اربعین حسینی تسلیت باد

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
اربعين در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمي را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.
نخستين اربعين
در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
اربعين و عرفان
اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «... و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »
پيامبر حکيم (ص) فرمود:
« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه هاي خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.
و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

خوش آمدی ای پدر
یارار سفر کردهی من از سفر آمده
خرابه را زینت کنم که پدر آمده
خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر
تو کعبه ای و من نماز آورم سوی تو
با اشک خود شویم غبار از گل روی تو
خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر
قدم قدم به زخم دل نمکم می زدند
پدر پدر می گفتم و کتکم می زدند
خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر
جان پدر کبودی صورتم را ببین
شبیه مادرت شدم، قامتم را ببین
خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر
نفس درون سینه ام شده تاب و تبم
من بوسه گیرم از گلو تو زلعل لبم
خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر
چرا عذار لاله گون بَرِ من آوردهای
محاسن غرقه به خون بَر من آوردهای
خوش آمَدی ای پدر! مرا به همره ببر
ای عمهها و خواهران! دست حق یارتان
رفتم به همراه پدر، حق نگهدارتان
خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر
ا لسلام علیک یا رقیه بنت الحسین
پاسی از شب گذشته واسیران را در کنج ویرانه شام منزل
داده اند.
ناگهان صدای گریه دختر بچه ای سه ساله بلند شد.
فریاد می زند: یا ابتا- یا ابتا.
حضرت زینب (س) دختر سه ساله را در آغوش گرفت و
فرمود: عمه جان آرام باش.بی تابی مکن.
ناله سه ساله بلندتر شد واز این ناله تمام زنان ودختران اسیر
از خواب بیدار شدند.
یزید لعنت الله علیه از خواب نحس خود بیدار شد و نگهبان را
صدا زد.
چه خبر شده: این صدای گریه گیست.
نگهبان جواب داد: نمی دانم امیر. گمانم صدا از گوشه خرابه می آید.
یزید: زود برو وببین علت چیست؟
حضرت زینب (س) سه ساله را در آغوش گرفت وبوسید و
فرمود: عمه جان چرا گریه می کنی.
سه ساله جواب داد: عمه جان الان در آغوش پدرم حسین (ع)
بودم و او مرا نوازش می کرد و دلداریم می داد.
حضرت زینب (س) دانست که سه ساله خواب پدرش را دیده است.
اشک از چشمان حضرت زینب(س) ودیگر زنان ودختران سرازیر
شد .
ناله سه ساله بیشتروبیشتر می شد.
نگهبان وارد خرابه شد و پرسید : گیست گریه می کند وعلت چیست؟
جواب دادند : دختر سه ساله اباعبدالله(ع) است وبهانه پدررامی گیرد.
نگهبان خبر را به یزید لعنت الله علیه رساند.
یزید دستور داد سربریده حضرت اباعبدالله(ع) را درداخل طبقی
قرار دهند وسرپوشی روی آن بگذارند و طبق را به خرابه ببرند و
در مقابل چشمان این دختر سه ساله قرار دهند.
یزید می خواست با این کار در بین اسیران رعب ووحشت ایجاد
نماید و هر آنقدر که می تواند آنان را شکنجه نماید.
چهار غلام به همراه سربازان طبق را وارد خرابه نمودند.
تا چشم اسیران به طبق افتاد ناله واحسینا سر دادند .
طبق را در مقابل سه ساله قرار دادند.
سه ساله نگاهی به طبق کرد وبا ناله و گریه
فرمود: عمه جان .من گرسنه نیستم. من طعام نمی خواهم.
ناله زینب (س) و اسیران بلندتر شد.
زینب (س) با گریه ای بلند فرمود:
عزیز برادرم مقصود تو در همین طبق است.
سه ساله روپوش طبق را کنار زد و چشمش به سر بریده بابا افتاد.
نگاهی معنا دار به سربریده بابا کرد وحرفی نزد و یک نگاه به
حضرت زینب (س) کرد و خم شد لبانش رابر روی لب بابا نهاد.
ناگهان سکوتش شکسته شد و ناله ای ازدل کشید وجان داد.
در نگاهی که به سربریده کرد اسراریست که ما ازآن بی اطلاعیم
اما در نگاهی که به حضرت زینب(س) کرد یعنی عمه جان:
مگر نگفته بودی که پدرت به سفر رفته است.
امشب که شمع محفل تاریک من شدی
حسرت به نور محفل من ماه می برد
گردخترت نیامده امشب به پیشواز
بابا ببین که عمه مرا راه می برد
دشمن خبر نداشت ازاین استقامتم
رشک ار برد زین دل آگاه می برد
دشمن اگر که راس تو را از برم برد
جان مرا به راس تو همراه می برد .
چرا قیام امام حسین(ع) پایدار مانده است؟
همه ی ما معتقدیم که قیام امام حسین (ع) پایدار ترین و جاودانه ترین قیامی است که تا به حال جهان به خود دیده است که بعد از گذشت هزار و چهارصد سال هنوز که هنوز است آن شور وانگیزه ی خود را از دست نداده است و مردم به عزاداری مشغول می شوند و برای آن حضرت مراسم عزاداری وسینه زنی به راه می اندازند اما سوالی این جا مطرح می شود که چرا جنگهایی مثل جنگ بدر که در آن جگر حمزه را از سینه اش در آوردند و یا جنگهای خونین دیگر که درآن جنگها بسیاری از مردم کشته شده اند این این چنین جاودانگی نداشته اند ؟
آنچه ما شنیده ایم این است که
حرکت سیدالشهدا(ع) برای مبارزه با ظلم، دفاع از شرف و ناموس و دفاع از
اهداف و ایمانش بود و اگر همین مقدار را هم درست درک کنیم، تاحد زیادی به
اهمیت این حرکت پی می بریم؛ ولی اینها قدم های اولیه در این راه است. ارزش
کار سیدالشهدا(ع) با هیچ کار دیگری در عالم قابل مقایسه نیست. هر چند دفاع
از آب و خاک و شرف و ناموس بسیار مقدس است و کسی که در راه دفاع از آنها
کشته شود ثواب شهید را دارد؛ اما این انگیزه ها کجا و انگیزه سیدالشهدا(ع)
در کربلا کجا؟ او انگیزه ای بسیار والاتر از اینها داشت. ما زمانی می
توانیم ارزش واقعی کار حسین(ع) را دریابیم که اهمیت و ارزش دین را به درستی
درک کنیم؛ ولی ارزش گذاری ما برای دین هم به اندازه فهم خودمان است و
رفتار ما نشان می دهد که چه میزان برای دین ارزش قائلیم. کسانی معرفتی صحیح
از ارزش دین دارند که حتی کوچک ترین احکام دین را رعایت می کنند. امام
حسین(ع) آن چنان ارزشی برای دین قائل بود که کسی مثل فرزند برومندش، علی
اکبر و برادر بزرگوارش اباالفضل العباس(ع) را در راه آن فدا کرد؛ شخصیت
هایی بی نظیر، با فضیلت و کمال که بعد از ائمه معصومین(ع) 
همتایی برایشان نمی توان
یافت. کسی حاضر باشد چنین کسانی را پیش چشمش به نامردی و ناجوانمردی به
شهادت برسانند! این فداکاری برای این است که سیدالشهداء(ع) ارزش واقعی دین
را می داند و چنان ارزشی برای دین خدا قائل است که حاضر است حتی کسانی مثل
علی اکبر و ابوالفضل(ع) و عزیزان دیگری که در عالم بی نظیر بودند، فدا شوند
تا دین بماند.
حال چه کسی از
یک به هزارحا ظر است که خود و عزیزان خود را فدای دین کند تا دین بر جا
بماند حال ما که خود را شیعه ی می دانیم این چنین خود را فدای دین می
کنیم تا دین اسلام که کامل ترین دین هاست باقی بماند ؟
ما که بر سر خوان بی کران حسینی نشسته ایم باید اول سعی کنیم معرفت مان و عشق مان را به حسین(ع) زیاد کنیم و بعد سعی کنیم تا جایی که می توانیم و استعداد و ظرفیتش را داریم شباهتمان را به امام حسین(ع) زیاد کنیم.

تمام انقلاب های دنیا که برگرفته از انقلاب ماست، انقلاب ما برگرفته از آموزه های عاشوراست.
مقام معظم رهبری

کربلا منزلگه عشاق بی سر بوده است