کجایند  آن مردان بی ادعا .........                        

یادمان نرفته که جنگ بود...

وقتی همه آب ها از آسیاب افتاد، عده ای در مهر آباد از هواپیما پیاده شدند چمدان بعضی هاشان پر بود از پول و کارت اعتباری و داخل سامسونت برخی دیگر پر بود از پرونده های تحصیلی و مدارک تخصصی. آن هایی که وجودشان را برای مملکت از شر این جنگ خانمان سوز حفظ کرده بودند! بعد از چند روز استراحت خیلی روشنفکرانه پرسیدند:(چرا جنگیدید؟)

 و بعضی ها که صدایشان بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی در نمی آمد و بعضی دیگر که کس و کارشان را از دست داده بودند و آهسته گفتند : ((ما نجنگیدیم ، دفاع کردیم))

شما تشریف نداشتید ، یک عده آمده بودند خرمشهر و بهنام محمدی سیزده ساله سعی کرد آن ها را بیرون کند ، اما نشد. غیرتش تحمل ماندن نداشت و رفت.

شما تشریف نداشتید ، سوسنگرد را که گرفتند چه بلا ها که بر سر زنان و دختران و کودکان بی گناه آوردند.

شما تشریف نداشتید شهرها را که بمباران می کردند. بچه های کوچک زیر آوار میماندند.

شما که تشریف نداشتید ما نمیجنگیدیم ، دفاع میکردیم ................................................


شهید حسین خرازی


سر لشکر شهید حاج حسین خرازی


یا علی جان مقتدای من تویی ............


یا علی جان مقتدای من تویی......

کجایند آن مردان بی ادعا!!!!!!!!

کجایند شب زنده داران یار !!!!!!!!!!!!!!!!

           کجایند رزم آفرینان عاشق ....                        یادشان گرامی