سال نو مبارکباد...

بسم الله الرحمن الرحیم

  یا مقلب القلوب والابصار  ،  یا مدبراللیل و النهار  ،  یا محول الحول والاحوال 

حول حالنا الی احسن الحال

سفره هفت سین
عید سعید نوروز و فرا رسیدن فصل رنگین شکوفه ها را به شما دوستان دلبند صمیمانه تبریک می گویم و برایتان در سال نو سرور و شادی و موفقیت و کامروایی آرزو می کنم

نوروز به نور فاطمیه زیباست

روزی تمام سال ما با زهراست

با بردن نام فاطمه فهمیدم

سالی که نکو ست از بهارش پیداست


 


نخستين روز بهار، بنابرآن چه كه از امام صادق(ع) نقل شده، يادآور حوادث بهار گونه اي است كه مهمترين آنها "عيد بزرگ ولايت" است. از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند:

أَنَّ يَوْمَ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ فِيهِ النَّبِيُّ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الْعَهْدَ بِغَدِيرِ

 خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَايَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَيْهَا وَ الْوَيْلُ لِمَنْ نَكَثَهَا. (بحار الأنوار، ج 56، ص 119)
روز نوروز همان روزي است كه پيامبر(ع) در غدير خم براي امير مومنان(ع) بيعت گرفت و

 همگان اقرار به ولايت او كردند. پس خوشا به آنكه بر ولايت او) ثابت بماند و واي به آنكه آن (پيمان) را بشكند.
نوروز روزي ا‌ست كه در آن  حضرت علي(ع) در جنگ نهروان پيروز گشت.
نوروز روزي ‌است كه در آن قائم ما اهل بيت ظاهر مي‌شود و خداوند او را بر دجال پيروز مي‌سازد.
و نوروزي نيست كه ما در آن منظر فرج نباشيم چرا كه آن روز از براي ماست.
در صبحگاه نوروز خدمت امام صادق(ع) رسيدم
امام بر من فرمود: معلي! آيا مي‌داني امروز چه روزي‌ست؟
عرض كردم: خير، ولي [همين‌قدر مي‌دانم] روزي ا‌ست كه ايرانيان آن را روز بزرگي مي‌دانند

و گرامي‌اش داشته و در آن روز بر هم تبريك مي‌گويند.
امام فرمود: قسم به خانه خدا كه اين روز براي امر بزرگي است كه آن را برايت شرح مي‌دهم

 تا بداني.
عرض كردم: يادگيري اين مطلب برايم دوست‌داشتني‌تر از اين است كه عمري جاودان يابم؛

 خداوند دشمنان شما را نابود سازد.
امام فرمود: معلي! نوروز روزي ا‌ست كه خداوند در آن از انسان پيمان گرفت كه او را بپرستند

 و برايش شريك قائل نشوند و به دين فرستادگانش گروند.


نوروز روزي ا‌ست كه خورشيد براي اولين بار طلوع كرد و بادهاي بارور ساز وزيد و گلهاي زمين

آفريده شد.
نوروز روزي ا‌ست كه كشتي حضرت نوح [كه سلام خدا بر پيامبر ما و خاندانش و بر او باد]

[بعد از طوفان ] بر فراز كوه جودي ساحل گرفت.
نوروز روزي ‌است كه فرشته وحي، جبرائيل(ع) بر پيامبر اسلام نازل شد.
نوروز روزي ا‌ست كه حضرت ابراهيم بتهاي قوم خود را شكست.
و نوروز روزي ‌است كه پيامبر اكرم حضرت علي(ع) را بر دوش خود بلند كرد تا بتهاي قريش

 را در‌انداخته و درهم شكند.  (منبع: بحار الأنوار: 56 / 119 )

روايت خنيس به نقل از امام صادق(ع) در مفاتيح الجنان:
امام صادق(ع) فرمود : چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه ترين جامه هاي خود را بپوش

 و به بهترين بوي هاي خوش خود را معطر گردان. پس چون از نمازهاي پيشين و پسين

و نافله هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت

 اول بعد از حمد ده مرتبه انا انزلناه و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون

 و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد و در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه

 قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان.
همان طور كه مشاهده مي شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن، پوشيدن جامه

نو و معطر گرديدن به بوي هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي شود، ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.
نماز عيد نوروز
نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس

و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير

خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده ، مي توان دريافت كه عيد نوروز نيز

 چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تأكيد بر قرائت سوره هاي

 كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي تواند اشاره به در خواست دفع انواع شرور و بدي ها داشته باشد.
دعاي عيد نوروز
دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم(ص) و آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان

 آغاز مي شود آن گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ايشان ادامه مي يابد. در اين دعا آمده

 است: (هذا الذي فضلته و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين فراز با اندكي جابجايي در كلمات

در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان نيز آمده است. فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز:

(اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام)

از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به ميان مي آيد بيش از اندازه قابل توجه است

 زيرا، چنان كه در گزارش آيين هاي ايراني خواهد آمد عيد نوروز همان روزي است كه حضرت سليمان(ع) انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرد.


زینب جان

خوش آمدی

خانه ای ساده و گلی، با کم ترین وسایل زندگی، در لفافه ای از نور پیچیده شده است. زهرا(س) چشم به راه تولد نوزادی است. هاله ای از نور خدا را در برگرفته است. فرشتگان در هلهله اند و نور معطر بال هایشان از آسمان تا زمین جاده ای از نور کشیده است. غنچه ای آرام شکفته می شود با غنچه ای از جنس نور، از تبار یاس. بوی عطری خوش عالم را پر می کند. تمام گل های عالم از این عطر مبارک، لب به خنده می گشاید. زینب متولد می شود، چشم می گشاید و خانه را صفایی تازه می بخشد. خوش آمدی ای نوگل زهرا(س)، ای غنچه نوشکفته علی(ع)، ای زینب حسن و حسین(ع).

انتظار فاطمه(س)

بیا زینب، ای دختر آسمانی من، بیا ای روح ملکوتی، بیا که مادر سخت چشم به راه تو است. بیا که فاطمه(س) را با تو کارهاست. بیا که مادرت فاطمه(س) را با تو کارهاست. بیا که مادرت فاطمه(س) را با تو سخن هاست. تو را در کودکی تنها خواهم گذاشت و تو در کودکی پرستارم خواهی شد. زینبم، به نگاه های کودکانه، اما مهربان و پرمعنایت سخت محتاجم. بیا مهربانِ مادر که در این نبود یار و مددکار، تو برایم گوهری خواهی بود.

از جویبار معرفت

دختر دردانه علی(ع) امروز چشم می گشاید و دل مولا به آمدنش گرمی تازه می گیرد. چه لذت بخش است آمدنت دخترم، دردانه من، آرام دلم. چه لذت بخش است دیدن تابش نور معرفت از چشم های کودکانه ات و چه روح افزاست شنیدن عرفان از لب های کوچکت. پدر می گوید بگو «یک» و زینب(س) با لحن شیرین کودکانه تکرار می کند «یک». پدر می گوید بگو «دو» و زینب(س) که از جویبار مهر خدا آب معرفت نوشیده است، زینب(س) که به سرچشمه زلال وحی متصل است، زینب(س) که در دامن خداشناسی فاطمه(س) رشد کرده است، هرچند کودک است اما «دو» نمی گوید و چرای پدر را پاسخ می دهد که «زبانی که به یک گشوده شد به دو باز نمی شود». سلام بیکران خدا بر تو ای دردانه ولی خدا.

تحفه های جاودان

خواهرم، امروز روز ماست. روز جشن و سرور ماست، که امروز بانوی بانوان عالم، افتخار عالم و آدم، دردانه اهل بیت خدا، زینب کبری(س) جهان را نورباران می کند. تبریک و صد تبریک، بر آسمان و زمین و آنچه در آن است. امروز به ما شادباش می گوید. اما من و تو را مباد که به تبریک دل خوش کنیم و به شادباش سرگرم شویم. مباد که این آهنگ خوش جشن و سرور، بانگ گمراهی من و تو باشد و ما را از پیام های زینبی غافل سازد و از تحفه های گرانقدری که او برایمان جاودانه به ارث گذاشته محروم سازد؛ از صدف گرانبهای عفّت از زینبِ برازنده وقار و متانت، از گوهر درخشان ایمان و معرفت، از عطر خوشبوی عشق به ولایت. مبارک باد آمدنش بر همه شیفتگان راهش.

در آغوش مهر خدا

روز میلاد حضرت زینب کبری(س) بر همه شیعیان و پیروان راهش مبارک باد و بر همه زنانی که چشم به منش حیدری و فاطمی او دوختند و زینب وار زیستند؛ همه زنانی که راه زندگیشان را به نور آن خورشید حیا و عفّت و ایمان و معرفت روشن کردند. بشارت باد بر آنان حشری زینب وار و حضوری جاودانه در جمع عاشقان حسین(ع)، در بهشت برین، در آغوش مهر خدا.

زنان زینبی

آن روز که در بارگاه پر از جلال و شکوه، و امّا خیالی یزید، با آن اقتدار ایستادی، چون درّی گران در میان مشتی سنگریزه بی هیچ اعتنایی به آن همه زر و زیور، بی توجه به یزید که آن گونه پرنخوت و مغرور بر بارگاه قدرت تکیه زده بود، با آن دم مسیحایی، از عشق به ولایت دم زدی و تمام جلال و جبروت یزید را درهم پاشیدی، آسمان هم از تو درس ایستادگی گرفت؛ زمین هم صلابت را آموخت و چشم های گل مریم برای همیشه سرشار از حیا و عفّت شد. عجب نیست اگر پرده عفّت زنان زینبی، حتی در سخت ترین شرایط، حتی به پنهانی ترین حیله دشمن، ذرّه ای کنار نرود که این گونه بودن را از تو آموخته اند. سلام بر تو که عاطفه جاری در معرفت و ایمانی.

شاهکار خلقت

خجسته باد میلاد بزرگ بانوی سرزمین نور، مهربان ترین ابر رحمت خداوندی که بر سینه های داغدیده و مصیبت زده از مدینه تا کربلا، باران مهر و عاطفه بارید. با صلابت ترین کوه که راه را بر نیزه های درد و رنج که سوی انوار ولایت پرتاب شد، سدّ کرد. خروشان ترین سیلِ عرفانِ ولایی که بنیان تمام کاخ های ظلم و زورِ زمان را برانداخت. خجسته باد طلوع این شاهکار خلقت. مبارک باد ظهور این نور رخشان در آسمان تشیع.

دختر عاطفه و مظلومیّت

آسمان را بنگر که بر زمین ستاره می ریزد. زمین را بنگر که لباس خوش عطر یاس بر تن می کند و آب ها را که بی قرار از شفافیّت این درّ رخشان، موج می زنند. جهان یکسره حیرت است از این آفرینش خدا. چشم عالم بر این شاهکار خلقت خیره مانده است. مبارک باد این میلاد خجسته. فرخنده باد میلاد دختر عاطفه و مظلومیّت، دختر مهربانی و صلابت، دختر عفّت و استقامت، زینب کبری(س).

روز میلاد نور

عجب نیست اگر امروز شیطان همه بندهای مکر و حیله را جمع کند و بگریزد. عجب نیست اگر چشم طمع دشمن کور شود، که روز میلاد نور است. روز میلاد معرفت و ایمان؛ روز میلاد سمبل عفّت و عاطفه و سرچشمه مهربانی و حیا. زنان ما امروز، سیراب از چشمه سار تفکّر زینبی، غنچه هایشان را به دامان عفّت و عاطفه و ایمان می پرورند و همین است رمز شکست شیطان و کوری چشم دشمنان. مبارک باد این روز فرخنده بر همه زنانی که در آستان عشق به دختر فاطمه زهرا(سزینب وار، ایمان و عفت و عشق به ولایت را فریاد می زنند.

سلام بر زینب(س)

سلام بر زینب کبری(س). سلام بر دختر دردانه فاطمه زهرا(س). سلام بر او که تمام مصائب ولایت را بر سینه لبریز از صبرش نهاد و خم به ابرو نیاورد. سلام بر او که همواره مرهم مهر بر سینه زخمی ولایت بود. سلام بر او که پیچیده در لفافه عفاف، به وقت هتک حرمت ولایت، سیلی خروشان بود. سلام بر او که از هاله نورانی کلام ولایت قدم بیرون ننهاد. لحظه ای از این گوهر تابان غافل نشد و سرانجام جان در راه عشق به ولایت نهاد. سلام و درود بیکران خدا بر او باد.

از تبار گل یاس

امروز از تبار گل یاس، غنچه ای تازه می شکفد، به همان بوی خوش و سپیدی روح افزا. امروز در دامن بوستان سبز علی(ع) گلی تازه رخ می نمایاند. در میان هاله های نور که تابیده بر این خانه ساده و سبز، ستاره ای می درخشد و زینب(س) چشم به جهان می گشاید. فرخنده باد این میلاد مبارک و مبارک باد این تولّد خجسته.

خجسته ترین نام

آسمان هم امروز در هلهله است. فرشتگان هم غرق سرورند. امروز از آسمان نوری به زمین می تابد. نوری که تاریخ شیعه را همیشه روشن می دارد، زینب(س)، خجسته ترین نام برای فرزند زهرا(س)، به رسم هدیه ای ارجمند از آسمان، از سوی خدا بر او عطا می گردد. زینب، مبارک باد آمدنت. خجسته باد میلادت. فرخنده باد شکفتنت.

در هاله های نور

خانه علی(ع)، ساده ترین خانه مدینه، امروز به هاله های نور آذین شده است. چه غلغله ای است در آسمانِ کوچک این خانه. چه هیاهویی است بین ملایک نازل شده بر این خانه. خورشید را بنگر که برای نور گرفتن از پنجره های این خانه سرک می کشد. آمده است تا از هم اکنون که زینب(س) اولین گام را بر کره خاک می نهد، پای درس او روشنگری بیاموزد. چه مبارک روزی است امروز که نور تو درخشیدن گرفته است، ای دختر علی(ع)، ای دردانه رسول(ص)، ای غنچه نوشکفته فاطمه(س).

زلال جاری مهر خدا

خوش آمدی زینب. خوش آمدی ای زیباترین تکیه گاه مصیبت، ای مهربان ترین پشتیبان دردمندی ها، ای گرم ترین آغوش داغدیدگی، ای آشناترین آیینه رنج ها. خوش آمدی. بیا که سینه تاریخ بی تو آرام و قرار نخواهد داشت. خوش آمدی از زلال جاری مهر خدا، ای آرام نورانی، ای زاده گل یاس.

جلوه کامل انسان

ای اسطوره وقار و متانت، خوش آمدی که با آمدنت مهربانی آمد. عفّت زن در تو معنی شد و وقار با تو جان گرفت. ای دختر ایمان و عاطفه، جز تو که در میان دریایی از مصیبت ها نگران درّ عفتی، چه کسی می تواند عفّت را معنی کند؟ جز تو که در زنجیر اسارت، خسته و افسرده از یک دنیا داغ جگرسوز، با یک کوه مسئولیت سنگین، پا به شام تیره نهاده ای و در پی پوششی برای حفظ حجابی، چه کسی می تواند وقار زن را به نمایش گذارد؟ خوش آمدی ای افتخار زنان عالم، ای جلوه کامل انسانیت.

نام آسمانی

کودکی زیبا چون غنچه ای تازه شکفته، لطیف تر از برگ گل، سپیدتر از گلبرگ نسترن، پاک تر از آسمان، خوشبوتر از یاس رخ می نماید. پدر در نام گذاری اش بر پیامبر پیش قدم نمی شود و پیامبر در انتظار نام آسمانیِ او از سوی خدا، چشم بر افق می دوزد. جبرئیل می آید، با یک سبد پر از گل تبریک، با یک تحفه گرانبها: «نام آسمانیِ زینب» و چشم ها به این نام روشن می شود. دل علی(ع) موج می زند. خوش آمدی ای زینت پدر، ای زینت اهل بیت، ای زینت اسلام علوی.

در دریای علم

امروز دریای علم دین به خود می بالد که در سینه اش مرواریدی گرانبها چشم گشوده است. درّی گران که دریای علم را یکسره در آینه درون خود دارد. امام سجاد(ع) خوب می شناخت مقام عمه اش زینب را که فرمود: تو به شکر خدا استادی هستی که به شاگردی نرفته ای و خردمندی هستی بی آن که کس به تو دانش آموزد. گرامی باد طلوع این ستاره درخشان در آسمان علم.

اسطوره صبر

امروز، روز آمدن توست. آمدن تو ای اسطوره صبر و بردباری، ای تجسم صبر خداگونه. بیا که درد ضربت بر بازو و پهلوی مادر به دست های نوازشگر و کودکانه تو آرام می گیرد. بیا که پدر را تو باید با چشم گریان تا خدا بدرقه کنی. بیا که جگر شرحه شرحه برادرت حسن(ع) را در واپسین لحظات تو باید به اشک چشم مرهم گذاری. بیا که تو باید در کربلای حسین(ع)، هم کوه صبر باشی و هم زلال جاری عاطفه؛ هم ستون استقامت باشی و هم پیام رسان کربلا.

غنچه گل یاس

لب به خنده وا مکنید. طبل و دهل ساز مکنید که در آمدن این نوگل بوستان آل عبا، این عزیز دل حضرت رسول(ص)، این دردانه علی مرتضی(ع)، جبرئیل هم گریسته است. جبرئیل تبریک گفته، تبریک خدا را هم رسانده، اما بازهم گریسته است و مگر می شود این غنچه گل یاس را دید، عطر خوش اهل بیتی اش را شنید و همه آن مصائبی که او برای تحمّلش آمده است را به یاد نیاورد؟

در آیینه رضایت خدا

امروز روز میلاد زینب فاطمه(س) است. روز میلاد زینب علی(ع) است. نوگلی که در آغوش چنان مادری پرورده شود و از زلال مهر چنان پدری سیراب گردد، باید که تصویر روشن و تمام نمای عفّت و وقار باشد در آینه رضایت خدا. باید که درّ گرانقدر عفاف را در سینه بدارد و قاب روشنی باشد از مظلومیت و حقّانیت شیعه. مبارک باد میلادش بر همه بانوانی که در کلاس عفّت و ایمانش به درس نشسته اند.

درّ یگانه آل عبا

بر زمین و زمان پرده عفّت دراندازید. ابر را گویید رخساره خورشید بپوشاند. آسمان را گویید چشم تواضع بر زمین بدوزد. چشم ها را گوئید پلک عفاف بر خود کشند که درّ یگانه آل عبا، دختر بتول، زینت علی(ع)، زینب کبری(س) چشم می گشاید، با عفّتی آمیخته در ذره ذره وجودش، با متانتی سرشته در بندبند بودنش، با وقاری جاری در تمام نگاهش، با سینه ای به وسعت آسمان و لبریز از صبر، با قلبی به لطافت نسترن، سرشار از عاطفه و مهر، با چشمی پر از نور خدا، پر از نور ایمان، پر از نور معنویّت، با دلی پاک و عجین با مهر خدا. مبارک باد این میلاد فرخنده بر همه شیعیان و دلبستگان بوستان آل عبا.

عشق به ولایت

میلاد مبارک زینب کبری(س) بر همه شیعیان و دوستدارانش فرخنده باد. بر همه آنان که در کلاس عفافش، درس حیا و عفّت آموخته اند. بر همه آنان که با چشم به کلام پرنورش، عشق به ولایت را زمزمه کردند. بر همه آنان که با پیروی او، نام حسین(ع) و اسلام را همواره زنده و سرافراز خواسته اند. سلام و درود خدا بر او که سینه سوزان ولایت مظلوم را به زلال مهرش مرهم نهاد.


روایات نقل شده از زینب کبری علیهاالسلام

روایات نقل شده از زینب کبری علیهاالسلام
ابوالفرج اصفهانی می‎گوید: زینب عقیله دختر علی ‏بن ابی‏طالب، مادرش‏ فاطمه دختر رسول خداست و او همان كسی است كه ابن‏عباس از او كلام حضرت فاطمه (علیه‌السلام) را در فدك نقل می‏كند و می‏گوید: حدیث كرد مرا عقیله ما زینب دختر علی (علیه‌السلام)...

 یک خواهر و برادر بی نظیر
 كسى كه پس از دستگاه سلطنتى ، دستگاه او است ، كمال وسایل موجود به بهترین وجهى برایش مهیا است ، غلامها و كنیزها و وسایل راحتى ، غرض زینب در چنین خانه اى زندگى مى كند كه هیچ كسرى ندارد ناگهان مى بیند حسین (ع) مى خواهد حركت كند تمام خوشى ها و راحتى ها را رها مى كند و خود را در دریاى ناراحتى ها و ناملایمات مى افكند این ، چه زهدى است ؟ سبحان الله ! واقعا حیرت آور است .

فضایل و ویژگی های حضرت زینب سلام الله علیها
زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج ‏سالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت ‏با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با بركت ‏خویش، مشكلات و رنج‏هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختى‏ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود.

بى‏تردید یكى از مهم‏ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت‏هاى اخلاقى و نیز تثبیت و انتقال ارزش‏هاى فرهنگى و اعتقادى، استفاده از الگوهاى مناسب است؛ چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخوردارى از ویژگى‏هاى خاصى مى‏تواند به روند حفظ و انتقال فضایل و آموزه‏هاى تربیتى سرعت ‏بخشیده و به تعمیق و ماندگار شدن آن‏ها كمك نماید.


درودهای خدا بر تو پرستار..... یا زینب س

1 69907 a1brEZ59 1  اس ام اس های جدید تبریک روز پرستار سال 91

درودهای خدا بر تو پرستار
که هستی ناجی و دلسوز بیمار
ادامه می دهی راه کسی را
که هست الگوی صبر و عشق و ایثار
ولادت حضرت زینب کبری و روز پرستار برشما مبارکباد
واژه ی زیبای “پرستار” یعنی:
پ: پیمان خون بستن برای مهر و ایثار
ر: رفتن به سوی خدمت خلق
س: سربلند و ساده زیست و سختکوش
ت: تکمیل کننده کار طبیبان
ا: الگوی او مظهر تقوا، زینب کبری(س)
ر: راضی و خوشنود از رحمت خدا.
روزپرستار مبارک



اگر زینب نمی آمد چه میشد / بهار کربلا کامل نمی شد
اگر بلبل هوای گل نمی کرد / گل از بی حرمتی پژمرده می شد
محبت در کجا ابراز می گشت / پرستاری پرستاری نمی شد

از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
از پیامبر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: از تمام یارانم به من نزدیک تراست
ازخودش پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا

السلام علیک یا زیبب کبری سلام الله علیه


یا زینب

 

میلاد حضرت زینب کبری س و روز پرستار به همه پرستاران

                زحمت کش و وظیفه شناس مبارک باد 


نماز عيد نوروز..............

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوروز ديگري از راه مي رسد، زندگي تغيير تازه اي را در طبيعت رقم  مي زند و

 موجب بيداري آن مي شود. براستي! نوروز رستخيزي همگاني و پيام آور اميد

به فرداهاي روشن است، قصه آمدن سالي نو و فرصتي براي انديشيدن به سال

 كهنه . عيد نوروز پرتوي دلربا و چهره اي دل انگيز از آفرينش است و پيش از آمدنش

 خيل انسان ها را به تلاش و كوشش فرا مي خواند و شادماني و لبخند را به ارمغان

 مي آورد. آنان كه سراي دل را با آينه معرفت و طاعت، آذين بسته اند، در ايام

خجسته نوروز، صحيفه وجود خويش را از نافرماني خداوند يكتا پيراسته نگاه مي دارند

 و بيش از ديگران از فوايد عيد بهره مند مي شوند. ما نيز قلب خويش را كه جايگاه عرش

الهي است، از غبار كينه مي زداييم و  به خانه‌تكاني دل  مي پردازيم و خاطرات ملال آور

 سال رفته را به دست فراموشي مي سپاريم و به اميد سالي پر بارتر تلاشي دو چندان

 را سرلوحه امور خود قرار مي دهيم.
نوروز از جشن هاي ملي ايرانيان بوده و از روزگار باستان در ميان اين مردمان وجود داشته است.

 با ورود دين اسلام به سرزمين ايران  اين جشن ملي رنگ و بوي مذهبي به خود گرفته و

از آن پس سفره هاي هفت سين ايرانيان مزين به كتاب آسماني مسلمانان "قرآن كريم"

شده و لحظه هاي تحويل سال با دعاي "يا مقلب القلوب و الابصار" حالتي روحاني به خود گرفته است.
نخستين روز بهار، بنابرآن چه كه از امام صادق(ع) نقل شده، يادآور حوادث بهار گونه اي است كه مهمترين آنها "عيد بزرگ ولايت" است. از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند:

أَنَّ يَوْمَ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَخَذَ فِيهِ النَّبِيُّ ص لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع الْعَهْدَ بِغَدِيرِ

 خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَايَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَيْهَا وَ الْوَيْلُ لِمَنْ نَكَثَهَا. (بحار الأنوار، ج 56، ص 119)
روز نوروز همان روزي است كه پيامبر(ع) در غدير خم براي امير مومنان(ع) بيعت گرفت و

 همگان اقرار به ولايت او كردند. پس خوشا به آنكه بر ولايت او) ثابت بماند و واي به آنكه آن (پيمان) را بشكند.
نوروز روزي ا‌ست كه در آن  حضرت علي(ع) در جنگ نهروان پيروز گشت.
نوروز روزي ‌است كه در آن قائم ما اهل بيت ظاهر مي‌شود و خداوند او را بر دجال پيروز مي‌سازد.
و نوروزي نيست كه ما در آن منظر فرج نباشيم چرا كه آن روز از براي ماست.
در صبحگاه نوروز خدمت امام صادق(ع) رسيدم
امام بر من فرمود: معلي! آيا مي‌داني امروز چه روزي‌ست؟
عرض كردم: خير، ولي [همين‌قدر مي‌دانم] روزي ا‌ست كه ايرانيان آن را روز بزرگي مي‌دانند

و گرامي‌اش داشته و در آن روز بر هم تبريك مي‌گويند.
امام فرمود: قسم به خانه خدا كه اين روز براي امر بزرگي است كه آن را برايت شرح مي‌دهم

 تا بداني.
عرض كردم: يادگيري اين مطلب برايم دوست‌داشتني‌تر از اين است كه عمري جاودان يابم؛

 خداوند دشمنان شما را نابود سازد.
امام فرمود: معلي! نوروز روزي ا‌ست كه خداوند در آن از انسان پيمان گرفت كه او را بپرستند

 و برايش شريك قائل نشوند و به دين فرستادگانش گروند.


نوروز روزي ا‌ست كه خورشيد براي اولين بار طلوع كرد و بادهاي بارور ساز وزيد و گلهاي زمين

آفريده شد.
نوروز روزي ا‌ست كه كشتي حضرت نوح [كه سلام خدا بر پيامبر ما و خاندانش و بر او باد]

[بعد از طوفان ] بر فراز كوه جودي ساحل گرفت.
نوروز روزي ‌است كه فرشته وحي، جبرائيل(ع) بر پيامبر اسلام نازل شد.
نوروز روزي ا‌ست كه حضرت ابراهيم بتهاي قوم خود را شكست.
و نوروز روزي ‌است كه پيامبر اكرم حضرت علي(ع) را بر دوش خود بلند كرد تا بتهاي قريش

 را در‌انداخته و درهم شكند.  (منبع: بحار الأنوار: 56 / 119 )

روايت خنيس به نقل از امام صادق(ع) در مفاتيح الجنان:
امام صادق(ع) فرمود : چون نوروز شود غسل كن و پاكيزه ترين جامه هاي خود را بپوش

 و به بهترين بوي هاي خوش خود را معطر گردان. پس چون از نمازهاي پيشين و پسين

و نافله هاي آن فارغ شدي، چهار ركعت نماز بگذار يعني هر ركعت به يك سلام و در ركعت

 اول بعد از حمد ده مرتبه انا انزلناه و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايهاالكافرون

 و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد و در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه

 قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و اين دعا را بخوان.
همان طور كه مشاهده مي شود اين روز نيز چون اعياد اسلامي با غسل كردن، پوشيدن جامه

نو و معطر گرديدن به بوي هاي خوش و روزه داشتن آغاز مي شود، ضمن آنكه نمازي مشابه نمازهاي ساير اعياد اسلامي دارد.
نماز عيد نوروز
نماز عيد نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره هاي قدر، كافرون، توحيد، فلق و ناس

و بسيار شبيه به نمازي است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همين طور اعمال روز عيد غدير

خم وارد شده است.
از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عيد نوروز توصيه شده ، مي توان دريافت كه عيد نوروز نيز

 چون ديگر اعياد اسلامي با نزول بركات و آيات الهي همراه بوده است. تأكيد بر قرائت سوره هاي

 كافرون، توحيد، معوذتين نيز مي تواند اشاره به در خواست دفع انواع شرور و بدي ها داشته باشد.
دعاي عيد نوروز
دعاي مخصوص عيد نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم(ص) و آل او و اوصيا و همه انبيا و رسولان

 آغاز مي شود آن گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ايشان ادامه مي يابد. در اين دعا آمده

 است: (هذا الذي فضلته و كرمته و شرفته و عظمت خطره) اين فراز با اندكي جابجايي در كلمات

در دعاي مخصوص ماه مبارك رمضان نيز آمده است. فراز پاياني دعاي مخصوص عيد نوروز:

(اللهم .... ما فقدت من شي فلا تفقدني عونك عليه حتي لا اتكلف مالا احتاج اليه يا ذالجلال و الاكرام)

از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به ميان مي آيد بيش از اندازه قابل توجه است

 زيرا، چنان كه در گزارش آيين هاي ايراني خواهد آمد عيد نوروز همان روزي است كه حضرت سليمان(ع) انگشتري خويش را پس از مدتي پيدا كرد.

گل بهار ی.................

          

 عید سعید نوروز و فرارسیدن سال نو بر شما مبارک باد 

بهار زیباست  و زندگی زیبا تراز بهار ، چه بهتر که مانیز از این سرسبزی و شکوفایی عبرت بگیر یم و دگرگونی های لازم را در خود پدید آوریم .

مثل درخت ، رخت های کهنه را از تن به در آوریم .  آیینه ی وجودمان راصاف و شفاف کنیم و بهترین ها ی زندگی را به نمایش بگذاریم . کینه را به محبت ، دشمنی را به عشق ، نا مهربانی را به صفا و صمیمیت تبدیل نماییم .


ای تازه تر از گل بهار ی

                                                ای پنجره ی دل قناری

    ای از تو تنور عشق سوزان

                                                       وی از تو چراغ دل فروزان

    با دست تو لاله می زند جام

                                                          لبخند شقایق از تو پیغام

      گل گوشه ای از گل جمالت

                                                        آیینه کمالی از کمالت

       هم محرم راز آبشاری

                                                         هم رمز  طراوت بهاری

       هر ذره تو را سپاس دارد

                                                             تا هستی خویش ، پاس دارد

      ای در ازل و ابد هویدا

                                                     اسرار حیات در تو پیدا

      پیدای همیشه بی نشانی

                                                       پنهان هماره جاودانی

        هر جا چمنی زند جوانه

                                                           دارد زتو بی نشان نشانه

        بر عشق تو جان و دل گواهند

                                                          هر چند که هر دو رو سیاهند

        من مست گلم اگرچه خوارم

                                                چشم کرم از در تو دارم

        بر بنده عنایت خدا کن

                                                    معشوق صفت مرا صدا کن

        تا در صف عاشقان بمانم

                                                        پیوسته سرود جان بخوانم

        هر چند در اوج اعتلایی

                                                  با راز دل من آشنایی

       عفو تو کران نمی شناسد

                                                         پنهان و عیان نمی شناسد


صدای گامهای بهار ، دلها را می نوازد و رقص جانبخش شکوفه چشم ها را خیره می کند . نسیم نوروزی نافه گشوده تا جانها به عطر آسمانی عشق معطر گردد  .  کاروان سبزه و گل در راه است تا نشاط  و شادمانی را در دلها بگسترد . بهار فرا می رسد تا نغمه ی شادی و سرور را بر  لبها و در دلها بنشاند و زنگ غم و اندوه را از چهره ها و جانها بردارد .  امید است این بهار زندگی بخش ، همراه خود  خیر ،  خوشی ، سلامتی ، شور ، نشاط ، سعادت و سربلندی را به خانه ی شما بیاورد و به زندگیتان تری وتازگی بسیار ببخشد.


یا مقلب القلوب والابصار  ..................

بسم الله الرحمن الرحیم

  یا مقلب القلوب والابصار  ،  یا مدبراللیل و النهار  ،  یا محول الحول والاحوال 

حول حالنا الی احسن الحال

سفره هفت سین
عید سعید نوروز و فرا رسیدن فصل رنگین شکوفه ها را به شما دوستان دلبند صمیمانه تبریک می گویم و برایتان در سال نو سرور و شادی و موفقیت و کامروایی آرزو می کنم


 

نگاهي به عيد نوروز در دين مبين اسلام

      نگاهي به عيد نوروز در دين مبين اسلام

 


نوروز ايرانيان كه در آغاز فصل بهار جشن گرفته مي‌شود، پيام آور نو شدگي سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و رويش دوبارۀ طبيعت، و زمان خروج انسان از عالم خمودگي و پيوستن به طبيعت و شروع به حيات اجتماعي دوباره در جامعه است

نوروز، سمبل تحول و تغيير و دگرگوني است. علاوه بر اينكه طبيعت بي‌جان جاني تازه مي‌گيرد، ايرانيان نيز با خانه تكاني و پوشيدن لباس نو و ... سعي مي‌كنند به استقبال اين تحول بروند. بدون شك اين تحول به سمت نيكويي و بهتر شدن است .
 
اين همه نيکويي و نيک پسندي آنگاه به بالاترين ارزش رسيد که فرهنگ غني ايران با معارف سعادت آفرين اسلام عجين شد و چشم هاي حقيقت بين را از تماشاي مظاهر تحول طبيعت به انقلاب باطن رهنمون ساخت.

پيشينه نوروز: عيد نوروز از زمان‌هاي قديم يكي از دو عيد بزرگ ايرانيان بوده است، عيد ديگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.[2] امروزه عيد مهرگان از اهميت چنداني برخوردار نيست. نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمين پادشاه دوره پيشدادي پديد آمد و در پادشاهي او به صورت آئين درآمد.[3] مسعودي در «التنيه و الاشراف آورده است: «هرمز در روز نخست ماه فروردين به مظالم (دادگري) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت».[4]

فردوسي در داستان پديد آمدن نوروز نقل مي‌كندكه؛ وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشكري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود، نوروز ناميد و جشن گرفت».

                     اسلام و نوروز: از نظر اسلام نوروز و بزرگداشت آن نه تنها مذمت نشده است که بهانه اي فرخنده براي هر انسان خردمند است تا بتواند شتابي افزون تر در پيمودن راه دراز معنويت پيدا نمايد. نه فقط نوروز که هر زمان و مکان ديگري نيز که آدمي را به بلاي غفلت دچار سازد و او را مشغول لهو لعب نمايد، ناپسند است. اين ماييم که مي توانيم اين مناسبتها را به "عيد واقعي " تبديل کنيم يا نه.

توصيه ها و سفارشهايي که امامان معصوم (ع) در پاسخ به سوالاتي که پيرامون عيد نوروز کرده اند همگي در همين راستا بوده و نبايد از آن غافل ماند. دوري از اسراف و تجمل گرايي، اجتناب از تفاخر و بزرگنمايي، صله ارحام و بازديد از آشنايان، رفع کدورتها و قهرها، احسان به والدين و سالمندان، محاسبه عملکرد مادي و معنوي در سال گذشته، برنامه ريزي و تصميمگيري جدي براي سال آينده، محبت به کودکان و سفرهاي کوتاه و بلند از جمله سنتهاي حسنه نوروز است که مي تواند آن را براي ما به "عيد" واقعي تبديل کند، همان چيزي که در دعاي کوتاه و درس آموز هنگام تحويل سال از آن به عنوان "احسن الحال" ياد شده است.

اما در اين ميان توجهي دوباره به محرومان ونيازمندان ارزش بالاتري دارد. قرين بودن جشن نيکوکاري با عيد نوروز براي ملت ما هميشگي است. نبايد هيچگاه از امداد و کمک رساني به دستهاي لرزان و نيازمند غفلت کرد و خوشي و سرور شخصي و خانوادگي، دردها و حاجتهاي پابرهنه ها را فراموش سازد.

در خصوص نوروز و نكو داشت آن در اسلام، روايات مختلف وجود دارد. هر چند بيشتر روايات دلالت بر اين دارند كه اسلام آن را به عنوان روزي مهم، مورد تأييد قرار داده است. در روايتي که مُعلّي بن خنيس از امام صادق(ع) روايت كرده، حضرت بزرگداشت اين روز را به خاطر وقايعي مي‌داند كه در اين روز اتفاق افتاده است.[6] ابن فهد حلي مي‌نويسد: «روز نوروز روزي جليل القدر است... به اين روز عباداتي تعلق دارد كه مطلوب شارع است».[7]
 
علامه مجلسي پس از نقل روايات فراواني در خصوص نوروز و اهميت اين روز، در روايتي مخالف با روايات سابق مي‌نويسد: امام موسي بن جعفر(ع) خطاب به منصور دوانيقي فرمودند: «من روايات رسول خدا(ص) را جستجو كرده‌ام اما براي اين عيد روايتي نيافتم. اين روز سنت ايرانيان است كه اسلام آن را محو كرده است و پناه بر خدا كه ما بخواهيم آن را احيا كنيم».[ 
علامه مجلسي سپس مي‌نويسد: «اخبار معلي بن خنيس از جهت سند قوي‌تر از اين روايت هستند و بين اصحاب شهرت بيشتري دارند».[ 
آداب نوروز: در خصوص روز نوروز در روايات مختلف آداب گوناگوني ذكر شده است كه به پاره‌اي از آن‌ها به صورت مختصر اشاره مي‌شود:

1- نماز نافله، يك نماز چهار ركعتي پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز[ و دعا كردن در سجده اين نماز كه موجب بخشش گناهان مي‌شود
2- غسل كردن و پوشيدن لباس تميز و استعمال بوي خوش. در روايتي امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «روز نوروز غسل كن و پاكيزه‌ترين لباس‌هايت را بپوش و خود را با بهترين عطرها خوشبو كن».[3- ذكر گفتن خصوصا ذكر «يا ذي الجلال و الإكرام»[4- روزه گرفتن5- دعا كردن در لحظه سال.[



یا مقلب القلوب و الابصار .....


آيا ما خود را براي ظهور آماده كرده ايم؟



             آيا ما خود را براي ظهور آماده كرده ايم؟

همه ما همیشه برای ظهور حضرت صاحب الامر دعا می کنیم.
از طرف دیگر می دانیم که علت غیبت آن امام بزرگوار، چیزی جز عدم وجود شرایط لازم در ما نیست.

خیلی از امامان بودند که وقتی سوال می شد از آنها که چرا قیام نمی کنید، می فرمودند یاور نداریم.
چه تعداد یار مد نظر آنها بود؟
یکی از ائمه معصومین (ع)، در پاسخ به چنین پرسشی، به یک گله گوسفند اشاره می کنند و می فرمایند: اگر این قدر یاور داشتم، قیام می کردم.شخص سئوال کننده می گوید: رفتم و تعداد گوسفندان گله را شمردم،به خدا قسم، فقط 17 گوسفند بود.

آیا ما واقعاً برای ظهور آماده ایم؟
نکند شرایط ما شرایط زمان امام حسن (ع) باشد یا دعاهای ما مثل نامه های مردم کوفه به امام حسین (ع) باشد ...

یکی از شیعیان خدمت یکی از ائمه علیهم السلام رسید و عرض کرد: اینقدر تعداد شیعیان و محبین شما زیاد است چرا قیام نمی کنید؟
امام (ع) به تنوری که در آن اتاق روشن بود اشاره کردند و به آن فرد فرمودند: برو و در تنور بنشین.
آن فرد عرض کرد:...آن فرد عرض کرد: اگر حرفی زدم که باعث ناراحتی شد، مرا عفو کنید.
امام فرمودند: تو را عفو کردم.
در این هنگام غلام آن حضرت وارد اتاق شدند. امام به غلام خود فرمودند: برو در تنور بنشین.
غلام بدون کلمه ای حرف در مقابل چشمان میهمان امام، رفت و در تنور آتش نشست.
امام با میهمان خود وارد صحبت شدند و مدتی طولانی از هر دری سخن گفتند.
بعد، امام به میهمانشان فرمودند: برو و در تنور نگاه کن.
آن شیعه بلند شد و رفت در تنور نگاه کرد و دید غلام امام، صحیح و سالم در وسط آتش چهار زانو نشسته است.
غلام بیرون آمد و به آنها سلام کرد.
امام خطاب به میهمانش فرمود: چند نفر شیعه مثل این غلام داریم؟
آن فرد عرض کرد: هیچ.

مسأله این است که ما شیعه نیستیم. ما فقط « محب ائمه اطهار » هستیم. شیعه، به امثال سلمان فارسی و ابوذر و عمار و مالک اشتر می گویند، نه به ما.

همین الان نائب امام در بین ماست. آمادگی ما برای اجرای فرامین ایشان چقدر است؟
نکند مثل مردم اطراف حضرت مسلم ابن عقیل باشیم. « مسلم ابن عقیل » امام زمان (عج) اکنون در بین ماست.
آیا پیگیر فرمایشات ایشان هستیم؟ آیا خود را « در عمل » سرباز جان بر کف معظم له دانسته ایم؟
اگر چنین بود، اگر ایشان به تعداد یک پنجم مجموع نمازگران صفوف جماعت و جمعه در سراسر کشور، یار واقعی داشتند، وضع کشور ما اکنون اینگونه نبود.

این (یاری امام) حیاتی ترین مسأله در زندگی هر فرد است.
باید این مسأله را بررسی کنیم و اگر آماده نبودیم، دنبال ساختن خودمان برویم.
این یعنی دعای عملی. وگرنه دعای لفظی فایده زیادی ندارد.

لذا باید « مولفه » های آمادگی را بررسی کنیم و برای ایجاد یا تقویت و حفظ آنها برنامه ریزی کنیم. باید علمی کار کرد. اینجا هم به « مدیریت علمی » نیاز داریم.

مثالی را بنده می زنم، دوستان بقیه مصادیق را بفرمایند:
برای یاری یوسف زهرا (عج) ، در آن واقعه بزرگ تاریخی، حتماً لازم است ما از نظر جسمی آماده باشیم. فرد ضعیف نمی تواند یار خوبی در میدان جنگ باشد.
پس یکی از مولفه های آمادگی برای ظهور، ورزش کردن و حفظ آمادگی جسمانی است.

یکی بیاید شیعه بودن را به ما یاد بدهد.
برای هر چیزی کلاس می گذاریم (آموزش اینترنت، فوتوشاپ،...)، چرا برای این امر مهم کلاس نمی گذاریم؟ این مسأله در فرهنگ عمومی ما چه جایگاهی دارد؟ فقط در مناسبتها؟ آنهم فقط چند ساعت؟
نکند بمیریم در حالیکه هنوز شیعه نشده باشیم.

اللهّم ارنا فی آل محمّد علیه السّلام ما یأملون و فی اعدائهم ما یحذرون
اللهّم اجعلنا ممّن تنتصر به لدینک و تعزّ به نصر ولیّک و لا تستبدل بنا غیرنا

 

شنیده بودیم که حاج حسین خرازی.....

        سالگرد شهادت سردار جهبه ها شهید حاج حسین خرازی گرامی باد

 
شنیده بودیم که حاج حسین خرازی ، تا خودش شناسائی نکند اجازه ای عملیات نمی دهد. فکر می کردیم که از دور یک نگاهی می کنه و بر می گرده.. اما از دور نگاه نکرد، توی ریز شناسائی مثل یک نیروی ساده کار کرد. در عین حال از کل منطقه هم اطلاع داشت و از بقیه نیرو های شناسائی هم، اطلاعاتی را که لازم داشت گرفت، بعد اجازه عملیات داد.

شب عملیات هم راه افتاد با ما آمد، تا محل عملیات مرحله به مرحله آمد، یکی دو کیلومتری محل درگیری که رسیدیم ، دیگر هر لحظه منتظر بودیم بر گردد. آتش هم شروع شد و بر نگشت، زیر آتش تا سیصد متری نیروهای عراقی آمد، بعد گفت: بچه ها بخدا سپردمتون... یکی دو ساعت بعد صداش که از توی بی سیم می آمد، صدائی بود متفاوت از بقیه صداها معنی داشت...

جانشین پشت بی سیم گفت: دیگه با من تماس بگیر حاجی نمی تونه جواب بده، پرسیدم شهید شد؟ گفت نه، فقط نمی تونه جواب بده با من تماس بگیر... فهمیدیم دستش قطع شده بوده.. بچه ها می گفتند: خودش داشت می رفت توی آمبولانس. گفته بود: چیه؟ چیزی نیست که... دستم قطع شده.! می رم دوباره یک حاج حسین سالم می آرم براتون، برید به کاراتون برسید.. چیزی نشده...

زنده نگه داشتن یاد و نام شهداء کمتر از شهادت نیست .امام خامنه ای

نحوه شهادت   شهید حسین خرازی

نحوه شهادت  

او با آنكه یك دست بیشتر نداشت ولی با جنب و جوش و تلاش فوق‌العاده‌اش هیچ‌گاه احساس كمبود نمی‌كرد و برای تأمین و تدارك نیروهای رزمنده در خط مقدم جبهه، تلاش فراوانی می‌نمود.

در بسیاری از عملیاتها حاج حسین مجروح شد. اما برای جلوگیری از تضعیف روحیه همرزمانش حاضر نمی‌شد به پشت جبهه انتقال یابد.

در عملیات كربلای 5 ، زمانی مه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شده بود، خود پییگیر جدی این كار شد، كه در همان حال خمپاره ای در نزدیكی اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملكوت اعلی پرواز كرد و این سردار بزرگ در روز هشتم اسفند ماه 1365 در جوار قرب الهی ماوا گزید. سردار دلا وری كه همواره در عملیات ها پیشقدم بود و اغلب اوقات شخصاً به شناسایی می رفت.

در هر شرایطی تصمیمش برای خدا و در جهت رضای حق بود.

او یار حسین زمان، عاشق جبهه و جبهه‌ای ها بود و وقتی به خط مقدم می‌رسید گویی جان دوباره‌ای می‌یافت؛ شاد می‌شد و چهره‌اش آثار این نشاط را نمایان می‌ساخت.

شهید خرازی پرورش یافته مكتب حسین(ع) و الگوی وفاداری به اصول و ایستادگی بر سر ارزشها و آرمانها بود. جان شیفته‌اش آنچنان از زلال مكتب حیا‌ت‌بخش اسلام و زمزمه خلوص، سیراب شده بود كه كمترین شائبه سیاست‌بازی و جاه‌طلبی به دورترین زاویه ذهنش راه نمی‌یافت.

این شهید سرافراز اسلام با علو طبع و همت والایی كه داشت هلال روشن مهتاب قلبش، هرگز به خسوف نگرایید و شكوفه‌های سفید نهال وجودش را آفت نفس، تیره نگردانید. در لباس سبز سپاه و میقات مسجد، مُحرِم شد، در عرفات جبهه وقوف كرد و در منای شلمچه و مسلخ عشق، جان به جان آفرین تسلیم نمود.

رهبر معظم انقلاب و فرمانده كل قوا در مورد ایشان می‌فرمایند:

او (حسین خرازی) سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت بود كه با ذخیره‌ای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه‌روزی برای خدا و نبرد بی‌امان با دشمنان اسلام، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آستان رحمت الهی فرود آمد و به لقاءالله پیوست.

درود بر او و بر همه همسنگرانش كه خود نامش حسین بود و لشكرش نیز همنام مولایش امام حسین(ع).

سردار شهید حاج حسین خرازی از نگاه تصویر

         سردار شهید حاج حسین خرازی

 









روحش شاد و یادش گرامی باد

سردار شهید حاج حسین خرازی از نگاه تصویر

         سردار شهید حاج حسین خرازی

 









روحش شاد و یادش گرامی باد

شهیدحسين خرازي، سرداري كه وحشت را به دشمنان هديه مي‌كرد

فرازي از مجاهدات فرمانده توانمند لشكر۱۴ امام حسين(ع) از زبان همرزمانش

حسين خرازي، سرداري كه وحشت را به دشمنان هديه مي‌كرد

 
اكنون نام شهيد حسين خرازي در كنار نام‌هايي چون همت، باكري، زين‌الدين، كاظمي و... تبديل به جزئي از فرهنگ دفاع مقدس شده است. فرمانده توانمند لشكر ۱۴ امام حسين(ع) كه حتي قبل از آغاز رسمي جنگ تحميلي، در ناآرامي‌هاي خطه كردستان وارد شد و با تشكيل گروه ضربت بچه‌هاي اصفهان، در آرام‌سازي اين نواحي نقش ارزنده‌اي ايفا كرد. در تاريخچه تشكيل لشكر ۱۴ امام حسين(ع) نيز مي‌بينيم كه هسته اوليه اين لشكر از همان گروه ضرب شكل گرفت و با فرماندهي توانمند سردار حسين خرازي، تبديل به يكي از تأثيرگذارترين واحدهاي نظامي كشورمان در دوران دفاع مقدس شد، چنانچه ماهر عبدالرشيد فرمانده سپاه سوم عراق، شهيد خرازي را به نام مي‌شناخت و اين مسئله كه هرجا لشكر ۱۴ حاضر مي‌شود، دشمن به نشانه حمله بنيان برافكن نيروهاي ايراني، نخبگان نظامي خود را مقابل‌شان صف آرايي مي‌كند، موضوعي است كه مورد تأييد بسياري از رزمندگان قرار دارد. شايد چنين دلايلي باعث شد كه خبر شهادت اين سردار بزرگ جبهه، بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي دشمن داشته باشد. حسين خرازي كه تاريخ شهادتش ۸ اسفند ماه ۱۳۶۵ را نشان مي‌دهد، در بخش اعظمي از دفاع مقدس حضور فيزيكي و تأثيرگذار داشت و اكنون نيز نام و يادش، در كنار رشادت رزمندگان ايراني، تركيبي سخت در برابر دشمنان پديد مي‌آورد، همانگونه كه در اين سوي، سربلندي ايران اسلامي را در نظر دوستان نمايان مي‌سازد. به مناسبت سالروز شهادت اين سردار بزرگ اسلام، گفت‌وگويي با سه نفر از نزديك‌ترين همرزمانش انجام داده ايم كه تقديم حضورتان مي‌شود.
يکشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۷
خرازي فاتح فتح المبين بود
سردار سيد احمد موسوي، مسئول اطلاعات عمليات لشكر ۱۴ امام حسين(ع) از عمليات خيبر تا انتهاي جنگ بوده است كه از ابتداي تشكيل اين لشكر همجواري سردار شهيد خرازي را تجربه كرده و نكته جالب اينكه هم در مجروحيت منجر به قطع دست شهيد خرازي در عمليات خيبر و هم در لحظه شهادت ايشان در كربلاي۵، در كنار اين سردار رشيد جبهه‌ها بوده است.
نحوه آشنايي‌تان با شهيد خرازي از كجا رقم خورد؟
در سال اول جنگ من در گيلانغرب بودم كه شهيد خرازي به همراه گروه ضربتش از كردستان به جبهه جنوب آمدند. ايشان در ناآرامي‌هاي خطه كردستان به همراه گروه ضربتي كه تشكيل داده بود ضربات كارسازي را به دشمن وارد كرد كه در واقع هسته اوليه تشكيل لشكر ۱۴ نيز از بچه‌هاي اين گروه شكل گرفت. به هرحال وقتي كه شهيد خرازي به جنوب آمد، در منطقه دارخوين مستقر شدند و خط پدافندي خود را در روستاي محمديه شكل دادند. رفته رفته رزمندگان بيشتري به اين گروه ملحق شدند تا كمي بعد اولين تيپ سپاه شكل بگيرد. به اين ترتيب كه تيپ امام حسين(ع) قبل از عمليات طريق القدس و آزادسازي بستان تشكيل شد، در حالي كه تعداد ديگري از تيپ‌هاي سپاه بعد از اين عمليات تشكيل شدند. به هرحال بنده كه از فتح المبين وارد اطلاعات ـ عمليات لشكر شدم، به خاطر وظايفم ارتباط نزديكي با شهيد خرازي داشتم و بعدها نيز هرچه مسئوليتم در اين واحد بيشتر مي‌شد، ارتباطم با ايشان نزديك‌تر مي‌شد.
ظاهراً انجام عمليات فرماندهي كل قوا به عنوان يكي از اولين عمليات‌هاي سپاه، از ابتكارات شهيد خرازي بوده است، در اين مورد توضيح دهيد.
اين عمليات در ۲۱ خرداد سال ۶۰ و درست يك روز پس از رأي عدم اعتماد مجلس به بني صدر كه پيش از آن فرمانده كل قوا را برعهده داشت، انجام گرفت تا پس از كارشني‌هاي خائني چون او، رزمندگان ما ضرب شست خوبي به دشمن نشان دهند. در واقع مي‌توانيم بگوييم عمليات فرماندهي كل قوا خميني روح خدا اولين عمليات سپاه نيز به شمار مي‌آيد. البته فرماندهي منطقه عملياتي برعهده سردار رحيم صفوي بود اما شهيد خرازي و نيروهايش به عنوان اركان اصلي اين عمليات در دارخوين وارد عمل شدند و تلفات خوبي نيز به دشمن وارد كردند. اين عمليات از بعد سياسي نيز به دليل اتفاقاتي كه در تغيير فرماندهي جنگ رخ داد، حائز اهميت بود.
شهيد خرازي در عمليات‌هاي متعددي حضور داشت، در كدام عمليات نقش ايشان را محوري ارزيابي مي‌كنيد؟
البته تمامي فرماندهان و رزمندگان نقش تأثيرگذار خود را در وقايع و عمليات‌هاي گوناگون ايفا مي‌كردند. اما شايد بتوان فتح در عمليات فتح المبين را به نام شهيد خرازي ثبت كرد. چراكه در اين عمليات، لشكر۱۴ ( كه آن زمان هنوز تيپ بود) از ارتفاعات ممله به پشت مواضع دشمن وارد شد و به دليل قطع ارتباطش با تيپ ثارالله، به تعبيري در محاصره افتاد. به اين ترتيب در حالي كه فرماندهان ارشدي چون محسن رضايي از ما مي‌خواستند منطقه را ترك كنيم، شهيد خرازي مي‌گفت اين ما نيستيم كه به محاصره افتاده ايم، بلكه دشمن به محاصره در آمده و بايد مقاومت كنيم. لذا دو روز دشمن از هر سو به ما يورش آورد و ما آن قدر مقاومت كرديم تا اينكه ارتباط مان با تيپ ثارالله برقرار شد و به اين ترتيب دشمن عقب‌نشيني كرد. در همين عمليات شاهد ابتكار جالبي از شهيد خرازي بودم كه از خلاقيت بالاي نظامي ايشان نشأت مي‌گرفت. چنين ابتكاراتي باعث شد دشمني كه به لحاظ تجهيزات از ما قوي تر بود به ناچار شكست خود را پذيرا باشد. در همان نقطه‌اي كه ما در محاصره دشمن قرار داشتيم، شهيد خرازي از راننده خودروهاي مان خواست كه شب هنگام با چراغ روشن فاصله ۱۰ كيلومتري تا امامزاده عبدالله را طي كنند و بعد با چراغ خاموش برگردندند و دوباره با چراغ روشن همين مسير را طي كنند. اين قضيه چند بار رخ داد و دشمن كه فكر مي‌كرد نيروهاي ما به تعداد زياد در اين جاده در تردد هستند نه تنها پيشروي نكردند بلكه روز بعد عقب نشيني كرده و راه ما براي خلاصي از محاصره باز شد.
گويي شما هم در ماجراي مجروحيت و هم شهادت ايشان حضور داشتيد، از اين لحظات بگوييد.
شهيد خرازي فرمانده‌اي بود كه دوشادوش نيروهايش در خط مقدم حضور مي‌يافت. به همين خاطر هميشه احتمال مجروحيت يا شهادت شان مي‌رفت. در عمليات خيبر نيز صبح روزي كه قرار شد لشكر۱۴ از طلائيه وارد عمل شود، ايشان خودش جزو اولين نفرات بود كه در منطقه حضور يافتند، درحالي كه بچه‌هاي ما هنوز خط خودي را تشكيل نداده بودند و در منطقه خطرات زيادي وجود داشت. در آن لحظه من در چند متري ايشان بودم كه ناگهان گلوله خمپاره‌اي به نزديكي شان اصابت كرد و بيسيم چي همراه ايشان به شهادت رسيده و خودش نيز به شدت مجروح شد. طوري كه به خاطر شدت جراحات وارده و قطعي دست شان ابتدا فكر كردم خرازي به شهادت رسيده است. اما مقدر بود زنده بماند و در ادامه دفاع مقدس منشاء خدمات خير بسياري بشود.
و نحوه شهادتشان؟
خواست خدا بود كه من در لحظه شهادت نيز همراه شهيد خرازي باشم و جالب اينجاست كه ايشان در هنگام شهادت نيز دغدغه نيروها را داشت و شايد بتوان گفت در همين مسير نيز به شهادت رسيد. عمليات كربلاي۵ در مراحل پاياني خود قرار داشت كه بخشي از نيروهاي لشكر چند صد متر جلوتر در خط مقدم، موضع گرفته بودند. شهيد خرازي از طريق گفت‌وگوهاي بيسيم متوجه شد آن بچه‌ها به دليل نرسيدن آذوقه و مهمات در مضيقه هستند. خيلي ناراحت شد و از ما خواست به سرعت خودرويي را به اين منظور به منطقه بفرستيم و خواست كه راننده قبل از عزيمت به كنار سنگر فرماندهي بيايد. بعد در همان جلسه قسمتي از وصيتنامه‌اش را براي‌مان خواند و گفت دوست دارد نام فرزندش كه هنوز متولد نشده بود را اگر پسر شد مهدي و اگر دختر شد زهرا بگذارند و به او نان حلال بخورانند. حال عجيبي داشت. حتي گفت كه از خدا شهادت خواسته و مي‌خواهد بدون اينكه زخمي بشود، مستقيماً به شهادت برسد. در همين حين خبر رسيد كه راننده مورد نظر با خودرواش بيرون سنگر هستند. ايشان بيرون رفت و ما هم پشت سرش خارج شديم. فرماندهي كه پيشاپيش نيروهايش حركت مي‌كرد
حسن فتاحي دولت آبادي به عنوان مسئول واحد مهندسي – رزمي لشكر ۱۴ امام حسين(ع)، از جمله ياران نزديك شهيد خرازي است كه از زمان حضور اين سردارشهيد در ناآرامي‌هاي خطه كردستان، همراه او بوده است و به صورت مستمر همرزمي شهيد خرازي را در جبهه‌هاي جنوب نيز دنبال كرده و به اين ترتيب خاطرات بسياري از اين شهيد بزرگوار دارد.
براي شروع از گروه ضربت شهيد خرازي در كردستان بگوييد. ظاهراً اين گروه وحشت زيادي در آن خطه بر دل ضد انقلاب انداخته بود؟
اين گروه متشكل از نيروهاي سپاه و ارتش بود كه بخش سپاه آن را شهيد خرازي فرماندهي مي‌كرد. گروه ضربت از همان آغاز ناآرامي‌هاي غرب كشور به همت افرادي چون شهيد خرازي تشكيل شده بود كه معمولاً اين گروه شامل ۵۵ الي ۶۰ نفر مي‌شد. كار ما تأمين امنيت راه‌ها يا ايجاد آرامش در نقاط آشوب خيز بود. مثلاً وقتي كه ضد انقلاب از رسيدن آذوقه و اقلام مورد نياز به مردم مريوان جلوگيري كردند، ۵۰ الي ۶۰ كاميون از كالاهاي مورد نياز به آن شهر گسيل شد كه گروه ضربت وظيفه تأمين امنيتش را برعهده گرفت و اتفاقاً با كميني كه ضد انقلاب گذاشته بودند حدود ۱۱ شهيد داديم، اما وجود همه سختي‌ها كارمان را انجام مي‌داديم و با جديت و توانمندي كه شهيد خرازي در امر فرماندهي داشت، گروه ضربت وحشت زيادي در دل ضد انقلاب انداخته بود.
به عنوان يكي از همرزمان شهيد خرازي، نقش ايشان را در فرونشاندن فتنه ضد انقلاب در كردستان چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
همانطور كه گفتم گروه ضربت وظيفه پاكسازي نقاط ناآرام را از لوث وجود ضد انقلاب برعهده داشت. بارها پيش مي‌آمد كه بچه‌هاي ما چندين كيلومتر راه را در مسيرهاي ناآرام طي مي‌كردند تا همانند نيروهاي واكنش سريع،
شنيدم كه به راننده گفت اگر فكر مي‌كني رساندن اقلام مورد به خط خطر دارد سوئيچ را بدهد تا خودش آنها را به بچه‌ها برساند. راننده هم گفت كه اين كار را با اشتياق قبول كرده و سپس هر دو با هم روبوسي كردند. در همين حين گلوله خمپاره‌اي كه گويي براي شهيد خرازي فرستاده شده بود، كنارشان منفجر شد و خرازي همانجا به شهادت رسيد و راننده نيز روز بعد به فرمانده شهيدش پيوست.
ضد انقلاب را غافلگير كرده و ضربات مهلكي به آنها وارد كنند. به طور مثال ما در آخرين روزهايي كه در منطقه غرب بوديم، دو مأموريت به فاصله چند روز از هم انجام داديم كه در هر دو مورد راه‌هاي صعب العبوري را از ميان شيارها، دره‌ها و بلندي‌هاي ناهموار طي كرديم تا اينكه براي پاكسازي روستاي پيرخزان و در مورد ديگر براي پاكسازي بلندي‌هاي ژاله وارد عمل شويم. با توجه به شرايط كوهستاني كردستان كه شرايط را براي رزمندگان سخت مي‌كرد، گروه ضربت نعمت بزرگي به شمار مي‌آمد. چنانچه وقتي جنگ شروع شد و بسياري از بچه‌هاي گروه اصرار داشتند براي مقابله با بعثيون به جنوب برويم، خيلي از مسئولان با تصميم ما مخالفت كردند و نگران بودند كه مبادا با خالي شدن منطقه از گروه ضربت مشكلاتي پيش بيايد. اين امر به خوبي نشان مي‌دهد كه نقش فرماندهاني چون شهيد خرازي و گروهش در فرونشاندن فتنه ضدانقلاب در كردستان تا چه ميزان تأثيرگذار بود.
چطور شد كه با اتفاق شهيد خرازي به جبهه جنوب اعزام شديد؟
وقتي جنگ شروع شد، اخباري از پيشروي سريع نيروهاي دشمن در عمق خاك‌مان مي‌شنيديم كه بر نگراني بچه‌ها افزوده بود. به همين خاطر افراد فشار زيادي مي‌آوردند كه حتماً به جنوب برويم. شايد شهيد خرازي نيز ته دلش راضي به اين امر بود، ليكن به عنوان يك فرمانده و مسئول، هميشه سعي مي‌كرد وظايف محوله را عهده‌دار باشد. اما به هرحال فشار افراد باعث شد چند روزي به اصفهان برگرديم و باصطلاح پيه اين كار را نيز به تن مان بماليم. چراكه اصرار زيادي به بازگشت ما به غرب وجود داشت و حتي يادم مي‌آيد ما را به گرفتن دو روز روزه پشت سرهم جريمه كردند. همه با دل و جان پذيرفتيم و در نهايت با اصرار ما به جبهه جنوب و منطقه دارخوين اعزام شديم كه همان جا خط دفاعي محمديه را در برابر دشمن متجاوز تشكيل داديم.
از خصوصيات فرماندهي شهيد خرازي بسيار شنيده‌ايم، چه ويژگي بارزي از اين بعد شخصيتي ايشان سراغ داريد؟
شهيد خرازي سرداري بود كه وقتي فرماني مي‌داد، خودش پيشاپيش نيروها در انجام آن اقدام مي‌كرد. در مأموريت‌ها يا عمليات‌هاي گوناگون، شخصاً حضور فعالي مي‌يافت و باعث دلگرمي بچه‌ها مي‌شد. ايشان پيش از انقلاب دوره سربازي را پشت سرگذاشته و از طرفي مدت زمان قابل توجهي در منطق جنگي حضور داشت، تجربيات زيادي كسب كرده بود و اگر پيشنهاد يا فرماني مي‌داد، افراد مي‌دانستند كه پشت اين حرف تفكر فرماندهي چون خرازي نهفته است و با دل و جان پذيرايش مي‌شدند. البته ايشان از مشورت نيروها نيز بهره مي‌برد و اينطور نبود كه فقط خودش تصميم گيرنده باشد. به طور كلي شهيد خرازي فرمانده قلب‌ها بود و همه نيروها با دل و جان فرامينش را اجرا مي‌كردند. خوب است اينجا خاطره‌اي از يكي از عمليات‌هايمان در كردستان بگويم كه وقتي براي پاكسازي بلندي‌هاي ژاله رفته بوديم، غافلگير شديم و دو زخمي داديم. من حمل يكي از زخمي‌ها را برعهده گرفتم و شهيد خرازي نيز ديگري را بر دوش گرفت. ۲۰ متر به ۲۰ متر آنها را جا به جا مي‌كرديم تا در شرايط ناهموار كوهستان انرژي لازم براي رساندنشان به نقطه امن را داشته باشيم. شهيد خرازي با اينكه جثه‌اي كوچك‌تر از من داشت و از طرفي فرمانده بود و مي‌توانست از حمل مجروح شانه خالي كند، اين كار را نكرد و با توجه به احساس مسئوليت و علاقه‌اي كه به تك تك نيروها داشت، پا به پاي من در حمل مجروح‌ها كمك كرد و در عين حال نيز وظيفه فرماندهي‌اش را به نحو احسن به انجام رساند.
رجزهاي فرمانده عراقي براي حسين خرازي
سردار غلامحسين هاشمي به عنوان، مسئول ادوات و گردان‌هاي تخصصي لشكر ۱۴ امام حسين(ع) در دوران دفاع مقدس، از جمله همرزمان شهيد خرازي است كه سابقه آشنايي‌اش با اين سردار بزرگ جبهه‌ها، به دوران قبل از جنگ و عضويت در كميته دفاع شهري اصفهان مربوط مي‌شود. لذا از حيث آشنايي طولاني مدت با شهيد خرازي، واگويه‌هاي جالبي از اخلاق، سلوك و همينطور مجاهدات اين سردار شهيد دارد كه طي گفت‌وگويي از وي جويا شديم.
براي شروع از نحوه آشنايي‌تان با شهيد خرازي بگوييد.
آشنايي ما از سال ۱۳۵۸ در كميته دفاع شهري اصفهان آغاز شد. همانطور كه مي‌دانيد در اصفهان كميته انقلاب اسلامي تشكيل نشد و به جاي آن همين كميته دفاع شهري مسئوليت‌هاي مشابه را برعهده گرفت. محل اين كميته در مركز سابق ساواك تشكيل شده بود و شهيد خرازي به دليل انجام خدمت سربازي و آشنايي‌اش با سلاح ها، مسئوليت نگهداري از سلاح‌هاي اين كميته را برعهده داشت. از همان جا با ايشان به عنوان يك فعال انقلابي آشنا شدم و بعدها در جبهه‌ها نيز اين آشنايي تداوم يافت.
پس شهيد خرازي در فعاليت‌هاي انقلابي هم حضور داشت؟
بله ايشان در بحبوحه جريان انقلاب، خدمت سربازي خود را مي‌گذراند كه به فرمان امام مبني بر ترك پادگان توسط نظامي‌ها، ايشان محل خدمت خود را ترك مي‌كند و به صف انقلابيون مي‌پيوندد و در كنار ساير مبارزان، در جريان انقلاب نقش فعالي را برعهده مي‌گيرد. لذا وقتي كه انقلاب به پيروزي رسيد، ايشان نزد انقلابيون فردي معتمد و شناخته شده بود و از همين رو وظيفه حساس و خطير نگهداري اسلحه‌ها آن هم در شرايط حساس آن زمان برعهده ايشان قرار گرفت. در كميته دفاع شهري شهيد خرازي در كنار ساير افراد، حفظ امنيت شهر و تعقيب و دستگيري ضد انقلاب را عهده‌دار بود.
گويي با وجود استمرار حضور شهيد خرازي در اغلب عمليات‌ها و سال‌هاي متمادي حضورشان در جبهه‌ها، شهادت ايشان بازتاب زيادي در ميان دشمنان داشته است؟
شهيد خرازي در زمره شهداي نامي جبهه‌ها بود. چنانچه حتي فرماندهان دشمن ايشان را به نام مي‌شناختند و پيش آمده بود كه در تلويزيون عراق از او نام برده بودند. يكي از نمونه هايش در يكي از عمليات‌ها اتفاق افتاد كه وقتي مواضع مان را در شرق دجله تخليه كرده و به نقطه ديگري رفتيم، ماهر عبدالرشيد، فرمانده سپاه سوم عراق كه اغلب عمليات پاتك را برعهده مي‌گرفت، در تلويزيون عراق ظاهر شده و درست در جايي كه پيشتر لشكر ما قرار داشت، ايستاد و گفت: «خرازي كجايي كه ما اينجا را گرفتيم.» اين حرف فرمانده عراقي به خوبي نشان مي‌دهد كه شهيد خرازي تا چه ميزان بر دل دشمنان ترس افكنده بود كه او را به نام مي‌شناختند و با چنين لفاظي‌هايي سعي داشتند حقارت خود در برابر اين سردار رشيد را بپوشاندند. وقتي هم كه خرازي به شهادت رسيد، راديو و تلويزيون عراق با خوشحالي اين مسئله را عنوان مي‌كردند و اظهار مي‌داشتند كه يكي از فرماندهان ارشد ايراني به نام حسين خرازي كشته شده است. همه مي‌دانيم كه خوشحالي دشمن از چنين اتفاقي از چه واقعيتي نشأت مي‌گيرد و وجود شهيد خرازي خاري بر چشم آنها بود.
به عنوان يكي از همرزمان شهيد خرازي نقش ايشان را در كدام عمليات مؤثر مي‌دانيد؟
شهيد خرازي در اغلب عمليات‌هاي بزرگ حضور تأثيرگذار داشت، وليكن در عمليات الي بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر، شهيد خرازي به همراه شهيد كاظمي جزو اولين نفراتي بودند كه وارد خرمشهر شدند و اين امر در ارتباط بيسيم شهيد كاظمي و شهيد صياد شيرازي به خوبي نمايان است كه سردار كاظمي به قرارگاه مي‌گويد به همراه حسين داريم وارد شهر مي‌شويم. يعني درست در سوم خردادماه ۱۳۶۱ و اولين ساعاتي كه نيروهاي ما توانستند به شهر راه يابند و كمي بعد كل شهر را آزاد كنند. رشادت شهيد خرازي در عمليات الي بيت المقدس مورد تأييد شهيد صياد شيرازي نيز قرار داشت و ايشان بارها از نقش شهيد خرازي و شهيد كاظمي در اين خصوص سخن گفته بودند.
از قرار ارتباط عميقي بين شهيد خرازي و شهيد كاظمي وجود داشت، نظر شما چيست؟
اين سخن از شهيد كاظمي است كه گفته شهيد خرازي جايگاه ويژه‌اي در درگاه خدا دارد و يكي از درهاي بهشت قبر اين شهيد بزرگوار است. با چنين سخني به خوبي مي‌توان انس و الفت بين اين دو شهيد را دريافت. به همين دليل نيز شهيد كاظمي وصيت كرده بود جسدش را در كنار شهيد خرازي دفن كنند و بعد از شهادت ايشان نيز طبق وصيتنامه‌اش، پيكر مطهر شهيد كاظمي در كنار دوست و يار ديرينه‌اش آرام گرفت.
به نظر شما چه رازي در نام و ياد شهيد خرازي وجود دارد كه اينگونه مورد توجه مردم اصفهان و به خصوص جوانان اين خطه قرار دارد؟
واقعيت اين است كه شهدا متعلق به منطقه و قوميت خاصي نيستند و اين كلام خود شهيد خرازي است كه اعتقاد داشت جنگ متعلق به گروه خاصي نيست و هركس كه براي دفاع از كشور به جبهه‌ها بيايد، رزمنده محسوب مي‌شود و حق دارد در آن شركت كند. شهيد خرازي نيز همانند تمامي شهدا متعلق به همه مردم ايران است. اما همانطور كه گفتيد ايشان در نزد مردم استان اصفهان از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و به عنوان فرمانده توانمند لشكر ۱۴ امام حسين(ع) بسياري از خانواده‌هاي ايثارگر و ساير اقشار استان اصفهان با منش ايشان به خوبي آشنايي دارند. از آنجا كه تمامي شهدا خلوص نيت در رفتار و كردار خود داشتند اثرات كارهاي خالصانه‌شان در نهاد پاك جوانان و عموم مردم تأثير خود را مي‌گذارد. از اين رو شهيد خرازي نيز به عنوان فرماندهي كه به واقع فرمانده قلب‌ها بود و در امر جنگ و خدمت به كشور و انقلاب خالصانه از همه هستي خود گذشت، مورد احترام مردم قرار دارد. لذا اكنون مشاهد مي‌كنيم مردم ما قدر خلوص نيت و خدمات خالصانه شهيد خرازي را در كنار ساير شهدا درك مي‌كنند و مزار اين شهيد بزرگوار حتي ۲۵ سال پس از شهادتش همچنان محل زيارت جوانان و دوستداران راه حقيقت و شهادت است.


احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیها

 

                           احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیها
امام صادق علیه السلام:
خداوند حرمى دارد کهمکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على علیه السلام حرمىدارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از هشت در بهشت سه در آن به قمباز مى‌شود – زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى‌رود که اسمش فاطمه دخترموسى علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى‌شوند.
یکسال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله علیها به شوق دیدار برادر وادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده‌اى از برادران و برادرزادگانبه طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى‌شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب سلام اللهعلیها پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمانمى‌رساندند و مخالفت خود و اهل‌بیت علیهم السلام را با حکومت حیله‌گربنى‌عباس اظهار مى‌کرد.

امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است.

امام جواد علیه السلام: کسى که عمه‌ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است.

امام صادق علیه السلام: کسى که آن حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست.

امام صادق علیه السلام: آگاه باشید که حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است.

جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها
لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:
«هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.»
این لقب، که از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

امام رضا علیه السلام در روایتى دیگر مى‌فرماید:
هر کس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت کند که ثواب زیارت مرا در مى‌یابد.(5)
دیگر حضرت معصومه سلام الله علیها «کریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یکى ازبزرگان، از سوى اهل‌بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اینرؤیاى صادقانه بدین شرح است :
مرحوم آیة اللّه سیّدمحمودمرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیارعلاقه‌مند بود که محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را بهدست آورد. ختم مجرّبى انتخاب کرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از بهپایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت کرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.

امام به ایشان فرمودند: به دامان کریمه اهل بیت چنگ بزن.
ایشان به گمان این که منظورامام علیه السلامحضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض کرد: «قربانت گردم،من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتربه زیارتش مشرّف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قماست.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى، خداوند مى‌خواهد محل قبر شریف حضرت زهراسلام الله علیها پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیهارا تجلّى‌گاه قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها قرار داده است. اگر قراربود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوندهمان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها دادهاست.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى که از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفربربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وىبى‌درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به قصد زیارت کریمهاهل‌بیت ترک کرد.

«امام صادق (ع) فرمودند: «به زودی زمانی فرا می‏رسد که شهر قم و اهل آن حجت سایر مردم خواهند شد.»

«امام جعفر صادق علیه‏السلام فرمودند: قم، شهر ما و شهر شیعیان ما می‏باشد. قم، پاک و پاکیزه است.»

«نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرموده‏اند: کسی که مرا یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت به دیدارش خواهم رفت، و او را از ترس‏های آن روز نجات خواهم داد.»

«کسی که حضرت معصومه (س) را در قم زیارت کند، مانند آن است مرا زیارت کرده است.»

«حسن بن مثله جمکرانی که توفیق شرفیابی به محضر مبارک حضرت مهدی (عج) را پیدا نمود، پس از دریافت دستور ساخت مسجد مقدس جمکران، امام زمان (عج) به ایشان فرمودند: «کسی که در آن مسجد نماز بگذارد، همانند این است که در خانه ی خدا نماز خوانده است.»

حضرت جعفر صادق علیه‏السلام در حدیثی مفصل راجع به اوضاع آخرالزمان فرمودند: «اما ری، پس وای بر آن از دو بالش! و امنیت و آرامش در آن از طرف قم و اهل قم است. از آن حضرت سؤال شد (که آن) دو بال کدامند؟ امام فرمودند: یکی بغداد، و دیگری خراسان است.»

«حضرت صادق علیه‏السلام فرمودند: همانا زیارت او برابر با کسب بهشت است.»

«آگاه باشید! همانا حرم من و حرم فرزندانم، بعد از من، قم است.»

«مردم قم، یاران ما هستند.»

«آگاه باشید! اهل قم، یاران قائم ما (عجل)، و دعوتگران و خواهان احقاق حق ما هستند.»

حضرت صادق علیه‏السلام فرمودند: «زمانی که رنج و زحمت و گرفتاری به شما هجوم آورد، به قم روی آورید؛ زیرا قم پناهگاه فاطمیان و محل آسایش مؤمنان است.»

«امام رضا علیه‏السلام خطاب به زکریا بن آدم اشعری فرمودند: خداوند گرفتاری‏ها را به واسطه تو از مردم قم برطرف می‏کند؛ همان طور که به واسطه ی قبر امام هفتم علیه‏السلام از مردم بغداد برطرف می‏کند.»

«حضرت صادق علیه‏السلام راجع به قم فرموده‏اند: شیعیان و دوستان ما در شهر قم هستند. به زودی ساختمان در آن شهر زیاد می‏شود، مردم راهی آنجا شده، و در آن شهر اجتماع می‏کنند، تا جایی که، نهر حجر (رودخانه) وسط شهرستان قرار می‏گیرد.»

«امام حسن عسگری علیه‏السلام طی نامه‏یی مبارک، به مردم قم و آبه، نوشتند:
خداوند از روی مهربانی و بذل و کرمش، بر بندگان خود منت گذارد، و پیامبری همانند محمد (درود خدا بر او و خاندانش باد!) به عنوان بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده فرستاد. آن گاه شما – مردم قم و آبه – را برای پذیرش دینش موفق کرد. پس با هدایت‏هایش، به شما عزت و کرامت بخشید، و در دل‏های اجداد شما (رحمت خدا بر آنان باد!) تخم هدایت را کاشت.

عفان بصری روایت می‏کند: «در محضر پیشوای ششم امام صادق علیه‏السلام بودم، که ایشان از من پرسیدند: می‏دانی چرا قم به این اسم نامیده شد؟ در جواب گفتم: خدا و پیامبرش و شما آگاه‏تر هستید. پس آن حضرت در ادامه فرمودند: به این دلیل قم نامیده شد، چون اهل آن با قائم آل محمد (ص) همراه می‏شوند، و با او قیام می‏کنند، و استوار خواهند بود.»

امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «هیچ کس به قم و اهل آن قصد بدی نمی‏کند، جز اینکه خداوند او را خوار و ذلیل می‏گرداند، و وی را از رحمت خود به دور می‏نماید.»

قم، حرم اهل بیت
امام صادق علیه‏السلام سال‏ها قبل از ولادت فرزندش، امام موسی بن جعفر علیه‏السلام، در سخنی روحبخش چنین پیشگویی نمودند: «همانا برای خدا حرمیست؛ و آن، مکه می‏باشد. رسول خدا را حرمیست؛ و آن، مدینه است. برای امیرالمؤمنین علیه‏السلام حرمیست؛ و آن، کوفه – نجف اشرف – است. ما هم دارای حرمی هستیم؛ و آن، قم می‏باشد. به زودی بانویی از فرزند من، که نامش فاطمه علیه‏السلام است، آنجا مدفون خواهد شد. هر کس او را زیارت کند، بهشت بر وی واجب می‏شود.»

قم سرزمین مقدس
حضرت امام صادق علیه‏السلام فرمودند: تربت قم مقدس است، و مردم قم از مایند و ما هم از آنانیم هیچ ستمگری قصد بد به اهل قم نمی‏کند مگر اینکه عذاب او جلو می‏افتد تا وقتی که مردم به برادران خود خیانت نکنند. اما هنگامی که (به برادران خود) خیانت کنند، خداوند ستمگران را بر آنان مسلط می‏کند.
آنان (اهل قم) یاران قائم ما و دعوتگران حق هستند، آن گاه امام (صادق علیه‏السلام) سر (مبارکشان) را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: خدایا آنها (مردم قم) را از هر فتنه‏یی مصون بدار و از نابودی نجات بخش.

دعای حضرت علی برای مردم قم
حضرت علی علیه‏السلام فرمودند: درود خدا بر مردم قم، رحمت و لطف خداوند بر آنان باد، خداوند شهرهای آنان را از باران سیراب نماید.

قم، آشیانه‏ی آل محمد
حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع):
امام هفتم شیعیان حضرت ابی‏الحسن موسی بن جعفر علیه‏السلام فرمودند: قم آشیانه آل محمد (ص) و پناهگاه شیعیان آنهاست، اما به زودی گروهی از جوانان آنان به خاطر نافرمانی پدرانشان و سبک شمردن و مسخره کردن بزرگان و کهنسالان و پیران، نابود می‏شوند، ولی با این حال، خداوند شر دشمنان و هر گونه بدی را از آنان (قمیان) دفع می‏کند.

مردم قم
امام صادق علیه‏السلام فرموده‏اند: «مردم خراسان، بزرگان ما هستند؛ و مردم قم، انصار و یاران ما می‏باشند.»

محاسبه‏ی مردم قم
پیشوای ششم شیعیان علیه‏السلام فرموده‏اند: محل حشر تمام مردم به طرف بیت‏المقدس است، مگر مکانی در سرزمین جبل که به آن قم گفته می‏شود آنان در همان قبر خودشان محاسبه می‏شوند و از همانجا به طرف بهشت می‏روند…»

مردم قم
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «مردم قم، آمرزیده هستند.».

قم، یکی از درهای بهشت
امام رضا علیه‏السلام فرمودند: «بهشت دارای هشت در است، که یکی از آن درها مخصوص مردم قم
می‏باشد. خوشا به سعادت آنها! خوشا به سعادت آنها!»

اهل قم
گروهی از اهالی ری به محضر مبارک امام صادق علیه‏السلام رسیدند و عرض کردند: «ما از اهالی ری هستیم.» امام علیه‏السلام فرمودند: «مرحبا به برادران ما از اهل قم!» آنها بار دیگر خود را معرفی نمودند، و آن امام همام علیه‏السلام نیز چندین مرتبه همان سخن را تکرار کردند و جمله اول را پاسخ دادند.
فضیلت سرزمین قم
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «خداوند سرزمین کوفه را حجت بر سایر سرزمین‏ها قرار داده است. با ذکر مؤمنان ساکن کوفه بر افراد غیر مؤمن، سایر سرزمین‏ها احتجاج کنند. همچنین خداوند با ذکر قم، بر سایر سرزمین‏ها احتجاج می‏نماید؛ و با ذکر ساکنان قم، بر همه مردم مشرق و مغرب احتجاج می‏نماید.»

فنته بر آسمان قم
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «در آسمان قم فرشته‏یی قرار دارد، که پرهایش را به شهر قم پهن کرده است. هر جبار ستمگری قصد سوء به قم را داشته باشد، خداوند او را آنچنان ذوب می‏کند، که نمک در آب ذوب می‏شود!»

سلام خدا بر مردم قم
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «سلام خدا بر مردم قم! خداوند سرزمین آنها را با بارانش سیراب می‏کند، برکاتش را بر آنها نازل می‏نماید، و گناهانشان را به نیکی‏ها تبدیل می‏سازد.»

اهل رکوع و سجود
قال الامام الصادق علیه‏السلام:
«آنها مردم قم اهل رکوع، سجود، قیام و قعود در عبادت هستند. آنها فقها، دانشمندان، افراد هوشمند، فهیم و روایت شناس بوده، و عبادات خود را به نیکویی انجام می‏دهند.»

مردم قم، ضامن بقای دین
قال المعصوم علیه‏السلام:
«اگر مردم قم نبودند، دین تباه و ضایع می‏شد.»

توقف کشتی نوح در قم
ابومقاتل دیلمی از حضرت علی بن محمد علیه‏السلام روایت می‏کند:
«همانا قم به این اسم نامیده شد، چون کشتی نوح علیه‏السلام در جریان طوفان به آنجا رسید، و حرکت نکرد؛ و آن، قطعه‏یی از بیت‏المقدس است.»

قیام مردی از اهل قم
قال الامام موسی بن جعفر علیه‏السلام:
«مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق فرا خواند. گروهی همچون قطعات آهن به همراه او گرد می‏آیند. افرادی که تندبادها آنان را نمی‏لغزاند؛ از جنگ خسته نمی‏شوند؛ نمی‏ترسند، و بر خدا توکل می‏کنند. عاقبت از برای اهل تقواست.»

اهل قم زائرین امام رضا
ابوالصلت هروی نقل می‏کند:
در خدمت حضرت رضا علیه‏السلام بودم، که گروهی از اهل قم به محضر مبارک آن بزرگوار وارد شدند و سلام کردند. آن امام همام علیه‏السلام آنها را نزدیک خود جا داد، و فرمود: «مرحبا بکم و اهلا فانتم شیعتنا حقا فسیأتی علیکم یوم تزورون فیه تربتی بطوس الا ضمن زارنی و هو علی غسل، خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه» [17] .
«خوش آمدید! آفرین بر شما! الحق که شیعیان ما هستید. عن قریب، روزی فرا رسد، که تربت مرا در طوس زیارت کنید. آگاه باشید که، هر کس مرا با غسل زیارت کند، از گناهان خود خارج می‏شود، مانند روزی که از مادر متولد شده است!»

قم، سالم‏ترین شهرها در آخرالزمان
«از حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام سؤال شد: سالم‏ترین شهرها و بهترین مکان‏ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیرها کجاست؟ امام علی علیه‏السلام در پاسخ فرمود: سالم‏ترین مکان‏ها در آن روز، زمین جبل است. زمانی که خراسان مضطرب شود، بین مردم گرگان و طبرسان جنگ رخ دهد، و سجستان خراب شود، پس سالم‏ترین مکان در آن روز، شهر قم است.»


وفات حضرت حضرت معصومه س


ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. 

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. 

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. 

اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند. 

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است.

بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. 

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است. 

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد. 

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است. 

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد."آفتاب" سالروز وفات آن حضرت را به تمام عاشقان حضرتش تسلیت می گوید.

احادیثی پیرامون حضرت معصومه(س)
قال الصادق عليه السلام:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم

خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند.

عن سعد عن الرضا(ع) قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة

امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است . 


كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة

امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است . 


امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧)
امام صادق (ع) كسى كه آن حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست . 

امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» (بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦ )
امام صادق (ع) - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است

جايگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روايتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢)

«هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.

امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد. (زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .)

ولادت امام حسن عسگری علیه السلام مبارک

ولادت امام حسن عسگری علیه السلام مبارک


او آمده است؛ تا خورشید، مبدأ همه آیینه ها باشد.

شکفتن بهار در بهاری دل انگیزتر؛

دمیدن گلِ حُسن در حُسنی فزون تر،

روییدن گلی دلرُباتر در گلستان طاها!

ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد






__________________


ولادت خجسته پیشوای خورشید پرور آسمان انتظار،

امام حسن عسكری‏ علیه السلام مبارك باد.
هشتم ربیع الثانی در تقویم شیعیان بزرگداشت ولادت امامی است که نام گرامی او یادآور نام فرزند برومندش امام مهدی حضرت صاحب الزمان(عج) است؛ امامی که با تمهید و زمینه‏ سازی روحی و عقیدتی، شیعیان را برای رود به دوران غیبت آماده کرد.امام یازدهم شیعیان «حسن بن علی» نام دارد و کنیه ایشان« ابومحمد» و لقبش زكّي و عسكری است. ایشان در ۸ ربيع الثانی سال ۲۳۲ هجری در مدينه به دنیا آمد و در جمعه هشتم ربيع الاول سال ۲۶۰ در سن ۲۸ سالگی به شهادت رسید و در سامرا به خاک سپرده شد.
آفتاب: خلفای عباسی برای اينكه امامان معصوم(ع) را تحت نظر بگیرند و بر فعاليت‌های فكری و سياسي آنان احاطه داشته باشند، آنان را از مدينه منوره(كه مركز علم و دين بود) به بغداد و سامراء و خراسان (كه پايتخت‌هاي دستگاه حاكمه بود) فرامی خواندند. به همین جهت امام حسن عسكری(ع) تقريباً تمام عمر را یا در زندان و یا در تبعيد به سر برد. حضرت ۲ ساله بود كه به همراه پدرش به تبعيدگاه رفت و مدت ۲۰ سال همراه با آن حضرت در تبعيد بود. به همین دلیل اصحاب نمي‌توانستند خدمت ايشان برسند اما امام حسن عسکری(ع) با ايجاد تشكيلات سری، پيروان خود را سازماندهي كرد.

ایجاد شبکه ارتباطی وکالت برای ارتباط با شیعیان

فشار حکومت غاصب عباسی بر شیعیان به ویژه بر رهبر آنان امام حسن عسکری(ع) به قدری در این دوره شدت گرفته بود كه امام را ناگزير كردند هر هفته در دربار حاضر شود. یكی از شیعیان نقل می‌كند در یكی از روزهایی که قرار بود امام(ع) به دارالخلافه برود. ما در نقطه‌ای به انتظار دیدار وی جمع شدیم، در این حال توقیعی از طرف آن حضرت بدین مضمون به ما رسید: «كسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نكند، زیرا كه در امان نیستید». این روایت به خوبی نشان می‌دهد كه امام(ع) و شیعیان تا چه حد تحت نظر و كنترل دستگاه خلافت بوده‌اند، و امام(ع) نیز با رعایت تقیه جان خویش و شیعیان را حفظ می‌كرده است.

خلفای عباسی به همین کنترل شدید بسنده نکرده بلكه امام را بازداشت کردند و در محله­«عسكر»­سامراء که یک منطقه نظامی بود، در تبعید نگهداشتند، به همين جهت حضرت به « عسكری» معروف شدند. اما با وجود همه این تدابیر شدید امنیتی که حکومت عباسی ترتیب داده بود از آنجا که امر الهی قطعا تحقق می یابد، امام حسن عسکری(ع) با ايجاد شبكه وکالت، ارتباط خود را با شیعیان حفظ کرده و در عین حال آنان را برای دوران غیبت فرزند گرامی اش حضرت مهدی موعود(عج) آماده کرد.

در زمان امام حسن عسكري(ع) شیعیان در مناطق مختلف و شهرهاي متعددي زندگی می کردند و این گستردگي و پراكندگي مراكز تجمع شيعيان، مستلزم وجود سازمان ارتباطي منظمي بود تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يك سو، و ارتباط آنان را با همديگر از سوي دیگر برقرار سازد. اين نياز از زمان امام نهم حضرت امام جواد(ع) احساس مي‌شد و به همین جهت شبكه ارتباطي وكالت و نصب نمايندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقراري چنين سيستمي مورد اجرا گذاشته ‌شد که تا زمان امام عسكری(ع) نيز ادامه پیدا کرد.

امام حسن عسكري(ع) نمايندگاني از ميان چهره‌هاي شاخص و شخصيت‌هاي برجسته شيعيان برگزيد و در مناطق متعدد منصوب كرد و از اين طريق با پيروان خویش در ارتباط بود. امام از طريق اعزام پيك‌ها نيز با شيعيان و پيروان خود ارتباط برقرار مي‌ساخت و از اين راه مشكلات آنان را برطرف مي‌كرد. به عنوان نمونه مي‌توان از فعاليت‌هاي «ابوالأريان» يكي از نزديكترين ياران امام ياد كرد، او نامه‌ها و پيام‌هاي امام را به پيروان آن حضرت مي‌رساند، و متقابلاً نامه‌ها، سؤال‌ها، مشكلات و وجوه ارسالي شيعيان را در سامراء به محضر امام مي‌رساند.

مبارزه امام حسن عسکری(ع) علیه فرقه های مختلف انحرافی

در دوران امام یازدهم، یعنی نیمه اول قرن سوم هجری، فرقه‌ها و مذاهب مختلفی در درون جامعه اسلامی شكل گرفته بود. عالمان این مذاهب درصدد گسترش عقاید باطل و انحرافی خویش بودند. امام حسن عسكری(ع) علاوه بر مبارزات سیاسی كه عمدتاً به صورت پنهان و در قالب سیستم پنهانی وكالت دنبال می‌شد، با این فرقه‌های منحرف نیز برخورد داشت، انحرافات آنها را بیان می‌كرد و شیعیان را از افتادن در دام آنان نجات می‌داد. از جمله این فرقه‌های انحرافی غالیان، صوفیان، مفوضه، واقفیه، معتزله، ثنویه و جاعلان حدیث بودند.

از سال ۲۴۰ و بعد از دوره معتصم عباسی یک جریان ضد معتزله و ضد عقلانیت پدید آمد که از متوکل عباسی شروع شد. متوکل عباسی قشری‌ترین خلیفه بنی عباس بود و از نظر تفکری، نهضت «احمد حنبل» که حدیث گرا بود را تأیید می‌کرد. متوکل با اینکه خود فردی فاسق بود خیلی ظاهرگرا بود و علیه عقلانیت معتزله که در زمان مأمون و معتصم حاکم بود اقداماتی کرد که نتیجه آن ظاهرگرایی، یکی ظهور مذهب «حنبلیه»، و بعدها در قرن چهارم نیز باعث ظهور «اشاعره» شد که حدیث گرا و قائل به جبر بودند.

بر خلاف معتزله و شیعه که عقلانی بودند و نسبت به حکومت وقت معترض بودند اشاعره چنین نبودند و حکومت وقت را مورد پذیرش قرار می‌دادند. بر این اساس بود که در زمان متوکل عباسی هم رهبران معتزله زندانی بودند و هم رهبران شیعه. این عوامل سبب شد تا شرایط خفقان اجتماعی پدید بیاید. نتیجه این شرایط اجتماعی نوعی مخفی گرایی بود که امامان شیعه از جمله امام حسن عسکری(ع) اعمال می‌کردند.

امام حسن عسکری بیش از ۲۸ سال عمر نکرد ولی در مدت ۶ سال امامت و ریاست روحانی اسلامی آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام می رسیدند بر جای گذاشت .

شهادت امام حسن عسکری (ع )

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری نوشته اند. در شرح چگونگی شهادت آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که امام حسن عسکری رنجور شده، پدرم به سرعت خبر را به خلیفه رساند. خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد .

یکی از ایشان «نحریر» خادم از محرمان خاص خلیفه بود، امر کرد که ایشان پیوسته ملازم خانه آن حضرت بوده و بر احوال آن حضرت نظارت داشته باشند. یک طبیب را مقرر کرد هر بامداد و پسین نزد آن حضرت رفته و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت و ضعف بر او مستولی شده است. پس بامداد نزد آن حضرت رفت و اطبا را امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند.

این کارها را برای آن می کردند تا آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم وانمود کنند که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری قمری آن حضرت در سن ۲۸ سالگی به سرای باقی شتافت .

بعد از آن خلیفه خطر فرزند امام حسن عسکری را احساس و درپی یافتن وی برآمد زیرا شنیده بود فرزند آن حضرت بر عالم مستولی شده و اهل باطل را منقرض خواهد کرد، این تفحص ها دو سال ادامه داشت.

این جستجوها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله(ص) می پیوست شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری (ع) فرزندی پاک‌گهر ملقب به «مهدی آخر الزمان»، همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را از بین ببرند .

ماجرای جانشین بر حق امام عسکری (ع)

ابوالادیان از اصحاب امام حسن عسکری می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در روزهای آخر زندگی روزی امام من را طلب فرمود و چند نامه نوشت تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از ۱۵ روز باز داخل سامره خواهی شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید ، در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود .

ابوالادیان به امام عرض می کند: ای سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی دهد امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند .

ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد .

ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست .

ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد نتوانم چیز دیگری بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از ۱۵ روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام را دیدم که نشسته، شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند. من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم. اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد.

چون بدن مطهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ایستاد طفلی گندمگون و پیچیده موی و گشاده دندان مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو عقب بایست که من به نماز سزاوارترم .

رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ایستاد. سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و امام را کنار امام علی النقی (ع) دفن کردند. در این موقع عده ای شیعه از شهر قم رسیدند، چون از وفات امام با خبر شدند مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هایی است از فلان و فلان و همیانی ( کیسه ای) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا .

شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است ، این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن .

جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت: بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری نیافتند ...