زوجهای آسمانی

شهید صدیقه رودباری در هجدهم اسفند سال 1340 در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.روزهای نوجوانیش در سالهایی سپری شد که سرزمینمان در پیچ وتاب روزهای منتهی به پیروزی انقلاب بود.در ان روزها او خود را به به خیل عظیم وخروشان ملت می رساند ودر تظاهراتها شرکت می کرد وتا صبح نیز به مداوای مجروهان می پرداخت.آنقدر فعال بود که در زمان درس وتحصیل بارها اورا در پشت بام مدرسه ودر حال فعالیتهای انقلابیش می یافتند.روح نا ارامش همواره در پی چیزی ورای خواست ها وآرزوهای یک دختر معمولی بود...

انقلاب که شد در مدرسه شان انجمن اسلامی را راه انداخت وفعالیتهایش را منسجم تر کرد.خانواده ودوستانش صدیقه را آخر هفته ها در کهریزک ویا معلولین ذهنی نارمک پیدا می کردند.صدیقه آنها را شستشو می داد وبهشان رسیدگی می کرد.بسیار پر دل وجرات بود.شجاعت ودلیریش به گونه ای بود که نشان می داد به زودی "مهر شهادت بر روی شناسنامه اش خواهد خورد"...

پس از انقلاب ،هیجان واحساس وصف ناپذیری پیدا کرده بود.احساسی که تا آن زمان مثل خون در رگهایش جاری بود،حالا پر خروش گشته بود واو را اززندگی عادی وروزمره دور می کرد.از تعلقات دنیوی فاصله گرفته بودومدام می گفت که"نباید در خانه بنشینیم وبگوییم که انقلاب کرده ایم .باید که در بین مردم باشیم وپیام انقلاب را به مردم برسانیم..".

5 خرداد سال 59، از طرف جهاد سازندگی برای انجام فعالیتهای جهادی به شهر بانه کردستان اعزام شد.در بانه هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد.در روستاهایی که پاکسازی می شدند،کلاسهای عقیدتی وقرآن بر گزار می کرد.با توجه به شرایط بسیار سخت آن روزهای کردستان ،دوشادوش پاسداران بانه فعالیت می کرد در حالی که هیچ گاه اظهار خستگی نکرد...

در سپاه بانه مسئول آموزش اسلحه به خانومها بود.علاوه بر آن مخابرات سنندج نیز محل فعالیت او به شمار می رفت.آنقدر فعال بود که یکی دوبار منافقین برایش پیغام فرستادند که "اگر دستمان به تو بیفتد ،پوستت را از کاه پر می کنیم".خواهرش در ان روزها خواب دیده بود که اقایی نورانی وارد جمع می شود و صدیقه را صدا می کند وبا خودش می برد .از حاضرین سوال کرده بودند که این آقا چه کسی بود که گفتمد ایشان امام زمان بودند..تعبیر این خواب را که پرسیدند گفتند این دختر سربازی اش در راه اسلام قبول می شود...

شهید صدیقه رودباری

در روزهای حضورش در سپاه بانه، فرمانده اطلاعات سپاه بانه ،شهید محمود خادمی کم کم به او علاقه مند شد.محمود که قبل از آن در جواب به دوستانش که پرسیده بودند که "چرا ازدواج نمی کنی؟"گفته بود:"هنوز همسری را که می خواهم برای خودم انتخاب کنم پیدا نکرده ام .من کسی را می خواهم که پا به پای من در تمام فراز ونشیب ها ،حتی در جنگ با دشمن هم رزم من باشد ومرا در راه خدا یاری دهد..."ولی محمود بعد از آشنایی با صدیقه رودباری تصمیم خود را گرفت وهمسر آینده خود را انتخاب کرد...

28 مرداد سال 59، روزی بود که صدیقه ودوستانش خسته از مداوای مجروحین ودر حالی که پا به پای پاسداران دویده بودند،در اتاقی دور هم نشسته واستراحت می کردند.در همین هنگام دختری وارد جمع 3 نفره شان شد.صدیقه او را می شناخت.گاهی او را در کتابخانه دیده بود.آن دختر به بهانه ای اسلحه صدیقه را برداشت ومستقیم گلوله ای به سینه اش شلیک کرد.پاسداران با شنیدن صدای شلیک گلوله به سرعت به سمت اتاق دویدند.محمود خادمی خود پیکر نیمه جان صدیقه را به بیمارستان رساند.او بیشتر از 3 ساعت زنده نماند و بالاخره به آرزوی خود که شهادت بود رسید.همانطور که در آخرین تماس تلفنی اش با خانواده اظهار داشت که "هیچ گاه به این اندازه به شهادت نزدیک نبوده است..."

پس از چند ساعت که از ان اتفاق دلخراش می گذشت،محمود با چهره ای غمگین وبرافروخته به جمع سپاهیان برگشت وبا حالت خاصی خبر شهادت او را اعلام کرد ودر آن جمع اظهار داشت"بچه ها من هم دیگه عمری نخواهم داشت.شاید خواست خدا بود که عقد ما در دنیای دیگری بسته شود..."

شهید محمود خادمی

حدود 2 ماه بعد،در 14 مهر سال 59 ،محمود خادمی فرمانده اطلاعات سپاه بانه در حالی که داوطلب شده بود که دوست بیمارشان را به بیمارستان برساند،ماشینش توسط ضد انقلاب مورد حمله قرار گرفت .او تا اخرین گلوله خود مقاومت کرد.افراد مهاجم، غافل از این که او راننده ماشین نیست ،بلکه محمود خادمی فرمانده اطلاعات سپاه بانه است،پس از به شهادت رساندن وی برای خاموش کردن آتش خشم وکینه خود،قسمتی از صورت او رانیز با شلیک گلوله های تخم مرغی از بین بردند.وبه این ترتیب بود که محمود خادمی نیز پس از 2 ماه جدایی از صدیقه به او پیوست تا همانطور که خود گفته بود"عقدشان در دنیایی دیگر ودر آسمانها بسته شود
..."

 



مزار شهید صدیقه رودباری،قطعه 24/ردیف32/شماره8 بهشت زهرا(س)

مردم در این دوره از تاریخ، یخ بسته اند/در این رنج واسارت/دست وپارا بسته اند/نه بوی خون،نه بوی دود ،نه بوی مسلسل/پس من به کجا می روم؟من کیستم؟/تو باید حماسه بیافرینی/همچنان که حسینیان آفریده اند/دستهای کوچکمان/صدای دشمنان را در گلو خفه می کند/به یادم داشته باش/من شهیدم...(سروده شهید صدیقه رودباری


رمضان در کلام امام رضا علیه السلام

 

رمضان در کلام امام رضا علیه السلام در روایات اسلامی رمضان، ماهى معرفی شده که ابتدایش رحمت، میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم است.امام رضا (ع) هم ماه مبارک رمضان را فرصتی استثنایی برای برای جلب محبت خدا و آمرزش گناهان برشمرده است.

امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام در باره ماه مبارک رمضان ضمن معرفی این ماه به عنوان ماه توبه می فرمایند: « شهر رمضان شهر البرکة و شهر الرحمة و شهر المغفرة و شهر التوبة و شهر الانابة من لم یعفو له فی شهر رمضان ففی ای شهر یغفر له .» ، ماه رمضان ماه برکت است، ماه رحمت است، ماه آمرزش است، ماه توبه است، و ماه بازگشت (به سوی خدا) است هر کس در ماه رمضان آمرزیده نشود، در کدام ماه دیگر مورد آمرزش قرار می گیرد . (1)
امام رضا علیه السلام در روایت دیگرى ضمن توصیه به صله رحم و صدقه دادن در این ماه از آن به بزرگی یاد کرده و به نقل از پدرانش (علیهم السلام ) از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت کرده که فرمود: « ان شهر رمضان شهر عظیم یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات و یرفع فیه الدرجات ، من تصدق فى هذا الشهر بصدقة غفرالله له ، و .... ».، ماه رمضان ماه بزرگى است خدا حسنان را در آن دو چندان کند، و سیئات را در آن محو کند، و درجات را بالا برد، هر که در این ماه صدقه اى دهد او را بیامرزد، و هر که در آن به مملوکان خود احسان کند خدایش بیامرزد، و هر که خوش خلقى کند خدایش بیامرزد، و هر که صله رحم کند خدایش بیامرزد.
سپس فرمود: براستى این ماه شما چون ماههاى دیگر نیست ، براستى چون به شما رو کند با برکت و رحمت آید و چون از نزد شما برود با آمرزش ‍ گناهان برود، این ماهى است که حسنات در آن دو چندان است ، و اعمال خیر در آن قبول است ، هر که در این ماه براى خدا عزوجل دو رکعت نماز نافله بخواند، خدا او را بیامرزد، سپس فرمود: بدبخت حقیقى کسى است که این ماه را طى کند و گناهانش آمرزیده نشود، اینجا است که زیان کار است ، و خوش کرداران به جوایز پروردگار کریم کامیاب گردند.(2)
همچنین امام هشتم (علیه السلام ) بر قرائت قرآن در این ماه تأکید کرده و این ماه را اینچنین توصیف می کنند: الحسنات فى شهر رمضان مقبولة ، والسیئات فیه مغفورة ، من قراء فى شهر رمضان آیة من کتاب الله عزوجل کان کمن ختم القرآن فى غیره من الشهور، و من ضحک فیه فى وجه اءخیه المؤمن لم یلقه یوم القیامة الا ضحک فى وجهه .... » ، نیکى ها در ماه رمضان پذیرفته ، و بدیها در آن آمرزیده است ، کسى که در ماه رمضان آیه اى از کتاب خداوند بخواند همانند کسى است که در ماههاى دیگر قرآن را ختم کرده و کسى که در این ماه در روى برادر ایمانى خود بخندد (و او را خوشحال کند) در روز قیامت او را دیدار نکند جز آنکه در روى او بخندد و او را خوشحال کند و به بهشت مژده اش دهد، و کسى که در این ماه به مؤمنى کمکم کند، خداى تعالى در هنگام عبور بر صراط کمکش کند در آن روزى که گامها بلغزد، و کسى که خشمش را در این ماه نگهدارد خداوند خشمش را در روز قیامت از او باز دارد. و کسى که درمانده اندوهگینى را دستگیرى و نجات دهد، خداوند در روز قیامت او را از هراس بزرگ آن روز در امان دارد، و کسى که ستمدیده اى را در این ماه یارى کند، خدایش در دنیا بر دشمنانش یارى دهد، و در روز قیامت نیز هنگام حساب و در کنار میزان یاریش کند.
ماه رمضان ماه برکت ، ماه رحمت ، ماه مغفرت ، ماه توبه و ماه انابه و بازگشت به درگاه الهى است ، کسى که در ماه رمضان آمرزیده نشود در چه ماهى مى خواهد آمرزیده شود؟ از خدا بخواهید در این ماه روزه تان را بپذیرد، و آخرین سال عمر شما قرار ندهد، و توفیق اطاعت خود را به شما دهد، و از نافرمانیش شما را نگهدارد، که براستى خداوند بهترین کسى است که از او درخواست کنند.(3)


رمضان اسمی از اسماء الهی می باشد و نباید آن را به تنهایی ذکر کرد مثلا ً بگوییم رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنی ماه را باید به اسم اضافه نمود. در این زمینه هشام بن سالم از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) نقل روایت می نماید و می گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابی جعفر امام باقر (علیه السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم. امام علیه السلام فرمود: نگویید این است رمضان و نگویید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی رود و نمی آید که شی ء زائل و نابود شدنی می رود و می آید، بلکه بگویید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم، اسم الله می باشد، و ماه رمضان ماهی است که قرآن در او نازل شده است و خداوند آن را «مثل» و «عید» قرار داده است همچنانکه پروردگار بزرگ، عیسی بن مریم (سلام الله علیه) را برای بنی اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) روایت شده که حضرت فرمود: شما به راستی نمی دانید که رمضان چیست (و چه فضائلی در او نهفته است!)




ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن..........

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريف‌ترين ماه‌هاي سال است. در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته مي‌شود، و عبادت در يكي از شب‌هاي آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در خطبه شعبانيه خود درباره فضيلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «اي بندگان خدا! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما روي آورده است؛ ماهي كه نزد خداوند بهترين ماه‌ها است؛ روزهايش بهترين روزها، شب‌هايش بهترين شب‌ها و ساعاتش بهترين ساعات است.
بر مهماني خداوند فرا خوانده شديد و از جمله اهل كرامت قرار گرفتيد. در اين ماه، نفس‌هاي شما تسبيح، خواب شما عبادت، عمل‌هايتان مقبول و دعاهايتان مستجاب است.
پس با نيت‌اي درست و دلي پاكيزه،‌ پروردگارتان را بخوانيد تا شما را براي روزه داشتن و تلاوت قرآن توفيق دهد. بدبخت كسي است كه از آمرزش خدا در اين ماه عظيم محروم گردد. با گرسنگي و تشنگي در اين ماه، به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت باشيد.»

آن گاه پيامبر اكرم وظيفه روزه‌داران را برشمرد و از
صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به كودكان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در اين ماه سخن گفت.

دعاى پيامبر(ص)  و مولا علی ع هنگام رويت هلال رمضان

رسول الله(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد.و مى‏گفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.  

و بگو بار پروردگارا خير و خوبى در اين ماه را از تو مى‏خواهم و همچنين فتح و پيروزى (بر شيطان) و نورانيت، و يارى (بر روزه‏دارى) و بركت و طهارت، و روزى اين ماه را از تو مى‏طلبم، و از تو خير آنچه در اين ماه هست و بعد از ماه مسئلت مى‏نمايم، و به تو پناه مى‏آورم از شر و بدى آنچه در اين ماه مى‏باشد، و آنچه بعد از آن است، بار پروردگارا اين ماه را با امن و امان و ايمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و بركت و تقوى و توفيق يافتن به آنچه تو دوست مى‏دارى و راضى مى‏گردى بر ما وارد گردان (كه همه اوصاف شايسته را در اين ماه داشته باشيم).

دعاى امام سجاد(عليه السلام) هنگام حلول ماه رمضان

سپاس خدائى را سزاست، كه ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نيكيش از شكرگزاران باشيم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نيكوكاران دهد، و سپاس خدائى را سزاست كه دين خود را به ما عطا نمود، و ما را جزو ملت‏خويش(اسلام) اختصاص داد، و در راههاى احسان و نيكيش رهنمون كرد،تا به وسيله نعمتش در آن راهها رفته و به سوى رضا و خوشنوديش دست‏يابيم، سپاسى كه آن را از ما بپذيرد، و به وسيله آن از ما خوشنود گردد.

سپاس خدائى را كه رمضان را براى ما ماه تزكيه قرار داد

و سپاس خدائى را سزاست كه ماه خود رمضان را، ماه صيام و روزه، و ماه اسلام، و ماه تزكيه، و ماه تصفيه و پاك كردن (از گناهان)، و ماه قيام و ايستادن (براى نماز در شبها يا به پا خاستن در احياى اسلام و جهاد در راه خدا) را يكى از آن راههاى احسان قرار داد، آن چنان ماهى كه قرآن در آن فرو فرستاده شد، در حالى كه براى مردم راهنما (ى از گمراهى) و نشانه‏هاى آشكار رهبرى، و جدا كننده ميان حق و باطل است.

«خداوند ماه صيام را بر ساير ماهها برترى بخشيد

پس برترى آن را بر ماههاى ديگر به سبب حرمتها و گرامى داشتنهاى بسيار و فضائل و برترى‏هاى آشكار كه براى آن قرار داد، هويدا گردانيد، و در آن ماه از جهت‏بزرگ داشت، آنچه را كه در ماههاى ديگر حلال كرده حرام نمود، و خوردنيها و آشاميدنيها را در (روزهاى) آن منع كرد، و براى آن وقت آشكارى (معينى) قرار داد، كه خداى بزرگ و توانا جائز و روا نمى‏داند كه پيش انداخته شود و نمى‏پذيرد كه از آن وقت‏به تاخير افتد. سپس (عبادت و بندگى در) شب (قدر) آن را به (عبادت در) شبهاى هزار ماه برترى داد، و آن را شب قدر ناميد (شبى كه خداى تعالى اجلها و روزيها و هر امرى كه حادث مى‏شود را مقدر مى‏فرمايد) در آن شب (بسيارى از) فرشتگان و روح (كه مخلوقى است‏بزرگتر از فرشته) به فرمان پروردگارشان بر هر كه از بندگانش بخواهد با قضا و قدرى كه محكم و استوار كرده (كه تغيير و تبديلى در آن نيست).

درود فرشتگان بر عابدان شب قدر

براى هر كارى (كه خدا مقدر فرموده) فرود مى‏آيند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانى كه براى نماز به پاى ايستاده يا در حال ركوع و سجودند، يا آنكه شب سلامتى و رهائى از ضرر و زيان شياطين است) كه بركت و خير آن تا آشكار شدن روشنى صبح، دائم و پايدار است.

خدايا توفيق روزه با ترك معاصى به ما عطا فرما

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و شناسائى برترى آن را (بر ماههاى ديگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقش را (كه قيام و ايستادگى بر آن واجب است) و دورى گزيدن از آنچه را كه منع و حرام كرده‏اى به ما الهام نما، و ما را به روزه داشتن آن به وسيله باز داشتن اندام از گناهان و به كار بردن آنها به آنچه تو را خوشنود مى‏گرداند يارى فرما، تا با گوشهامان سخن بيهوده گوش ندهيم، و با چشمهامان به سوى بازى (كارهائى كه انسان را از مقصود باز دارد)، نشتابيم. و تا دستهامان را به حرام دراز ننمائيم، و با پاهامان به سوى آنچه منع و حرام گشته نرويم. و تا شكمهامان نگاه ندارد و گرد نياورد جز آنچه (خوردنى و آشاميدنى) كه تو حلال و روا گردانيده‏اى. و زبانهامان گويا نشود جز به آنچه (قرآن مجيد و گفتار پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام) تو خبر داده و بيان فرموده‏اى (اشاره به آداب روزه دارى و پرهيز از گناهان در حال روزه‏دارى است) و رنج نكشيم جز در آنچه (عبادت خدا و خدمت‏به خلق) كه به پاداش تو نزديك گرداند، و به جا نياوريم جز آنچه كه از كيفر تو نگاه دارد.

سپس همه آن كردارها را از ريا، و خودنمائى خود نمايان و از سمعه و شنيدن شنوندگان خالص و پاكيزه گردان كه از آن كسى را با تو شريك نگردانيم، و جز تو در آن مقصود و خواسته‏اى نطلبيم.

«بار خدايا توفيق نمازگزاردن كامل به ما مرحمت فرما

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست،و ما را در آن بر اوقات نمازهاى پنجگانه با حدود و احكامش، كه مقرر نموده‏اى و واجباتش كه واجب كرده‏اى و شروط و اوقاتش كه شرط و تعيين گردانيده‏اى آگاه فرما. و ما را در نماز همچون كسانى قرار ده كه مراتب شايسته آن را دريافته و اركان و جوانب آن را نگهدارندگانند. آن را در اوقات خود به همان طريقى كه بنده و فرستاده تو كه درودهايت‏بر او و بر آل او باد، در ركوع و سجود و همه فضيلتها و درجات رفيعه‏اش قرار داده، با كاملترين طهارت و پاكى، و رساترين خشوع و فروتنى به جا آورنده‏اند.

«خدايا در اين ماه احسان بارحام و جيران و تزكيه اموال توفيقمان ده

و ما را در آن ماه توفيق ده كه با نيكى فراوان و بخشش، به خويشان خود نيكى كنيم و با احسان و عطا از همسايگان جويا شويم، و دارائيهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نمائيم، و آنها را با بيرون كردن زكاتها پاك كنيم (كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده: «ملعون كل مال لا يزكى‏» از خير و نيكى دور است هر مال و دارئى كه زكوة آن داده نشود) و به كسى كه از ما دورى گزيده باز گرديم (به او بپيونديم) و به كسى كه به ما ظلم و ستم نموده از روى (آنچه كه مقتضى) انصاف و عدل(است) رفتار كنيم و با كسى كه به ما دشمنى نموده آشتى نمائيم، جز كسى كه در راه تو و براى تو با او دشمنى شده باشد، زيرا او دشمنى است كه او را دوست نمى‏گيريم، و حزب و گروهى است كه با او از روى دل دوستى نمى‏كنيم.  

و ما را توفيق ده كه در آن به سوى تو تقرب جسته نزديك شوم، به وسيله كردارهاى پاكيزه و آراسته كه ما را به آن از گناهان پاك كنى (بيامرزى) و در آن ما را حفظ كرده و نگاهدارى از اينكه بخواهيم عيوب و زشتيها (كردارهاى ناشايسته) را از سر گيريم، تا هيچ يك از فرشتگانت (كه نويسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پيشنهاد ننمايند، جز آنكه كمتر باشد از اقسام طاعت و بندگى براى تو، و انواع تقرب به سوى تو كه ما به جا آورديم.

خدايا در اين ماه توفيق تقرب به پيشگاهت‏بما مرحمت فرما

بارخدايا از تو درخواست مى‏نمايم به حق اين ماه و به حق كسى كه در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو كوشيده، از فرشته‏اى كه او را مقرب ساخته‏اى، يا پيغمبرى كه فرستاده‏اى، يا بنده شايسته‏اى كه برگزيده‏اى، كه بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى كرامت و ارجمندى كه به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار گردان، و آنچه كه براى كوشش كنندگان در طاعت و فرمانبريت واجب و لازم كرده‏اى براى ما لازم نما،و به رحمت و مهربانيت ما را در صف كسانى (انبياء و اوصياء عليهم السلام) كه سزاوار بالاترين مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.

خدايا در اين ماه از سهل‏انگارى‏ها و فريب شيطان حفظمان فرما

بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، وما را در توحيد و يگانگيت از عدول و بازگشتن (شرك آوردن آشكار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصير و كوتاهى و در دينت (اسلام) از شك و دو دلى و از راهت (به دست آوردن رضا و خوشنوديت) از كورى (گمراهى) و براى حرمتت (آنچه قيام به آن واجب است) از سهل انگارى،و از دشمنت (شيطان رانده شده) فريب خوردن، دور گردان. بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و هرگاه در هر شب از شبهاى اين ماه براى تو بندگانى باشد كه عفو و بخشيدنت آنها را آزاد مى‏نمايد، يا گذشتت ايشان را مى‏بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان قرار بده، و ما را براى اين ماه، از بهترين اهل و ياران (برگزيدگان) قرار ده. بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست، و با كاسته شدن ماه آن گناهان ما را بكاه، و با بپايان رسيدن روزهايش بديها و گرفتاريهاى ما را از ما بكن تا اينكه اين ماه از ما بگذرد در حالى كه ما را از خطاها پاكيزه گردانيده و از بديها خالص و آراسته ساخته باشى.

خدايا ماه رمضان را براى ما ماه عبادت و طاعت قرار بده

بار خدايا بر محمد و آل او درود فرست. و اگر در آن از حق برگرديم ما را (بر آن) بازگردان و اگر در آن عدول نموده براه كج رفتيم ما را به راه راست آور، و اگر دشمن تو شيطان ما را احاطه كرده فرا گيرد از او رهائيمان ده. بار خدايا ماه رمضان را از عبادت، و پرستش ما مملو و پر گردان، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبرى ما براى تو آراسته نما و ما را در روزش بروزه داشتن و در شبش به نماز و زارى بسوى (درگاه) تو و فروتنى و خوارى در برابر تو، يارى فرما تا روزش بر ما به غفلت و بيخبرى و شبش به تقصير و كوتاهى (در عمل) گواهى ندهد. بار خدايا ما را در باقى ماهها و روزها تا زمانى كه زنده‏مان مى‏دارى همچنين (بطورى كه براى ماه رمضان درخواست‏شد) قرار ده، و ما را از بندگان شايسته‏ات بگردان كه (الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون، (سوره 23، آيه 11) آنان بهشت را به ميراث مى‏برند در حالى كه در آن جاويد هستند گفته‏اند: بهشت مسكن و جايگاه پدر ما حضرت آدم على نبينا و آله و عليه السلام بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است كه از او به آنها ارث رسيده) و از آنانى قرار بده كه آنچه (صدقات) را مى‏دهند در حالى كه دلهاشان از (انديشه) بازگشت‏به سوى پروردگارشان ترسان است و از آنان كه در نيكيها مى‏شتابند، و ايشان براى آن نيكيها بر ديگران پيشى گيرنده‏اند.


ماه خدا




خدا را شاکریم که توفیق داد ماه رمضان امسال نیز در ضیافت و میهمانی او شرکت کنیم و در کنار بندگان خالص و مخلص او گوشه چشمی هم به حقیر سرا پا تقصیر بیندازدو ما را هم مورد لطف مرحمتش قرار دهد . انشا الله


 خداوندا:  توفیق بندگی این ماه خودت را به ما عنایت بفرما .... آمین

خداوندا : توفیق یندگی مخلصانه و صادقانه به ما عنایت بفرما .....آمین

بار الها: توفیق شب زنده داری و مناجات عارفانه به ما عنایت بفرما ....آمین


 

بهلول و فروش بهشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 
بهلول و فروش بهشت

بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد…پاکی و

طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همان جا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.آن روز

هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه

علف و گُل صحرایی گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد.

به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت: بهشت می سازم.

همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت: آن را می فروشی؟!

بهلول گفت:می فروشم.

- قیمت آن چند دینار است؟

- صد دینار.

زبیده خاتون گفت: من آن را می خرم.

بهلول صد دینار را گرفت و گفت: این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.

زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.

بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها

را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.

زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت

رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند.

یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت: این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای

!!!

وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.

صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد

گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت:یکی از همان بهشت هایی را که

به زبیده فروختی به من هم بفروش!

بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت: به تو نمی فروشم !!!

هارون گفت: اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.

بهلول گفت:اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم!!!

هارون ناراحت شد و پرسید: چرا؟

بهلول گفت: زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!



وقت طلایی خدا!

وقت طلایی خدا!

نماز معراج مۆمن است پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) آنگاه که در شب معراج به سوی حضرت حق عروج نمود یک هدیه ی گرانبها برای مۆمنین به ارمغان آورد که مّۆمنین هم با نماز می توانند همچون پیامبر که اسوه و الگوی آنهاست عروج به سوی خدا کنند و نماز معراج مۆمن است.

نماز خیمه ی دین!

عصاره ی همه ی خوبی ها در نماز موج می زند و در قیامت نیز آنچه پیش از همه مورد پرسش قرار می گیرد و شرط قبولی دیگر اعمال نیز می باشد همین نماز است: «أَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ»

: اولین عملی که از بنده در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد نماز است. فان قبلت قبل سایر عمله: اگر نماز مقبول افتاد سایر اعمالشان نیز قبول می شود. از این رو اهمیت نماز برکسی پوشیده نیست و کوتاهی و اهمال در آن عواقب ناگواری را برای سعادتمندی انسان به همراه خواهد داشت سبک شمردن نماز و اقسام بلاها!

حضرت زهرا(سلام الله علیها) از پدر بزرگوارشان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) پرسیدند: پدرجان! مردان و زنانی که نسبت به نماز بی اعتنا هستند و نماز را سبک می شمارند چه مشکلات و عواقبی را در پیش دارند؟

حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ای فاطمه! هر کس از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده نوع بلا و مصیبت گرفتار می سازد. شش مورد در دنیا و سه مورد در وقت مرگ و سه مورد در قبر و سه مورد در قیامت هنگامی که از قبر خارج شود!

 

بلاهای دنیوی کوتاهی نماز!

آن شش بلایی که در دنیا نصیبش می شود عبارتند از:

1-خداوند برکت را از عمرش برمی دارد

2- خداوند برکت را از رزقش می گیرد

3- خداوند عزوجل سیمای صالحین (نشانه ی مردمان شایسته) را از چهره و صورتش محو می کند

4- هر عملی که انجام می دهد پاداش آن داده نمی شود

5- دعایش به آسمان نمی رود و مستجاب نمی شود

6- بهره و نصیبی از دعای صالحین برای او نیست و مشمول دعای نیکان نمی شود

امام صادق(علیه السلام): خداوند انجام نمازها را در محبوب ترین اوقات نزد خویش قرار داد پس حاجات خود را پس از نمازهای واجب از خداوند بخواهید بنابراین هنگام نمازصبح یکی از اوقات محبوب خداست که به ویژه توصیه به بیدار ماندن و عبادت در بین الطلوعین نیز مکررشده است بنابراین اگر وقت نماز صبح را وقت طلایی مناجات با خدا بدانیم پر بی راه نرفته ایم

بلاهای مرگ و قبر و قیامت!

سپس حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) سایر بلاهای سبک شمردن نماز را بیان فرمودند:

اما آن سه بلایی که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد

1-  به حالت ذلت و خواری می میرد

2-  هنگام مرگ گرسنه می میرد

3- هنگام مردن تشنه از دنیا می رود اگر چه آب همه ی نهرهای دنیا را به او دهند

و آن سه بلایی که در قبر گرفتارش خواهد شد:

1 - خداوند ملکی را برای او می گمارد تا او را زجر دهد

2- قبرش برای او تنگ خواهد شد

3- قبرش تاریک و ظلمانی خواهد شد

 

و آن سه بلایی که در روز قیامت گرفتارش خواهد کرد:

1-خداوند فرشته ای را موکل می سازد تا او را با صورت به روی زمین بکشد در حالی که خلایق تماشا می کنند

2-محاسبه ی اعمالش به سختی انجام می شود

3-خداوند به نظر لطف به او نمی نگرد و برای او عذابی دردناک است.

نماز صبح، پا گشای روز

اولین نمازی که در شبانه روز بر انسان واجب است یک دو رکعتی مهم است که نماز صبح نامیده می شود! وقت نماز صبح از طلوع فجر است تا طلوع آفتاب اما وقت فضیلت آن که در صورت اداء در آن زمان، نماز اول وقت به حساب می آید از طلوع فجر است تا آشکار شدن صبح، در این زمان که بهترین اوقات و محبوبترین وقتها نزد خداوند است راز و نیاز بامعبود بی نیاز آغاز و شروع روزی است که چون "با بندگی او پاگشا شده است" بی شک با برکت و نورانی خواهد بود.

وقت نماز و شیطان!

از این رو توصیه به حفظ اوقات نمازها توصیه ای جدی و ویژه است از امام صادق(علیه السلام) نقل است که فرمودند: پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: شیطان پیوسته از مۆمن هراسان است تا زمانی که براوقات نمازهای پنجگانه مواظبت کند اما هنگامی که نسبت به وقت نمازها بی توجهی نماید شیطان نسبت به او جرات پیدا می کند و او را به گناهان بزرگ آلوده خواهد نمود براساس این روایت شریف اگر در انجام نمازها در اوقات خود کوتاهی صورت گیرد شیطان جرئت پیدا می کند که انسان را گمراه نماید و این آغاز همان ابتلای انسان به بلاهایی است که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: بلاهایی 15 گانه که هر یک به تنهایی انسان را تباه می سازد!

 

وقت نماز صبح

نماز صبح در این میان از چند جهت دارای اهمیت است و وقت آن از جهاتی ویژه به شمار می رود: اول آن که چون آغاز روز است پایه و مبنایی برای برنامه همه ی روز انسان تا شب به حساب می آید مۆمنی که روزش را با نماز صبح در حالی که با حضور قلب بوده است آغاز می نماید نشاطی ویژه برای سرتاسر روز خود دارد و می تواند برای همه ی ساعات دیگر روزش برنامه ریزی الهی داشته باشد از سوی دیگر براساس فرموده ی امام صادق(علیه السلام) : خداوند انجام نمازها را در محبوب ترین اوقات نزد خویش قرار داد پس حاجات خود را پس از نمازهای واجب از خداوند بخواهید بنابراین هنگام نمازصبح یکی از اوقات محبوب خداست که به ویژه توصیه به بیدار ماندن و عبادت در بین الطلوعین نیز مکررشده است بنابراین اگر وقت نماز صبح را وقت طلایی مناجات با خدا بدانیم پر بی راه نرفته ایم.

برکت های دنیوی و اخروی صبح!

حتی اگر انسان نتوانسته باشد نماز شب را کامل بجا آورد می تواند پس از نماز صبح به نظر اکثریت علماء آن را بجا آورد و کفایت از نماز شب او نیز می کند! اوقاتی که بهترین ها برای دنیا و آخرت رقم می خورند برهمین مبناست که توصیه به آغاز کارو فعالیت نیز در همان ابتدای صبح شده است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند خداوند برکت را برای امت من در ابتدای صبح قرار داده است!

نماز و به خصوص نماز صبح دارای اهمیتی ویژه ایست که بایستی بر اوقات آن و نیز بر کیفیت آن مراقبت و محافظت نمود تا شیطان دور ماند و مبتلا به بلاهای دنیوی و اخروی نشد

خطا و کفر و نفاق در کوتاهی نماز!

از امام رضا(علیه السلام) نقل است که فرمودند: بر وقت های نماز محافظت کنید چرا که بنده ایمن از حوادث نیست و کسی که وقت نماز واجب براو داخل شود و عمدا کوتاهی کند خطا کننده است.

بنابراین نه تنها انسان باید بکوشد نمازهای واجب و نیز نماز صبح را در وقت آن به خوبی و حضور قلب به جای آورد بعلاوه باید بکوشد در اول وقت آن نماز صبح و سایر نمازها را بگزارد و در غیر این صورت خطا کار است!

چرا که ترک عمدی گناه نزدیک به کفر و مورد لعن است و امام علی(علیه السلام) فرمودند: خدایا لعنت کن کسی را که نماز را عمدا ترک می کند همچنین نباید با بی حالی و خواب آلود و کاهلانه به نماز ایستاد که همه اینها به فرموده امام باقر(علیه السلام) از علامات نفاق است بنابراین به ویژه در ابتدای صبح باید به صورتی برنامه ریزی نمود که کسالت و خواب آلودگی برای انسان در نماز به وجود نیاید که این ممکن نمی شود مگر در صورت اهمیت قائل شدن برای نماز و برای سعادتمندی خود!

سخن پایانی...

نماز و به خصوص نماز صبح دارای اهمیتی ویژه ایست که بایستی بر اوقات آن و نیز بر کیفیت آن مراقبت و محافظت نمود تا شیطان دور ماند و مبتلا به بلاهای دنیوی و اخروی نشد ان شاءالله


احادیث ناب

شش نشانه کسانی که اهل یقین هستند!!
رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم : أمّـا عَـلامَةُ المُوقِنِ فَسِتَّةٌ : أيْقَنَ باللّه حَقّا فآمَنَ بهِ ، وأيقَنَ بأنّ المَوتَ حقٌّ فحَذِرَهُ ، وأيقَنَ بأنّ البَعثَ حَقٌّ فخافَ الفَضيحَةَ ، وأيقَنَ بأنّ الجَنّةَ حَقٌّ فاشتاقَ إلَيها ، وأيقَنَ بأنّ النّارَ حَقٌّ فظَهَرَ سَعيُهُ لِلنَّجاةِ مِنها ، وأيقَنَ بأنّ الحِسابَ حَقٌّ فحاسَبَ نَفسَهُ .
پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمود : نشانه شخص با يقين شش چيز است : (اوّل) به حقانيّتِ خدا يقين پيدا كرده و لذا به او ايمان آورده ‏است ، (دوم) يقين پيدا كرده كه مرگ راست است و لذا از آن در حذر است ، (سوم) يقين پيدا كرده كه رستاخيز راست است و از اين رو از رسوايى (در آن روز) مى ‏ترسد ، (چهارم) يقين پيدا كرده كه بهشت راست است و از اين رو مشتاق آن است ، (پنجم) يقين پيدا كرده كه دوزخ راست است و از اين رو براى نجات از آن مى ‏كوشد و (ششم) يقين پيدا كرده كه حساب راست است و از اين رو از خود حساب مى ‏كشد .
تحف العقول : 20 منتخب ميزان الحكمة : 622
چگونه می توان زكام را در تابستان درمان كرد؟
الإمام الرضا عليه‏السلام : مَن أرادَ دَفَعَ الزُّكامِ فِي الشِّتاءِ أجمَعَ ، فَليَأكُل كُلَّ يَومٍ ثَلاثَ لُقَمِ شَهدٍ . . . وَليَشُمَّ النَّرجِسَ ؛ فَإِنَّهُ يَأمَنُ الزُّكامَ ، وكَذلِكَ الحَبَّةُ السَّوداءُ . وإذا جاءَ الزُّكامُ فِي الصَّيفِ ، فَليَأكُل كُلَّ يَومٍ خِيارَةً واحِدَةً ، وَليَحذَرِ الجُلوسَ فِي الشَّمسِ .
امام رضا عليه‏ السلام : هر كس مى‏ خواهد در همه زمستان از زكام ايمن بماند ، هر روز ، سه لقمه عسل با موم آن بخورد . . . و نرگس ببويد ؛ چرا كه از زكام ، ايمنى مى ‏دهد . سياه‏دانه نيز چنين است .امّا اگر زكام در تابستان پيش آيد ، در هر روز ، يک خيار بخورد و از نشستن در آفتاب ، خوددارى ورزد.
طبّ الإمام الرضا عليه ‏السلام ، صفحه 37 وص 38 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 324 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 334-
یک عبادت و این همه برکت!!
پيامبر صلى ‏الله‏ عليه و‏ آله : صَلاةُ اللّيلِ مَرضاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ المَلائِكَةِ وَ سُنَّةُ النبياءِ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ اَصلُ اليمانِ وَ راحَةُ البدانِ وَ كَراهيَةٌ لِلشَّيطانِ وَ سِلاحٌ عَلَى العداءِ وَ اِجابَةٌ لِلدُّعاءِ وَ قَبولُ العمالِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛
پيامبر صلى ‏الله‏ عليه و‏ آله فرمود : نماز شب، موجب رضايت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان، آسايش بدن‏ها، مايه ناراحتى شيطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مايه اجابت دعا، قبولى اعمال و بركت در روزى است.
ارشاد القلوب، ج 1، ص 191
آنچه امام زمان(عج) از ما می خواهد!!
قالَ الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَی السُّنَّةِ الْواضِحَةِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْکُمْ.
امام زمان علیه السلام فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستی ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبنای عمل به سنّت و اجراء احکام الهی قرار دهید، پس همانا که موعظه‌ها و سفارشات لازم را نموده‌ام؛ و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه می‌باشد.
بحارالأنوار: ج 53، ص 179، س 16، ضمن ح 9.
عنایت های ویژه در شب نیمه شعبان !!
پيامبر صلى الله عليه و آله :«إذا کانَ لَیلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ فَقوموا لَیلَتَها، و صوموا یَومَها، فَإِنَّ اللّهَ تَعالى یَقولُ: ألا مِن مُستَغفِرٍ فَأَغفِرَ لَهُ؟ ألا مِن مُستَرزِقٍ فَأَرزُقَهُ؛ ألا مِن سائِلٍ فَاعطِیَهُ؟ ألا کذا؟ حَتّى یَطلُعَ الفَجرُ»
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : هر گاه شب نیمه شعبان رسید، آن شب را به عبادت بگذارنید و روزش را روزه بگیرید؛ زیرا خداوند متعال مى ‏فرماید: «آیا آمرزش‏ خواهى هست تا او را بیامرزم؟ آیا روزى ‏خواهى هست تا او را روزى دهم؟ آیا درخواست کننده ‏اى هست تا به او عطا کنم؟ آیا چنین، آیا چنان؟»، تا آن گاه که سپیده بزند.
الإقبال: ج 3 ص 323

شایسته ترین حالات برای جوانان!
الإمامُ الصّادقُ علیه‏ السلام :لَستُ اُحِبُّ أن أرى الشّابَّ مِنکُم إلاّ غادیا فی حالَینِ : إمّا عالِما أو مُتَعَلِّما ، فإن لَم یَفعَلْ فَرَّطَ ، فإن فَرَّطَ ضَیَّعَ ، وإنْ ضَیَّعَ أثِمَ ، وإن أثِمَ سَکَنَ النارَ والذی بَعَثَ مُحمّدا بِالحَقِّ .
امام صادق علیه‏ السلام فرمود :دوست ندارم جوان شما را جز در دو حـال ببینم : دانشمند یا دانش آموز ؛ زیرا اگر چنین نباشد کوتاهى کرده و چون کوتاهى کند ، ضایع گشته و چون ضایع گردد ، گنهکار باشد و چون گنهکار باشد ، سوگند به آن که محمّد را بحقّ برانگیخت ، در آتش جاى گیرد .
أمالی الطوسیّ : 303 / 604 منتخب میزان الحکمة : 288
نماز و باز شدن در خانه فرمانروا
پيامبر صلى الله‏ عليه و ‏آله : ما دُمتَ في الصَّلاةِ فَإِنَّكَ‏ تَقرَعُ‏ بابَ‏ المَلِكِ الجَبّار، وَمَن يُكثِر قَرعَ بابِ المَلِكِ يُفتَح لَهُ.
پيامبر صلى الله‏ عليه و ‏آله فرمود : تا زمانى كه تو در حال نمازى، درِ خانه فرمان رواى جبّار را مى كوبى، و هر كس درِ خانه فرمان روا را بكوبد، برايش باز مى شود.
امالی طوسی: ص 529 / میزان الحکمة : ج6 ، ص 285

علاقه به میهن نشانه چیست ؟
امام علی علیه السلام : مِـن كَرَمِ المَـرءِ بُـكاؤهُ على ما مَضى مِن زَمانِهِ ، وحَنينُهُ إلى أوطانِهِ ، وحِفظُهُ قَديمَ إخوانِهِ .
امام علی علیه السلام فرمود: از بزرگوارى انسان، گريستن اوست بر عمر سپرى شده ‏اش و علاقه او به ميهنش و نگهداشتن دوستان ديرينه ‏اش .
بحار الأنوار : 74 / 264 / 3 منتخب ميزان الحكمة : 596
اطاعت نكردن از حكومت ديني چه پيامدي دارد؟
امام علی علیه السلام : إنَّ في سلطانِ اللّه عِصمَةً لأِمرِكُم ، فَأعطُوهُ طاعَتَكُم غَيرَ مُلَوَّمَةٍ (مُتَلَوِّمِينَ) ولا مُستَكرَهٍ بها ، واللّه لَتَفعَلُنَّ أو لَيَنقُلَنَّ اللّه‏ُ عَنكُم سلطانَ الإسلامِ ، ثُمَّ لا يَنقُلُهُ إلَيكُم أبدا حتّى يَأرِزَ الأمرُ إلى غَيرِكُم .
امام علی علیه السلام فرمود : همانا سلطان خدا (حكومت و رهبرى دين حقّ) مايه نگهدارى و سامان يافتن كار شماست؛ پس بي درنگ و با ميل و اختيار او را اطاعت كنيد . سوگند به خدا كه يا اين كار را مى ‏كنيد يا خداوند سلطان اسلام (حكومت حقّه اسلامى) را از شما مى‏ گيرد و ديگر هرگز آن را به شما منتقل نمى ‏كند ، تا به دست ديگرى سپرده شود .
نهج البلاغة : الخطبة 169 منتخب ميزان الحكمة : 278
خوشا به حال دوستداران امام حسین علیه السلام
پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏ آله :حُسَينٌ مِنِّي وأنا مِن حُسَينٍ، أحَبَّ اللّهُ مَن أحَبَّ حُسَينا.
پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏ آله فرمود : حسين، از من است و من، از حسينم. خداوند، كسى‌كه حسين را دوست مى‌دارد، دوست دارد.

شهدای هفتم تیر

گرامی باد یاد و خاطره همه شهیدان انقلاب اسلامی ایران به ویژه شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش


سلام درود خدابر شهید مظلوم

دکتر بهشتی که به قول امام ره

او یک ملت بود

مظلوم زیست و مظلوم شهید شد

روحش شاد و یادش گرامیباد



مختصری از زندگی شهید دکتر بهشتی

 

 
مختصری از زندگی شهید دکتر بهشتی

آیة الله دكتر سید محمد حسینی بهشتی در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنیا آمد. شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شدیدی كه به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهی حوزه علمیه قم گردید. ایشان پس از طی یك سلسله آموزش ها و كسب فیض از محضر اساتید و مراجع، به خصوص امام خمینی (ره) با عده ای از فضلای حوزه، درس اصول و فقه آیة الله داماد را كه مورد علاقه طلاب جوان بود بنیانگذاری كرد. همچنین به همراه دوستان دیگرچون آیة الله شهید مطهری و فقهای دیگر در درس خارج امام خمینی ( ره) حاضر شدند.

شهید بهشتی پس از اخذ دیپلم در سال 1330 دوره لیسانس دانشكده الهیات و معارف اسلامی و همچنین در سال 1338 دوره دكترای این دانشكده را به پایان رسانید. وی از سال 1330 تدریس در دبیرستانهای قم را آغاز كرد و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تاسیس نمود. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی، می توان ایجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. درهمین رابطه كانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری كرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تاسیس كرد و به كمك جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشكیل گروه تحقیقاتی پیرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت " ساواك" از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343 در تهیه برنامه جدید تعلیمات دینی مدارس شركت كرد و یك سال بعد یعنی در سال 1344 به آلمان عزیمت كرد. در آنجا علاوه بر یك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبیعی ناشی از اصالت فكری و عمق مغز ایدئولوژیك وی بود به بنیانگذاری گروه فارسی زبان در انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا اقدام كرد.

شهید بهشتی در سال 1349 به تهران بازگشت و جلسات تفسیر قرآن ایجاد كرد . در همین رابطه با همكاری شهید دكتر باهنر و دیگران در آموزش و پرورش مشغول تهیه كتاب تعلیمات دینی مدارس شدند. در آذرماه 1357، ضمن تلاش گسترده ای جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهیدان استاد مطهری و دكتر مفتح و آیات عظام مهدوی كنی و امامی كاشانی كوشید وجمعی دیگراز علمای مبارز درسراسر ایران به عنوان یك هسته اساسی از آن حمایت كرده و به آن پیوستند. طی سالهای 1329 تا 1332 در دفاع از حكومت ملی دكتر مصدق به همراه روحانیت مبارز از چهره های فعال و كارسازی بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت.

بهشتی تنها، مرد علم و بیان و قلم نبود بلكه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید. به ویژه ازآغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341، به همكاری با جمعیتهای مؤتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.

او در برگزاری راه پیمایی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورای 57 نقشی مؤثر داشت. سخنرانیهای پرشور شهید مخصوصاً در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان " عج" تحرك فراوانی به مردم داد. هنگامی; كه امام (ره) در پاریس بودند، برای تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش موثر و رهبری كننده ایشان در آن زمان كاملاً محسوس بود. شهید بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبری حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب، رئیس دیوان عالی كشور نیز بود


اسامي شهداي هفتم تير 1360

 

     اسامي شهداي هفتم تير 1360 براي هميشه در تاريخ ايران به اين شرح ثبت شده است: 

1-
سيد محمد حسيني بهشتي - رييس ديوان عالي کشور 
2-
رحمان استکي - نماينده مردم شهرکرد در مجلس 
3-
سيد محمد باقري لواساني - نماينده مردم تهران در مجلس 
4-
سيد رضا پاک نژاد - نماينده مردم يزد در مجلس 
5-
عليرضا چراغ زاده دزفولي - نماينده مردم رامهرمز در مجلس 
6-
غلامحسين حقاني - نماينده مردم بندرعباس در مجلس 
7-
محمد علي حيدري - نماينده مردم نهاوند در مجلس 
8-
سيد محمد تقي حسيني طباطبائي - نماينده مردم زابل در مجلس 
9-
عباس حيدري - نماينده مردم بوشهر در مجلس 
10-
سيد شمش الدين حسيني نائيني - نماينده مردم نائين در مجلس 
11-
سيد محمد کاظم دانش - نماينده مردم شوش و انديمشک در مجلس 
12-
علي اکبر دهقان - نماينده مردم تربت جام در مجلس 
13-
عبدالحميد ديالمه - نماينده مردم مشهد در مجلس 
14-
غلامرضا دانش آشتياني - نماينده مردم تفرش و آشتيان در مجلس 
15-
سيد فخر الدين رحيمي - نماينده مردم ملاوي لرستان در مجلس 
16-
سيد محمد جواد شرافت - نماينده مردم شوشتر در مجلس 
17-
مير بهزاد شهرياري - نماينده مردم رودباران در مجلس 
18-
محمد حسين صادقي - نماينده مردم دورود و ازنا در مجلس 
19-
قاسم صادقي - نماينده مردم مشهد در مجلس 
20-
سيد نور الله طباطبائي‌نژاد - نماينده مردم اردستان در مجلس 
21-
حسن طيبي - نماينده مردم اسفراين در مجلس 
22-
سيف‌الله عبدالکريمي - نماينده مردم لنگرود در مجلس 
23-
عبدالوهاب قاسمي - نماينده مردم ساري در مجلس 
24-
عمادالدين کريمي - نماينده مردم نوشهر در مجلس 
25-
محمد منتظري - نماينده مردم نجف‌آباد در مجلس 
26-
علي هاشمي سنجاني - نماينده مردم اراک در مجلس 
27-
حسن عباسپور - وزير نيرو 
28-
محمد علي فياض بخش - وزير مشاور و سرپرست سازمان بهزيستي کشور 
29-
محمود قندي - وزير پست و تلگراف و تلفن 
30-
موسي کلانتري - وزير راه و ترابري 
31-
جواد اسدالله‌زاده - معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني 
32-
عباس ارشاد - معاون دفتر آموزش سازمان بهزيستي 
33-
مهدي امين‌زاده - بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني 
34-
محمدصادق اسلامي - معاون پارلماني و هماهنگي وزارت بازرگاني 
35-
محمود تفويضي زواره - معاون وزارت راه و ترابري 
36-
هاشم جعفري معبري - معاون امور مالي وزارت بهداري 
37-
ايرج شهواري - معاون وزارت آموزش و پرورش 
38-
عباس شاهوي - معاون وزارت بازرگاني 
39-
حسن عضدي - معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي 
40-
علي اکبر فلاح شورشاني - معاون اداري و مالي وزارت آموزش و پرورش 
41-
حبيب‌الله مهمانچي - معاون امور پارلماني و هماهنگ وزارت کار 
42-
غلامعلي معتمدي - معاون رفاه تعاون وزارت کار 
43-
سيد کاظم موسوي - معاون وزارت آموزش و پرورش 
44-
حسن اجاره‌دار (حسني ) - عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي و سردبير نشريه عروه الوثقي 
45-
عباس ابراهيميان - عضو حزب جمهوري اسلامي 
46-
علي‌اکبر اژه‌اي - عضو دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي 
47-
علي‌اصغر آقازماني - عضو حزب جمهوري اسلامي 
48-
محمود بالاگر - عضو حزب جمهوري اسلامي 
49-
حسن بخشايش - عضو حزب جمهوري اسلامي 
50-
محمد پور ولي - عضو حزب جمهوري اسلامي 
51-
رضا ترابي - عضو حزب جمهوري اسلامي 
52-
مهدي حاجيان مقدم - مسوول آموزش واحد مهندسين حزب جمهوري اسلامي 
53-
محمد خوش زبان - عضو حزب جمهوري اسلامي 
54-
علي درخشان - عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 
55-
جواد سرافراز - عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 
56-
حسين سعادتي - عضو حزب جمهوري اسلامي (مسوول آموزش شهرستان‌ها) 
57-
حبيب‌الله مهدي زاده طالعي - عضو حزب جمهوري اسلامي 
58-
سيد محمد موسوي فر - عضو حزب جمهوري اسلامي 
59-
محسن مولائي - عضو حزب جمهوري اسلامي 
60-
جواد مالکي - عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 
61-
عبدالحسين اکبري مازن

بازخوانی فاجعه هفتم تیر+ زندگینامه شهدا

حزب جمهوری اسلامی، جلسات هفتگی خود را یکشنبه‌ها برگزار می‌کرد. روز یکشنبه هفتم تیرماه 1360 نیز یکی از جلسات هفتگی حزب در دفتر مرکزی حزب واقع در سرچشمه تهران با حضور جمعی از اعضای حزب، نمایندگان مجلس و وزرای دولت برگزار شد.
 منافقین سعی کرده بودند تا توسط عامل نفوذی خود «محمدرضا کلاهی» تا آن‌جا که ممکن است، مسوولان و شخصیت‌های برجسته نظام جمهوری اسلامی را به این قتلگاه بکشانند و در این انفجار از بین ببرند. اما برخی از مسوولان و شخصیت‌های برجسته نظام از جمله محمدعلی رجایی (نخست وزیر)، دکتر محمد جواد باهنر، آیت الله هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق‌نوری، آیت‌الله مهدوی‌کنی، آیت‌الله علی قدوسی، حبیب‌الله عسگر اولادی و ... به دلایلی در جلسه حضور نداشتند یا قبل از انفجار جلسه را ترک کرده بودند.
 
حدود ساعت 21 درحالی که دکتر بهشتی در حال سخنرانی بود، دو بمب بسیار قوی در دفتر مرکزی حزب منفجر شد که بر اثر شدت انفجار قسمت‌هایی از ساختمان فرو ریخت و یک محوطه به ابعاد 10 در 10 متر در هم ریخت و آوار 2 متر از سطح زمین برجسته بود. شیشه‌های ساختمان‌های اطراف نیز کاملاً خرد شد. در نخستین ساعت پس از انفجار، صدها نفر از مردم تهران در خیابان‌های اطراف دفتر مرکزی حزب اجتماع کردند و آمبولانس‌ها بی‌امان در رفت و آمد بودند. سقف بتونی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب به کلی فرو ریخته بود و ده‌ها نفر زیر آوار مدفون شده بودند. اکثر مجروحین و شهدا که به آمبولانس‌ها حمل می‌شدند، غرق در خون بودند و به هیچ وجه شناخته نمی‌شدند. ..................................
 
ادامه نوشته

تولد حضرت مهدی ع

نزديك غروب بود، ابومحمد ـ امام حسن عسكري ـ كسي را نزد من فرستاد و از من براي افطار دعوت فرمودند. كارهايم را رها كردم و به خانه حضرت عسكري (عليه‌السلام) رفتم و ازعلت اين دعوت سؤال كردم؟ به من فرمود: عمه جان! امشب پيش ما افطار كن كه امشب خداي تبارك و تعالي حجت خود را به دنيا خواهد آورد. پرسيدم: مادرش كيست؟

فرمود: نرجس. گفتم: خداوند مرا فداي شما كند، من كوچكترين اثر و نشانه‌اي از حمل در او نمي‌بينم!! فرمود: همانست كه گفتم.
حكيمه خاتون گفت: وارد اتاق شدم سلام كردم و نشستم. نرجس خاتون سلامم را جواب داد و گفت: بانوي من! بانوي خاندانم! چگونه‌اي؟ در چه حال هستي گفتم: بلكه تو بانوي من و خاندان من هستي.
نرجس سخنم را قطع كرد و گفت: اين چه گفتاري است عمه جان!؟
گفتم: دخترم! خداوند امشب به تو پسري عطا مي‌كند كه سرور و آقاي هر دو جهان خواهد بود. نرجس از شنيدن اين كلام خجالت كشيد و از حيا سرش را پايين انداخت.
چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار كردم و خوابيدم. نيمه‌هاي شب بود براي نماز شب برخاستم و پس از خواندن نماز شب دوباره به رختخواب رفتم. در تمام اين مدت، نرجس مشغول استراحت بود و خبري نبود. بعد از مدتي او نيز بيدار شد نماز شبش را خواند و دوباره به رختخواب باگشت.
من كه نگران بودم از اطاق بيرون آمدم به آسمان نگاهي افكندم، ديدم صبح كاذب دميده ولي هنوز خبري نشده و نرجس خاتون مشغول استراحت است در دلم دچار ترديد شدم، كه ناگهان امام حسن عسكري (عليه‌السلام) از اطاق مجاور بانگ زد: عمه جان شتاب نكن، كه امر نزديك است.
نشستم و مشغول تلاوت قرآن شدم. هنوز مشغول تلاوت بودم كه نرجس خاتون وحشت زده بيدار شد. به سويش دويدم و گفتم: ترا به خدا، چيزي احساس مي‌كني؟ فرمود: آري، عمه جان!
گفتم: بر خود مسلط باش كه وعده خدا نزديك است.
آنگاه لحظاتي او را نديدم گويي پرده‌اي بين من و او آويخته شده بود بعد از سپري شدن آن لحظات، احساس كردم كه حجت خدا به دنيا آمده است.
سپس فرزند نرجس خاتون ـ حجت خدا را ديدم كه به سجده افتاده است. او را در آغوش گرفتم ديدم پاك و پاكيزه است در همان لحظه امام حسن عسكري (عليه‌السلام) مرا صدا زد و فرمود: عمه جان! پسرم را نزد من بياور.
مولود مسعود را به محضر امام حسن عسكري (عليه‌السلام) بردم، امام، نور ديده‌اش را بغل كرد و او را بر سينه چسبانيد و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آنگاه زبان مبارك خود را در دهان او قرار داد گويي از زبان خود به او شيري داد. سپس دست مباركش را بر ديده‌ها، گوشها و مفاصل بدنش كشيد و كامش را برداشت، سپس فرمود: پسرم! سخن بگو، حرف بزن! بي درنگ حجت خدا كه لحظاتي از تولدش مي‌گذشت سخن آغاز كرد:
به يگانگي خدا و رسالت پيامبر (صلي الله عليه و آله) شهادت داد و بعد به اميرمؤمنان و يكايك امامان سلام و صلوات فرستاد تا به پدر بزرگوارش رسيد، به او هم سلام گفته، ديگر ساكت شد. آنگاه امام حسن عسكري (عليه‌السلام) به من (حكيمه خاتون) فرمود: عمه جان! او را پيش مادرش ببر، پس او را نزد مادرش بردم. سپس فرمودند: عمه جان! روز هفتم نيز نزد ما بيا.
حكيمه خاتون مي‌گويد: صبح همان روز به محضر امام رسيدم و عرض ادب كردم. پرده اتاق نرجس را كنار زدم كه مولود مسعود (امام زمان عليه السلام) را يكبار ديگر زيارت كنم، او را در گهواره خود نديدم.
به امام حسن عسكري (عليه‌السلام) گفتم: فداي تو شوم، سيد و مولاي من چه شد؟! فرمود: او را به كسي امانت سپردم كه مادر موسي، پسرش موسي را به او سپرد.
شايد مراد حضرت اين بود كه او را به حفظ و حراست خدا در حريم قدس سپردم.
حكيمه خاتون فرمود: روز سوم ولادت حضرت مهدي (عليه‌السلام)، براي ديدن آن چهره دلربا دلم تنگ شد، به خانه امام عسكري (عليه‌السلام) و به اتاق نرجس خاتون رفتم از آن مولود نشاني نيافتم. نرجس خاتون را ديدم نشسته و گهواره‌اي با پوشش سبز در كنار او قرار داشت.
سپس به محضر امام عسكري (عليه‌السلام) شرفياب شدم، امام كه مي‌دانست من به دنبال حضرت مهدي مي‌گردم فرمودند: عمه جان! او در كنف حمايت و تحت عنايت و رعايت حضرت پروردگار است تا روزي كه خداوند او را اذن ظهور دهد.
عمه جان! هنگامي كه من از دنيا رفتم، و شيعيانم دچار اختلاف شدند، به افراد مورد اعتماد داستان ولادت را بازگوي. وليكن بايد اين داستان پيش تو و آنها پوشيده و مخفي بماند. كه خداوند ولي خودش را از ديدگان مردم غايب خواهد كرد و از بندگانش مخفي نگه خواهد داشت. كسي او را نخواهد ديد تا روزي كه جبرئيل ركاب اسبش را بگيرد. تا خداوند كاري را كه شدني است انجام دهد (زمان ظهور حضرت فرا رسد).
از سخنان حكيمه خاتون استفاده مي‌شود كه هرگاه دلش براي امام عصر (عليه‌السلام) تنگ مي‌شده به ديدار او مي‌رفته و در توصيف صورت و لحن امام عصر (عليه‌السلام) مي‌گويد: هرگز سيمايي زيباتر از سيماي او نديده بودم. و زباني شيرين تر از لحن او نشنيده بودم و عطري خوشتر از بوي او استشمام نكرده بودم.
ـ امام عسكري (عليه‌السلام) و انتشار خبر ولادت حضرت مهدي (عليه‌السلام)
در حاليكه امام عسكري (عليه‌السلام) و خانواده‌اش در مراقبت شديد خليفه عباسي بودند و دشمنان مترصد به دنيا آمدن حضرت مهدي (عليه‌السلام)، براي از بين بردن او بودند ولي حجت دوازدهم در سامرا به گونه‌‌اي كه هرگز احدي از دشمنان آگاه نشوند، درخانه امام عسكري در سحرگاه روز جمعه پانزدهم شعبان 255 هجري پيش از آفتاب ديده به جهانه گشود كه هميشه آفتاب را پشت سر نهد.
امام حسن عسكري (عليه‌السلام) نيز با تمام قدرت به پخش و نشر خبر ولادت آن حجت خدا پرداخت چرا كه ديگر كسي نتواند منكر ولادت و وجود او گردد.
فعاليتهاي امام عسكري (عليه‌السلام) در انتشار تولد با سعادت حضرت مهدي (عليه‌السلام) بدين شرح بود:
1ـ جناب حكيمه خاتون را كه بانوي با عظمتي بود و در ميان بني هاشم شريفترين بانو، دختر امام جواد، خواهر امام هادي، زاهدة، عابدة، و سر آمد بانوان شيعه در عصر خود بود دعوت مي‌كند كه آن شب را در خاندان امامت سپري كند و شاهد عيني ولادت آن مهر تابان باشد.
2ـ قابله‌اي از غير شيعه دعوت مي‌كند كه گواه ولادت آن حجت خدا باشد، تا حجت بر عده‌اي از صالحان اهل سنت تمام شود، كه همين بانو موجب شيعه شدن عده‌اي از افراد خانواده‌اش شده است.
3ـ مولود مسعود را (حضرت مهدي عليه السلام) در مناسبتهاي گوناگون به افراد مورد اعتماد از ياران و شيعيان عرضه مي‌نمود، تا حجت خدا را با چشم خود ببيند و ديگر سخن دشمنان را درباره انكار او باور نكنند. 4ـ حضرت مهدي (عليه‌السلام) را در همان سن طفوليت در جمع شيعيان حاضر مي‌كرد كه در حضور پدر پرسشهاي آنان را پاسخ دهد، اموال آنان را دريافت نمايد و ميان آنان داوري كند.
5ـ امام عسكري (عليه‌السلام) نامه‌هاي فراواني به شهرهاي دور دست همچون: مدينه، بصره، قم ارسال مي‌كند و در آنها شيعيان خالص را به ولادت حجت دوازدهم بشارت مي‌دهد.
6ـ گوشت و نان فراوان خريداري كرده، به عنوان عقيقه فرزند گراميش مهدي (عليه‌السلام) در ميان شيعيان سامرا تقسيم مي‌كنند.
7ـ حضرت عسكري (عليه‌السلام) گوسفنداني را به خارج از سامرا مي‌فرستاد تا به عنوان عتقيقه فرزندش ذبح كرده، اطعام نمايند.
خلاصه كلام اينكه خانواده امامت از هيچ فرصتي در انتشار خبر ولادت با سعادت آن يگانه هستي مولود غفلت ننمود و پيش از رحلت امام حسن عسكري (عليه‌السلام) خبر ولادت حجت خدا در دورترين نقاط جهان اسلام به گوش شيعيان خاص و افرادي صالح از غير شيعه رسيده بود.[1]