فضیلت میهمانی دادن
فضیلت میهمانی دادن
یكی از صفات بسیار پسندیده - كه اگر در هر فرد وجود داشته باشد، فضیلتی بزرگ محسوب میشود - مهمانداری و مهماندوستی است.
تمامی پیامبران به این صفت زیبا و پسندیده آراسته بودند و یكی از صفات بارز آنان مهماندوستی بود. ما هیچ پیامبری را سراغ نداریم كه از مهمان روگردان بوده باشد.
بعضی از پیامبران اگر شب در منزل مهمان نداشتند، لب به غذا نمیزدند و گرسنه میخوابیدند!

میزبانی حضرت ابراهیم علیه السلام
حضرت ابراهیم علیه السلام یكی از پیامبران عظیمالشان بود كه هیچ وقت بدون مهمان غذا نمیخورد و لب به غذا نمیزد. از قضا روزی مهمان برای آن حضرت نرسید و او گرسنه بود. از خانه به جستوجوی مهمان بیرون آمد. دید در صحرا جماعتی در حال سفرند.
حضرت ابراهیم علیه السلام خود را به آنها كه پانزده نفر بودند، رساند و آنها را به مهمانی دعوت كرد.
آنها گفتند: ما گروهی كارگر بیچاره هستیم. هر یك از ما اطفال و عیال زیادی داریم. اگر خود مهمان شویم، اهل و عیال ما گرسنه خواهند ماند.
حضرت ابراهیم فرمود: اجرت عملگی شما را نیز خواهم داد. به هر حال آنها را راضی كرد و به خانه آورد و مهمان نمود.
وقتی كارگران در ضیافت شركت كردند و اجرت هم گرفتند، با خود گفتند: حقیقتا دین ابراهیم بر حق است؛ زیرا مهمان میكند و اجرت هم میپردازد.
در همان ساعت نزد حضرت ابراهیم ایمان آوردند و به سوی خانواده خود برگشتند.(1)
تمامی مؤمنان وظیفه دارند در حد توان، دیگران را به مهمانی دعوت كنند و اگر كسی آنها را به مهمانی دعوت كرد، بپذیرند؛ هر چند مسافت دور باشد و مشقت داشته باشد.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله میفرماید: به حاضران و غائبان امتم وصیت میكنم: دعوت برادر مسلمان خود را اجابت كنند؛ حتی اگر مسافت آن پنج میل باشد، چون این عمل جزء ایمان شما است.(2)
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید: یكی از حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است كه دعوت او را اجابت كند.(3)
نپذیرفتن دعوت برادر مؤمن، ظلم و پایمال كردن حق او است، در حالی كه ادای حقوق برادر مؤمن واجب است و انسان فردای قیامت باید جوابگو باشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: اگر شخصی برادر دینیاش را به غذایی دعوت كند و او نپذیرد، در حق او ظلم كرده است.(4)
وقتی كسی رسول گرامی اسلام را به مهمانی دعوت میكرد، میپذیرفت و به مهمانی میرفت؛ حتی اگر میزبان او غیرمسلمان بود، و از این راه مردم را ارشاد میكرد و به دین اسلام دعوت میفرمود.
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مشركان شخصی به نام «عقبه» بود. وی مردی سخی و بلند نظر بود. هر وقت از سفر برمیگشت، سفره مفصلی ترتیب میداد و دوستان و بستگانش را به مهمانی دعوت میكرد. در همان حال كه در صف مشركان بود، دوست داشت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را مهمان كند.
او در مراجعت از یكی از مسافرتهایش، سفره گستردهای ترتیب داد و جمعی از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله را دعوت كرد.
دعوت شدگان به خانه او آمدند و كنار سفره غذا نشستند. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز وارد شد و كنار سفره نشست، ولی دست به غذا نزد.
عقبه از حضرت پرسید: چرا غذا میل نمیفرمایید؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من از غذای تو نمیخورم، مگر این كه به یكتایی خداوند و رسالت من گواهی دهی!
«عقبه» چون خیلی به آن حضرت علاقه داشت و نمیخواست كسی گرسنه از كنار سفره او برخیزد، به یكتایی خداوند عزوجل و رسالت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله گواهی داد و به این ترتیب اسلام را قبول كرد. اما متاسفانه به خاطر همنشین بد، از دین اسلام برگشت و مرتد شد و در جنگ احد به هلاكت رسید.(5)
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: اگر مؤمنی مرا به [خوردن] شانه گوسفندی دعوت كند، دعوت او را اجابت میكنم، چون این عمل جزو ایمان است.(6)
شهادت هنر مردان خداست .