دعای ویژه ملائکه برای روزه داران پنج شنبه

دعای ویژه ملائکه برای روزه داران پنج شنبه

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تَتَزَیَّنُ السَّمَاوَاتُ فِی كُلِّ خَمِیسٍ مِنْ شَعْبَانَ در هر پنج شنبه ماه شعبان آسمانها را تزیین می کنند. ملائکه عرضه می دارند: پروردگارا! روزه داران امروز را ببخش و بیامرز و دعای آنها را اجابت کن. (وسائل‏الشیعة 8/104)

در ادامه فرمود: هر کس تنها یک روز از این ماه را روزه بگیرد حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ؛ خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام می کند.(همان، 10/493)

 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، شفیع روزه دار شعبان

امام رضا علیه السلام فرمود: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُكْثِرُ الصِّیَامَ فِی شَعْبَانَ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه شعبان بسیار روزه می گرفت و اگر همسران آن حضرت روزه قضایی(1) از ماه رمضان گذشته داشتند آن را تا ماه شعبان به تاخیر می انداختند تا مبادا نیاز حضرت را رد کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله مرتب می فرمود: شعبان ماه من است و برترین ماههای خدا بعد از ماه رمضان است؛ پس هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود. (فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 55، ح33)

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛ هر کس سه روز از شعبان را روزه بگیرد بهشت بر او واجب شده و رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت شفیع او خواهد بود. (فضائل‏الأشهرالثلاثة ص 61 ح42)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تَتَزَیَّنُ السَّمَاوَاتُ فِی كُلِّ خَمِیسٍ مِنْ شَعْبَانَ در هر پنج شنبه ماه شعبان آسمانها را تزیین می کنند. ملائکه عرضه می دارند: پروردگارا! روزه داران امروز را ببخش و بیامرز و دعای آنها را اجابت کن

باز در روایت دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شَعْبَانُ شَهْرِی وَ شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ؛ شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خداست. هر کس روزی از ماه مرا روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود و هر کس دو روز آن را روزه بگیرد گناهان گذشته او بخشیده می شود و اگر کسی سه روز آن را روزه گرفت به او گفته می شود اعمال خودت را از سر گیر. (الأمالی‏للصدوق، ص 19، مجلس6، ح 1)

 

روزه شعبان، روزه پیامبران و پیروان آنها

امام باقر علیه السلام فرمود: إِنَّ صَوْمَ شَعْبَانَ صَوْمُ النَّبِیِّینَ وَ صَوْمُ أَتْبَاعِ النَّبِیِّینَ؛ روزه شعبان، روزه پیامبران و پیروان آنهاست. پس هر کس در ماه شعبان روزه بگیرد پس به این ندای رسول خدا صلی الله علیه و آله لبیک گفته که فرمود: خداوند رحمت کند کسی را که مرا در ماهم یاری کند. (المقنعة ص 37)

چهل حاجتی که از روزه دار دوشنبه و پنج شنبه برآورده می شود

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ صَامَ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ الْخَمِیسِ مِنْ شَعْبَانَ؛ هر کس روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد؛ بیست حاجت دنیایی و بیست نیاز آخرتی او برآوره می شود. (إقبال‏الأعمال ص68)

 
رحمت، آمرزش و لطف ویژه الهی بر روزه داران شعبان

امام رضا علیه السلام فرمود: مَنْ صَامَ أَوَّلَ یَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الرَّحْمَةُ هر کس روز اول شعبان را روزه بگیرد رحمت الهی برایش حتمی می شود و هر کس دو روز از ماه شعبان را روزه بگیرد، به طور قطع در روز قیامت، رحمت، آمرزش و کرم الهی شامل حال او خواهد شد.(فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 5، ح31)

 

رو به راه شدن وضع معیشتی و محفوظ ماندن از شر دشمنان به برکت روزه شعبان

امام صادق علیه السلام فرمود: صِیَامُ شَعْبَانَ ذُخْرٌ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ روزه شعبان، اندوخته ایست برای روز قیامت. اگر بنده ای در ماه شعبان زیاد روزه بگیرد به طور قطع خداوند متعال وضع معیشتی او را رو به راه کرده و او را از شر دشمنانش حفظ می کند. آنگاه فرمود: کمترین پاداشی که نصیب روزه دار یک روزه شعبان می شود این است که بهشت بر او واجب می شود. (الأمالی‏للصدوق، ص16، مجلس5، ح1)

 

توصیه جدی امام صادق علیه السلام به شیعیان در مورد روزه شعبان

زید شَحّام می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا کسی از نیاکان شما در ماه شعبان روزه می گرفت؟ فرمود: نَعَمْ كَانَ آبَائِی یَصُومُونَهُ وَ أَنَا أَصُومُهُ وَ آمُرُ شِیعَتِی بِصَوْمِهِ بله؛ در این ماه هم پدران من روزه می گرفتند هم من روزه می گیرم و هم به شیعیانم توصیه می کنم که از روزه این ماه غفلت نکنند. هر کس از شما شیعیان روزه های ماه شعبان خود را به ماه رمضان ختم کند قطعا خدا دو بهشت به او می دهد و هر شب به هنگام افطار فرشته ای از عرش او را ندا می دهد که تو پاک شدی؛ بهشت گوارای تو باد و تو را همین بس که رسول خدا صلی الله علیه و آله را بعد رحلتش شادمان کردی. (المقنعة، ص37)

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛ هر کس سه روز از شعبان را روزه بگیرد بهشت بر او واجب شده و رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت شفیع او خواهد بود

روزه شعبان، داروی وسوسه های درونی و آشفتگی های روحی

امام صادق علیه السلام فرمود امیرالمومنین علیه السلام در جلسه ای با اصحابش برای آبادی دین و دنیای مومن چهارصد نکته به آنها آموختند که یکی از آن نکات این است صَوْمُ شَعْبَانَ یَذْهَبُ بِوَسْوَاسِ الصَّدْرِ وَ بَلَابِلِ الْقَلْبِ؛ روزه ماه شعبان وسوسه های درونی و پریشانی خاطر و آشفتگی های قلبی را از بین می برد.(الخصال 2/611)

 

پی‌نوشت‌ها:

(1) کسی که روزه قضا بر عهده اوست نمی تواند روزه مستحبی بگیرد.

(2) تعبیر «دو بهشت»، تعبیری است که در سوره الرحمن آیات 46 آمده است: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است. در اینکه این دو بهشت چه هستند مفسران قرآن کریم سخنها گفته اند اما نظری را که علامه طباطبایی ره آن را می پسندد این نظر است که: یك بهشت را به خاطر استحقاقى كه شخص بهشتی دارد به او مى‏دهند، و یك بهشت دیگر را فقط به عنوان تفضل ارزانیش مى‏دارند. (المیزان، 19/109)

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


ماه شعبان مبارکباد

ماه شعبان

 

 

 

 

 

 

 

                  میلاد سه نور منور از سلاله رسول الله ص

        ( امام حسین ع)

                                     (  امام سجاد ع)

                                                          ( و آقا ابولفضل العباس ع )

                                   برهمگان مبارکباد


فضیلت ماه شعبان


فضیلت ماه شعبان
پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : شَعبانُ شَهري و رَمَضانُ شَهرُ اللّه‏ِ فَمَن صامَ شَهري كُنتُ لَهُ شَفيعا يَومَ القِيامَةِ
پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قيامت شفيع او خواهم بود .
بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 83
راهی برای روزه دار بودن همیشگی
إِبْراهيمُ بْنُ الْعبّاسِ قالَ: كانَ الرِّضا عليه‏السلام كَثيرَ الصِّيامِ وَ لا يَفُوتُهُ صِيامُ ثَلاثَةِ أَيّامٍ فى الشَّهْرِ
ابراهيم بن عباس گفت: امام رضا عليه‏السلام روزه [مستحبى] زياد مى‏گرفت و در هر ماه روزه سه روز (اوّل و آخر و وسط ماه) از او فوت نمى‏شد.
در احاديث است كه روزه اول، وسط و آخر هرماه، ثواب روزه همه آن ماه را دارد و هر كه چنين كند، «صائم الدهر» به شمار مى‏رود.
عيون اخبار الرضا 2: 184
اعمالی که در روز مبعث سفارش شده است
«الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبا عبداللّه علیه السلام قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاک لِلْمُسْلِمِینَ عِیدٌ غَیرَ الْعِیدَینِ؟ قَالَ: نَعَمْ یا حَسَنُ أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهَا قُلْتُ لَهُ: وَ أَی یوْمٍ هُوَ؟ قَالَ: یوْمٌ نُصِبَ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ علیه السلام فِیهِ عَلَماً لِلنَّاسِ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاک وَ مَا ینْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیهِ قَالَ تَصُومُهُ یا حَسَنُ وَ تُکثِرُ الصَّلاةَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ لا تَدَعْ صِیامَ یوْمِ سَبْعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ فَإِنَّهُ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی نَزَلَتْ فِیهِ النُّبُوَّةُ عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ ثَوَابُهُ مِثْلُ سِتِّینَ شَهْراً لَکمْ».
حسن بن راشد گفت: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: «آیا غیر از اعیاد مشهوره، عید دیگری نیز هست؟» فرمود : شریف ترین و کامل تر از همه آن ها روزی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث گردید. عرض کردم: «آن روز، کدام روز بود؟» فرمود: «آن روز شنبه بیست و هفتم ماه رجب بود.» عرض کردم: «در آن روز، چه عملی باید به جای آورد؟» فرمود: روزه می گیری و صلوات بسیار بر محمد و آل محمد می فرستی.
کافی،ج 4،ص 149 و 149،ح 1
جایگاه زیارت امام کاظم علیه السلام
امام رضا علیه السلام : زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛
امام رضا علیه السلام فرمود : زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفر سلام الله علیه، مانند زيارت قبر حسين سلام الله علیه است .
كامل الزيارات: ص 499
راه در امان ماندن از خشم خداوند در قیامت
امام كاظم عليه‏السلام : مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللّه‏ُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة ؛
امام كاظم عليه‏السلام :هر كس خشم خود را از مردم باز دارد ، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد .
الكافى ، ج 2 ، ص 305
موجبات قرب خدا
قالَ مُوسَى بنُ جَعفَر عليه‏السلام: اَفْضَلُ ما يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ اِلَى اللّه‏ِ بَعْـدَ المَعْـرِفَةِ بِهِ الَصَّـلاةُ وِ بِرُّ الْوالِدَيْنِ وَ تَرْكُ الْحَسَدِ وَالُعْجبِ وَالفَخْرِ
امام كاظم عليه‏السلام فرمود: پس ازخداشناسى، برترين كارى كه بنده به وسيله آن به خداوند نزديك مى‏شود عبارت است از: نمــاز، نيـكى به پـدر و مـادر، و ترك حسد و خودپسندى و فخرفروشى.
تحف العقول، ص 391.
عملی که دو سویه سود می رساند
قالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ عليه‏السلام: ما يَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ اَنْ يَبِرَّ والِدَيْهِ حَيَّيْنِ اَوْ مَيِّتَيْنِ، يُصَلِّىَ عَنْهُما وَيَتَصدَّقَ عَنْهُما وَيَحِجَّ عَنْهُما وَلَهُ مِثْلُ ذلِكَ، فَيَزيدُهُ اللّهُ(عزَّوجَلَّ) بِبِرِّهِ وَصَلاتِهِ خَيْرا كَثيرا
امام صادق عليه‏السلام فرمود: چه چيز مانع شخص مى‏شود كه به پدر و مادرش که زنده يا مـرده‏اند نـيكى كند، به نـيّت آنهـا نـماز بخواند، صـدقه بـدهد، حـجّ بجـا بياورد و روزه بـگيرد، زيـرا اگر چنـين كنـد ثـواب آنـها به پـدر و مـادر مى‏رسـد و بـه خـود شخص هم هـمانقـدر ثواب داده مى‏شود، به علاوه خداوند متعال به واسـطه كارهاى نـيک و نـماز او خير زيـادى به او عـطا مى‏كند.
بحارالأنوار، ج74، ص 46 .
ارزش باور نکردنی صدقه در ماه رجب
عَنْ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ قَالَ: حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَخِیهِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام
سفیان ثوری از حضرت صادق ،از حضرت باقر ، از حضرت سجاد ، از حضرت سیدالشهدا ، از حضرت مجتبی ، از امیرالمۆمنین علیهم السلام نقل می‌کند که فرمود: هر کس در ماه رجب به خاطر خداوند صدقه دهد، خداوند روز قیامت در بهشت با آنچنان ثوابی وی را اکرام می‌نماید که نه چشمی دیده باشد، نه گوشی شنیده باشد، و نه بر قلب بشری خطور کرده باشد
بحارالانوار ،ج97 ، ص33 به نقل از امالی صدوق
قدر ماه رجب را بیشتر بدانیم
امام كاظم عليه‏السلام : رَجَبٌ شَهرٌ عَظيمٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتَ و يَمحُو فيهِ السَّيِّئاتَ
امام كاظم عليه‏السلام فرمود : رجب ماه بزرگى است كه خداوند [پاداش] نيكى‏ها را در آن دو چندان و گناهان را پاک مى‏كند .
كتاب من لايحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 92 .
مقام حضرت زینب سلام الله علیها
پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله : مَن بَكى عَلى مُصابِ هذِهِ البِنتِ (زَينَبَ بَنتِ عَلِيٍّ سلام الله علیها) كانَ كَمَن بَكى عَلى أخَوَيهَا الحَسَنِ و الحُسَينِ سلام الله علیهما
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : هر كس بر مصيبت‏هاى اين دختر (زينب سلام الله علیه) بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش، حسن و حسين سلام الله علیهما، گريسته باشد.
وفيات الأئمة: ص 431

سالروز شهادت دكتر مصطفی چمران را گرامی میداریم

سالروز شهادت دكتر مصطفی چمران تسلیت باد   

                                              بسم اللَّه الرحمن الرحیم


 

اناللَّه و انا الیه راجعون
شهادت انسان ساز سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالى و پیوستن به ملأ اعلى‏، دكتر مصطفى چمران را به پیشگاه ولى عصر- ارواحنا فداه- تسلیت و تبریك عرض مى‏كنم .
تسلیت از آنرو كه ملت شهیدپرور ما سربازى را از دست داد كه در جبهه‏هاى نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران حماسه مى‏آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزى حق بر باطل بود. او جنگجویى پرهیزكار و معلمى متعهد بود كه كشور اسلامى ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت. و تبریك از آنرو كه اسلام بزرگ چنین فرزندانى تقدیم ملتها و توده‏هاى مستضعف مى‏كند و سردارانى همچون او در دامن تربیت خود پرورش مى‏دهد. مگر چنین نیست كه زندگى عقیده و جهاد در راه آن است .
چمران عزیز با عقیده پاك خالص غیر وابسته به دستجات و گروههاى سیاسى و عقیده به هدف بزرگ الهى، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى شروع و با آن ختم كرد.  او در حیات با نور معرفت و پیوستگى به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازى زیست و با سرافرازى شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است كه بى‏هیاهوهاى سیاسى و خودنماییهاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف كند نه هوى‏، و این هنر مردان خداست .
او در پیشگاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر. و اما، ما مى‏توانیم چنین هنرى داشته باشیم؟ با خداست كه دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند. من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلكه به ملتهاى مسلمان و قواى مسلح و رزمندگان در راه حق و به خاندان این مجاهد عزیز تسلیت عرض مى‏كنم و از خداوند تعالى رحمت براى او و صبر و اجر براى بازماندگان محترمش خواهانم .
 روح اللَّه الموسوى الخمینى


 

بعثت مبارک

    

.... امام هادی علیه‏السلام  می‏فرماید: «هنگامی که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا می‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می‏نگریست و از آنچه می‏دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می‏افتاد و آن‏گاه با روشنی خاصی به عبادت خداوند مشغول می‏شد. چون به چهل سالگی رسید، خداوند، دل او را بهترین، روشن‏ترین و خاضع‏ترین دل‏ها یافت. در آن لحظه‏ها، جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: ای محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفرید. پس جبرئیل، رسالت خود را به انجام رسانید و به آسمان‏ها بالا رفت و محمد نیز از کوه فرود آمد. در این هنگام، خداوند، کوه‏ها، صخره‏ها و سنگلاخ‏ها را به سخن آورد، به گونه‏ای که به هر کدام می‏رسید، ادای احترام می‏کردند و می‏گفتند: السلام علیک یا حبیبَ اللّه‏، السلام علیک یا ولیَّ اللّه‏، السلام علیک یا رسولَ اللّه‏».


ببین که قلب زمین شور دیگری دارد
و در نگاه خودش نور باوری دارد

همین که غار حرا مست لفظ  اقرأ شد
ز اعتبار نبی فکر دلبری دارد

ز های و هوی ملک گوش آسمان پر شد
و کنج سینه ی خود نور سروری دارد

تمام غار حرا مثل عرش اعلاء شد
دل رمیده ی او حال بهتری دارد

صدای حضرت جبریل می رسد بر گوش
هبوط کرده و حکم پیمبری دارد

به تو سلام خداوند یا رسول الله
بخوان به نام خداوند یا رسول الله


نگاه خیره ی دنیا به سمت غار حرا
چه می تپد دل بی تاب مردم بالا

برای یک قدم امشب مجال حرکت نیست
ز ازدحام ملائک به روی خاک خدا

برای اینکه به همراه خویش آوردند
پیام تهنیت منصب نبوت را

و اولین نفری که رسید و اشهد گفت
علی عالی اعلاست پشت غار حرا

در آن میانه ملائک به یک دگر گفتند
چه خالی است خدا جای حضرت زهرا

خوشا به حال خودم هم زبان سلمانم
خوشا به حال خودم شیعه ی مسلمانم 


چراغ راه همه جلوه های ایمانت
دل رمیده ی ما بی قرار دستانت

برای اینکه بگیرند حاجت خود را
شدند جمله ملائک دخیل دامانت

شما که جای خودت می رسی، جبرائیل
برای عرض ادب پیش پای سلمانت

پیامبران اوالعزم قبل تو آقا
شدند پیرو قرآن تو مسلمانت

تو از خدای خودت هم که دلبری کردی
رسول آینه ها با نوای قرآنت

نبوتت ابدی شد به اعتبار علی
به پشتوانه و گرمی ذوالفقار علی

***مسعود اصلانی***

                              

                          عید مبعث ،عید چیرگی نور اسلام بر تاریکیهای جهل وبت پرستی مبارکباد

                                                   


عید مبعث مبارکباد

   
  
  
 

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)
عید مبعث مبارک


سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)
ای که ندای” اذان” رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)
مبعث مبارک


خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک


تویی هم مصطفی و هم محمد تو را در آسمان نامند احمد
تو کانون صفا مرد یقینی تو عین رحمه للعالمینی
عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد


بعثت نه این سرور، سرور ولایت است … مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند … احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است


نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد


از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک.


ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد . بعثت پیامبر اکرم بر پیروان حقیقیش تهنیت باد .


به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد .


امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم

تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک .


آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . عید مبعث مبارک باد .


روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید . بعثت رسول اکرم مبارک باد .


  بزرگترین عید مسلمانان  مبعث حضرت محمد مصطفی ص بر همه مسلمانان مبارکباد.

شاید این جمعه بیاید شاید .............

 

 

گـاهگـاهی بـه نگــاهی دل مــا را دریــاب                جـان بـه لـب آمـده از درد خــدا را دریـــاب

اگـر از دولــت وصل تـو مـرا نیـست نصیـب                گـاهگـاهـی به نگـاهـی دل مـا را دریـــاب

بـه امیـدی بـه ســرکــوی تو روی آوردیـــم                شـهریـرا را! به درخویـش گـــدا را دریــاب

سنگها میخورم از دست جنون دل خویش                 مـن دیــوانــه انگـــشت نمــا را دریــــــاب

کـاروان رفـت و مـن از همسـفران دورم دور               مـن از قــافــلـه شــوق جــدا را دریـــــاب

تــا دلـم بــار غـــم عشــق بــه منـزل فکند               شهســوارا مــن افــتـاده ز پـــا را دریـــاب

تــا فغـــان دل غمــدیــده مــا را شنــــــوی                نـازنینــا سحــری بـاد صبــا، ما را دریــاب

یا گل زهرا ادرکنی


۱ ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مىآورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مىسازم.

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مىكنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مىدهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مىكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمينها و دل بندگانم را حياتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخيرههاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مىسازم.

و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را يارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مىباشد.»

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مىگذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مىگيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مىرسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»


شهادت آقا موسی ابن جعفر ع تسلیت باد



25 رجب سال 183 هجری قمری مصادف با شهادت هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، حضرت امام موسی بن جعفر(ع) است، ضمن تسلیت شهادت آن امام همام به  نام آن امام بزرگوار موسی و لقب مشهور او کاظم، عبد صالح، عالم و باب الحوایج و کنیه مشهور ایشان ابوالحسن الاول است. عمر آن بزرگوار تقریباً پنجاه و چهار سال بود. در هفتم صفر سال 128 هجری متولد شد و در بیست و پنجم رجب سال 183 به دست سندی بن شاهک و به دستور هارون الرشید لعنة الله علیه مسموم و به درجه رفیع شهادت نایل شد مدّت امامت آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارشان سی و چهار سال است و در این مدّت غالباً یا زندان و یا در تبعید بوده است. آن حضرت در میان مردم نفوذ کامل داشت و همیشه در حال مبارزه با دشمن بود و دشمن نیز فوق العاده از ایشان بیمناک بود. دشمن از ترس می خواست ایشان را در سکوت به خاک بسپارد که پروردگار عالم چنین نخواست و آن بزرگوار با تجلیل خاصی به خاک سپرده شد. چنانچه موقع مرگ، بسیاری از قضات و علما و بزرگان را جمع کردند تا شهادت دهند که حضرت به مرگ طبیعی از دنیا می رود ولی حضرت، سخنان دروغ آنان را فاش فرمود. 

بررسی القاب آن حضرت

موسی بن جعفرعلیه السلام  را کاظم گفتند زیرا آن بزرگوار، صابر و حلیم بود و مصایب روزگار نتوانست او را از پا درآورد. در زیارت آن بزرگوار می خوانیم: «ای خداوند درود بفرست بر پیامبر ،محمد بن عبدالله و اهل بیت معصوم او و درود بفرست بر موسی بن جعفر که وصّی اوصیا، و پیشوای شیعه و محل بروز صفات خداوند متعال و وارث سکینت و وقار ـ که در مصایب روزگار خود را نباخت، دین، مردانگی، شخصیت و آقایی خود را حفظ کرد ـ و وارث حکمتها و علم های اهل بیت است.»

خلاصه سخن اینکه، القابی که برای موسی بن جعفر علیه السلام و همچنین برای سایر اهل بیت علیهم السلام وجود دارد اتفاقی و بی علت نیست و جملگی از عالم ملکوت نشات و نشانه دارند.
 حضرت علیه السلام ،کاظم است، صابر است، حلیم است، سعه صدر دارد، در توفانها و در جزر و مد روزگار مثل کوه پابرجاست و دشمن نمی تواند او را از پای درآورد. هارون الرشید خیلی مایل بود که موسی بن جعفر در مقابلش خضوع کند ولی با این آرزو به گور رفت.


ربیع می گوید: «هارون مرا به زندان نزد موسی بن جعفر فرستاد و پیغام داد: می دانم بیگناهی ولی صلاح من و تو این است که در زندان باشی، از این جهت هر غذایی که مایل باشید بفرمایید تا برای شما تهیه کنند.» ربیع می گوید با این پیغام، یعنی با این حیله، به زندان آمدم. حضرت به نماز بودند و من هرچه می خواستم صحبت کنم مشغول نماز دیگری می شد تا سرانجام در آخر یکی از نمازها پیغام را دادم. حضرت با کمال بی اعتنایی جمله ای فرمودند و مشغول نماز شدند. آن جمله چنین بود:
لاحاضر لی مال فینفعنی ولم اخلق سئولا.
«ثروت نزد من نیست تا از آن بهره گیرم و خداوند مرا سائل ـ حاجت خواه ـ خلق نکرده است.»

 یعنی ما اهل بیت از کسی حاجت نمی خواهیم. ما شیعیان خود را امر کرده و می‌کنیم که سؤال بیجا، سؤال برای پر شدن شکم، و مصرفهای بیجا نکنند. ربیع می گوید: «هارون دفعه دیگر مرا پیش موسی بن جعفر فرستاد که بگویم به گناه خود اقرار کنید تا شما را از زندان رها کنم، و بدانید هیچ کس جز من و شما نمی فهمد، زیرا من قسم خورده ام تا شما اقرار به تقصیر نکنید شما را رها نکنم، حضرت فرمودند: به هارون بگو هر روزی که بگذرد یک روز سخت از من و یک روز لذت بخش از تو می گذرد. حاکم میان من و تو خدا است و چند روزی از عمر من باقی نمانده است.» ربیع می گوید جواب موسی بن جعفر برای هارون به قدری کوبنده بود که چند روز آثار غم و غصه و شکست را در سیمای او می دیدم. 

با توجه به اینکه عمر موسی بن جعفر (ع) در زندانها و تبعیدها گذشت و دشمنان اسلام و انسانیت نگذاشتند که مردم از علم موسی بن جعفر بهره گیری کنند، ولی با این همه موسی بن جعفر (ع) توانست افرادی لایق، و فقیه به عالم اسلام هدیه کند. شیخ طوسی رحمه الله علیه در معرفت رجال خود افرادی نظیر یونس بن عبدالرحمن، صفوان، بن یحیی، محمد بن ابی عمیر، عبدالله بن مغیره، حسن بن محبوب، احمد بن ابی نصر، و نظیر اینان را که از فقها شیعه هستند نام می برد که همه از اصحاب اجماع هستند. موسی بن جعفر اصحابی چون علی بن یقطین داشت که به تشیّع بسیار خدمت کرده است، و موسی بن جعفر او را امر نموده بود که زیر پرچم ظلم بماند، چون او سمت وزارت هارون الرشید را داشت و موسی بن جعفر (ع) از او مواظبت کامل کرد. موسی بن جعفر در خودسازی و تهذیب نفس مواظب او بود، در حفظ و حراست او نیز کوشا بود و ما به دو قضیه در این باره اشاره می کنیم:

نام آن امام بزرگوار موسی و لقب مشهور او کاظم، عبد صالح، عالم و باب الحوایج و کنیه مشهور ایشان ابوالحسن الاول است. عمر آن بزرگوار تقریباً پنجاه و چهار سال بود. در هفتم صفر سال 128 هجری متولد شد و در بیست و پنجم رجب سال 183 به دست سندی بن شاهک و به دستور هارون الرشید لعنة الله علیه مسموم و به درجه رفیع شهادت نایل شد


ـ ابراهیم جمال که از شیعیان اهل البیت علیهم السلام است قصد زیارت موسی بن جعفر را کرد و به بغداد آمد تا علی بن یقطین را ملاقات کند ولی نتوانست او را ببیند، پس به مدینه بازگشت. ژس از بازگشت از بغداد خدمت حضرت مشرف شد . موسی بن جعفر علیه السلام سراغ علی بن یقطین را از او گرفت، ابراهیم قضیه خود را نقل کرد. همان سال علی بن یقطین قصد سفر نمود تا خدمت امام خویش موسی بن جعفرعلیه السلام برسد وی نیمه شب به خانة موسی بن جعفر وارد شد. امّا حضرت او را نمی پذیرند.

 شب دوم و شب سوم هم پذیرفته نشد تا اینکه به گریه و التماس افتاد و می گفت نمی دانم تقصیرم چیست. حضرت او را پذیرفت و فرمود: تا ابراهیم جمال از دستت راضی نشود از تو راضی نیستم. بالاخره بطور خرق عادت او را روانه کوفه کرد و او نصف شب در خانه ابراهیم را زد چون ابراهیم را دید، گریه کرد، التماس کرد که از من راضی باش حتی او را جبراً واداشت که پایش را روی صورت علی بن یقطین بگذارد. چون به مدینه بازگشت، حضرت فرمودند از تو راضی شدم. و این کار لطف خاصی بود برای تهذیب نفس که موسی بن جعفر علیهم السلام به او عنایت فرمود.

معجزه امام هفتم علیهم السلام

هارون الرشید یک پارچه قیمتی به علی بن یقطین جایزه داد علی بن یقطین جامه را خدمت موسی بن جعفر (ع) فرستاد. حضرت پارچه را برگردانید و فرمود: «پارچه را معطر کن و در جای محفوظی از آن نگهداری نما.» سعایت کاران قضیه را به هارون اطلاع دادند. روزی هارون پرسید: کجا است جامه ای را که به تو جایزه دادم چرا نمی پوشی؟ علی بن یقطین گفت: چون هدیه شما بود آن را معطر کردم و در جای محفوظی نگهداری      می کنم و غلام خود را فرستاد تا پارچه را آورد. هارون قسم خورد که از آن پس حرف دیگران را درباره او نپذیرد.

موسی بن جعفر سلام الله علیه علاوه بر آن افرادی که شمرده شد و گفتیم که از اصحاب اجماع بوده اند، افرادی دیگر که آنان نیز از بزرگان شیعه هستند و به مذهب تشیع فوق العاده خدمت نموده اند چون علی بن یقطین را به عالم تشیع هدیه فرمودند.

امام موسی بن جعفر عالم یگانه عصر 

اگر بخواهیم درباره علم موسی بن جعفر (ع) سخن گوییم، بهتر است از جمله ای که در زیارت آن بزرگوار است و در سایر زیارات نیز دیده می شود صحبت کنیم و آن جمله "عیبة الانوار" است.
"عیبة" به معنی صندوقچه ای است که جواهرات گرانقیمت را در آن می گذارند. موسی بن جعفر سلام الله علیه عیبه علم خداوند متعال است، عیبة قدرت خدا است، عیبة رحمت واسعه حق است، جایگاه صفات حق است.

ما هرچه درباره علم موسی بن جعفر سخن بگوییم، نمی توانم رساتر، پر محتواتر، عالیتر، و نورانی تر از جمله "عیبه الانوار" گفته باشیم.

 
از القاب دیگرحضرت : "عبد صالح"


  در توضیح این لقب به جمله ای از زیارت آن بزرگوار اشاره می کنیم:
«درود بر موسی بن جعفر که زنده می داشت شب را همیشه تا سحر به استغفار همیشگی و سجده های طولانی و گریه های سرشار و مناجات بسیار و ناله های پی در پی»

راوی می گوید: موقعی که موسی بن جعفر در بغداد در تبعید بود، هارون مرا به دنبال او فرستاد. موسی بن جعفر علیه السلام را در خرابه ای پیدا کردم که کوخی از لیف خرما در آن ساخته شده و موسی بن جعفر آنجا زندگی می کرد. غلامی در مقابل آن بزرگوار نشسته و با قیچی، مواضع سجدة ایشان را مقراض می کرد. آن بزرگوار از بس به سجده رفته بود، مواضع سجده او پینه بسته بود.

یکی از مناجاتهای مشهور آن حضرت در زندان این است: «خدایا جای خلوتی را برای عبادت می خواستم، شکر تو را که به من عنایت فرمودی»

از القاب مشهور حضرت:  باب الحوائج

إبن حجر ، دانشمند بسیار متعصب سنی درباره ایشان چنین می گوید :
« و کان معروفاً عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله و کان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم »
« او نزد اهل عراق به باب قضاء حوائج ،نزد خداوند معروف بود و عابدترین مردم زمانش و داناترین و سخاوت مندترین آنان بود .»

 محمد بن طلحه شافعی درباره موسی بن جعفر (ع) چنین می گوید:

همانا موسی بن جعفر پیشوای جلیل القدر و عظیم الشأن است. او شب زنده دار و مطیع اطاعت پروردگار است. کراماتی از او نقل است که شب را تا به صبح به عبادت می پرداخته، به سجده بوده، به نماز می ایستاده، و روز را به روزه و اعانت به دیگران به پایان می رسانیده است. لقب آن بزرگوار کاظم بوده است. نسبت به افرادی که به او بد می کرده اند گذشت و احسان داشت، و لقب او عبد صالح نیز بوده است بخاطر کثرت عبادت و حال عبودیتی که داشته است. لقب باب الحوائج نیز داشته است. هر کس به او متوسل شود حاجتش داده می شود. کرامات موسی بن جعفر بقدری فراوان است که عقلها در تحیر است.

خطیب خوارزمی می گوید: «هر غمی که برای من پیش آمد به سر قبر موسی بن جعفر رفتم و غم خود را آنجا از خود دور کردم.»

 امام حنبلي ها به حضرت موسى بن جعفر(ع) توسل ميكند

الحسن بن ابراهيم ابو علي خلال -امام حنبلي ها در زمان خودش- ميگويد :
هر وقت حاجتي داشتم به قبر موسى بن جعفر (ع) توسل ميكردم واز خدا حاجتم را ميگرفتم

اين قضيّه با سند صحيح در كتاب تاريخ بغداد , خطيب : ج1/120 باب ما ذكر في مقابر بغداد المخصوصة ....

وهمچنين ابن الجوزي در المنتظم اين قضيه را نقل ميكند : ج9/ص88

تاریخ و تجربه نشان داده است که موسی بن جعفر باب الحوایج است. در تاریخ نقل است یکی از خلفا مبتلا به دل درد شد و حکیمان دواهایی به او تجویز کردند، ولی حکیم مخصوص او که نصرانی بود گفت این دوای درد نیست و اگر می خواهی شفا یابی باید دست بسوی کسی بزنی که نزد خدا منزلت داشته باشد. آن خلیفه گفت موسی بن جعفر را بیاورید. چون حضرت آمدند دعایی کردند و او شفا یافت. بعداً از آن بزرگوار سؤال شد که چه فرمودید؟ حضرت فرمودند: این دعا را برای او خواندم:" اللهم کما اریته ذل معصیته فاره عز طاعتی".   «ای خدا چنانکه ذلت گناه را به این مرد نشان داده ای، عزت اطاعت مرا نیز به او نشان ده.» چه کلام رسایی، چه کلام لطیفی، چه کلام سازنده ای و چه کلام کوبنده ای.

 شیخ طوسی رحمه الله در رجالش از حماد نقل می کند که: «خدمت موسی بن جعفر (ع) رسیدم و از ایشان خواستم که دعایی بفرمایند تا خداوند زن خوب، خانه خوب،فرزند شایسته و توفیق حج برای پنجاه سال بمن عنایت کند. حضرت دعا فرمودند: مدتی نگذشت که خداوند همه آنها را به من عنایت کرد.» این شخص همه ساله به حج رفته است. موقع احرام برای غسل در آب رفت و غرق شد و نتوانست در آن سال حج بجای آورد. و این گونه قضایا در حق موسی بن جعفر در تاریخ فراوان است.

 
علت شهادت موسی بن جعفر (علیه السلام)


باید گفت موسی بن جعفر علیه السلام فدای صفات شیطانی جاه طلبان عباسی  شد. حسد از یحیی برمکی، جاه طلبی از هارون الرشید، پول پرستی از علی بن اسماعیل برادر زاده آن حضرت.

 تاریخ شهادت ایشان چنین است: شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان امام علیه السلام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و برمكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در مقابل قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان را بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره  نزد والي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

 عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را  به سندی بن شاهک سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. مشهور تاريخ شهادت آن حضرت را  بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.

ابراهيم ابو علي خلال -امام حنبلي ها در زمان خودش- ميگويد :
هر وقت حاجتي داشتم به قبر موسى بن جعفر (ع) توسل ميكردم واز خدا حاجتم را ميگرفتم.

اين قضيّه با سند صحيح در كتاب تاريخ بغداد , خطيب : ج1/120 باب ما ذكر في مقابر بغداد المخصوصة ....
وهمچنين ابن الجوزي در المنتظم اين قضيه را نقل ميكند : ج9/ص88

نجمه همسر امام:

نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجيب و پاكيزه بود. حميده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.
نجمه در خانه امام صادق (ع)، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص) را ديد كه به او فرمودند: اى حميده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد. پس از اين پيام، حميده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: پسرم! نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نيز در حق او نيكى كن. ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگينى نمى كرد و چون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر يافت.

فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آنحضرت  فاطمه معصومه (سلام الله علیها) است كه قبر مطهرش در قم  زیارتگاه شيعيان جهان است . عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

 بهره ای از کلام یار :

قال امام موسی بن جعفرع : لیس حسن الجوار کف الأذى و لکن حسن الجوار الصبر على الأذى
تحف العقول ص409
امام می فرمایند : خوبی همسایگی دراین نیست که که آزارش به دیگران (همسایه )نرسد بلکه خوبی درآن است که بر آزار واذیت همسایه صبر نماید و بدیهای او را تحمل نماید.

خواجه عبد الله انصاری هم می گوید : بدی را بدی کردن سگساری است
 ( کار سگها هم چنین است . یک سگ ، سگ دیگررا گاز می‏گیرد ، او هم گاز می‏گیرد . اگر کسی به انسان بدی کرد و او هم‏ بدی را با بدی جواب داد ، هنری که کرده ، کار سگها را انجام داده است . اگر انسان سگی را بزند فورا بر می‏گردد و پای او را می‏گیرد ) .
 خوبی را خوبی کردن ، خرخاری است ( یعنی اگر کسی به آدم خوبی کند و در مقابل خوبی‏ او خوبی کند خیلی هنر نکرده است . یک الاغی می‏آید شانه الاغ دیگر را با دندانش می‏خاراند ، او هم فورا شانه آن را می‏خاراند . این مقدار را که‏ خوبی را باید با خوبی جواب داد و در مقابل خوبی باید خوبی کرد الاغ هم‏ می‏فهمد ) ، اما بدی را نیکی کردن ( در مقابل بدی خوبی کردن ) کار خواجه‏ عبد الله انصاری است.
به عبارتی :
وی معتقد است : دو نوع رفتار اول یعنی بدی را بدی كردن ونیكی را نیكی كردن هردو رفتاری است كه حیوانات هم در مقابل همدیگر انجام می دهند. رفتار نوع اول كه جای خود دارد اما رفتار نوع دوم یعنی: نیكویی در مقابل نیكویی، گویا رفتاری است انسانی ودر عرف عام منشی است پسندیده وحتی در قرآن مقدس به نحوی به آن فرمان داده شده ایم (هل جزاءالاحسان الاالاحسان) اما این رفتار را هم پیرهرات حیوانی می داند ومعتقد است حیوانات و جنبه حیوانی انسان هم این قدر شرافت دارد كه نیكی را به نیكویی پاسخ دهد. او در فراز آخربا این خصیصه انسان را می ستاید كه : بدی را به نیكویی پاسخ دهد ودر مقابل بدی خوبی كند. به عبارتی : در پاسخ به كنشهای انسانها واكنشی انسانی از خود نشان دهد وبا جنبه انسانی خود با دیگران برخورد نماید.



سالگرد عالم ربانی حضرت ایه الله مشکینی گرامی باد

خبرگزاری فارس: آيت الله مشكيني به ديار باقي شتافت

                                 بسم الله الرّحمن الرّحیم

با سلام خدمت دوستان عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات:

در راستای اینکه هر روز به یاد یکی از عزیزان که این سال ها در کنار ماه در ماه رمضان

نیستند و احتمالاً در عالم بالا و محضر حضرت رب این بار به سراغ آیت الله مشکینی

می رویم بزرگ مردی که سه سال است از فیض دیدارش محروم شده ایم.

ایشان در  سال ۱۳۰۰ هجری شمسی در یکی از روستاهای شهر خیاو آذربایجان که بعدها

نام آن به مشکین شهر  تغییر یافت و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. 

ایشان مقدمات علوم دینی را نزد پدر فرا گرفت‌. پس از مرگ پدر و به سفارش وی برای تحصیل

علوم دینی به شهرستان اردبیل سفر کرد و مقداری از صرف و نحورا در آنجا فرا گرفت‌. سپس

برای ادامه تحصیلات علوم دینی به شهر قم رفت.

ایشان در قم شاگرد آیت الله حجت کوه‌کمره‌ای، آیت الله بروجردی و آیت الله سید محمد محقق

داماد بود. در سال ۱۳۳۷ دویست طلبه و استاد حوزه در نامه‌ای به بروجردی خواستار

سازماندهی آموزشی در حوزه علمیه قم و اضافه شدن دروس دیگری همچون اخلاق به

برنامه‌های تحصیلی طلاب شدند. این نامه با دست‌خط ایشان نوشته شده‌بود.

در دهه ۱۳۴۰ ایشان از مؤسسین مدرسه حقانی شدند و دروس اخلاق و مکاسب را در آنجا

تدریس می‌کردند. وی در آن دوران رسائل و مکاسب آیت الله  مرتضی انصاری را خلاصه کردند

 و با سبک و سیاق متفاوت با سایر مدارس حوزه علمیه در اختیار طلاب آن مدرسه قرار دادند.

پس از مرگ آیت الله بروجردی، مشکینی به فعالیت‌های سیاسی و شبه‌سیاسی روی آوردند

که به‌ویژه پس از قیام پانزده خرداد و سخنرانی امام خمینی(ره) به اوج خود رسید. ایشان پس

از آن به همراه تعداد دیگری از استادان حوزه حلقه‌ای «یازده نفره» را شکل دادند که برای

«اصلاح حوزه» فعالیت می‌کرند و دغدغه‌های سیاسی را در بحث‌های خود مطرح می‌کردند.

دیگر اعضای این حلقه؛ عبدالرحیم ربانی شیرازی، حسینعلی منتظری، علی قدوسی، آیت الله

سید علی خامنه‌ای، محمد خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد آذری قمی، آیت الله

ابراهیم امینی، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و آیت الله مهدی حائری تهرانی بودند.

ایشان از علاقمندان امام خمینی(ره) بودند و یکی از دوازده نفری بود که اعلامیه مرجعیت امام

خمینی(ره) را در سال ۴۹ پس از مرگ آیت الله محسن حکیم منتشر کردند.

از سمت های ایشان رئیس مجلس خبرگان رهبری (از هنگام تأسیس در ۱۳۶۱ تا پایان عمر)،

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و امام جمعه دائم قم اشاره کرد.

آیت الله مشکینی که به بیماری خونی مزمنی دچار بود، در بیمارستان بقیه‌الله بستری شد.

وسرانجام عصر روز دوشنبه ۸ مرداد 1386  او را از دست دادیم و از میان ما بسوی معبود

شتافت. روحش شاد و قریح رحمت بی منتهای حضرت حق باد.

                                           

      برای شادی روح ایشان و اینکه مورد دعای ایشان قرار بگیریم فاتحه و صلوات هدیه کنیم


وفات حضرت زینب س

زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند 

یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند

این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق

عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند

وفات بزرگ بانوی کربلا، حضرت زینب کبری سلام الله علیها را تسلیت عرض میکنم


روح خدا به خدا پیوست

              روح خدا به خدا پیوست

روح خدا به خدا پیوست

 

 

 

روح خدا به خدا پیوست

سلام بر تو ای روح خدا

سلام بر تو ای مظهر رشادت و ایستادگی  

سلام بر تو ای آموزگار مکتب عشق و ایمان

سلام بر تو ای اسطوره

سلام بر تو ای بلند تر از آفتاب

سلام بر تو ای نگین انگشتری ایمان

سلام بر تو ای حقیقت منطق اسلام

سلام بر تو ای مروارید دریای بیکران انسانیت

سلام بر تو ای خاطره ماندنی رهایی

و سلام بر تو ای فرزند صبح، ای آفتاب جماران...

 

روح خدا به خدا پیوست

صبحی دیگر آغاز شده بود

صبحی که با آمدنش باید چون همیشه شور و خروشی دوباره برقرار می گشت.

 

اما چگونه صبحی خواهد بود آن زمان که خورشید نیز نای بر آمدن و تابیدن نداشته باشد؟!

 

آیا آسمان معنای این پا به پاشدن خورشید را خواهد فهمید؟

آسمانی که بارها و بارها شاهد عروج مردان و زنان آسمانی بوده است.

 

آری آسمان قطعاً عروج روح خدا را به نظاره نشسته

و به راستی چگونه صبحی خواهد بود آن صبح که طلوعش با نوای روح خدا به خدا پیوست طنین انداز گردد؟!

 

روح خدا به خدا پیوست

آیا می شود گلی بدون باغبانش رشد کند و بدون گرمای دست نوازشگرش به جنگ علف های هرز برود؟!
 

آری دوری گل های باغ برای باغبان پیر و مهربانشان، سخت شده بود، و آن زمان بود که تو عزم بازگشت به آغوش گرمشان را  کردی.

 

چرا که به خوبی می دانستی، هر کدام از گلهای این باغ، عطری فراموش نشدنی را از خود به یادگار خواهند  گذاشت.

 

شمیمی از جنس عشق و ایمان که توسط همین گل ها، دنیا را پر خواهد کرد.

 

اما چقدر دلت گرفته بود، زمانی که چشم به گل های لاله و شقایق باغت دوخته بودی.

همان هایی که روزی بر مکتب عشقت درس رشد و شکوفایی و استقلال آموخته بودند و حالا تنها جای خالیشان مانده بود برای هم کیشانشان.

 

و چقدر سخت تر می شود فرارسیدن لحظه دل کندن گلی از باغبانش؟!

گلی که ذره ذره وجودش را عشق باغبانش پر کرده است.

 

و حالا تو امروز، دل تنگی و بی تابی گلهای باغ انقلابی که خودت باغبانشان بودی را به نظاره نشسته ای، برای دل کندن، برای سفری بی بازگشت.

 

روح خدا به خدا پیوست

در و دیوار جماران دیگر تاب ماندن ندارند

صندلی ات را پارچه ای سپید به همراه دسته گلی از گل های رنگارنگ پوشانده است.

 

گویی تک تک آن گل ها شرمسارند از تکیه زدن بر جایگاه همیشگی ات

 

دیگر صدای روح بخشت در فضای جماران طنین انداز نخواهد شد

وعده سفرت را، سفری که با دلی آرام و قلبی مطمئن قصد آغازش داشتی، بر روی سپیدی کاغذ نگاشته بودی و نمی دانستی دل میلون ها عاشق  و دل باخته ات بعد از رفتن تو تا به امروز بی تاب دیدار دوباره ات خواهد ماند


ايام البيض . فضیلت . فوائد و....

                    ايام البيض

«ايام» جمع يوم به معناي روز و «بيض» جمع «ابيض» به معناي سفيد و درخشان است كه به روزهاي سيزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه قمري گفته مي شود. و به عقيده مسلمانان ايام البيض ماه هاي رجب،‌شعبان و رمضان داراي فضيلت بسيار مي باشد كه در شريعت و فقه اسلام بر اقامت سه روز در مسجد جامع براي عبادت خدا و تهذيب نفس اطلاق مي گردد.

ابن مسعود سبب ناميدن اين ايام به «ايام البيض» را چنين نقل مي كند. از نبي اكرم(ص) شنيدم كه مي فرمودند: هنگامي كه جناب آدم(ع) عصيان پروردگارش را نمود منادي از عرش ندا داد. اي آدم از جوار رحمت من بيرون شو، زيرا كسي كه عصيان مرا كند در جوار من نيست، حضرت آدم و فرشتگان گريستند، سپس خداوند جبرئيل را نزد حضرت آدم فرستاد. جبرئيل حضرت آدم را در حالي كه رنگ او از نورانيت بهشتي به تيرگي تغيير كرده بود به زمين فرود آورد. و ملائكه با ديدن اين وضعيت فرياد برآوردند: پروردگارا، خلقي آفريدي و از روح برگزيده خود در او دميدي و ملائكه را به سجده او درآوردي و به يك گناه سفيدي او را به سياهي مبدل كردي. پس منادي از آسمان ندا كرد كه امروز را براي خداوند روزه بگير و آن روز سيزدهم ماه بود و چون آدم آن روز را روزه گرفت و قسمتي از تيرگي حضرت آدم(ع) برطرف گشت تا اينكه در انتهاي اين سه روز به حالت اول خود برگشت به اين دليل اين ايام را «ايام البيض» ناميده شد.

   قدمت ايام البيض

شرح و نزول برخي از آيات قرآن كريم دال براين است كه ايام البيض در اديان الهي سابقه ديرينه اي داشته و در اسلام استمرار يافته و احتمالا پاره اي از احكام و شرايط آن تغيير كرده است.

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «و عهدنا الي ابراهيم و اسمعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين و الركع السجود» و ما به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و معتكفان و ركوع كنندگان و سجده كنندگان از هرگونه آلودگي تطهير كنند.

علامه طباطبايي(ره) در تفسيرالميزان مي نويسد: زمانيكه حضرت مريم به افتخار ملاقات به فرشته الهي نايل آمد ازمردم فاصله گرفت، هدف از دوري نمودن از مردم روي آوردن به سنت اعتكاف بوده است.

علامه مجلسي در بحارالانوار از اعتكاف حضرت سليمان(ع) در بيت المقدس روايت كرده است و علامه حلي(ره) نيز در كتاب تذكره الفقها به مشروعيت اين ايام در اديان پيش تصريح نموده است كه «ايام البيض» داراي پيشينه اي به قدمت تمام اديان الهي و آسماني است........................

ادامه نوشته

اعمال ماه مبارک رجب

دعا و نیایش

 

 

 

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

دعا و نیایش

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»

3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

           اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است

ان شاء الله.


ماه رجب

                      ماه رجب ماه خدا است ( رسول گرامی اسلام محمد مصطفی ص)

ای ماه رجب مـــرا به خود راه بده
راهی تو نشان ز سوی آن ماه بده
راهی که رسد به خــانه ی دلدارم
از لطف، نشان بر من گمـــراه بده
پس یاس بهار فاطمی کِی آید؟
ما را تو رها زین غم جانکاه بده




آزادی خرمشهر از نگاه تصویر























خرمشهر و مقاومت

 

مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. آنها با سلاح عزم و ایمان به مکتب و عشق و علاقه به میهن اسلامی شان، با دست خالی چنان مقاومت کردند که در تاریخ، بی نظیر ماند. به اعتقاد کارشناسان نظامی، مقاومت بی سابقه ای که در خرمشهر انجام شد، هرگز با دیگر مقاومت ها قابل مقایسه نیست. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است. از این رو، سوم خرداد و فتح این شهر، آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه این امت است.

تاریخ گویای جنگ

روز سوم خرداد ماه، سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست بعثیان است. فتح خرمشهر، موجب برانگیختگی احساسات و عواطف پاک ملت ایران شد و هم دلی و وحدت را میان اقشار ملت پدید آورد. حماسه شگرف آزادسازی خرمشهر، پیروزی سروقامتانی را پدید آورد که با فتح آفرینی خود، نهایت ایثار، اوج مظلومیت، انتهای پاک بازی و منتهای توکل را رقم زدند. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است.

دشمن و حفظ خرمشهر

فتح خرمشهر موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخ کامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به گمان خود به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد. این کار با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر، ساختن خاکریزهای دفاعی گسترده، ویرانی خانه های مردم و ایجاد میدان های مین صورت گرفت. بعثیان حتی فکر مقابله با عملیات هوایی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند. بر این اساس، هر جا زمینی مساعد برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیر آهن برای اقدام نظامی از آسمان ناممکن ساخته بودند. همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام برای در اختیار داشتن این شهر داشت. او حتی در نقشه های منتشر شده خود، نام این شهر را عوض کرد و آن را «مُحمّره» نامید.

فتح خرمشهر، نقطه تزلزل دشمن

پس از 23 روز نبرد شبانه روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک می شدند، صدام همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر می پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی سپاه اسلام، سربازان جدیدی را وارد خرمشهر می کرد، به گونه ای که بیشترین اسیران عملیات بیت المقدس، از داخل شهر خرمشهر به اسارت گرفته شدند. به اسارت درآمدن حدود دوازده هزار نفر از نظامیان بعثی در این شهر، از اراده جدی صدام برای برافراشتن پرچم دشمن بر بالای خانه های این شهر خبر می دهد. پس از فتح خرمشهر، صدام احساس کرد جنگی که آغاز کرده بود تا انقلاب اسلامی را از پای درآورد، موجب سستی حکومت وی شده است و اشغال سرزمین ایران، حتی امکان کشانده شدن جنگ را به خاک کشورش در پی دارد.

نتایج عملیات بیت المقدس

فتح خرمشهر، مهم ترین نتیجه عملیات بیت المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن به شمار نمی آید. در این نبرد که یکی از مهم ترین و گسترده ترین عملیات ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال، یعنی رودخانه کرخه نور در شمال، کارون در شرق، رودخانه اروندرود در جنوب و آب های هورالهویزه در غرب و نیز وجود دشت های وسیع مناسب با مانور زرهی که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل می داد، شرایط بسیار مناسبی برای نیروهای اشغالگر پدید آورده بود. دشمن با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتش پشتیبانی می توانست احساس کند در دژی استوار نشسته است و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد.

خرمشهر، نماد مقاومت

مقاومت 43 روزه مردم خرمشهر، فصل مهمی در هشت سال دفاع مقدس است؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند اگر خرمشهر مقاومت نمی کرد و متجاوزان به آسانی آن جا را اشتغال می کردند، شاید سرنوشت جنگ این گونه رقم نمی خورد. این پایداری سترگ، سدّی شد در برابر اینکه عراقی ها سریع به اهدافشان برسند و توان نظامی آنها در منطقه به هم بریزد. اگر خرمشهر در همان روزهای نخست به دست عراقی ها می افتاد، دشمن به نقطه ای حساس دسترسی پیدا می کرد و آن استفاده از بندر خرمشهر بود. از سوی دیگر، تصرف آبادان و اهواز برای دشمن، راحت و کار برای رزمندگان اسلام بسیار دشوار می شد.

قدرت ایمان

آزادسازی خرمشهر در عملیات شگفت انگیز بیت المقدس، از قدرتی حکایت می کرد که همت و ایمان رزمندگان اسلام آن را پدید آورد. نگاهی به رخدادهای پس از فتح خرمشهر و پیام های رسمی و غیر رسمی دولت مردان امریکایی و متحدانش، به روشنی حکایت از آن دارد که برپاکنندگان اصلی جنگ تحمیلی، از کارآمدی طرح حمله نظامی به ایران ناامید شده بودند و برای مقابله با نظام اسلامی راه کار دیگری را دنبال می کردند؛ چرا که ادامه جنگ از یک سو، حرکت پرشتاب نهضت های اسلامی را در منطقه به دنبال داشت و از سوی دیگر، برای قدرت های بزرگ که در سطح بسیار گسترده ای به نفع عراق وارد این کارزار شده بودند، شکست ارتش عراق، ترجمان ناکامی آنان بود.

تأثیرات فرامنطقه ای آزادی خرمشهر

آزادی خرمشهر چنان در سطح بین المللی تأثیر گذاشت که پس از پیدایش وضعیت جدید و بیرون راندن متجاوزان از خرمشهر، برتری سیاسی ـ نظامی ایران در برابر عراق مطرح شد و مسیر جنگ نیز تغییر یافت. جنگی که ابتدا با هدف براندازی یا تعدیل دیدگاه های انقلاب اسلامی طرح ریزی شده بود، بر خلاف تصور، عامل تثبیت اوضاع سیاسی در داخل کشور و درهم شکستن جبهه ضدانقلاب شد. زمانی که خرمشهر به دست نیروهای ایرانی از دشمن باز پس گرفته شد، همه دنیا تا 24 ساعت سکوت کرد و بوق های تبلیغاتی هیچ گونه خبری از پیروزی رزمندگان ایران اسلامی را در حماسه فتح خرمشهر پخش نکردند؛ زیرا برایشان باورکردنی نبود که نیروهای ایرانی بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند.

سقای خونین شهر

حجت الاسلام شهید شریف قنوتی، نخستین روحانی شهید دفاع مقدس، نقش تعیین کننده و بسزایی در مقاومت خرمشهر داشت. او با شروع جنگ تحمیلی، با تشکیل گروه های «الله اکبر» و گروهان های مقاومت، چندین بار شهر را از خطر سقوط نجات بخشید. پس از آن، لشکر «الله اکبر» را تشکیل داد. جاسوسان و ستون پنجم، فعالیت های او را به دشمن اطلاع می دادند و دشمن نیز همواره در تلاش بود او را به دام بیندازد. ایشان افزون بر فرماندهی محور خرمشهر و هدایت نیروها، مسئولیت تأمین مهمات آنها را به عهده داشت و چندین بار با فداکاری و رشادت، دشمن را از شهر بیرون راند. شهید شریف قنوتی در همه صحنه ها حضوری جدی و تعیین کننده داشت؛ از حمل مجروحان و شهیدان گرفته تا رساندن آب و غذا به خرمشهر، تا آن جا که به او «سقای خونین شهر» لقب دادند.


سوم خرداد سالروز آزادی خرم شهر گرامی باد

در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر... 

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه

در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي  متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر  پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري  پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و

سراسري پس از

آزادسازي خرمشهر نيز برگ  ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي  تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

 

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما� راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات� و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت

اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند�

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.


             گرامی باد یاد و خاطره هزاران شهید و جانباز و آزاده عملیات فتح خرمشهر