خرمشهر را خدا آزاد کرد" یعنی چه؟
این جملهای بود که امام خمینی(ره) پس از سوم خرداد 1361 فرمود. الحمد لله که در آن زمان مدعیان جرأت نداشتند امام (ره) را به جوگیر شدن و بیانات احساساتی شماتت کنند. اما به راستی این جمله یعنی چه؟ جملهای که بارها شنیدهایم و برایمان تکراری شده است.
آیا واقعا امام جوگیر شد؟ آیا منظور امام این بود که منطقه فتح المبین و آبادان را خدا آزاد نکرد؟ آیا یعنی اینکه خود خدا آمد و آزاد کرد؟ و ...
همهگی ما امام را میشناسیم. او مجتهدی جامع و مفسر و فیلسوفی عارف بود. او هرگز دروغ نگفت و هرگز اغراق نکرد. حتی در خاطرات امام هست که او وقتی نامهای را برای رزمندگان به صدا و سیما فرستاده بود، آن را از نیمهی راه برگرداند تا لفظ «من هر شب به شما دعا میکنم.» را به «من بیشتر شبها به شما دعا میکنم.» تغییر بدهد. او هرگز کلامی اغراقآمیز بهکار نمیبرد حتی اگر دیگران آن را اغراقآمیز میدانستند.
خرمشهر را خدا آزاد کرد.
برای شناخت این جمله باید با برخی از حقایق و واقعیات «عملیات بیت المقدس» آشنا شویم که اگر چه نمیتوان کامل اما میتوان اندکی از آن را شناخت. (+ درباره عملیات بیت المقدس)
بیت المقدس از نظر وسعت آزادسازی سرزمین بعد از عملیات فتح المبین در رتبه اول قرار دارد. این عملیات که در سه مرحله انجام شد، در سوم خرداد 61 منجر به آزادی خرمشهر شد.
مهم این بود که تقریبا هیچ «عقلی» نمیتوانست بپذیرد که خرمشهر آزاد شدنی است زیرا امریکا در آن زمان بعد از پیروزی فتح المبین فهمیده بود که صدام کسی نیست که بتواند در مقابل سیل اراده رزمندگان ایران اسلامی بایستد. تا فتح المبین ما فقط با عراق میجنگیدیم از فتح المبین به بعد جنگ ما بین المللی شد. کمکهای امریکا و شوروی و اروپا و حتا امریکای لاتین سرازیر شد.
مسئلهی دیگر پیچیدهگی عملیات بود. عملیاتی عظیم با عبور از رودخانه، عبور از موانع پیچیده و مقابله با ماشین جنگی تقویت شده دشمن آن هم به فاصلهی کوتاهی (نزدیک 3 ماه) از عملیات فتح المبین اینها همه دلایلی بود که امیدواری به فتح خرمشهر را نزدیک میکاست.
اما واقعیتی دیگر هم بود. در آن زمان واقعا کسی به نتیجه فکر نمیکرد. بد نیست که از رزمندهگان قدیمی بپرسید که واقعا برای چه میجنگیدند و کشته میشدند؟ آیا هرگز فکر میکردند که به خرمشهر نخواهند رسید و این تلاش بیهوده است؟ آیا هرگز جان خود را برای خرمشهر به خطر میانداختند؟
هرگز! همهی رزمندگان و فرماندهان در آن زمان فقط به یک چیز میاندیشیدند: «انجام تکلیف». این انجام تکلیف بود که به آنان میگفت اکنون باید برای آزادی خرمشهر عملیات کنیم. شکی نیست که اگر عملیات شکست هم میخورد در درستی راه تردیدی حاصل نمیشد. موتور محرک رزمندگان افکاری بود که امام آموزش میداد: اسلام و فتح ارزشهای اسلامی. مقاومت در برابر کفر و شرک. تلاش برای نابودی الحاد و کفر و مبارزه با مظاهر ظلم و تجاوز. این آموزهها بود که ایران را از حضیض ذلت به عزیز عزت نشاند. فتح خرمشهر به خودی خود ارزشی نداشت بلکه ارزشها و تفکری که توانست محاسبات مادی را در هم بشکند و آن را آزاد کند، مهم است.
فتح خرمشهر نقطهی عطفی در هویت و شخصیت ایران اسلامی بود. روزهایی تاریخ ساز و آینده ساز که به دید تنگ نظران فتح خاک بود و اگر بنا بود فتح خاک باشد پس چرا نتوانستیم خاک فاو را حفظ کنیم؟ اگر فتح خاک بود پس چرا در پایان جنگ شکستهای مهلک را یکی پس از دیگری دریافت کردیم؟ چون مغزهایمان مادی شد. چون انجام تکلیف الهی و توکل به ذات مقدس سبحان، از محاسباتمان خارج شد. این سنت الهی را هزاران بار آزمودیم و دیدیم که درست است ولی باز امروز فراموش میکنیم. باز هم از پایداری و مقاومت در پروندهی هستهای برای انجام تکلیف (یعنی ایستادهگی در مقابل جهان کفر و ظلم) میترسیم. چرا؟ چون منافع مادیمان اجازه نمیدهد که تکلیف الهی فکر کنیم. چون فراموش کردیم که اگر در راه خدا مجاهده کنیم خداوند ارمغانهای والای آسمانی بر ما فرو خواهد فرستاد که کوچکترینش فتح خرمشهر است. عزت ایران اسلامی کجا و یک شهر کوچک کجا؟
بهترین درسی که میتوان از فتح خرمشهر گرفت، اتکال به خدا و وارد کردن متغیر اصلی در معادلات است و آن خدا است.
لااقل اگر به همه چیز جز خدا «لا» نمیگوییم، گاهی خدا را هم در محاسباتمان وارد کنیم.
روح همهی شهدای موحدی که در عملیات بیت المقدس به فرمان نایب امام خود لبیک گفتند و جهت فتح ارزشهای انسانی مجاهدت کردند و انسانیت و شرف را به ملت ایران هدیه دادند و به ما راه را نشان دادند شاد باد.
به نظر بنده ارزش شهدای عملیات بیت المقدس بیش از پیروزی ظاهری است که در آن کسب شد. روحتان شاد و راهتان هرگز بی رهرو نباد.
شهادت هنر مردان خداست .