ج 3 - زندگاني زينب کبري، شهيد دستغيب - المجالس السنيه، سيد محسن امين - منتهي الامال، ج 1 - زينب الکبري من المهد الي اللحد، سيد محمد کاظم قزويني، ص 696 و کتاب هاي ديگر.
در هيچ کدام از اين منابع مسأله غرق شدن مطرح نشده است. دشمنان اهل بيت(ع) اينگونه داستان ها را مي سازند تا در بين مردم از شخصيت اين بزرگواران کم کنند. حضرت زينب يک شخصيت مورد احترام براي همه بود و همواره با او افرادي بودند و در خدمت او بودند. او تنها نبود تا در آب خفه شود.
درباره چگونگي وفات حضرت زينب کبري بايد گفت: براساس برخي از نوشته ها آن حضرت مريض شد و به طور طبيعي وفات کرد (منتخب التواريخ، ص 67).
و اين احتمال طبيعي تر به نظر مي رسد چون آن حضرت آن همه سختي و مصيبت ديد و در سايه آنها بيمار شد. براساس برخي از احتمالات حضرت زينب کبري توسط عوامل يزيد مسموم شد و به شهادت رسيد (زينب الکبري من المهد الي اللحد، ص 592).
اين احتمال هم دور نيست چون حضرت زينب همه وقايع کربلا را ديده و وجود او يادآور مصائب کربلا و يادآور فجايع حکومت يزيد است و يزيد نمي تواند او را تحمل کند. البته دشمن در انجام اين کارها سند به دست کسي نمي دهد و در خفا و پنهاني دست به اين اعمال مي زنند.
در تاريخ وفات آن حضرت هم اختلاف هست. مشهور اين است که آن حضرت در 15 رجب سال 62 هجري روز يکشنبه وفات کرده است
(همان).