چرا پیامبر او را زینب نامید؟

                      چرا پیامبر او را زینب نامید؟

یا زینب کبری

در پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت (1) خانه نبوت با بى‏قرارى تمام در انتظار مولودى بود كه تا چند لحظه دیگر پاى به این جهان مى‏نهاد. پس از آن كه لحظه فرخنده فرا رسید، خبر مسرت بخش آن منتشر شد و عطر خوش این ولادت كوچه‏هاى مدینه را فراگرفت. رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله پس از تبریك و تهنیت، نام او را «زینب‏» گذاشت تا به این وسیله خاطره دختر مرحومه‏اش «زینب‏» را كه كمى قبل از ولادت این كودك، جهان را بدرود گفته بود زنده نگاه دارد. او بعدها در كسب فضایل و مناقب و كمالات انسانى زبان زد عام و خاص گشت; به حدى كه براى او بیش از 60 لقب ذكر شده است. برخى از این القاب عبارتند از: نائبة الزهراء، ملیكة النساء، سیدة العقایل، فصیحة، بلیغة، كاملة، عابدة، فاضلة، عارفة، صابرة، و عظیمة بلواها. (2)

مرحوم آیت الله محمد حسین غروی اصفهانى معروف به كمپانى در سروده‏هاى معروف خود به فضائل و القاب آن بانوى بزرگ اشاره كرده است كه براى اختصار به ذكر برخى از ابیات آن اكتفا مى‏كنیم:

 

ما ورثتـه مـن نـبـى الـرحـمة  
جوامع العلم اصول الحكمـة
سر ابیـهـا فى علـو الـهـمـة
والصبر فى الشدائد الملمة
ثـبـاتـهـا تـنـبـئ عـن ثـبـاتــه
كان فیــها كــل مـكـرمــاتــه
لها من الصبر على المصائب
ما جل ان یعد فى العجائب3

 

«او گنجینه های علم و اصول حكمت را از پیامبر رحمت‏ به ارث برده است. در بلند مرتبه بودن همت و صبر در سختیهاى خسته كننده و طاقت فرسا سرّ پدرش بود. (یعنى اوصاف پدرش در او نهان بود).

استقامت و ثبات زینب از استقامت و ثبات پدرش خبر مى‏دهد، گویا در وجود او تمام كرامتها [و صفات پسندیده] حضرت على علیه السلام وجود دارد. در صبر و شكیبایى بر مصیبتها آن چنان بود كه نزدیك است از عجائب شمرده شود.»

 

آن بانوى بزرگ كه در دوران زندگى خود با حوادث و مصائب بزرگى مواجه شده بود، در نیمه رجب سال 62 هجرى در سن 56 سالگى با كوله‏بارى از غم و اندوه، دنیاى فانى را وداع گفت و به دیار حق شتافت. (4)

از آن جا كه شخصیت‏ حضرت زینب علیها السلام با واژه صبر و استقامت در برابر مصائب و سختیها قرین است‏به حدى كه او را «ام المصائب‏» و «ام العزائم‏» نامیده‏اند.


مزار زینب کبری کجاست؟

                             مزار زینب کبری کجاست؟

مزار سهراب

محل دفن حضرت زینب علیهاالسلام

یكى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب كبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مكان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در كشورهاى مختلف است.

از قدیم الایام سه مكان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هركدام نیز طرفدارانى دارد.

 

1- قبرى كه در شهرك زینبیه امروز در نزدیكى دمشق، پایتخت فعلى كشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مكان (شهرك زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى كه جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مكان را زیارت مى‏كنند.

2- محلى كه در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى(1)، و دیگران احتمال شام را تقویت كرده‏اند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد كرده و با قرائن و شواهدى اثبات كرده است كه حضرت زینب كبرى علیها السلام در شام دفن شده است.

 

براى هر یك از این سه احتمال دلائلى ذكر شده است كه به بیان هر یك و نقد آن‏ خواهیم پرداخت.

 

شام غریبان
الف: احتمال مصر

براى این احتمال دلایلی بیان شده است که مهمترین آنها دلیل روایی است:

نسابه عبیدلى در كتاب «اخبار الزینبات‏» 6 روایت نقل كرده است كه بر اساس مضمون آن‏ها باید حضرت زینب (علیهاالسلام) درمصر دفن شده باشد.

 

نقد و بررسی:

اما این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقى نویسنده كتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشكالاتى را براین احادیث وارد كرده و می‌گوید اكثر راویانى كه عبیدلى این روایات را از آنان نقل كرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در كتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیامد. مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشكال تاریخى نیست.

 

زینب مدفون در مصر كیست؟

اكنون این پرسش پیش مى‏آید كه اگر حضرت زینب علیها السلام دختر على علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبرى كه در محله «قناطر السباع‏» قاهره است متعلق به كیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآورى كنیم كه از بررسى و تتبع در تاریخ روشن مى‏گردد كه زینبى كه در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت ‏یحیى المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب است. ولى از آنجا كه ذهن انسان با شنیدن نام مشترك بین چند نفر، متوجه مشهورترین آنها مى‏گردد، بسیارى از مردم تصور كرده‏اند كه این همان زینب مشهور یعنى زینب دختر على بن ابى‏طالب علیهما السلام است (2)، در حالى كه این تصور كاملا بى‏اساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانكه امامان ما را پسر پیغمبر مى‏خوانند. بنابراین اگر زینب بنت‏یحیى را زینب بنت على علیهما السلام بخوانند، هیچ اشكالى نخواهد داشت.

 

حضرت زینب

ب: احتمال مدینه

علامه فقید سید محسن امین معتقد است كه حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و براى این مطلب دلیل مى‏آورد كه:

بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه كربلا به مدینه، قطعى و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد. این دلیل در واقع نوعى استصحاب است كه مرحوم امین به آن استناد كرده است.

 

نقد و بررسى

گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یك امر ممكن و كاملا طبیعى است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیارى از بزرگان بنى هاشم در این قبرستان قراردارد كه خصوصیات و تفصیل آن‏ها در كتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت كه اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص مى‏شد. در حالى كه در هیچ یك از كتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامى از محل قبر او به میان نیامده است، با این كه نام زنانى همچون «ام البنین‏» كه در بقیع دفن شده‏اند در كتاب‏هایى مانند وفاء الوفاء منعكس شده است.

مسعودى در شرح حال امام حسن مجتبى علیه السلام مى‏نویسد: «حسن بن على در كنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاك سپرده شدو در این قبرستان تا این ‏زمان سنگى است كه روى آن چنین نوشته شده است:

«الحمدلله مبید الامم ومحیى الرمم هذا فاطمة بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله سیدة نساء العالمین و الحسن بن على بن ابى‏طالب و على بن الحسین بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد رضوان الله علیهم اجمعین.» (3)

و این نشان مى‏دهد كه قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنى تا زمان مسعودى مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودى روى قبر نوشته مى‏شد. چنانكه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممكن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانى از آن نباشد، و در هیچ تاریخى یاد نشده باشد؟

از طرف دیگر موضوعات تاریخى جاى اعمال استصحاب نیست كه بگوییم: بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعى است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاك سپرده شده است. (4)

 

حضرت زینب علیهاالسلام

ج: احتمال شام

طرفداران این نظریه مى‏گویند: در مدینه قحطى و دست تنگى شدیدى به وجود آمد. عبدالله جعفر تصمیم گرفت‏با همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام كه مقدارى زمین زراعتى داشت‏سفركند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت. (5)

 

نقد و بررسى

1- اینكه گفته شده است كه عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهت‏سركشى یا بهره بردارى از آن‏ها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بى‏اساسى است. در هیچ یك از كتب تاریخى از چنین مزرعه‏اى اسمى به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشنده‏اى بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمى‏آورده است، بنابراین چگونه ممكن است داراى چنین مزرعه و قریه‏اى بوده باشد؟

2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعه‏اى داشته، ممكن بود شخصا براى رسیدگى به وضع آن به شام برود و دیگر نیازى به بردن همسر و دیگر اعضاى خانواده خود كه مستلزم هزینه زیادى بود، نداشت.

3- مدینه از شهرهاى مهمى است كه مثل بسیارى از شهرهاى مهم دنیا براى آن تاریخ‏هاى متعددى نوشته‏اند. بعضى از این كتاب‏ها به حوادث مهمى كه در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و... پرداخته‏اند. اگر چنان قحطى و گرسنگى در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این كتاب‏هاى تاریخى درباره آن بحث مى‏شد، در حالى كه چنین چیزى مطرح نشده است.

 

نتیجه بحث

پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب كبرى علیها السلام مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه:

احتمال مصر اشكالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر مى‏آید گرچه دو اشكال باقى مى‏ماند:

یكى اینكه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده است‏با اینكه حضرت زینب علیها السلام دل خوشى از شام نداشت، و اشكال دیگر اینكه بسیارى از مورخین نوشته‏اند: آنكه در شام دفن است «ام‌كلثوم‏» فرزند على علیه السلام است. (6)

اشكال دوم را بدین صورت مى‏توان حل كرد كه منظور از «ام كلثوم‏» همان زینب كبرى علیها السلام است ولى مشكل اینجاست كه كسانى مثل ابن جبیر از این ام كلثوم به «زینب صغرى‏» و نه «زینب كبرى‏» تعبیر آورده‏اند و در سنگ نوشته‏اى كه از خاك مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است كه: «هذا قبر زینب الصغرى المكناة بام كلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنت‏سید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.» (7)

گرچه نتوان به یقین مشخص كرد كه قبر حضرت زینب علیها السلام در كجا واقع است ولى مى‏توان گفت: زیارتگاه‏ها و اماكنى كه به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه‏» (8) مى‏باشند. این خانه‏ها و زیارتگاه‏ها ولو منسوب به آن‏ها باشد - جاى ذكر و توجه به خدا و انسان‏سازى و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر كجا كه باشد یاد و خاطره‏شان زنده است و در سینه‏هاى مردم عاشق جاى دارند. چه زیبا سروده‏اند كه:

بعد از وفات ، تـربـت مـا در زمیـن مجـوى      در سینه‏هاى مردم عارف مزار ماست


ولادت مولود کعبه

                                          ولادت مولود کعبه

 

ابن شاذان می گوید: ابراهیم بن عباس به اسنادش از امام صادق علیه السلام از آباء گرامیش حدیث نقل کرد که:

عباس بن عبدالمطلب و یزیدبن تعنب در میان گروهی از بنی هاشم و جماعتی از (قبیله) عبدالعزی در مقابل بیت الله الحرام نشسته بودند که فاطمه بنت اسد سلام الله علیها مادر امیرالمومنین علیه السلام  در حالی که به امیرالمومنین علیه السلام  حامله بود و نه ماهش تمام شده بود وارد شد و در مقابل بیت الله الحرام ایستاد.

درد زایمان او را فراگرفت، نگاهش را به طرف آسمان انداخت و گفت:

پروردگارا!

من به تو و آنچه رسول خدا صلی الله علیه و آله از نزد تو آورده و به تمام پیامبرانت و کتابهایی که نازل فرموده ای ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل علیه السلام، همان که خانه ی قدیمی ات را بنا نهاد تصدیق می کنم. پس از تو سوال می کنم به حق این خانه و به حق کسی که آنرا بنا نهاد و به حق این فرزندی که در رحم دارم؛ همان که با من تکلم می کند و با سخنش مرا انس و آرامش می بخشد و یقین دارم که او یکی از آیات و نشانه های توست،زایمان مرا آسان فرما.

عباس بن عبدالمطلب و یزیدبن تعنب گفتند: همین که فاطمه بنت اسد به این کلمات دعا فرمود،خانه ی کعبه را دیدم که از پشت شکافته شد و فاطمه در آن داخل گردید و از چشم های ما پنهان شد و سپس به اذن خدا شکافت به حالت اول بازگشت و دیوار به هم چسبید. ما قصد کردیم که در کعبه را بگشاییم تا بعضی از زنان ما نزد فاطمه بنت اسد سلام الله علیها روند ولی در باز نشد. متوجه شدیم که این امر از امور الهی است. فاطمه بنت اسد سلام الله علیها سه روز در خانه کعبه به سر برد و اهل مکه درباره این مسئله در میان کوچه ها با یکدیگر حرف می زدند و خانم ها در میان سراپرده هایشان از این مطلب سخن می گفتند.

راوی گفت:بعد از سه روز خانه کعبه از همان جایی که فاطمه بنت اسد سلام الله علیها داخل شده بود شکافته شد و فاطمه بنت اسد سلام الله علیها  در حالیکه علی علیه السلام  را بر روی دستانش داشت بیرون آمد. سپس گفت:

ای مردم، همانا خداوند عزوجل مرا از میان خلقش برگزید و بر زنان برگزیده قبل از من برتری بخشید. همانا خداوند آسیه دختر مزاحم را برگزید و آسیه پنهانی خداوند را در محلی که محبوب حضرتش نبود از روی اضطرار عبادت می نمود و مریم دختر عمران (را برگزید) ولادت حضرت عیسی علیه السلام  را بر او آسان نمود و مریم تنه ی خشک درخت خرما را در بیابان تکان داد تا بر او خرمای تر و تازه بریزد. اما خداوند مرا برگزید و برهر دوی آنها برتری داد و برتمام زنان عالم که قبل از من بوده اند، به دلیل اینکه من در خانه ی قدیمی (کعبه) زایمان نمودم و سه روز از میوه های بهشت خوردم.هنگامی که خواستم از درون کعبه بیرون آیم و علی علیه السلام بر روی دستانم بود،

هاتفی به من ندا داد ای فاطمه:

او را علی علیه السلام  نام گذار.من علی اعلی هستم و به راستی او را از قدرتم و عزت جلالم و عدل و دادم آفریدم و نام او را از نام خود مشتق کردم و به ادب خود او را مؤدب ساختم (امر خود را به او تفویض کردم و بر علوم دشوارم آگاهش نمودم و او در خانه ام به دنیا آمده) او اول کسی است که بر فراز خانه ام اذان خواهد گفت و بت ها را می شکند و آنها را به رو در خواهد افکند و مرا تعظیم و تمجید و تسبیح می نماید.

او امام و وصی و جانشین است بعد از حبیبم و پیامبرم و برگزیده ی از میان خلقم (یعنی) محمد رسولم.پس خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و یاریش کند و وای بر کسی که او را عصیان کند و خوار نماید و حقش را انکار کند.

راوی گفت: وقتی ابوطالب علی علیه السلام  را دید و خوشحال شد و علی علیه السلام  فرمود:

ای پدر سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله داخل شد. وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله داخل شد، علی علیه السلام  خودش را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرکت داد و به چهره آن حضرت لبخند زد و عرضه داشت:

ای رسول خدا،سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.

سپس به اذن خدا سرفه ای کرد و شروع به خواندن سوره مؤمنون نمود:

قَد أفلَحَ المؤمِنون.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

همانا مومنین به سبب تو رستگار شدند.

و علی علیه السلام  تمام آیات را تا آیه اولئِک هُم الوارثون قرائت فرمود. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

به خدا سوگند تو امیر و سرور آنانی،آن ها را از علوم خودت اطعام می کنی و آن ها از علوم تو توشه برمی گیرند. و به خدا سوگند تو دلیل و راهنمای آنانی و به سبب تو هدایت می شوند.

سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه بنت اسد سلام الله علیها فرمود:

برو نزد عمویش حمزه و او را به علی علیه السلام بشارت ده.

فاطمه سلام الله علیها گوید:

هنگامی که من بروم چه کسی او را سیراب می کند؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

من او را سیراب می کنم.

فاطمه سلام الله علیها عرضه داشت شما او را سیراب می کنید؟ فرمود:آری.

آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله زبانش را در دهان علی علیه السلام نهاد و از آن دوازده چشمه جاری گشت؛ پس آن روز روز سیراب کردن (یوم الترویه) نامیده شد.

وقتی فاطمه بنت اسد سلام الله علیها  برگشت نوری را دید که از علی علیه السلام به پهنه آسمان بالا می رود.

-------------------------------

علی علیه السلام و المناقب

این داستان در کتب اهل سنت نیز آمده است.


السلام عليك يا جوادالائمه(ع)

             السلام عليك يا جوادالائمه(ع)

السلام عليك يا جوادالائمه(ع)

اي جود خاك پاي تو ياحضرت جواد

عالم عطاي تو ياحضرت جواد

 حاتم از گداي تو ياحضرت جواد

 ذكر ملك ثناي تو يا حضرت جواد

ادامه نوشته

این الرجبیون - اعمال ماه مبارک رجب

                   این الرجبیون - اعمال ماه مبارک رجب چاپ

 Image

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد. رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و... خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

 

 

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

Image

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

پوينده طريق بندگی و سالك راه ملكوت و رهسپار وادی معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدی در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايی دارد و از جام محبت و دلدادگی جرعه هايی جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالی و فضيلت می باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايی تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشنای خود در اين مواقع بسر می برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جانی نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را برای ميهمانی خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند.

آنان كه در وادی مراقبه و شهود در محضر خدای متعال گام برمی دارند چه خوب قدر چنين ايامی را می دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدی تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودی فانی و متاعی ارزانی از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعی باقی و تجارتی راقی برای آخرت، از كفشان ربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين می بينند. بر كسی كه می خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه برای دستيابی به خرسندی خداوند تمامی توش و توان خود را به كار گيرد و برای خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندی، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده ای به اندك عملی به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت می كند، زيرا پاداشی كه پروردگار برای عمل ناب و عاری از آلودگی خودخواهی و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.

از امام صادق(ع) نقل شده كه پیامبر ختمی مرتبت، حضرت محمد مصطفی(ص) فرمود:ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر کسي روزی از اين ماه را روزه بگيرد خدای را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته می شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

 اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرغائب نامند. در اين شب ملائك بر زمين نزول مي كنند. براي اين شب عملي از رسول خدا صلي الله عليه و آله ذكر شده است كه فضيلت بسياري دارد و بدين قرار است: 

روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد، ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به يك سلام ختم مي شود و در هر ركعت يك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسيد، هفتاد بار ذكر "اللهم صل علي محمد النبي الامي و علي آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة و الروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلي الاعظم" گفته شود. در اينجا مي توان حاجت خود را از خداي متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت مي رسد.

پيامبر اكرم صلوات الله عليه در فضيلت اين نماز مي فرمايد: كسي كه اين نماز را بخواند، شب اول قبرش خداي متعال ثواب اين نماز را با زيباترين صورت و با روي گشاده و درخشان و با زبان فصيح به سويش مي فرستد. پس او به آن فرد مي گويد: اي حبيب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختي نجات يافتي. ميّت مي پرسد تو كيستي؟

به خدا سوگند كه من صورتي زيباتر از تو نديده ام و كلامي شيرين تر از كلام تو نشنيده ام و بويي، بهتر از بوي تو نبوئيده ام. آن زيباروي پاسخ مي دهد: من ثواب آن نمازي هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردي. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهايي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود و قيامت بر پا شود، من سايه بر سر تو خواهم افكند.

 

از حضرت موسى بن جعفر(علیهما السلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

به نام خداى بخشاينده مهربان

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ

اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش

عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا

در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه

عطا كنى به هركه از تو خواهد اى

مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى

كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و

مهرورزى عطا كن به من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى

به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ

به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى

چيزى كم ندارد (يا كم نيايد)

وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ

بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار

يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ

اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت

وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ

و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ


اعمال ماه مبارک رجب

رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.
تبیان: ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .
دعا و نیایش
اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»

3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.


هلال ماه

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.


2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.


روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

شهادت امام هادی به تمام شیعیان جهان تسلیت باد

شهادت امام هادی به تمام شیعیان جهان تسلیت باد
 
 
امروز زمین آغوش گشوده است تا بار دیگر انسان پاکی از سلاله خاندان پیامبر(ص) را در خود جای دهد و او را به حیاتی برتر از این دنیای دون و در کنار اولیا و انبیا نوید دهد.
 
شهادت جانگداز آن امام همام، امام علی النقی(ع) را به عموم شیعیان جهان تسلیت می گوییم.

چهل مروارید از صدف وجودامام هادی علیه السلام

 

            چهل مروارید از صدف وجودامام هادی علیه السلام

گویند سخنان و نوشته های هر کس مبیّن روحیات و شخصیت وی می باشد. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: معرفِ هر کس زبان اوست و تا هنگامی که سخن نگفته در پشت زبانش پنهان است. کسی که به منبع فیض الهی وصل است سخنان پُر مغز و گرانبهایی ارائه می دهد که انسان ساز و سرنوشت ساز است. در این مقاله برخی از غنچه های کلام امام هادی علیه السلام را دستچین نموده و برای بهره گیری، تقدیم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت می نماییم.

    


1- شكر و شاكر

«الشاكِرُ أَسعَدُ بِالشكر مِنهُ بِالنعمَةِ الَتى أَوجَبَتِ الشكرَ لاَِنَّ النعَمَ مَتاعٌ وَ الشكرُ نِعَم وَ عُقبى.»؛

شخص شكرگزار، به سبب شكر، سعادتمند تر است تا به سبب نعمتى كه باعث شكر شده است. زیرا نعمت، كالاى دنیاست و شكرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است.


2- جایگاه اجابت دعا

«إِنَّ لله بِقاعًا یُحِبُّ أَن یُدْعى فیها فَیَستجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیْرُ مِنها.»؛

همانا براى خداوند بقعه هایى است كه دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعاى دعا كننده را به اجابت رساند، و حائر - حسین علیه السلام-  یكى از آنهاست.


3- خدا ترسى

«مَنِ اتقَى الله  یُتقى، وَ مَنْ أَطاعَ الله  یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ الَمخلوقینَ. وَ مَنْ أَسْخَطَ الخالِقَ فَلییقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَط الَمخلوقینَ.»؛

هر كس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر كه خدا را اطاعت كند، از او اطاعت كنند، و هر كه مطیع آفریدگار باشد، باكى از خشم آفریدگان ندارد، و هر كه خالق را به خشم آورد، باید یقین كند كه به خشم مخلوق دچار مىشود.

 


4- اطاعت خیرخواه

«مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ وَ رَأیَهُ فَاجْمَع لهُ طاعَتكَ.»؛

هر كه دوستى و نظر نهایىاش را براى تو همه جانبه گرداند، طاعتت را براى او همه جانبه گردان.


5- اوصاف پروردگار

«إِنَّ الله لا یُوصَفُ إِلاّ بما وَصَفَ بِهِ نفسَهُ، وَ أَنّى یُوصَفُ الَّذى تعْجِزُ الحَواسُّ أَنْ تدركَهُ وَ الاَْوهامُ أَن تنالَهُ وَ الخَطَراتُ أَنْ تحُدَّهُ وَ الاْبصارُ عَنِ الاِحاطَةِ بِهِ. نأى فى قربهِ وَ قَرُبَ فى نَأیِهِ، كَیَّفَ الكَیْفَ بِغَیرِ أَن یُقالَ: كَیفَ، وَ أَیَّنَ الایْنَ بلا أَنْ یُقالَ: أَینَ، هُوَ مُنقَطِعُ الكَیفِیةِ وَ الاینیَّةِ، أَلواحِدُ الاْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تقَدّسَت أَسماؤُهُ.»؛

به راستى كه خدا، جز بدانچه خودش را وصف كرده، وصف نشود. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجز است، و تصورات به كُنه او پى نبرند، و در دیده ها نگنجد؟ او با همه نزدیكىاش دور است و با همه دورىاش نزدیك. كیفیت و چگونگى را پدید آورده، بدون این كه خود كیفیت و چگونگى داشته باشد. مكان را آفریده، بدون این كه خود مكانى داشته باشد. او از چگونگى و مكان بر كنار است. یكتاى یكتاست، شكوهش بزرگ و نام هایش پاكیزه است.


6- اثر بخش خداست، نه روزگار

«لا تعْدُ ولا تجعَل لِلایامِ صُنعًا فى حُكم ِالله.»؛

از حدّ خود تجاوز نكن و براى روزگار هیچ اثرى در حكم خدا قرار نده.


7- نتیجه بى اعتنایى به مكر خدا

«مَن أَمِنَ مَكرَالله وَ أَلیمَ أَخذِهِ، تكبَّرَ حَتى یَحِلَّ بهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَن كانَ عَلى بَینة مِن رَبِّهِ هانَتْ عَلیهِ مَصائِبُ الدنیا وَ لوْ قرِضَ وَ نشِرَ.»؛

هر كه از مكر خدا و مؤاخذه دردناكش آسوده زندگی کند، تكبر پیشه كند تا قضاى خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر كه بر طریق خدا پرستى، محكم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وى سبك آید، اگر چه مقراض- قیچی- شود و ریز ریز گردد.


8- تقیّه

«لوْ قلتُ إِنَّ تارِكَ التقِیةِ كتارِكِ الصَّلوةِ لكنتُ صادِقا.»؛

اگر بگویم كسى كه تقیّه را ترك كرده، مانند كسى است كه نماز را ترك كرده، راست گفته ام.


9- جبران نقص

«لِبَعض مَوالیهِ: عاتِب فلانا وَ قل لهُ: إنَّ اللهَ إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»؛

امام على النقى علیه السلام به یكى از دوستانش فرمود: فلانى را توبیخ كن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده اى خواهد، وی را توبیخ نماید، پس هر گاه توبیخ شود، بپذیرد.[و در صدد جبران نقص خود برآید.]


10- دنیا جایگاه آزمایش

«إِن الله جَعَلَ الدنیا دارَ بَلوى وَالاخِرَةَ دارَ عُقبى وَ جَعَلَ بَلوَى الدنیا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلوَى الدنیا عِوَضًا.»؛

همانا كه خداوند دنیا را سراى امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سراى رسیدگى قرار داده است، و بلاى دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلاى دنیا قرار داده است.

 


11- ستمكار بردبار

«إنَّ الظالِمَ الحالِمَ یَكادُ أَنْ یُعفى علیهِ بحِلمِهِ. وَ إِنَّ المحِقَّ السفیهَ یَكادُ أَنْ یُطفِىءَ نورَ حقهِ بِسَفههِ.»؛

به راستى ستمكار بردبار،چه بسا كه به وسیله حلم و بردبارى خود از ستمش گذشت شود و صاحب حق نابخرد،چه بسا كه به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش كند.


12- آدم بى شخصیّت

«مَنْ هانتْ عَلیهِ نَفسُهُ فَلا تأمَنْ شَرَّهُ.»؛

كسى كه خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.


13- دنیا جایگاه سود و زیان

«أَلدنیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَومٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»؛

دنیا بازارى است كه گروهى در آن سود می برند و دسته اى زیان می بینند.


14- حسد و خودخواهى

«أَلحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طلبِ العِلمِ داع إِلَى الغَمطِ وَ الجَهلِ، وَالبُخلُ أَذمُّ الاخلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّة سَیئَةٌ.»؛

حسد، نیكویی ها را نابود سازد، و دروغ، دشمنى آوَرَد، و خود پسندى مانع از طلب دانش و خواهان خوارى و جهل گردد، و بخل ناپسندیده ترین خُلق و خوى است، و طمع خصلتى ناروا و ناشایست است.


15- پرهیز از تملق

«قالَ أَبوالحَسَنِ الثّالِثِ علیه السلام لِرَجُل وَ قَدْ أَكثَرَ مِن إِفراطِ الثناءِ عَلَیهِ: أَقبِل عَلى شَأنِكَ، فَإِنَّ كَثرَةَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَى الظنَةِ وَ إِذا حَللتَ مِنْ أَخیكَ فى مَحَلِّ الثقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلى حُسْنِ النیَّةِ.»؛

امام هادى علیه السلام به كسى كه در ستایش از ایشان افراط  كرده بود فرمودند:از این كار خود دارى كن كه تملقِ بسیار، بد گمانى به بار مىآورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.


16- جایگاه حُسن ظنّ و سوء ظنّ

«إِذا كانَ زَمانُ العَدلِ فیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بأَحَد سُوءً حَتى یَعلَمَ ذلِكَ مِنهُ، وَ إِذا كانَ الجَورُ أَغلَبَ فیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لاَِحَد أَن یَظُنَّ بِأَحَد خَیرًا ما لَمْ یَعلَم ذلِكَ مِنهُ.»؛

هر گاه در زمانه اى عدل بیش از ظلم رایج باشد، بد گمانى به دیگرى حرام است، مگر آن كه - آدمى-  بدى از كسى ببیند. و هر گاه در زمانه اى ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتى كه - آدمى-  خیرى از كسى نبیند، نباید به او خوشبین باشد.


17- بهتر از نیكى و زیباتر از زیبایى

«خَیرٌ مِنَ الخَیرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الجَمیلِ قائِلهُ، وَ أَرجَحُ مِنَ العِلمِ حامِلهُ، وَ شَرّ مِنَ الشرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الهَولِ راكِبُهُ.»؛

بهتر از نیكى، نیكوكار است، و زیباتر از زیبایى، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناكتر از وحشت، آورنده آن است.


18- توقّع بیجا

«لا تطلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدَرتَ عَلَیهِ، ولاَالوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بهِ، وَلاَ النصحَ مِمَّنْ صَرَفتَ سُوءَ ظنِكَ إِلَیْهِ، فَإِنما قَلبُ غَیْرِكَ كقَلبِكَ لهُ.»؛

از كسى كه براو خشم گرفته اى ، صفا و صمیمیّت مخواه و از كسى كه به وى خیانت كرده اى ، وفا مطلب و از كسى كه به او بدبین شده اى ، انتظار خیرخواهى نداشته باش، كه دل دیگران براى تو همچون دل تو براى آنهاست.


19- برداشت نیكو از نعمتها

«أَلقوا النعَمَ بِحُسْن مُجاوَرَتِها وَ التمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشكرِ عَلیْها، وَاعلَمُوا أَنَّ النفسَ أَقبَلُ شَىْء لِما أَعطَیتَ وَ أَمنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ.»؛

نعمت ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شكرگزارى افزون كنید، و بدانید كه نفس آدمى رو آورنده ترین چیز است به آنچه به او بدهى و بازدارنده ترین چیز است از آنچه كه از او بازدارى.

 


20- خشم به زیردستان

«أَلغضَبُ عَلى مَنْ تملِكُ لُؤمٌ.»؛

خشم بر زیردستان از پستى است.


21- عاقّ والدین

«أَلعُقوقُ ثكلُ مَنْ لمْ یَثكَلْ.»؛

نافرمانى فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.


22- تأثیر صله رحم در ازیاد عمر

«إِنَّ الرَّجُلَ لیَكونَ قَدْ بَقِىَ مِنْ أَجَلِهِ ثلاثونَ سَنَةً فَیَكُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجعلُهَا الله ثَلاثَةً وَ ثَلاثینَ سَنةً، وَ إِنَّهُ لیَكونَ قَدْ بَقِىَ مِن أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَكونُ عاقّا لِقرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجعَلهَا الله ثَلاثَ سِنینَ.»؛

چه بسا شخصى كه از عمرش سی سال باقی مانده باشد ولی به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند. و چه بسا كسى كه از مدّت عمرش 33 سال باقی مانده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند آن را به سه سال برساند.


23- نتیجه عاقّ والدین

«أَلعُقوقُ یُعَقبُ الْقلةَ وَ یُؤَدّى إِلَى الذلةِ.»؛

نارضایتى پدر و مادر، كمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلت مىكشاند.


24- بىطاقتى در مصیبت

«أَلمُصیبَة لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلجازِع إِثنانِ.»؛

مصیبت براى صابر یكى است و براى كسى كه بىطاقتى مىكند دوتاست.


25- همراهان دنیا و آخرت

«أَلناسُ فِى الدنیا بِالاموالِ وَ فِى الاخِرَةِ بالاعمال.»؛

مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.


26- شوخى بیهوده

«أَلهَزلُ فَكاهَة السفهاءِ وَ صَناعَة الجُهّال.»؛

مسخرگى، تفریح سفیهان و كار جاهلان است.

27- زمان جان دادن

«أذكُر مَصْرَعَكَ بَینَ یَدَىْ أَهلِكَ، وَلا طبیبٌ یَمنعُكَ وَلاحَبیبٌ یَنفعُكَ.»؛

وقت جان دادن خود را نزد خانواده ات به یاد آر كه در آن هنگام طبیبى جلوگیر مرگت و دوستى نفع رسانت نباشد.


28- نتیجه جدال

«أَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تكونَ فیهِالمُغالبَة وَ المُغالَبَة أُسُّ أَسبابِ القَطیعَةِ.»؛

جدال، دوستى قدیمى را تباه مىكند و پیوندِ اعتماد را مىگسلد و كمترین چیزى كه در آن است غلبه بر دیگرى است، كه آن هم سبب جدایى مىشود.

29- حكمت ناپذیرى دل فاسد

«أَلحِكمَة لا تنجَعُ فِى الطباعِ الفاسِدَةِ.»؛

حكمت، اثرى در دلهاى فاسد نمىگذارد.


30- درك لذت

«أَلسَّهَرُ أَلذُّ لِلمَنامِ وَالْجُوعُ یَزیدُ فى طیبِ الطَّعام.»؛

شب بیدارى، سبب لذتبخشى خواب، و گرسنگى سبب خوش خوراكى در طعام ناب است.


31- اسیر زبان

«راكِبُ الحَرُون أَسیرُ نفسِهِ، وَالجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»؛

كسى كه اسیر هواى نفس خویش است؛ گویا بر اسب سركش، سوار است، و نادان، اسیر زبان خویش است.

 


32- تصمیم قاطع

«أُذكُرْ حَسَراتِ التفریطِ بِأَخذِ تقدیمِ الحَزمِ.»؛

افسوسِ كوتاهى در انجام كار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران كن.


33- خشم و كینه توزى

«أَلعِتابُ مِفتاحُ الثقالِ، وَالْعِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ.»؛

خشم و تندى، كلیدِ گرانبارى است و خشم، شدیدتر از كینه توزى است.


34- ظهور مقدَّرات

«أَلمَقادیرُ تریكَ مالا یَخْطُرُ بِبالِكَ.»؛

مقدَّرات، چیزهایى را بر تو نمایان مىسازد كه به فكرت خطور نكرده است.


35- خود خواهان مغضوب

«مَن رَضِىَ عَنْ نفسِهِ كَثرَ السّاخِطونَ عَلَیهِ.»؛

هر كه از خود راضى باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.


36- تباهى فقر

«أَلفقرُ شَرَهُ النفسِ وَ شِدةُ القنوطِ.»؛

فقر، مایه آزمندىِ نفس و سببِ ناامیدى زیاد است.


37- راه  پرستش

«لو سَلكَ الناسُ وادِیًا شُعَبًا لَسلكتُ وادِىَ رَجُل عَبَدَالله وَحدَهُ خالِصًا.»؛

اگر مردم به راه هاى گوناگونى روند، من به راه كسى كه خدا را خالصانه مىپرستد خواهم رفت.


38- آثار گوشتخوارى

«مَن ترَكَ اللحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلقهُ وَ مَنْ أَكَلَ اللحْمَ أَربَعینَ صَباحًا ساءَ خُلقهُ.»؛

كسى كه چهل روز گوشت نخورد، بد خُلقى پیدا كند، و كسى كه چهل روز پى در پى نیز گوشت بخورد اخلاقش بد شود.


39- یگانگى خدا

«لم یَزلِ الله وَحْدهُ لا شَىءَ مَعَهُ، ثمَّ خَلقَ الاشیاءَ بَدیعًا وَاخْتارَ لِنفسِهِ أَحسَنَ الاْسْماءِ.»؛

خداوند از ازل تنها بود و چیزى با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و براى خودش بهترین نام ها را برگزید.


40- فروتنى

«أَلتواضُعُ أَنْ تعطِىَ الناسَ ما تحِبُّ أَنْ تعْطاهُ.»؛

فروتنى آن است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو چنان باشند.

 


قیام ۱۵ خرداد 42

 
                                     قیام ۱۵ خرداد ۴۲

عکس سیاه و سفید 89×59 سانتی متر از تابلوعکس هایی است توسط عکاس هنرمند مرحوم بهمن جلالی گرفته شده، وی این اثر را در تاریخ 13 خرداد سال 1342 (روز عاشورا)یعنی 2 روز قبل از قیام تاریخی 15 خردادگرفته وعزاداران حسینی را درحالی که عکس های امام (ره) را روی علم های عزا داری خود نصب کرده اند،نشان می دهد.


سیدجواد تهامی متولد 1284، در پی علاقه شخصی اش به حرفه عکاسی، تصاویری از تهران را ضبط نمود که سالها بعد از درگذشتش توسط فرزندان وی منتشر شدند. عکس های ناب و دیدنی تهامی در 1384 در کتابی با عنوان گذری بر طهران در ویترین کتابفروشی ها جای گرفت. چند قطعه عکس منتشره در این کتاب رخدادهای پانزدهم خرداد 1342 در تهران را منعکس ساخته اند. تهامی که در آن لحظات نزدیک مجلس شورای ملی بود با دوربین خود حضور تانکها و نیروهای نظامی در برابر ساختمان مجلس را ضبط نمود.




امام خميني (ره) از خرداد 42................

 

                         امام خميني (ره) از خرداد 42 تا خرداد 68

 

مطالعه تاريخ و تحليل آن و تطبيق با زمانه ما , بسيار آموزنده و سازنده است , در ضمن مطالعه مي توان سازندگان تاريخ را به درستي شناخت و الگوهاي مناسب را يافت , رهنمود قرآن مجيد در همه حال , ارائه نمونه ها و امثال مي باشد . اينك در خرداد 87 , معمار انقلاب اسلامي را در خرداد 42 تا 68 از صحيفه امام و صحيفه نور پي مي گيريم .

1 ـ امام در سيزدهم خرداد 42 كه روز عاشوراي 1383 قمري بود , در مدرسه فيضيه فرمودند : الان عصر عاشوراست گاهي كه وقايع روز عاشورا را از نظر مي گذرانم اين سوال برايم پيش مي آيد كه اگر بني اميه و دستگاه يزيديان معاويه تنها با حسين سرجنگ داشتند , آن رفتار وحشيانه و خلاف انساني چه بود كه در روز عاشورا با زنهاي بي پناه و اطفال بي گناه مرتكب شدند نظرم اين است آنها با اساس سر وكار داشتند , بني هاشم را نمي خواستند , نمي خواستند شجره طيبه باشد. همين فكر در ايران وجود داشت , اينها با بچه هاي شانزده  هفده ساله چكار داشتند , سيد شانزده , هفده ساله به شاه چه كرده بود , به دولت چه كرده بود , اين فكر پيش مي آيد كه اينها با اساس مخالفند , اينها نمي خواهند صغير و كبير ما موجود باشد. اسرائيل نمي خواهد در اين مملكت دانشمند باشد , قرآن باشد , علماي دين باشند , احكام اسلام باشد. قرآن سد راه است بايد شكسته شود , روحانيت سد راه است بايد شكسته شود , مدرسه فيضيه سد راه است بايد خراب شود , طلاب علوم دينيه ممكن است بعدها سد راه شوند بايد از پشت بام بيفتند , براي اينكه اسرائيل به منافع خودش برسد» . (1 )

2 ـ امام در فراز ديگري از سخنراني عصر عاشوراي سال 42 فرمود : اي آقاي شاه , اي جناب شاه , من به تو نصيحت مي كنم , دست بردار از اين كارها , من ميل ندارم كه يك روز اگر بخواهند تو بروي همه شكر كنند. سه مملكت اجنبي به ما حمله كردند , شوروي , انگلستان و آمريكا , به مملكت ايران حمله كردند , مملكت ايران را قبضه كردند , اموال مردم در معرض تلف , نواميس مردم در معرض هتك بود , لكن خدا مي داند كه مردم شاد بودند براي اينكه پهلوي رفت , من نمي خواهم تو اينطور باشي . » (2 )

3 ـ پانزده خرداد 43 , اعلاميه مشتركي با امضاي امام , آيت الله ميلاني , آيت الله نجفي , آيت الله قمي , نوشته و توزيع شد و حادثه 15 خرداد 42 محكوم گشت . در بخشي آمده : « واقعه 15 خرداد ننگ بزرگي براي هيئت حاكمه بوجود آورد , اين واقعه فراموش شدني نيست , تاريخ آن را ضبط كرد. ملت مسلمان چه جرمي مرتكب شده بود , زنها و اطفال صغير چه گناهي كرده بودند , چرا آنها را به مسلسل بستند , علماي اسلام و خطباي مذهبي چه جرمي داشتند , گناه آنها دفاع از حق بود , دفاع از قرآن كريم بود به جرم نصايح مشفقانه و صلاح انديشي اهانت شدند , به حبس كشيده شدند , مبتلا به مصايب شدند » .

4 ـ در دهم خرداد 57 كه انقلاب اسلامي پس از شهادت مرحوم آيت الله سيدمصطفي خميني وارد مرحله خاصي شده بود , كه امام در ضمن صحبت در مسجد شيخ انصاري نجف , مطالب مختلفي ايراد و ازجمله فرمودند : « ما يك همچون تمدن بزرگي داريم كه قبل از آمدن 15 خرداد , جوانهاي ما را مي گيرند و حبس مي كنند , قانون جنگل هم معلوم نيست اين جور باشد , مغول هم كه اينجور نبوده , آنها هم كه ياسا داشتند , جناياتي كه اين مرد در 15 خرداد كرد معلوم نيست در تاريخ نظيرش اتفاق افتاده باشد , ملت ايران نبايد اين 15 خرداد را از ياد ببرند , اين 15 خرداد بايد زنده بماند , يك جنايتي است كه آثارش بايد محو نشود » . (3 )

5 ـ در سال 58 , اولين مراسم پانزده خرداد درمدرسه فيضيه برگزار و امام خميني فرمودند : « 15 خرداد از همين مدرسه شروع شد , 15 خرداد براي اسلام بود و به اسم اسلام بود و به مبدئيت اسلام و راهنمايي روحانيت و همين جمعيت ها كه الان اينجا هستند , آنهايي كه براي شكستن سد رژيم فعاليت كردند , آنهايي كه به خيابانها ريختند و فرياد الله اكبر كردند , حق مال همين قشر جمعيت است , ديگران هيچ حقي ندارند . از 15 خرداد تا حالا كه آمده ايم خون داديم , يعني شما خون داديد , من كه نشسته ام اينجا , من هم هيچ حقي ندارم , ما بايد براي شما خدمت كنيم , خودمان نبايد استفاده كنيم , خاك بر سر من كه بخواهم استفاده عنواني از شما بكنم , خاك بر سر من كه بخواهم خون شما ريخته شود و من استفاده اش را ببرم » . (4 )

6 ـ موسس نظام جمهوري اسلامي در 14 خرداد 68 به رحمت الهي واصل و دنيا را بدرود گفت . مجلس خبرگان در مكان مجلس شوراي اسلامي تشكيل شد و اينجانب روضه وداع را براي حضار خواندم , وصيت نامه امام توسط آيت الله خامنه اي كه آن روز رئيس جمهور بودند قرائت شد. در پايان وصيت نامه آمده است: « با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنم و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم و از خداي رحمان و رحيم مي خواهم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرد. و ازملت اميدوارم كه عذرم را در كوتاهي ها وقصور و تقصيرها بپذيرند و با قدرت و تصميم اراده به پيش روند و بدانند كه با رفتن يك خدمت گزار در سد آهنين ملت خللي حاصل نخواهد شد , كه خدمت گزاران بالا و والاتر در خدمتند و الله نگهدار اين ملت و مظلومان جهان است » . (5 )

متن وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)

متن وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی اهل بیتی؛ فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض .

الحمدلله و سبحانك؛ اللهم صل علی محمد و آله مظاهر جمالك و جلالك و خزائن اسرار كتابك الذی تجلی فیه الاحدیه بجمیع اسمائك حتی المستاثر منها الذی لایعلمه غیرك؛ و اللعن علی ظالمیهم اصل الشجره الخبیثه .

و بعد، اینجانب مناسب می دانم كه شمه ای كوتاه و قاصر در باب "ثقلین" تذكر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی، كه قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه ای كه عرفان آن بر تمام دایره وجود، از ملك تا ملكوت اعلی و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای "ثقل اكبر" و "ثقل كبیر" كه از هر چیز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر این دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر كه شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلكه مناسب دیدم اشاره ای گذرا و بسیار كوتاه از آنچه بر این دو ثقل گذشته است بنمایم .

شاید جمله لن یفترقا حتی یردا علی الحوض اشاره باشد بر اینكه بعد از وجودمقدس رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - هرچه بر یكی از این دو گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یك مهجوریت دیگری است ، تاآنگاه كه این دو مهجور بر رسول خدا در "حوض " وارد شوند. و آیا این "حوض " مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریااست ، یا چیز دیگر كه به عقل و عرفان بشر راهی ندارد. و باید گفت آن ستمی كه از طاغوتیان بر این دو ودیعه رسول اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - گذشته ،بر امت مسلمان بلكه بر بشریت گذشته است كه قلم از آن عاجز است .

و ذكر این نكته لازم است كه حدیث "ثقلین " متواتر بین جمیع مسلمین است و در كتب اهل سنت از "صحاح ششگانه " تا كتب دیگر آنان ، با الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پیغمبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - به طور متواترنقل شده است . و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف ؛ و باید همه مسلمانان كه حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگر عذری برای جاهلان بیخبر باشد برای علمای مذاهب نیست ............................................

ادامه نوشته

روح خدا به خدا پیوست


در سوگ پیرجماران(سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله )

صفات بارز امام

امام خمینی رحمه الله از نظر علم و عمل، درک عمیق معرفتی و نیز تقوای عملی و علمی، از بزرگ ترین شخصیت های اسلامی به شمار می آمد. ایشان هم چنین در اندیشه دینی وتسلط بر معارف تشیّع، وارستگی، تهذیب نفس، شجاعت، درک زمان، شناخت جامعه، رأفت با دوستان و شدت با دشمنان بی نظیر بود. اراده پولادین وی که ریشه در ایمان و اتکایش به خداوند داشت، اجازه نمی داد هیچ مانعی در عملی ساختن مقاصد والایش جلودار شود. ایشان درعین حال انسانی بسیارمهربان، سرشار از عطوفت، خویشتن دار و پرهیزکار بود و صبر و استقامت، مانع از آن بود که سخت ترین حوادث، خللی دراراده ایشان در رسیدن به هدف ایجاد کند.

قاطعیت امام رحمه الله

زمانی که امام خمینی رحمه الله امری را وظیفه و تکلیف شرعی خویش تشخیص می دادند،اگر سایر افراد هم با آن مخالفت می کردند، با قاطعیت تمام و بدون هیچ ترس و واهمه ای آن را دنبال کرده و انجام می دادند. ایشان در زمان پهلوی، خطاب به فرستاده رژیم شاه می گویند: «این را بدانید تا زنده هستم، اگر در خانه ام را هم به رویم ببندید، از پای نخواهم نشست و بااین نیش قلم، علیه شما خواهم نوشت و اگر نشد، از شکاف در سخنم را به مردم خواهم رساند».

جاذبه و دافعه امام رحمه الله

امام خمینی رحمه الله ضمن آن که در مقابل افراد خودی و انسان های محروم، فروتن و خاکسار بودند، در برابر ستمگران و افراد خیانت کار، هیچ گونه تساهل و تسامحی نداشتند و مصداق این جمله حضرت علی علیه السلام بودند که «دشمن ستم کار و یاور ستمدیده باشید». از این رو، به هیچ عنوان به دشمنان روی خوش نشان نداده و با عزت نفس و صلابت معنوی، کوچک ترین اعتنایی به مقامات سیاسی طاغوت و استکبار نداشتند. ایشان با الهام از سیره معصومان علیه السلام ، معتقد بودند که باید در برابر باطل و جبهه نفاق، قاطعت به خرج داد.

سیمای مردمی امام رحمه الله

از جمله ویژگی های رهبری الهی امام خمینی رحمه الله آمیختگی بعد الهی با روح مردم داری ایشان بود. حضرت امام رحمه الله پیوسته خود را خدمتگزار و عاشق مردم می دانستند. ایشان می فرمودند: «مردم عزیز وشریف ایران! من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می دانم و شما می دانید که من به شما عشق می ورزم و شما را می شناسم، شما هم مرا می شناسید».

امام و نظم در زندگی

امام خمینی رحمه الله در پیروی از فرمایش امام علی علیه السلام ، در رعایت پرهیزکاری و نظم در امور، از نمونه های کامل به شمار می روند که ضمن تهذیب نفس و تقوا، برای تمامی ساعات شبانه روز خود، برنامه ای خاص داشتند. تمامی کارهای ایشان، از جمله مطالعه، عبادت، دعا و نیایش، رسیدگی به امور مسلمانان و کشورهای اسلامی، استراحت و اوقات فراغت و انجام امور شخصی، برنامه و زمان مشخصی داشتند. ایشان ضمن پشتکار و خستگی ناپذیری، بر خدا توکل می کردند که همین ویژگی ها، سبب بهره برداریِ هرچه بهتر از ساعات پربرکت عمر ایشان گردیده بود.

ساده زیستی و نظافت

ساده زیستی و پاکیزگی، از جمله ویژگی های برجسته زندگی حضرت امام خمینی رحمه الله است. یکی از پزشکانِ ایشان می گوید: «برای انجام خدمات درمانی، به محضر امام رسیده، مشغول کار بودم که چشمم به قطعه ای پارچه افتاد که خیلی مرتب و منظم، تا شده بود و نزدیک ایشان قرار داشت. نخست نفهمیدم چیست و تنها وقتی آقا داشتند جورابشان را پا می کردند، متوجه شدم، آن پارچه مرتب و منظم، جوراب ایشان است. جالب است که وقتی لنگه دوم جوراب را پوشیدند، دیدم وصله هم خورده است».

امام و نماز

نماز، ارتباط بین بنده و خداوندگار عالمیان و صفا دهنده روح آدمی است که آن را جانی تازه می بخشد. نقل می کنند در روزهایی که امام خمینی رحمه الله ، در بیمارستان تحت معالجه و عمل جراحی بودند و زیر دستگاه اکسیژن قرار داشتند، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودندو حتی در آن حال، نماز شب خود را نیز ترک نکردند.

حضرت امام خمینی رحمه الله ، برای نماز تمیزترین جامه را برتن می کردند. ایشان سپس با دقت وضو می گرفتند و محاسن مبارک خود را شانه می کردند. بعد عطر می زدند و پس از گذاشتن عمامه بر سرشان به نماز می ایستادند. حتی در هنگام بیماری و با وجود زخمی بزرگ در ناحیه شکم، ایشان موقع نماز، تمیزترین جامه ها را بر تن می کردند.

امام و دوستی با فرزندان

امام خمینی رحمه الله در عین داشتن صلابت و صراحت، پدری مهربان و دل سوز و یاری امین برای اطرافیان و آشنایان نیز بودند. یکی از فرزندان این بزرگوار در وصف پدر چنین می گوید: «امام با افراد خانواده بسیار گرم و مهربان بودند، ولی در عین حال به خاطر جذبه ای که داشتند، از آقا حساب می بردیم. امام همه اولادشان را به یک نظر نگاه می کردند، به طوری که بعد از این همه سال، متوجه نشدیم کدام یک از فرزندانشان را بیش تر دوست داشته اند».

آینده نگری و عاقبت سنجی امام

آینده نگری و عاقبت اندیشی در امور، از ویژگی های شخصیتی امام خمینی رحمه الله به شمار می رفت که همواره به آن توجه وافری داشتند. ایشان در جایی فرموده بودند: «در این مبارزه، بذری را که ما الان می کاریم، ممکن است پنجاه سال دیگر به نتیجه برسد».

بصیرت و بینش امام

بصیرت، بینایی و دیدن مسائل و عمق زوایای امور، از ویژگی های شخصیتی امام خمینی رحمه الله به شمار می رفت که در فراز و نشیب های مسایل، از آن استفاده می کردند. ایشان نقل می کنند که: «گاهی کسی پیش من آمده، شروع به صحبت می کند [؛ ولی] هنوز حرفش تمام نشده، می فهمم که این چه می خواهد بگوید، چه نقشه ای دارد و چه نتیجه ای می خواهد از این ملاقات بگیرد».

رمز موفقیت امام

شعار امام خمینی رحمه الله همواره انجام تکلیف شرعی بود. در منطق امام، شکست یا پیروزی معنایی نداشت و در همه حال، به اصلاح جامعه انسانی و نجات بشر از سلطه شیاطین می اندیشید. از این رو، در طول دوران مبارزه، با کسانی چون شاه، صدام، کارتر و دیگران که در مقابلش ایستادند، کینه ای نداشت؛ بلکه درصدد اصلاح آنان نیز بود. رمز موفقیت امام را باید در جهاد طولانی او با نفس و خودسازی، قبل از ورود در عرصه سیاست دانست.

امام و هدایت جهانی

از برجسته ترین اقدامات سیاسی، در زندگی امام خمینی رحمه الله ، نامه ایشان به میخائیل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی بود. هنگامی که قطب اول قدرت در شرق و اتحاد کمونیستی، تصمیم گرفت تا به وسیله گورباچف دست به اصلاحات و تغییراتی بزند، امام رحمه الله در پیامی به او در دی ماه 1367، خبر از سقوط کمونیسم و فروپاشی آن داد و فرمود: «از این پس، باید کمونیسم را در موزه های تاریخ سیاسی جهان جست وجو کرد». امام با صلابت تمام به آنهاهشدار داد که مشکل شما، مسأله مالکیت و اقتصاد نیست؛ مشکل شما،عدم اعتقاد واقعی به خداست.

امام و علوم دیگر

روح حساس و جست وجوگر امام خمینی رحمه الله ایشان را بر آن داشت تا هم زمان با فقه؛ اصول، ریاضیات، هیئت و فلسفه را نزد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی بیاموزد و دروس و علوم معنوی و عرفانی را نیز، نزد آقا میرزا علی اکبر حکیمی ادامه دهد. ایشان، فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد شیخ محمدرضا مسجد شاهی اصفهانی و اخلاق و عرفان را نزد حاج میرزا جواد آقا تبریزی و عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی را، به مدت شش سال نزد میرزا محمدعلی شاه آبادی گذراند.

مقام علمی امام رحمه الله

امام خمینی رحمه الله از همه علوم لازم برای موفقیت در نهضت بهره مند بود. او عالمی اسلام شناس، سیاست مدار، مردم شناس، آگاه به مسائل روز دنیا و تاریخ عمومی و تاریخ اسلام بود که از فلسفه و عرفان و اخلاق و همه علوم تخصصی حوزوی در حد بسیار بالایی برخوردار بود، به گونه ای که نه تنها در حرکت های خود نیاز علمی به کسی نداشت؛ بلکه از استادان مشهور به شمار می رفت. یکی از نزدیکان امام می گوید: «یکی از اساتید نجف می گفت: من بیست سال در نجف درس خواندم و خیال می کردم مستغنی شده ام، اما وقتی امام نجف آمدند و من به درس او رفتم! دیدم خیر، هنوز چیزی نفهمیده ام».

امام رحمه الله و طرح مباحث نظری حکومت

با تبعید شدن امام خمینی رحمه الله ، به نجف اشرف، ایشان در بهمن 1348، سلسله درس هایی را درباره حکومت اسلامی و ولایت فقیه مطرح نمودند. امام درآن درس ها، دورنمای مبارزه و هدف های نهضت را ترسیم، و مبانی فقهی، اصولی و عقلی حکومت اسلامی و مباحث نظری حکومت داری را ارائه کردند. با انتشار این مطالب در قالب کتاب ولایت فقیه، شور تازه ای در میان مبارزان به وجود آمد.

امام رحمه الله و طرح مسایل نوین فقهی

دوران تبعید امام خمینی رحمه الله در ترکیه، با سختی های زیادی همراه بود، به گونه ای که حتی ایشان حق پوشیدن لباس روحانیت را نداشت. این دوران تبعید، یازده ماه به طول انجامید. ترک ها برای منزوی ساختن ایشان، چندین بار محل سکونت را تغییر دادند، اما امام چون کوهی استوار در مقابل دشمنان ایستاده و با وجود همه مشکلات، با استفاده از فرصت به دست آمده در ترکیه، به تدوین کتاب تحریر الوسیله پرداختند که در آن، برای اولین بار از احکام جهاد، دفاع، امر به معروف و نهی از منکر، در رساله های عملیه یاد شده بود.

امام، عرفان و تعقّل

بیش تر عرفا، سیر و سلوک را امری نفی کننده تعقل، یا جدای از آن می دانند و عقیده دارند که راه عرفان، جدای از طریق عقل است و مسایل عرفانی، یافتنی است، نه گفتنی. امام خمینی رحمه الله نه تنها در پیمودن این مسیر، عقل را مردود نمی شمردند؛ بلکه برای طرح مبانی عرفانی و خداشناسی، استدلال عقلی هم می کردند. در واقع امام، با تأثیرپذیری از قرآن و تعالیم اهل بیت علیهم السلام برای عنصر تفکر و اندیشه، احترام خاصی قائل بوده و از تعقل به شدت حمایت می کردند. در عرفان ایشان، تفکر و تحقیق، یکی از ارکان سیر و سلوک به شمار می آید.

امام و درس اخلاق

پس از رحلت آیت اللّه حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، استاد بزرگ اخلاق، امام خمینی رحمه الله این درس را در عصر روزهای جمعه ادامه دادند که البته بعدها توسط کارگزاران رضاخان به تعطیلی کشید.یکی از شاگردان این کلاس می گوید: «امام، در هفته یک بار درس اخلاق داشتند که یک هفته انسان را کنار از گناه نگاه می داشت و تحت تأثیرآن، او را از تمایلات مادی و حیوانی باز می داشت».

امام و توصیه به تهذیب نفس در جوانی

حضرت امام خمینی رحمه الله درنامه ای که به فرزندشان حاج احمدآقا نگاشت، در مورد چگونگی استفاده از دوران جوانی، چنین سفارش می کند. «عزیزم! از جوانی به اندازه ای که باقی است، استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می رود؛ حتی توجه به آخرت و خدای تعالی. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد، تا جوانی با غفلت از دست برود، و به پیران وعده طول عمر می دهد و تا لحظه آخرْ با وعده های پوچ، انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او باز می دارد تا مرگ برسد و در آن حال، ایمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، می گیرد».

سکونت امام پس از پیروزی انقلاب

امام خمینی رحمه الله پس از پیروزی انقلاب، در 10 اسفند 1357، از تهران به قم هجرت نموده و تا زمان ابتلا به بیماری قلب (2 بهمن 1358) در قم به سر بردند. پس از آن، ایشان برای مداوا به بیمارستان قلب تهران انتقال یافته و به مدت 39 روز در بیمارستان قلب بستری بودند. پس از خروج از بیمارستان، به طور موقت، در منزلی واقع در منطقه دربند تهران ساکن شده و سپس در تاریخ 27 اردیبهشت 1359، بنا به تمایل خود، به منزلی استیجاری در محله جماران، نقل مکان نموده و تازمان رحلت در آن جا ساکن بودند.

امام رحمه الله از دیدگاه مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری، عظمت روح و شخصیت والای امام خمینی رحمه الله را چنین بیان می کنند: «نام آور بزرگ دوران معاصر، یعنی امام روح اللّه خمینی رحمه الله دانشمندی پارسا و خردمندی پرهیزکار و حکیمی سیاست مدار و مؤمنی نواندیش و عارفی شجاع و هوشمند و فرمانروایی عادل و مجاهدی فداکار بود. او فقیه و اصولی و فیلسوف و عارف و معلم اخلاق و ادیب و شاعر بود. در او خصلت های برجسته خداداد، در آمیخته با آن چه او خود از معارفی قرآنی آموخته ودل و جانش رابه آن زیور داده بود، شخصیت عظیم وجذاب و تاثیرگذاری پدید آورده بود که هر یک ازچهره های برجسته یک قرن اخیر جهان ـ که قرن رجال بزرگ و مصلحان نام آور دینی و سیاسی و اجتماعی است ـ در برابر آن کم جاذبه و یک بُعدی و کوچک به نظر می آمدند.

دیدگاه هِنری کِسینجر در مورد امام رحمه الله

هِنری کِسینجر، مشاور رئیس جمهوری آمریکا در دهه هفتاد میلادی، در مورد امام خمینی چنین می گوید: «آیت اللّه خمینی، غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه کرد. تصمیمات او، آن چنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاست مداران و نظریه پردازان سیاسی می گرفت. هیچ کس نمی توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند. او با معیارهای دیگری، غیراز معیارهای شناخته شده در دنیا سخن می گفت و عمل می کرد. گویی از جای دیگری الهام می گرفت. دشمنی آیت اللّه خمینی با غرب، برگرفته ازتعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت».

وداع با رهبر

خورشید فروزان عالم اسلام و ستاره درخشان عالم عرفان و فقاهت، سرور مجاهدان راه حق، رهبر کبیرانقلاب و بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی رحمه الله پس از سال ها مبارزه در راه حق و متجلی ساختن اسلام ناب محمدی و خدمت صادقانه به مردم، در شامگاه 13 خرداد 1368 به ملکوت اعلی پیوست و جهانی را در سوگ خود نشاند.

سال ها می گذرد، حادثه ها می آید انتظار فَرَج از نیمه خرداد کشم

وصیت نامه الهی ـ سیاسی

امام خمینی رحمه الله سال ها قبل از رحلت خویش، در تاریخ 26 بهمن ماه 1361، وصیت نامه الهی ـ سیاسی خویش را تنظیم نمودند که حاوی اصول و اندیشه های آن حضرت، خطاب به تمام اقشار جامعه است که تاکنون که دو دهه از نوشتن آن می گذرد، توجه و عمل کردن به مطالب آن، رهگشای بسیاری از مشکلات جامعه خواهد بود.

دیدگاه امام خمینی درباره مقام معظم رهبری

14 خرداد 1368 روزی است که آیت اللّه خامنه ای توسط مجلس خبرگان به جانشینی آن عزیز سفرکرده، به سِمَت رهبری نظام جمهوری اسلامی انتخاب گردیدند. قبل از رحلت، امام خمینی رحمه الله دربیاناتی در مورد آیت اللّه خامنه ای چنین فرموده بودند که: «جناب عالی رایکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسایل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت فقیه جدا جانب داری می کنید، می دانم» و «در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی، از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می دهید».

دارایی امام خمینی رحمه الله پس از رحلت

مطابق اصل 142 قانون اساسی، دیوان عالی کشور، موظف است دارایی رهبر و مسؤولان رده بالای نظام را قبل و بعد از مسؤولیت، رسیدگی و بررسی کند. حضرت امام رحمه الله نخستین کسی بودکه صورت دارایی خود را در تاریخ 24 دیماه 1359 برای دیوان عالی ارسال نمود. بعد از رحلت امام رحمه الله نتیجه بررسی در 11 تیرماه 1368، طی بیانیه ای چنین بیان شد که: «نه تنها به اموال امام چیزی اضافه نشده، بلکه قطعه زمین ارث رسیده به امام در خمین نیز پس از انقلاب در زمان حیات ایشان بین مستمندان محل تقسیم شده است. تنها ملک غیرمنقول امام، منزل قدیمی ایشان در قم بود که از زمان تبعید در سال 1343، عملاً در اختیار اهداف نهضت و محل تجمع مردم بوده است. مختصر وسایل اولیه زندگی در منزل، متعلق به همسرشان بوده و دو قطعه قالی مستعمل موجود، ملک کسی نیست و باید به سادات نیازمند داده شود. از آن حضرت هیچ وجه نقدی باقی نمانده و هر چه هست، وجوهات است که ورثه حقی در آن ندارند.» بدین ترتیب، دارایی برجا مانده از مردی که قریب به نود سال عمر کردو بر قلوب تمام ایرانیان و بسیاری از غیر ایرانیان حکومت می کرد، شامل: عینک، ناخن گیر، شانه، تسبیح، قرآن، سجاده نماز، عمامه، لباس روحانی او و کتب دینی می باشد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.»

امام و شعر

حضرت امام خمینی رحمه الله در کنار مسایل سیاسی و اجتماعی که نیاز به روحیه ای قوی و انعطاف ناپذیر دارد، دارای ذوقی سرشار از زیبایی ها بود. ایشان از دوران جوانی، اشعاری عرفانی و گاه سیاسی و اجتماعی سروده بودند که متأسفانه در یورش های رژیم شاه مفقود گردیده است. ایشان پس از پیروزی انقلاب نیز سروده هایی دارند که در قالب غزل، دوبیتی، رباعی و.. می باشد و در آثاری با نام های سبوی عشق، محرم راز، نقطه عطف و دیوان اشعار به چاپ رسیده است.

توفان فصل سرخ

کجاست آن که در این فصل سرخ، توفان کرد کجاست آن که دلم را شکوفه باران کرد
کجاست آن که در گدازه های عطش به بزم ساده و زیبای عشق مهمان کرد
کجاست آن که شبی زخم داغ داران را به بوی مرهم جادوی عشق درمان کرد
کجاست آن که شب سرد غربت ما را به یک نگاه خداگونه نورباران کرد
کجاست آن که به اندوه رفتنش ناگاه هزار قافله عشق را پریشان کرد
کجاست آن که پیام آور شکفتن بود چه کس بهارمرا زیرا خاک پنهان کرد
دلم قرار نمی گیرد این چه غوغایی است کجاست آن که در این فصل سرخ توفان کرد

راهت ادامه دارد

خوشا که خط عبور تو را ادامه دهیم شعاع چشم تو را، تا خدا ادامه دهیم
دوباره خواب شرم را بیاشوبیم به رغم خوف و خطر، جاده را ادامه دهیم
بیا به سنت پیشینیان کمر بندیم که یا ز پای درآییم یا ادامه دهیم
اگر زمرز زمین و زمان فرا رفتی

تو را در آن سوی جغرافیا ادامه دهیم


عشق به خمينـى عشق به همه خوبيهاست

 

      

             السلام علیک یا روح الله                      

سالگرد رحلت بنیانگزار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی  (ره)تسلیت باد

 

 



    

راز سعادت بشر 1

 

باورت میشه انسان

 

داری راز خوشبختی رو میخونی

 

چیزی که  همه  آرزوش  رو  دارن

 

 

------------------------------------------------------------

هزاران سال است که جواب قسمت اول از

معمای  خوشبختی انسان  در افسانه ای قدیمی

 نهفته ، پنهان و مخفی است

قسمت دوم پاسخ معمای خوشبختی رو  

در این متن کوتاه پس از قسمت اول میخونی

------------------------------------------------------------

 

آدم به میوه ممنوعه نزدیک شد و  در دو مرحله  مجازات شد

مجازات اول : از مقامش فرود اومد (  به دنیای پست تر رانده شد )

مجازات دومکیفیت زندگیش   بشدت پایین اومد

(  خوشی های بهشت پایان یافت  و سختی های زمین شروع شد  )

 

دقیقا بعد از سال ها تحقیق   بین آدمهای مختلف   متوجه شدند همون دو 2  بلایی که   با نزدیک شدن به میوه ممنوعه   برسر

آدم اومد   در دنیای فوق مدرن امروز   بر سر فرزندای آدم میاد

دقیقا  وقتی  زندگی  بد بخت ها  رو بررسی میکردم - دیدم که

پس از دست زدن به میوه ممنوعه ای - که در اطراف همه هست

اولین مجازات :  از مقامشون فرود اومدن

و جایگاهشون رو تو جامعه و خانواده از دست دادند

دومین مجازات : کیفیت زندگیشون بشدت پایین اومده بود

بین این  تحقیقات بصورت اتفاقی تونستم   جلوی کلانتری

با یک کیف قاپ  صحبت کنم   که دستگیر شده بود

براش توضیح دادم    که میوه ممنوعه زندگی تو   همین کیف

و پولهای مردم  بوده که تو هم   مثل پدرت آدم   نتونستی

جلوی خودت رو بگیری   به میوه ممنوعه دست زدی و حالا

1- مجازات اول : از یک دنیای آزاد به دنیای تاریک زندان

سقوط میکنی و از مقام اجتماعی ات فرود میای

و جایگاهت رو تو جامعه و خانواده و فامیل از دست میدی

2  - مجازات دوممعیشت و کیفیت زندگیت بشدت پایین میاد

و درحبس زندان   خیلی از خوشی هات    ازت گرفته میشه

اولش خندید    اما  بعد از چند دقیقه   با افسوس

حرف من رو تایید کرد   و فهمید که

همون دو مجازات قدیمی پدرش  آدم   داره سرش میاد

و با مامور راهی زندان شد

 

زندانی که   خودش آنرا  آفریده بود

 

سرنوشت  های مختلفی دیدم

صاحب موفق  شرکتی که  با ( میوه ممنوعه اش )

یک زن شوهر دار نزدیکی کرد ( زن یکی از دوستاش )

بعد از مدت بسیار کوتاهی :

مجازات اول : شرکت ورشکست شد از مقام مدیریتش فرود اومد

و جایگاه  اجتماعی و خانوادگی اش  رو از دست  داد

مجازات دوم : معیشت و کیفیت زندگیش به شدت پایین اومد

چون دیگه در آمدی نداشت و کلی بدهی هم داشت

 

این یک قسمت از راز خوشبختی بود   درسته 

 

 فرار از میوه های ممنوعه

 سالها تحقیق کردم و دیدم وجه مشترک همه آدمهای خوشبخت

 همین بود که به سمت میوه های ممنوعه نمیرفتند

 درست برعکس  آدمهای بدبخت  که خوردن میوه ممنوعه رو

  زرنگی و افتخار میدونستند

 

حضرت یوسف  از میوه ممنوعه اش که زلیخا بود فرار کرد

و عزیز مصر شد و اگر فرار نمی کرد و به  آن نزدیک میشد

همون دو مجازات قدیمی آدم سرش می آمد و پادشاهی که هیچ

بلکه  به  ذلت و فقر و نداری  هم میرسید


راز   سعادت   بشر


 

و اما قسمت  دوم از  :    راز   سعادت   بشر

 

در ادامه تحقیقات   و مطالعاتم     ناگهان

از یک بیت   شعر مولوی    دگر گون شدم

این جهان   کوه است و   فعل ما ندا

سوی ما آید   ندا ها را    صدا

معنی اش   این بود   که :

همونطور که   صدای ما   به کوه میخوره  ( پژواک )

و به سمت خودمون   بر میگرده

این جهان طوری آفریده شده   که کار های  خود ما

به سمت خودمون  بر میگرده

توی تحقیقاتم دیدم   آدمهای بدبخت   کسانی بودند  که  : 

تو زندگیشون   حداقل یک دل رو   شکسته بودند

و اغلب    بیشتر از    یک دل

فهمیدم که قسمت دوم از    پاسخ راز خوشبختی

و معمای دیرینه  بشر

در بین شبکه ای از افکار و نیت های انسانها مخفی شده

 

بر میگرده

 

پاسخ دوم معمای راز خوشبختی بود

 

در تحقیقاتم   زنی  رو دیدم  که  به همه زنها و مردای اطرافش

نسبت نامشروع میداد   اصلا مرض  حرف در آوردن  داشت

چه ناله و نفرین هایی   که  پشت  سرش  بود

و چه زندگی هایی رو    که  از هم  پاشیده  بود

سالها بعد  قسمتی از این اعمال  به سمت خودش  برگشت

پسرش در 20 سالگی    به طرز فجیعی مرد

و بد جوری داغ جوان دید  و دخترش دو بار طلاق گرفت

خودش هم بیماری سختی گرفته    و  . . . . .

اتفاقا  خیلی  پولدار هم هستند  ولی محتاج دعای خیر ماست

در حقیقت   چیزی رو که    خودش   خلق کرده بود

به سوی خودش برگشت

این جهان   کوه است   و    فعل ما ندا

سوی ما آید   ندا ها را    صدا

----------------------------------

 

غم را   خدا نیافرید     انسان آفرید  

قرار بود   همه انسانها   روی زمین    خوشبخت باشند

 اما  انسانها     زشتی ها را    خلق کردند

 و امروز   پژواک  گذشته خویش را    ملاقات میکنند

 بدکاری دیروز تو    سختی  امروزت    را آفریده

 و تو خالق    و آفریننده     مصیبتهای زندگیت هستی

 

یادت باشه    تنها دانستن راز های خوشبختی   کافی نیست

باید بیشتر فکر کنی   ببینی میوه های ممنوعه زندگیت چیه

خوشبختی تو      در فرار کردن از اونهاست

منظورم فقط  شهوت و دزدی و حسادت و .......  نیست   بلکه :

 

هر چیزی که تو اونو دوست داری

و میدونی خدا دوست نداره

میوه ممنوعه زندگی توست

 

و اما دل شکستن چیه :

 

  شاید   دست درازی به منافع   دیگران باشه 

  شاید   کشتن یک حق 

  شاید  چشم داشتن  به مقام و موقعیت یا همسر کسی 

  یا بردن آبروی یک انسان بی گناه  

 

بلکه شاید همه اینها باشه و خیلی چیزای دیگه

فکر کن شاید خودت تونستی تعریف بهتری

از میوه ممنوعه و دل شکستن  ارائه کنی

 و این که اگر دلی رو شکستی  اون چیه که بسوی تو بر می گرده

 ---------------------------------------------------------------------------------

خرمشهر آزاد شد

فتح خرمشهر

امام خمینی رحمه الله : فتح خرمشهر یک مسئله عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است.

مقام معظم رهبری: واقعه خرمشهر از دور فقط یک حادثه تاریخی افتخارآمیز است، ولی از نزدیک این قضیه شبیه به یک معجزه بزرگ است.


مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش برای این تهاجم و تجاوز آمادگی نداشتند. آنها با سلاح عزم و ایمان به مکتب و عشق و علاقه به میهن اسلامی شان، با دست خالی چنان مقاومت کردند که در تاریخ، بی نظیر ماند. به اعتقاد کارشناسان نظامی، مقاومت بی سابقه ای که در خرمشهر انجام شد، هرگز با دیگر مقاومت ها قابل مقایسه نیست. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است. از این رو، سوم خرداد و فتح این شهر، آیینه گویایی از تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس و جهاد آگاهانه و شجاعت مظلومانه این امت است.

تاریخ گویای جنگ

روز سوم خرداد ماه، سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست بعثیان است. فتح خرمشهر، موجب برانگیختگی احساسات و عواطف پاک ملت ایران شد و هم دلی و وحدت را میان اقشار ملت پدید آورد. حماسه شگرف آزادسازی خرمشهر، پیروزی سروقامتانی را پدید آورد که با فتح آفرینی خود، نهایت ایثار، اوج مظلومیت، انتهای پاک بازی و منتهای توکل را رقم زدند. خرمشهر برای ملت ما تنها یک شهر نیست، بلکه تاریخ گویای پایداری، ایثار و جاودانگی انقلاب است.

دشمن و حفظ خرمشهر

فتح خرمشهر موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخ کامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به گمان خود به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد. این کار با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر، ساختن خاکریزهای دفاعی گسترده، ویرانی خانه های مردم و ایجاد میدان های مین صورت گرفت. بعثیان حتی فکر مقابله با عملیات هوایی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند. بر این اساس، هر جا زمینی مساعد برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیر آهن برای اقدام نظامی از آسمان ناممکن ساخته بودند. همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام برای در اختیار داشتن این شهر داشت. او حتی در نقشه های منتشر شده خود، نام این شهر را عوض کرد و آن را «مُحمّره» نامید.

فتح خرمشهر، نقطه تزلزل دشمن

پس از 23 روز نبرد شبانه روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک می شدند، صدام همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر می پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی سپاه اسلام، سربازان جدیدی را وارد خرمشهر می کرد، به گونه ای که بیشترین اسیران عملیات بیت المقدس، از داخل شهر خرمشهر به اسارت گرفته شدند. به اسارت درآمدن حدود دوازده هزار نفر از نظامیان بعثی در این شهر، از اراده جدی صدام برای برافراشتن پرچم دشمن بر بالای خانه های این شهر خبر می دهد. پس از فتح خرمشهر، صدام احساس کرد جنگی که آغاز کرده بود تا انقلاب اسلامی را از پای درآورد، موجب سستی حکومت وی شده است و اشغال سرزمین ایران، حتی امکان کشانده شدن جنگ را به خاک کشورش در پی دارد.

نتایج عملیات بیت المقدس

فتح خرمشهر، مهم ترین نتیجه عملیات بیت المقدس بود، ولی تنها نتیجه آن به شمار نمی آید. در این نبرد که یکی از مهم ترین و گسترده ترین عملیات ها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال، یعنی رودخانه کرخه نور در شمال، کارون در شرق، رودخانه اروندرود در جنوب و آب های هورالهویزه در غرب و نیز وجود دشت های وسیع مناسب با مانور زرهی که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل می داد، شرایط بسیار مناسبی برای نیروهای اشغالگر پدید آورده بود. دشمن با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتش پشتیبانی می توانست احساس کند در دژی استوار نشسته است و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد.

خرمشهر، نماد مقاومت

مقاومت 43 روزه مردم خرمشهر، فصل مهمی در هشت سال دفاع مقدس است؛ زیرا بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند اگر خرمشهر مقاومت نمی کرد و متجاوزان به آسانی آن جا را اشتغال می کردند، شاید سرنوشت جنگ این گونه رقم نمی خورد. این پایداری سترگ، سدّی شد در برابر اینکه عراقی ها سریع به اهدافشان برسند و توان نظامی آنها در منطقه به هم بریزد. اگر خرمشهر در همان روزهای نخست به دست عراقی ها می افتاد، دشمن به نقطه ای حساس دسترسی پیدا می کرد و آن استفاده از بندر خرمشهر بود. از سوی دیگر، تصرف آبادان و اهواز برای دشمن، راحت و کار برای رزمندگان اسلام بسیار دشوار می شد.

قدرت ایمان

آزادسازی خرمشهر در عملیات شگفت انگیز بیت المقدس، از قدرتی حکایت می کرد که همت و ایمان رزمندگان اسلام آن را پدید آورد. نگاهی به رخدادهای پس از فتح خرمشهر و پیام های رسمی و غیر رسمی دولت مردان امریکایی و متحدانش، به روشنی حکایت از آن دارد که برپاکنندگان اصلی جنگ تحمیلی، از کارآمدی طرح حمله نظامی به ایران ناامید شده بودند و برای مقابله با نظام اسلامی راه کار دیگری را دنبال می کردند؛ چرا که ادامه جنگ از یک سو، حرکت پرشتاب نهضت های اسلامی را در منطقه به دنبال داشت و از سوی دیگر، برای قدرت های بزرگ که در سطح بسیار گسترده ای به نفع عراق وارد این کارزار شده بودند، شکست ارتش عراق، ترجمان ناکامی آنان بود.

تأثیرات فرامنطقه ای آزادی خرمشهر

آزادی خرمشهر چنان در سطح بین المللی تأثیر گذاشت که پس از پیدایش وضعیت جدید و بیرون راندن متجاوزان از خرمشهر، برتری سیاسی ـ نظامی ایران در برابر عراق مطرح شد و مسیر جنگ نیز تغییر یافت. جنگی که ابتدا با هدف براندازی یا تعدیل دیدگاه های انقلاب اسلامی طرح ریزی شده بود، بر خلاف تصور، عامل تثبیت اوضاع سیاسی در داخل کشور و درهم شکستن جبهه ضدانقلاب شد. زمانی که خرمشهر به دست نیروهای ایرانی از دشمن باز پس گرفته شد، همه دنیا تا 24 ساعت سکوت کرد و بوق های تبلیغاتی هیچ گونه خبری از پیروزی رزمندگان ایران اسلامی را در حماسه فتح خرمشهر پخش نکردند؛ زیرا برایشان باورکردنی نبود که نیروهای ایرانی بتوانند دست به چنین عملیاتی بزنند.

سقای خونین شهر

حجت الاسلام شهید شریف قنوتی، نخستین روحانی شهید دفاع مقدس، نقش تعیین کننده و بسزایی در مقاومت خرمشهر داشت. او با شروع جنگ تحمیلی، با تشکیل گروه های «الله اکبر» و گروهان های مقاومت، چندین بار شهر را از خطر سقوط نجات بخشید. پس از آن، لشکر «الله اکبر» را تشکیل داد. جاسوسان و ستون پنجم، فعالیت های او را به دشمن اطلاع می دادند و دشمن نیز همواره در تلاش بود او را به دام بیندازد. ایشان افزون بر فرماندهی محور خرمشهر و هدایت نیروها، مسئولیت تأمین مهمات آنها را به عهده داشت و چندین بار با فداکاری و رشادت، دشمن را از شهر بیرون راند. شهید شریف قنوتی در همه صحنه ها حضوری جدی و تعیین کننده داشت؛ از حمل مجروحان و شهیدان گرفته تا رساندن آب و غذا به خرمشهر، تا آن جا که به او «سقای خونین شهر» لقب دادند.



ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س)، روز مادر و روز ولادت امام خميني گرامي باد


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تحفه ای از بهشت

چهل روز راز و نیاز با خدا، چهل روز دل بریدن از خانه و همسر و زندگی همیشگی و چهل روز میهمان خدا بودن، برای رسیدن تحفه ای از بهشت بود. نوری که خلقت را به نور خود روشن می کرد. محمّد(ص) در سال پنجم بعثت به میهمانی خدا خوانده شده بود. پس از آن چهل روز شیرین، اینک با وعده فرزندی از بهشت به سوی خانه باز می گردد. چشمان خدیجه پس از آن همه تنهایی و انتظار به دیدار محمد(ص) روشن می شود و دلش به شنیدن آن وعده شیرین از شادی و غرور سرشار می شود. در انتظار آمدن آن مولود بی همتا چشم به گذر زمان می دوزد و لب به شکر خدا می گشاید.

طاهره مطهره

خدیجه، زن ثروتمند قریش، با انتخاب همسری فقیر و دور از تجملات دنیوی، امّا آسمانی و از جنس نور، از سوی زنان تاریک دل قریش طرد شده و تنها مانده است. ماه هاست که او تنهایی اش را با گفتگو با فرزندی که هنوز پا به دنیا ننهاده، پر کرده است؛ امّا اینک نیازمند یاری است؛ نیازمند دستی مهربان که به کمکش بشتابد. از زنان قریش یاری می خواهد؛ امّا جز طعنه ها و سرزنش ها چیز دیگری نمی یابد.

به گرمای آرام بخش دعای پیامبر دل می سپارد و به مهر پروردگار دل می بندد تا آنکه خانه اش به نوری سپید روشن می شود. چهار زن بهشتی، چهار زن برگزیده، چهار یار مهربان به یاریش می آیند و فاطمه، طاهره مطهره، چشم به دنیا می گشاید و عالم را از حضور خود متحیّر می کند و از شادی آمدنش مست می سازد.

نگین خلقت

امروز خورشید وجود فاطمه(س) جهان را روشن ساخت. زمین خاکی لختی از ظلمت مادّی برون آمد و نور آسمانی را در خود دید. فاطمه(س) به دنیا آمد تا کهکشان خلقت برگرد وجودش بگردد. به دنیا آمد تا رحمت الهی تجلی دوباره یابد. به دنیا آمد تا خلقت بی معنا نماند. و انگشتر وجود بی نگین نماند. سلام و درود خدا بر تنها انگیزه خلقت، زیباترین آیه وحی، فاطمه زهرا(س).


اندر احوالات آیت الله بهجت

                             اندر احوالات آیت الله بهجت


علم باید انسان را به خشیت برساند تا ارزش داشته باشد، چون بعد از مرگ دیگر از این علم سؤالی نمی‌كنند، بلكه از معرفتی كه انسان داشته سؤال خواهند كرد و آیت‌الله بهجت در این عرصه سرآمد بود.

در این نگارش به بیان اوصاف آیت الله بهجت از نگاه فرزند و شاگرد ایشان در همایش "پارسای پرهیزگاری" می پردازیم .


بهجت

آیت الله بهجت خودی برای خودش قایل نبود و 30 سال در حسرت پرسش‌هایی درباره او از ایشان بودیم، اما به علت تواضعی كه داشت حاضر نبود جواب دهد.

آیت‌الله بهجت چنان درس می‌خواند كه در سن 15 سالگی در درس ادبیات عرب چنان مسلط شده بود كه با استادش محاجه می‌كرد، درس خواندن را به بهانه عبادت ترك نمی‌كرد و در درس خواندن هم به بهانه عبادت كوتاهی نداشت.

یكی از بزرگان می‌گفت او قبل از اینكه بالغ شود سالك بود و به مرحله‌ای رسیده بود كه معصیت را می‌دید و مرتكب نمی‌شد.

 

پرواز آدمی نتیجه ی دوری از گناه است!

علت پرواز ایشان این بود كه گناه نمی‌كرد، زیرا گناه كه در لسان روایات و آیات به آن وزر گفته می‌شود موجب سنگینی انسان می‌شود و پرواز را غیرممكن می‌كند.

هدف اصلی انسان از اندوختن علم، خدایی شدن و تكامل است و فقه شرط لازم برای حركت ظاهری انسان است، اما برای یافتن خدا و باطن این علم رسا نیست.

آیت الله بهجت موت اختیاری داشتند؟

فرزند آیت الله بهجت درباره موت اختیاری پدر، بیان كرد: ایشان به استناد به حالات و برخی گفته‌هایشان دارای این حالت بودند و اولین كسی كه این موضوع را تأیید كرده امام‌خمینی(ره) بوده‌اند.

او مردی بود که امام عظیم‌الشأن که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود، درباره او به فرزندشان حاج آقا مصطفی(ره) فرموده بودند:ایشان دارای موت اختیاری هستند؛ یعنی قدرت این را دارند که هر گاه بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند و باز بازگردند و تازه این شهادت‌ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان شده است و خدا می‌داند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و پس از عمری تلاش بی‌وقفه و حرکت شتابان به سمت قله‌های عرفان اصیل اسلامی و زهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود!

تنها خدا می‌داند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولوله‌ای در عالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شده‌اند.

شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست، قفل زبان‌هایی که او مَُهر کرده بود، بشکند و قطره‌ای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود.

مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند، نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامت‌ها دیده بودند، از بیان آنها به شدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار می‌کردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند، کسی از نوع گفتار و رفتار او نمی‌توانست به دنیای پر رمز و راز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند.

شاگرد آیت الله بهجت بیان کرد ؛ آیت‌الله بهجت همیشه مژده و بشارت ظهور می‌دادند، اما هیچگاه توقیت و تعیین وقت برای ظهور نمی‌كردند.

علم سودمند؛ علم همراه با تواضع است

در تواضع این مرجع تقلید می‌توان به این نکته اشاره کرد که رساله ایشان بعد از 6باری که چاپ شد؛ نام ایشان بر روی این رساله درج نشد؛ و بعد از اصرار دیگران گفت فقط بنویسید العبد محمدتقی بهجت.

این مرجع تقلید عارفی سالک بود که توانست تعداد زیادی از علاقه‌مندان عرفان اسلامی را دور خود جمع کند.

 

دیدگاه آیت الله بهجت درباره ظهور

شاگرد آیت الله بهجت بیان کرد ؛ آیت‌الله بهجت همیشه مژده و بشارت ظهور می‌دادند، اما هیچگاه توقیت و تعیین وقت برای ظهور نمی‌كردند.

 

دیدگاه آیت‌الله بهجت درباره نظام اسلامی

ایشان هیچ گاه مخالفتی با نظام نداشتند و ارتباط زیادی با رهبر معظم انقلاب داشتند.

 

آیت الله بهجت هیچ گاه حاضر نبود خود را مجتهد بداند

فرزند آیت الله بهجت گفت: آیت الله العظمی بهجت با اینکه اعلم همه مجتهدان زمان خود بود ،اما حاضر نبود خودش را مجتهد بنامد و در علم بگوید مساوی دیگران هستم .

آیت‌الله العظمی بهجت به شدت از دادن برخی القاب علمی و ... به ایشان پرهیز داشت و ناراحت می‌شدند و عبد واقعی خدا بودند . ایشان آنقدر تواضع داشت كه در جلسات درس بر روی گلیمی قدیمی در كنار درب ورودی می‌نشست در حالیكه جای استاد در بالای كلاس بود.

 

آیت الله بهجت

آیت الله بهجت برای سایرین حجت بود

امثال آیت الله بهجت حجت خداوند برای دیگران هستند، و نیازی نیست که افرادی از هند و چین بیایند و راه را به ما نشان دهند ، راه باز و مشخص است و تنها برای رسیدن و دریافت این راه نیازمند آنیم که چشم و گوش خود را برگناه ببندیم و نماز را با توجه در اول وقت بخوانیم که بدین وسیله قطعا به راه خواهیم رسید .

این نکته را نباید فراموش کرد که رسیدن به خدا هیچ ارتباطی به خواندن اصول و درس خواندن در حوزه و ...ندارد ، بلکه همه می توانند در صورت رعایت احکام دینی به خدا برسند و در این مسیر گام بردارند .

 

اعتقاد آیت الله بهجت درباره میت

شاگرد آیت الله حسن زاده آملی (پسر آیت الله بهجت) در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا مرحوم پدر را در خواب می بینند ، گفت :خودش معتقد بود که نزدیکان و اقوام باید میت را بعد از مرگ فراموش کنند ، چرا که اگر فراموش نکنند دچار مشکلات روحی می شوند ، به همین دلیل کمتر به خواب اقوام و نزدیکان می آیند .

 

اموات ناظر براعمال هستند !

فرزند آیت الله بهجت بیان کردند :من امسال مدتی در نجف بودم و در آنجا هرشب به نیت ایشان یاسین می خواندم اما چند شب وقت نکردم، تا اینکه هفته گذشته فردی به منزل ما آمد و گفت : من بعد از خواندن دعاهایی ایشان را در خواب دیدم و آیت الله بهجت فرمودند : به علی بگویید یاسین من را بفرستد .با اینکه ایشان وفات کرده اند اما معلوم است که بر مسائل اشراف دارند .

آقای بهجت جواب سوالاتی که به خاطر آنها به منزل ایشان رفته بودم را بدون طرح سوال آنها از سوی من پاسخ دادند و گفتند: حرف هایی که ما می زنیم قبل از این که بیان کنیم به گوش امام زمان عج الله می رسد

کرامتی عجیب از مرحوم حضرت آیت الله بهجت«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»

حجت الاسلام محمد هادی مفتح، فرزند شهید مفتح که از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و موسس رادیو معارف است روزی در کلاس درس در حوزه علمیه قم این خاطره شنیدنی را تعریف کرد:

روزی خدمت آیت الله بهجت رسیدم، از قبل برای زیارت ایشان در منزلشان وقت گرفته بودم. خودم را به آنجا رساندم اما دیدم وزیر آموزش و پرورش وقت جناب آقای مظفر و گروهی خدمت آیت الله بهجت رسیده اند. من ناراحت شدم و در اطاقی دیگر با آقازاده ایشان نشستم و صحبت کردند.

وقتی میهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندرونی خدمت آیت الله بهجت رسیدم ولی دیگر قصد نداشتم مسأله ام را با ایشان مطرح کنم و به همین خاطر مباحث دیگری را مطرح کردم. ولی آقای بهجت جواب سوالاتی که به خاطر آنها به منزل ایشان رفته بودم را بدون طرح سوال آنها از سوی من پاسخ دادند و گفتند: حرف هایی که ما می زنیم قبل از این که بیان کنیم به گوش امام زمان عج الله می رسد.

استاد مفتح می فرمودند من از این مسأله خوشحال و متعجب شدم. ایشان گفتند این جریان برای من در سال 1377 رخ داد.


منبع : تبیان