سالگرد ارتحال

                                      آیت الله گلپایگانی ،

آیت الله گلپایگانی

آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی دانشمند فرزانه ای است که در مکتب آیت الله حائری پرورش یافت در زمان آیات عظام خوانساری حجت، صدر، و در دوره مرجعیت آیت الله بروجردی از یاران صدیق ایشان محسوب می شد. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، در پیام تسلیت خود به مناسبت رحلت ایشان،خدمات این فقیه بزرگ شیعه را اینگونه ترسیم کردند «این شحصیت والای کهنسال یکی از موفق ترین و سعادتمندترین ها بودند، سی و دو سال مرجع تقلید،حدود هفتاد سال مدرس حوزه علمیه قم و حدود هشتاد و پنج سال سرگرم فراگرفتن و آموختن فقه آل محمد بودند.»

آیت الله گلپایگانی در طول دوران مرجعیت خویش هزاران شاگرد را از فقه پخته و عمیق خود بهره مند ساخته و دهها اثر علمی و فقهی از خود بجای گذاشتند که کتابهای العوائد فی التعلیق علی درر الفوائد، حاشیه بر عروة الوثقی، حاشیه بر وسیلة النجاة، هدایة العباد و مجمع المسائل، از آن جمله است. البته برخی از کتابهای فقهی نیز به دست شاگردان ایشان تالیف و تدوین یافته که تقریرات درس آن فقیه بزرگ محسوب می گردد.

آیت الله گلپایگانی از محضر اساتیدی همچون حاج شیخ عبد الکریم حائری،آیت الله نائینی، آقا ضیاء الدین عراقی و حاج سید ابوالحسن اصفهانی خوشه چین کرد. وی از حدود سال (1383 ه.ق) به عنوان مرجع شیعیان مطرح گردید و چهار سال آخر عمر ایشان که سالهای بعد از رحلت امام خمینی بود در واقع سالهای اوج مرجعیت آیت الله گلپایگانی محسوب می شود.


عرض تسلیت به مناسبت ارتحال مرجع عالیقدر استاد متخلق اخلاق ، حضرت آیت الله العظمی بهجت بود . کیمیا هم به نوبه ی خودش این مصیبت عظیم رو به همه دوستانش ، به خصوص اونهایی که از معظم له تقلید می کردن و به طرق مختلف از محضرشون کسب فیض ، تسلیت می گه . امیدوارم از سیره ی عملی ایشون و امثال ایشون درس بگیریم و در زندگی به جد ، از آنچه کسب کردیم استفاده کنیم ؛ ان شاء الله .
در آخر هم زندگینامه مختصری از ایشون رو میارم که علاقه مندان ، مطالعه کنن .
موفق باشین
یاعلی 

 

 زندگي نامه آيت الله العظمي محمد تقي بهجت فومني

آيت الله العظمي محمد بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه. ق در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه ، در شهر مذهبي فومن واقع دراستان گيلان ، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکي طعم تلخ يتيمي را چشيد.

ولادت
درباره نام آيت الله بهجت خاطره اي شيرين از يکي از نزديکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اينجا جالب مي‌نمايد ، و آن اينکه : پدر آيت الله بهجت در سن 16-17 سالگي بر اثر بيماري وبا در بستر بيماري مي افتد و حالش بد مي شود به گونه اي که اميد زنده ماندن او از بين مي رود وي مي گفت : در آن حال ناگهان صدايي شنيدم که گفت : « با ايشان کاري نداشته باشيد ، زيرا ايشان پدر محمد تقي است » . تا اينکه با آن حالت خوابش مي برد و مادرش که در بالين او نشسته بود گمان مي کند وي از دنيا رفته ، اما بعد از مدتي پدر آقاي بهجت از خواب بيدار مي شود و حالش رو به بهبودي مي رود و بالاخره کاملاً شفا مي يابد . چند سال پس از اين ماجرا تصميم به ازدواج مي گيرد و سخني را که در حال بيماري به او گفته شده بود کاملاً از ياد مي برد . بعد از ازدواج نام اولين فرزند خود را به نام پدرش مهدي مي گذارد ، فرزند دومي دختر بوده ، وقتي فرزند سومين را خدا به او مي دهد ، اسمش را « محمد حسين » مي گذارد ، و هنگامي که خداوند چهارمين فرزند را به او عنايت مي کند به ياد آن سخن که در دوران بيماري اش شنيده بود مي افتد ، و وي را « محمد تقي  » نام مي نهد ، ولي وي در کودکي در حوض آب مي افتد و از دنيا مي رود ، تا اينکه سرانجام پنجمين فرزند را دوباره « محمد تقي » نام مي گذارد ، و بدينسان نام آيت الله بهجت مشخص مي گردد .
کربلايي محمود بهجت ، پدر آيت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم مي پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهي ايشان مي رسيد . وي اهل ادب و از ذوق سرشاري برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثي اهل بيت عليهم السلام به ويژه حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام شعر مي سرود ، مرثيه هاي جانگدازي که اکنون پس از نيم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است .
باري آيت الله بهجت در کودکي تحت تربيت پدري چنين که دلسوخته اهل بيت عليهم السلام به ويژه سيد الشهداء عليه السلام بود ،  و نيز با شرکت در مجالس حسيني و بهره مندي از انوار آن بار آمد . از همان کودکي از بازي هاي کودکانه پرهيز مي کرد و آثار نبوغ و انوار ايمان در چهره اش نمايان بود ، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر .

تحصيلات
تحصيلات ابتدايي را در مکتب خانه فومن به پايان برد ، و پس از آن در همان شهر به تحصيل علوم ديني ‌پرداخت . به هر حال ، روح کمال جو و جان تشنه او تاب نيآ ورد و پس از طي دوران مقدماتي تحصيلات ديني در شهر فومن ، به سال 1348 ه . ق هنگامي که تقريباً 14 سال از عمر شريفش مي گذشت به عراق مشرّف شد و در کربلاي معلّي اقامت‌ گزيد .
بنا به گفته يکي از شاگردان نزديک ايشان ، معظّم له خود به مناسبتي فرمودند : « بيش از يک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم » .
آري ، دست تربيت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شايسته را از اوان کودکي و نوجواني تحت نظر جهان بين خود گرفته و فيوضاتش را شامل حال آنان گردانيده و پيوسته مي پايد ، تا در بزرگي مشعل راهبري راه پويان طريق الي الله را به دستشان بسپارد .
بدين سان ، آيت الله بهجت حدود چهار سال در کربلاي معلّي مي ماند و از فيوضات سيد الشهداء عليه السلام استفاده نموده و به تهذيب نفس مي پردازد و در طي اين مدت بخش معظمي از کتاب هاي فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن ديار مطهّر مي‌خواند .
در سال 1352ه . ق براي ادامه تحصيل به نجف اشرف مشرّف مي گردد و قسمتهاي پاياني سطح را در محضر آيات عظام از آن جمله مرحوم آيت الله آقا شيخ مرتضي طالقاني به پايان مي رساند . با اين همه ، همّت او تنها مصروف علوم ديني نبوده ، بلکه عشق به کمالات والاي انساني هماره جان ناآرام او را به جستجوي مردان الهي و اولياء برجسته وا مي داشته ‌است .
يکي از شاگردان آيت الله بهجت مي گويد :  در سالهاي متمادي که در درس ايشان شرکت مي جويم هرگز نشنيده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبي فرموده باشد . از جمله سخناني که از زبان مبارکش درباره خود فرمود ، اين است که در ضمن سخني به مناسبت تجليل از مقام معنوي استاد خود حضرت آيت الله نائيني(ره) فرمود : « من در ايام نوجواني در نماز جماعت ايشان شرکت مي نمودم ، و از حالات ايشان چيزهايي را درک مي کردم » . 



آیت الله العظمی شیخ محمد علی اراکی

آیت اللّه العظمی حاج شیخ محمدعلی اراکی

                                                   ولادت و تحصیلات

حضرت آیت اللّه العظمی حاج شیخ محمدعلی اراکی(ره) در 24 جمادي الثاني 1312 ق. در اراك ديده به جهان گشود. پدرش، حجه الاسلام حاج احمد آقا، مشهور به ميرزا آقا فراهاني از علماي مشهور آن سامان بود. مادرش نيز از نوادگان امامزاده سيد حسن واقف است.وي پس از يادگيري خواندن و نوشتن، در نوجواني وارد حوزه علميه اراك شد و در درس استاد سيد جعفر شيثي حضور يافت و مقدمات علوم اسلامي را از او فرا گرفت. دروس سطح حوزه را نزد آيه الله العظمي سيد محمد تقي خوانساري به خوبي پشت سر گذراند. آيه الله اراكي هم زمان با تحصيل دوره سطح، در درس شرح منظومه آيه الله شيخ محمد باقر اراكي معروف به سلطان آبادي شركت كرد و از دانش آن حكيم فرزانه خوشه‎ها چيد،ايشان سالها در درس آيه الله العظمي آقا نور الدين اراكي و آيه الله العظمي شيخ عبدالكريم حائري يزدي شركت كرد و از دانش و تقواي آن دو مرجع بزرگ تقليد شيعيان، بهره‎ها برد. آيه الله حائري علاقه زيادي به او داشت. نبوغ فكري آيه الله اراكي مورد توجه استاد قرار گرفت. آيه الله اراكي به سفارش استاد معمم شد. با يكي از بستگان ازدواج نمود.

آشنايي با امام

آيه الله اراكي پس از سالها تحصيل در حوزه علميه اراك، به دنبال هجرت آيه الله العظمي حائري يزدي به قم، وارد حوزه علميه قم شد و در درس ايشان شركت كرد.آيه الله اراكي در اين سالها با امام خميني آشنا شد. وي علاقه خاصي به امام خميني داشت و هماره از فعاليتهاي سياسي ايشان عليه رژيم پهلوي پشتيباني مي‎نمود.

به دنبال اعلاميه كوبنده امام خميني در سال 1341، عليه لايحه كاپيتولاسيون و قوانين غير اسلامي مصوب مجلس شوراي ملي، آيه الله اراكي نيز به پشتيباني ايشان اعلاميه‎اي صادر كردند و خواستار لغو مصوبات مخالف اسلام شدند.

پس از دستگيري و تبعيد امام خميني، در سال 1342، آيه الله اراكي هماره از ايشان حمايت مي‎كرد. عكاسي هما، عكسي از امام در خيابان ارم زده بود. حضرت آقا (آيه الله اراكي) كه از فيضيّه بر مي‎گشتند، وقتي نگاهشان به آن عكس افتاده بود، فرموده بودند: قسم مي‎خورم كه صاحب اين عكس اگر در كربلا مي‎بود، در ركاب امام حسين ـ عليه السلام ـ به شهادت مي‎رسيد.

وقتي به منزل مي‎آمدند و ما اطلاعيه‎ها را برايشان مي‎خوانديم، بسيار گريه مي‎كردند و اشك شوق و نشاط از شنيدن اين اطلاعيه‎ها، مي‎ريختند...

آيه الله اراكي در پي دستگيري و تبعيد امام به نجف، همان سال به عراق و نجف رفت و در مدت اقامت تماماً ميهمان حضرت امام بود اين در حالي بود كه آقا از سوي رژيم تحت فشار قرار گرفته بود و از سوي ديگر جواب ميهماني افراد ديگر را رد كرده بود ايشان با افتخار ميهماني امام را پذيرفت و بدون ترس و اضطراب چند روزي را در آن جا اقامت كرد.

اولين ملاقات امام با ايشان در كربلا بود، در ابتدا كه وارد حرم حضرت ابو الفضل ـ عليه السلام ـ شد حضرت امام در حال خروج از حرم بود حدود پانزده سال بود كه همديگر را نديده بودند. آن دو يكديگر را در آغوش گرفتند و آقاي اراكي شروع به گريه كرد و سپس اين جمله را فرمود: با آل علي هر كه در افتاد ور افتاد. بعد دوباره شروع به گريه كرد... حجه الاسلام شهاب الدين اشراقي، داماد امام مي‎گويد: امام به من گفتند: بغض گلويم را گرفته بود و نتوانستم پيش آقاي اراكي بايستم...

آيه الله اراكي درباره آشنايي خود با امام خميني مي‎فرمايد:

«حضرت آقاي خميني يك مدتي را در اراك بوده‎اند و در حوزه آن جا تحصيل مي‎كردند و حتي منبر مي‎رفته‎اند، من در آن مدت با ايشان آشنا شديم و يكي از هم صحبتهاي بنده بودند. گاهي اتفاق مي‎افتاد از منزل تا ميدان كهنه قم نزديك شاهزاده حمزه اين راه را به همراه هم طي مي‎كرديم و ضمن صحبتها و مباحثه‎ها بر مي‎گشتيم و اين مسأله بسيار اتفاق افتاد، با هم خيلي مأنوس بوديم.

آن اوايل كه وارد قم شدم ايشان به من اظهار كرد شما يك درس تفسير صافي براي من بگوييد تفسير صافي با اصول و فقه و اصطلاحات آن مناسبتي ندارد و لذا چون من با آن اصطلاحات مأنوس نبودم چند شب تدريس كردم اما ديگر نرفتم، ايشان هم اصراري نكردند...

ايشان مرد بسيار جليلي است و شناختم او را به جلالت؛ بسيار مرد پاكي است، پاك، پاكي نفس دارد، پاكي ذاتي و دروني دارد و اين بر همه خلق معلوم شده است.

ما در مدت پنجاه سال كه با اين شخص بزرگ آشنايي پيدا كرده‎ايم، جز تقوا و ديانت و سخاوت و شجاعت و شهامت و بزرگي نفس و بزرگي قلب و كثرت ديانت و جدّيت در علوم نقلي و عقلي و مقامات عالي و... در او نيافتيم. اين مرد ـ قدّ مردانگي علم كرد و در مقابل كفر ايستادگي كرد و دست غيبي هم با او همراهي كرد، به طوري كه محيّر العقول بود و هيچ خانه‎اي و هيچ زاويه‎اي از زواياي اين مملكت باقي نماند مگر كه گفته شد. مرگ بر شاه او جان در كف دست گذاشته است و در مقابل تبليغ قران و دين حنيف اسلام جانبازي مي‎كند. جان در كف گذاشته و حاضر به شهادت شده است. خداوند يك قوه غريبي در اين مرد خلق فرموده كه به هيچ احدي نداده. هم چنين جرأتي، چنين شجاعتي و ديدي به او داده است كه به احدي نداده، او مانند جدش علي بن ابي طالب است. يك چنين كسي كمياب است كم نظير است و نظير ندارد.

تدريس و تأليف

آيه الله اراكي در طول بيش از 35 سال تدريس در حوزه علميه قم، پيچيده‎ترين مباحث علمي را با گفتاري شيوا و بياني رسا مطرح مي‎كرد. از ويژگي‎هاي درس ايشان پرهيز از تكرار و زياده گويي بود. كلام را گزيده و پر معني اداء مي‎كرد. اعتقادش بر اين بود كه طالب علم بايد قبل از حضور در درس، مطالعه نمايد.

آيه الله اراكي پس از وفات آيه الله سيد محمد تقي خوانساري (متوفاي 1371) به درخواست شماري از شاگردان او، به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت. بسيار از استادان برجسته حوزه علميه قم و مسؤولان نظام جمهوري اسلامي سالها از محضر ايشان كسب فيض نمودند.

مرجع بزرگ تقليد شيعيان در طول عمر پر بركت خويش، كتابهايي نيز در علم فقه و اصول نوشت. آثارش عبارتند از:

1. تقريرات درس آيه الله شيخ محمد سلطان العلما

2. تقريرات درس فقه آيه الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي

3. تقريرات درس اصول فقه آيه الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي

4. حاشيه بر «درر الاصول» نوشته آيه الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي

5. تقريرات درس فقه آيه الله سيد محمد تقي خوانساري

6. حاشيه بر «عروه الوثقي»

7. شرح «عروه الوثقي»

8. توضيح المسائل

9. مناسك حج

10. رساله استفتائات

11. مقدمه بر كتاب «القرآن و العقل» نوشته آيه الله سيد نور الدين اراكي

12. النكاح و الطلاق

اقامه نماز جمعه و جماعت

مرجع بزرگ حضرت آیت اللّه العظمی اراکی(ره) از سال ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در مسجد امام حسن عسکری قم نماز جمعه اقامه می کردند. در نماز جمعه ایشان بسیاری از علما و فضلا و بزرگان حوزه علمیه قم شرکت می جستند. آیت اللّه اراکی در خطبه های نمازجمعه خود با سوز و گداز خاصی خطاب به مردم و طلاب می فرمود: «ای مردم، گناه نکنید، معصیت خدا نکنید» و در هنگام ادای این عبارات بود که سیل اشک از چشمان پاک ایشان سرازیر می شد و در دل ها طوفانی ایجاد می کرد.مرجع بزرگ جهان تشیّع حضرت آیت اللّه العظمی اراکی(ره) حدود چهل سال در مدرسه فیضیه و حرم مطهر، نماز جماعت اقامه می کردند و دانشمندان و طلاب حوزه با شور و اشتیاق در نماز ایشان شرکت می کردند؛ به طوری که نماز جماعت ایشان مجمع و کانون علمای بزرگ و مجتهدان قم بود. کسانی که قبل از سال 1342 در نماز بسیار باصفا و سراسر معنویت مرحوم آیت اللّه العظمی اراکی در مدرسه فیضیه شرکت کرده اند، می گویند لحظاتی قبل از اذان می دیده اند که حضرت امام خمینی(رض) در نماز جماعت آقای اراکی حاضر می شدند و این نشان دهنده اوج احترام و علاقه و اطمینان امام به تقوا و ورع ایشان بود.

محفل نورانی و مفید

محفل حضرت آیت اللّه العظمی اراکی(ره) همیشه نورانی و مفید بود و حاضران را سخت تأثیر مواعظ و سخنان دلنوازی که از جان سوخته شان برمی خاست، قرار می داد. یکی از شعرای معاصر که به مناسبتی توفیق درک محضر آن بزرگوار را داشته، نورانیت و روحانیت آن محفل را با قلم شیوایش این گونه به تصویر کشیده است: «در خلال شب های شعر فیضیه به محضر آیت اللّه العظمی اراکی مشرّف شدیم. چه دیداری! سخت بهجت خیز و عبرت انگیز؛ دیدار مردی بزرگ که آثار گذشت زمان بر سیمای مبارکش پدیدار بود و انوار معرفت از پیشانی روشنش ساطع. او مظهر و مجلای روحانیت سخت کوش شیعه می باشد. در اتاقی محقر و ساده تر از ساده، آن بزرگ را دیدار کردیم که با ضعف مفرط مزاج، لباس رسمی پوشیده و بر روی چهارپایه ای استقرار یافته بود. پس از به جا آوردن معارفه، آن بزرگ سخنانی مبسوط و ممتع و مواعظی رسا و بلیغ ایراد کرد که همگان را سخت متأثر ساخت؛ که از غایت شور و تأثیر بیانات ایشان، اکثر حاضران سرشک از دیدگان جاری ساختند».

صمیمی و صبور

چه مهربان به روی لاله ها دست کشیدی، دشت را وسعت بخشیدی و باغ را به زیر انبوه سبز اندیشه فرو بردی. تو ساده بودی و صمیمی و صبور. ای کاش یک بار دیگر چشم باز می کردی و می نگریستی چرخش پروانه های زخمی بر گرد گلبرگهای پرپر شده را. می دیدی که مردم چگونه در فراق مرجع بزرگ خویش از دل می گریند. هنوز داغ تو بر زخم های عالَم تشیّع تازیانه می زند و پیروان اهل بیت در اقصی نقاط جهان در سوگ تو اشک می ریزند. ای مرجع بزرگ، ای آن که دست هایت از بوی بخشندگی سرشار بود و هیچ گلی از عشق و ایثار و سادگی در برابر فرزانگی، زهد و سادگی ات توان رستن و قدکشیدن نداشت. اینک درود خدا بر روان پاکت باد.

وفات

آیت اللّه العظمی حاج شیخ محمدعلی اراکی

سرانجام در شامگاه روز سه شنبه هشتم آذرماه 1373 تاریخ زنده فقاهت قرن به صفحه آخر رسید و مرجع جهان تشیع، حضرت آیت اللّه اراکی پس از یک قرن زندگی افتخارآمیز به ملکوت اعلی پیوست. با شنیدن خبر ارتحال این مرجع عالی قدر، ایران اسلامی به سوگ نشست. پس از مراسم تشییع پرشکوه و کم نظیری در تهران و قم بعد از ظهر روز پنجشنبه دهم آذرماه 73 در مسجد بالاسر، در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد. سلامی از سر عشق و اخلاص، نثار روح مطهرش باد.

پیام تسلیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

بسم الله الرحمن الرحيم‏«يا ايتها النفس‌ المطمئنه‌ ارجعي‌ الي‌ ربك‌ راضية‌ مرضية‌ فادخلي‌ في‌ عبادي‌ و ادخلي‌ جنتي‌» ارتحال‌ اين‌ فقيه‌ عاليقدر كه‌ عمر شريف‌ و پربركت‌ خود را در راه‌ اعتلاي‌ كلمه‌ توحيد و استحكام‌ نظام‌ اسلامي‌ و تربيت‌ نفوس‌ و تقويت‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ صرف‌ نمود، ضايعه‌ اسفناكي‌ براي‌ جهان‌ اسلام‌ است‌. ايران‌ اسلامي‌ و عالم‌ تشيع‌ در فقدان‌ اين‌ شخصيت‌ بزرگ‌ و عالم‌ رباني‌ عزادار و ماتم‌ زده‌ گرديد.

جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ اين‌ مصيبت‌ عظمي‌ ـ كه‌ درآسته‌ سالگرد ارتحال‌ حضرت‌ آيت‌ الله‌ العظمي‌ گلپايگاني‌ رضوان‌ الله‌ تعالي‌ عليه‌ بوقوع‌ پيوست‌ ـ را به‌ ساحت‌ مقدس‌ حضرت‌ بقية‌الله‌ الاعظم‌ امام‌ عصر ارواحنا له‌ الفداء و مقام‌ معظم‌ رهبري‌، حضرت‌ آيت‌ الله‌ خامنه‌اي‌ دامت‌ بركاته‌ و علماي‌ اعلام‌ و حوزه‌هاي‌ علميه‌ قم‌ و نجف‌ و ساير حوزه‌هاي‌ علميه‌ و همچنين‌ بيت‌ معظم‌ آن‌ مرحوم‌ بالاخص‌ فرزند برومند ايشان‌ جناب‌ حجت‌الاسلام‌ والمسلمين‌ آقاي‌ مصلحي‌ دام‌ تأييده‌ تسليت‌ مي‌گويد و براي‌ آن‌ عالم‌ رباني‌ علو درجات‌ و براي‌ بازماندگان‌ صبر جميل‌ را مسئلت‌ مي‌نمايد.



یا صاحب الزمان ادرکنی


از آن‌جایی که حضرت مهدی علیه السلام به ناچار مدت درازی از زندگی خود را در پرده غیبت گذرانده است، برای هدایت جامعه ناگزیر از برگزیدن افرادی به عنوان نایب بوده است. ونیز از آن جایی که آن حضرت دارای دو نوع غیبت بوده و ماهیت هر یک با دیگری متفاوت بود، این نیابت نیز در هر مرحله با مرحله دیگر متفاوت است. در اصطلاح نیابت در دوران غیبت صغرا را «نیابت خاص» و نیابت در غیبت کبرا را «نیابت عام» می‌نامند.
نیابت خاص، آن است كه امام در شرایط ویژه, شخص معیّن و مشخصی را نایب خود قرار دهد و به اسم و رسم، او را معرفی كند. البته از آن جایی که آغاز نیابت خاص با آغاز غیبت آن حضرت هم زمان بود نصب نخستین نایب حضرت مهدی علیه السلام پیش از آن به دست پدر بزرگوار آن حضرت، امام عسکری علیه السلام صورت گرفته بود.




بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست
جهان به یمن وجودت به افتخار شماست

بیا بیا گل نرگس اگر چه بد کردیم
ولی تمام نظرها به لطف و جود شماست

بیا بیا گل نرگس که ندبه میخوانیم
اگرچه بر دلمان نیست ولی برای شماست

بیا بیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت علی به یاد شماست

بیا بیا گل نرگس زرنجمان تو بکاه
هزار همت و کاوه فدای راه شماست

بیا بیا گل نرگس به جان تشنه عشق
دعا دعای ظهور است که با نگاه شماست

بیا بیا گل نرگس که عهدها خواندیم
اگرچه هیچ نماندیم ولی به لطف شماست

بیا بیا گل نرگس و دستمان تو بگیر
که با ظهور وجودت جهان فدای شماست

بیا بیا گل نرگس که در زلال دلی
و بین این همه دلها دلی برای شماست

بیا بیا گل نرگس که کوفیان رفتند
هزار نامه مصری که جان فدای شماست

بیا بیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که قلب و روح جهانی به جستجوی شماست

بیا بیا گل نرگس بیا به دعوت یاس
که دست به پهلو نشسته به انتظار شماست

بیا بیا گل نرگس به مادرت زهرا
که جان برای شهادت به کربلای شماست

بیا بیا گل نرگس و العجل مولا
که این نوای هدایت و با نگاه شماست

                                                             “شعر از فخرالسادات تقی زاده ”



میلاد کوثر مبارگباد

ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا


 

میلاد با سعادت حضرت زهرا س و فرزندش حضرت امام خمینی  ره تبریک و تهنت باد


شخصيت حضرت زهرا(س)

شخصيت حضرت زهرا(س)؛ جان پیامبر(ص)

ما از حضرت زهرا (س) حالاتی را میبینیم که برایمان حیرت آور است و بسیار اندک میتوانیم آن را بفهمیم. او حضرت صدیقه است یعنی که افکارش کارهایش همه صدق است و خطایی در آن نیست و همه اش صدیقه است و از طرفی هم کبری است یعنی بسیار بزرگ که امتهای گذشته و حتی انبیا بر محور محبت حضرت زهرا (س) دور میزدند هر پیامبری که به درجه نبوت میرسیده اول بر محور محبت و معرفت حضرت زهرا (س) رسیده است حتی پیامبر اکرم (ص حضرت زهرا س را روح و جان خود میدانست یعنی حیاتم آن حیات آسمانیم بستگی به حضرت زهرا )س دارد و تا جایی که میگوید ام ابیها زهرا س مادر پدرش است.

حضرت زهرا(س)؛ مادر امامت ، نور امامت

امروز هم امام عصر عج فرزند زهرا (س) است تا او نیاید دنیا اصلا اصلاح نمیشود و اگر زهرا (س) و فرزندانش نبودند راه و هدف پیامبر ص از بین رفته بود .

حضرت زهرا س مادر نبوت مادر امامت است از نور حضرت زهرا (س) انوار امامان گرفته شده است اما مادر جسم آنها نیست نرگس خاتون مادر جسم امام زمان (عج) است او مادر امامت نیست نرگس خاتون توانایی مادر امامت را هم ندارد اما مادر امامت و روح امام حضرت زهرا (س) است امام زمان (ع) حاکم بر عالم و نگهدار عالم است و به برکت وجود ایشان زمین و آسمان برپاست و ایشان نور امامت را از مادرشان حضرت زهرا (س) بدست آورده اند پس انوار امامان از حضرت زهرا (س) گرفته شده است.

شناخت و درک مقام حضرت زهرا (س)

حضرت مادر قرآن است بیت الذکر است، حضرت زهرا س در پشت پرده نبوت قرار گرفته است و تا کسی به مقام نبوت نرسد نمیتواند حضرت را بشناسد پس خیلی مهم است و ما آن را نمیفهمیم و درک نمیکنیم.

وقتی میخواستند نورش را از عالم بالا به زمین منتقل کنند اول پیامبر (ص) را به مهمانی خدا بردند و معراج رفت و در آسمان خدا یک سیب به او هدیه داد که آن را میل کرد و وقتی سیب را پیامبر (ص) شکافت نوری از آن تجلی کرد که درآسمان به آن نور منصوره و در زمین فاطمه میگویند اولین مرحله انقطاع نطفه در آسمان و با سیب بود و حال پیامبر (ص) به زمین آمد و گفتند باید تا 40شبانه روز از حضرت خدیجه(س) دوری کنی و معتکف باشی و در أخرین شب هم خدا جبرائیل و میکاییل را با طبقی بهشتی به سوی پیامبر (ص) فرستاد و غذایی مخصوص که آنرا بخورد و بعد به خانه پیش حضرت خدیجه (س) برود.

ولادت حضرت زهرا(س) ، تجلی دوم حضرت حق

با ولادت حضرت زهرا(س) مرحله دوم تجلی صورت گرفت و وقتی هم که به دنیا آمد نوری از او ساطع شد که همه عالم تابید و این نوری است که به دست امام عصر (عج) دوباره به عالم خواهد تابید و همه جا را روشن میکند.

در عرصه قیامت هم حضرت حجاب دیگری دارد و تنها کسی است که در قیامت سوار بر مرکب میشود و ما این ناقه را درک نمیکنیم.

هدف ار برگزاری جشن‏ها، تجلی ملکات فاضله روح انسان

حال هدف ما از برگزاری این جشنها و مناسبتها چیست ؟ آیا فقط برای ثواب بردن است؟ اصلا ثواب یعنی چه؟ ثواب آخرت در اصل تجلی ملکات فاضله روح انسان در دنیا است در روح ملکاتی پیدا میشود که در آخرت آن را جلوه میکند و میشود بهشت و حور العین و ملکات رذیله هم تبدیل به عقاب میشود رد اعمال روح را حرکت بدهید نه جسم را حرکت بدهید برود قم مشهد مکه این که همان آش و همان کاسه است باید روح حرکت کند به مکه رفتن و دعا خواندن جسمی ثواب حاصل نمیشود ما رد مجالس اهل بیت (ع) اول باید آنها را بشناسیم بعد نسبت به آنها محبت پیدا کنیم و بعد را محبت محب به محبوب  کشیده میشود و جذب میشود اگرمحب به رنگ محبوب در نیامد دروغ گفته است بلکه آن چه میگوید از روی احساسات است محبت حقیقی یعنی مجذوب محبوب شدن است ما امروز شیعه کم داریم اما محبین زیاد هستند.


میلاد نور


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

 

 به ناگاه دربهای آسمان گشوده شد ، سپهری از سوی خدا فرود آمد در سرزمین ابطح، آری جبرئیل با بالهای گسترده از شرق تا غرب عالم و این حبیب خداست که در جمع اصحاب نشسته

 

جبرئیل ندا بر آورد:

«هان ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و تو را فرمان میدهد که چهل شبانه روز از خدیجه دوری گزینی»

 

عقل کل از کل هستی شد جدا                                  تا چهل شب کرد خلوت با خدا

این چهل شب در سرش شور تو بود                          بهر استقبال از نور تو بود

 

قاصدی از سوی رسول خدا نزد خدیجه آمد و پیغام آورد :


«ای خدیجه !گمان مبر که کناره گیری من از تو ، از خشم است و برای جدایی نیست، بلکه این فرمان خداوند عزوجل است تا اراده اش را تحقق نبخشد . ای خدیجه جز خیر و نیکی گمان مبر.»

 

چهل روز گذشت ، چهل روز گران بر رسول خدا و پر اندوه بر خدیجه ...

 

جبرئیل بار دیگر فرود آمد

«ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و ترا فرمان میدهد که آماده تحیت و هدیه او باشی !»

 

پیامبر فرمود : «ای جبرئیل هدیه پروردگار جهانیان و تحیت او چیست؟

 

اما این سر خداست حتی جبرئیل هم از آن خبر نداشت عرض کرد: نمیدانم

چون تو ذات کبریا گوهر نداشت                       از محمد دوستی بهتر نداشت

بهترین گوهر ز گوهر آفرین                           هدیه شد بر شخص ختم المرسلین

 

و این نوری دیگر است که از آسمان به زمین فرود میآید ، این میکائیل است ،با طبقی دیبا پوشیده ، آن را پیش روی پیامبر نهاد و عرض کرد:

 

«ای محمد ! فرمان خداوند است که امشب روزه خو را با این غذا بگشایی»

 

غذایی که برهر کس دیگر غیر از او حرام بود حتی بر امیرالمومنین

 

پوشش از طبق برگرفت خوشه ای خرما ، خوشه ای انگور و ظرفی آب، سیر و سیراب گشت. دستها را برای شستشو جلو آورد. جبرئیل بر آن آب ریخت و میکائیل آنها را شست و اسرافیل با تکه ای پارچه آن را خشک کرد.

 

و طبق با باقیمانده غذا به آسمان بازگردانده شد تا کس دیگری بر آن لب نزند.

 

و حبیب خدا آماده نماز شد تا بر درگاه پروردگارش سر به سجده گذارد و خود را با تمام وجود به فرمان او سپارد.

 

جبرئیل آمد:

«یا محمد! اینک ، نماز بر توحرام است تا آن که به خانه خدیجه روی و با او باشی ، زیرا عهد خداوند عزوجل چنین است که امشب دودمان پاکیزه ای از تو بیافریند.»

 

و او آمد ، شتابان به سوی خدیجه . و این خدیجه است که میفرماید:

 

«در این مدت با تنهایی انس گرفته بودم ، شب هنگام سرم را  میپوشاندم و در خانه را میبستم و پرده اش را فرو می انداختم . پس از نماز چراغ را خاموش کرده و به بستر میرفتم . آن شب ، هنوز بین خواب و بیداری بودم که صدای کوبه در را شنیدم »

 

این قلب خدیجه است که چنین به لرزه درآمده و بر دیوار سینه میکوبد:

 

«چه کسی حلقه ای را میکوبد که جز محمد کسی حق کوبیدن آن را ندارد؟»

 

و گوشش شنید،نوای دلنشین و آسمانی ، صدای نازنین و گفتار شیرین محبوبش را:« ای خدیجه ، در را بگشا من محمدم.»

 

با پای سر به سوی در پرواز کرد و با دست دل درب را به روی او گشود:

 

«قدم بر دیدگان من بگذار ای حبیب خدا ! مولای من خوش آمدی، آمد آنکه دیده ام روز و شب به راهش بود این محمد است ! نه آبی طلبید برای وضو و نه آماده نماز شد، بلکه بازویم را گرفت و مرا با خود برد.سوگند به آن که آسمان را بر افراشت و از چشمه اب جوشانید همینکه رسول خدا از من جدا شد سنگینی فاطمه را در بطن خود احساس کردم.»

 

این منم همسر پیامبر یگانه حبیب خدا رسول آخرین این منم خدیجه تنهای تنها با فرزندی در شکم که با من سخن میگوید و مرا دلداری میدهد از طعنه زنان قریش . زنانی که پشت به من میکردند و سلامم نمیدادند.

 

گرم درد دل با طفل نازنین در بطنم بودم که حبیبم وارد خانه شد :« ای خدیجه ! با که سخن میگویی؟»

 

عرض کردم : طفلی که در شکم دارم با من صحبت میکند و مونس من است

 

فرمود: « ای خدیجه ، هم اکنون جبرئیل مرا از دختر بودن او خبر میدهد و اینکه دودمانی مطهر و پر میمنت دارد . خداوند دودمان مرا از او قرار میدهد و امامان که با سر آمدن وحی ، آنان را جانشینان بر روی زمین قرار خواهد داد و آنان از نسل او هستند.»

 

قلبم شاد شد و عزیز دلم ، ریحانه ام را در بطنم چون گوهری در صدف پروراندم.به ناگاه درد شیرینی تمام وجودم را فرا گرفت وقت آن رسیده که نور روی ثمره وجودم را ببینم ، آی زنان قریش به یاریم بشتابید.

 

پیغام دادند ، پیامشان چیست ؟ سخنانی که دل را میسوزاند و چون خار به چشم فرو میرد و اشک به دیدگانم می آورد:

 

«ای خدیجه ، تو از سخن ما سر تافتی و همسری محمد ، آن یتیم تهی دست ابوطالب را پذیرفتی ، اینک هیچ کدام نزد تو نمی آییم و یاری ات نمیکنیم.»

 

و من غمگین شدم چشمانم به در خیره بود که ناگاه دیدم چهار بانوی گندمگون چون زنان بی هاشم وارد شدند و اطرافم را گرفتند ،هراسناک به آنان نگریستم. ندایی بلند شد :« ای خدیجه غمگین مباش ، ما خواهران تو و فرستاده های خدا هستیم . این منم ساره و این آسیه که در بهش همنشین تو خواهد بود . و آن دیگری مریم دخت عمران و دیگری کلثوم خواهر موسی ما برای یاری ات آمده ایم .

 

آنگاه یکی در سمت راست دیگری در سمت چپ و سومی در مقابل و آخرین در پشت سرم نشستند . لحظه موعود فرا رسید و قدوم مبارک مادر هستی زمین را شرافت بخشید و زمین تا ابد شرافتش را مدیون وجود نازنین اوست . به ناگاه نوری از او درخشید و تمام خانه های مکه را نور باران کرد.

 

مکه آن شب نور باران گشته بود                            نور حق آن دم نمایان گشته بود

 


میلاد کوثری چون فاطمه س

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد


معلم شهید


پدر ومادر راه رفتن (با سکون ه )را می آموزند، ومعلم راه (باکسره ه) رفتن را.


معلم کیمیای جسم و جان است …        مــعلم رهنمای گمرهان است      شـده حک بر فراز قله ی عشق ….        معلم وارث پیغــــمبران است

هفته معلم

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩



                   مقام معلم

اى تو مرا نادره آموزگار، افسر زرین به سر روزگار،روشنى جان من از جان توست خنده من از لب خندان توست.

معلمى سوختن است، سوختنى كه مى‏سوزد ولى نمى‏سوزاند، هدایت مى‏كند و گمراه نمى‏سازد، آتش درونش برد است و سلام،و دود او همچون عود،و رایحه‏اش جهانگیر. معلم چراغ هدایت و كشتى نجات است. معلم راهنماى خوبى‏ها و نیكى‏ها و هدایتگر و بیدار كننده است. معلمى، همان‏گونه كه معلم پیر انقلاب ‏رحمه الله فرموده، شغل انبیاست وامت‏ سرگردان را از وادى جهل و ضلالت ‏به سر منزل هدایت و سعادت و از دریاى پر تلاطم فساد و انحراف به ساحل امیدبخش نجات و نیكبختى مى‏رساند. سرنوشت جوامع بشرى مرهون سعى و تلاش آموزگاران و معلمان است. معلم بود كه معاویه پسر یزید بن معاویه را آن چنان تربیت كرد كه به یكباره راه و رسم غلط و ظالمانه پدرش را كنار گذاشت و در سلك عابدان و زاهدان و هدایت‏ یافتگان درآمد. همین معلمان بودند كه مصلحان بزرگى چون امام خمینى (‏ره)، شهید مطهرى(‏ره)و شهید بهشتى‏(ره) به جامعه تقدیم كردند؛بزرگانى كه هر كدام منشا خیرات و بركاتى براى مسلمانان شدند.

در قدرت و توان هیچ ‏كس نیست كه مقام و ارزش معلم را برشمارد. چنان‏ كه هیچ كس را یاراى آن نیست كه فعل ایزد بستاید و یا نقش عظیم رسولان الهى را بر كاغذ بنشاند.

از اینرو، خداوند متعال نسبت ‏به شأن و مقام عالم و متعلم عنایت‏ خاصى مبذول داشته و آنان را بر سایر طبقات ممتاز ساخته است. او به شخصیت آنان ارج نهاده و براى آنان امتیاز ویژه‏اى قائل شده است.

پروردگار عالم، دانش و معرفت را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همه مراتب و مقامات قرار داد و بر آدم ابوالبشرعلیه‏السلام منت نهاد؛ «وَ عَلَّمَ آدَمَ السماءَ كُلَّها...» (بقره/31) در اولین سوره‏اى هم كه بر پیامبر خاتمش ‏صلى الله علیه وآله فرو مى‏فرستد ارزش نعمت علم و دانش را بازگو مى‏نماید و خود را اول معلم عالم وجود قلمداد مى‏كند: « إقرَا وَ رَبُّكَ الاكرَم الذّی عَلَّمَ بِالْقَلَم ، عَلَّمَ الانسان ما لَم یَعلَم .» (علق/3- 4- 5) در برخى دیگر از آیات كتاب متین خود نیز به صراحت، برترى معلمان را بر سایر خلق برمى‏شمارد و آنان را بر تارك تمامى طبقات مردم قرار مى‏دهد؛ «... قُل هَل یَسَتوی الذینَ یَعلَمونَ و الذین لایَعلَمُون إنَما یَتَذَكَّرُ اُولُوا الالْباب.» (زمر/9) در زمینه اهمیت كار معلمى همین بس كه او فرمود: «...مَناحیاها فَكانَّما احیَا الناسَ جمیعا ...» (مائده/ 32) ؛ هر كس نفسى را زنده كندبهواقع، تمام جهانیان را زنده گردانیده است (با توجه به اینكه زنده كردن روح و دل آدمى به علم و دانش برتر از زندگى بخشیدن به بدن مادى است.) و همین افتخار براى معلم بس كه اگر تا قیامت‏بدان مباهات كند برازنده اوست.

در میان احادیث پیامبر اكرم و ائمه اطهارعلیهم ‏السلام روایات مربوط به ارزش و اعتبار علم و عالم و متعلم به قدرى فراوان است كه احصاى تمامى آنها نزدیك به محال مى‏نماید. پیامبر گرامى اسلام‏ صلى الله علیه وآله مى‏فرمایند:" تمامى جنبندگان روى زمین و ماهیان دریا و هر موجود زنده‏اى در فضا و همه اهل آسمان و زمین براى معلمى كه نیكى به مردم بیاموزد طلب آمرزش مى‏كنند. دانشمند و دانشجو در پاداش با یكدیگر برابرند و در روز قیامت ‏بدین سبب، بسان دو اسب مسابقه با یكدیگر به رقابت مى‏پردازند." (1)

پیشواى سوم مكتب ما وقتى معلمى سوره حمد به فرزند دلبندش مى‏آموزد به پاس احترام و قدردانى از معلم، هزار دینار و هزار حله به او مى‏بخشد، دهان او را نیز پر از درّ مى‏گرداند. وقتى برخى از كوته ‏نظران بر او خرده مى‏گیرند كه چرا چنین كردى، مى‏فرماید:"این پاداش (بى‏مقدار) كجا و ارزش واقعى تلاش و آموزش او كجا؟(2) "

بى‏سبب نیست كه معلم پیر انقلاب، امام راحل‏قدس سره، در شان معلم مى‏فرماید: «مقام معلم مقام والایى است، مقامى بالاتر از مقام معلم نیست.»(3)

مقام رهبری نیز در این باره مى‏فرمایند: «واژه معلم... جزو واژه‏هاى مقدس است. در جامعه ما، كه اساس در تعلیم و تزكیه و تربیت قشرهاى گوناگون است، معلم مقام ویژه‏اى دارد.» (4)

همیشه روزگار از بدو خلقت و حتى پیش از آن، تا خدا بوده و هست معلم بوده و هست و هر روز، روز معلم است، اما در انقلاب عزیز ما، این روز، مصادف با سال روز شهادت پاره تن امام راحل ‏قدس سره، شهید مرتضى ‏مطهرى ‏رحمه الله است؛ همو كه خلعت معلمى بر قامت رسایش برازنده ‏بود و علاوه بر برخوردارى از «مداد العلماء» با نثار خون خویش مصداق «دماء الشهداء» نیز گردید و از دو ویژگى علم و شهادت بهره ‏مند شد. یاد او و تمامى معلمان راستین بشریت گرامى باد.

پی نوشتها:

1-بحارالانوار ، ج 2، ص‏17.

2-بحارالانوار ، ج 44، ص‏19.

3-پیام 20/2/58.

4-دیدگاهها ، سیدعلى خامنه‏ اى ، ص 2.


مقام معلم

                  معلمی در کلام امام خمینی رحمه الله

حضرت امام خمینی رحمه الله درباره مقام معلم می فرماید:


«نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست؛ انبیا هم معلم بشر هستند.

نقش معلم، بسیار حساس و مهم است و مسئولیت بسیار زیادی دارد.

نقش مهمی است که همان نقش تربیت است
که اخراج من الظلمات الی النور است.

معلم، امانت داری است که [امانت او]
غیر از همه امانت هاست؛ انسان، امانت اوست.

امانت های دیگر را اگر کسی خیانت به آن بکند،
خلاف کرده است، اما امانت اگر انسان باشد،
اگر خدای نخواسته به این امانت خیانت شد،
یک وقت می بیند خیانت به یک ملت است،
خیانت به یک جامعه است، خیانت به اسلام است.

معلم، امانت دار نسلی است که تمام مقدّرات یک کشور،
به آن نسل سپرده می شود
و تربیت شما باید همراه با تعلیم باشد